Forwarded from ژاژخا
مصدع اوقات
خارج کجاست بچهها؟ افغانستان؟ یا ترکمنستان یا پاکستان؟ فکر کنم متوجه نیستید که تو چاه فاضلابی به نام خاورمیانه زندگی میکنیم.
شاید بگید حالا چرا یه شوخی رو جدی میگیری؟ که باید بگم چون پاچه برای گرفتن کم آوردم متاسفانه.
حق دادن به آدمها به خاطر قیافهشون، و گفتنِ جملهی «چون خوشگلی حق با توئه» رو خیلی دوست دارم. چون جور دیگهای نمیتونم منظورم رو برسونم؛ منظورم هم اینه که متاسفانه انقدر خنگ و عقبمونده هستی که قطعا از این عقلی که تو داری استدلالهای قانعکننده در نمیاد و دارم به خاطر ظاهرت تحملت میکنم.
بعدش هم خوشحال از اینکه بهشون گفتی خوشگل قانع میشن میرن و مهر تاییدی میزنن بر خنگ بودن.
بعدش هم خوشحال از اینکه بهشون گفتی خوشگل قانع میشن میرن و مهر تاییدی میزنن بر خنگ بودن.
Lonley Day
System of a Down
حوصله ندارم خایهمالیشو کنم لابد قشنگه که دارم میذارم تو چنل دیگه
Forwarded from هرزعلف
ارتباطم با آدمها مثل غذا خوردنم شده، هیچ لذتی نمیبرم، فقط برای بقا و زنده موندن باهاشون حرف میزنم. از خودم بدم میاد که کارم به «تحمل کردن» کشیده شده، از خودم بدم میاد که «مجبورم» تحمل کنم.
حالا که این توییت رو دیدم لازم دیدم تحلیلهای بینظیرم رو شروع کنم.
به نظرم گنگبوک (نقش اصلی) خیلی اورریتد بود و اگه زنده و قدرتمند بود به خاطر لطفهایی بود که یومجانگ بهش کرده بود. (از جمله چند بار نجات دادن جونش و یاد دادن مهارتهای رزمی). هیچکس هم کنار این یومجانگ بیچاره نبود و هر کی از راه رسید بهش خیانت کرد. اون دخترهی یبس هم به جای اینکه کنارش باشه فقط بلاتکلیفش گذاشته بود، در حالی که یومجانگ هم باهوشتر و هم قدرتمندتر بود و فقط بدشانسی میاورد. اون بانو جیمی کسکش هم واقعا باکلاس، خوشلباس و fashion icon بچگیام بود. جزئیات این سریال رو یادم نمیاد متاسفانه.
به نظرم گنگبوک (نقش اصلی) خیلی اورریتد بود و اگه زنده و قدرتمند بود به خاطر لطفهایی بود که یومجانگ بهش کرده بود. (از جمله چند بار نجات دادن جونش و یاد دادن مهارتهای رزمی). هیچکس هم کنار این یومجانگ بیچاره نبود و هر کی از راه رسید بهش خیانت کرد. اون دخترهی یبس هم به جای اینکه کنارش باشه فقط بلاتکلیفش گذاشته بود، در حالی که یومجانگ هم باهوشتر و هم قدرتمندتر بود و فقط بدشانسی میاورد. اون بانو جیمی کسکش هم واقعا باکلاس، خوشلباس و fashion icon بچگیام بود. جزئیات این سریال رو یادم نمیاد متاسفانه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش صادقانهی زنهای مسلمون وقتی بهشون میگی تو اسلام زن و مرد برابر نیستن:
رفتم جلو آینه ایستادم، اسلحهم رو در آوردم، یه نگاه به آینه انداختم و گفتم you talkin' to me؟ آینه گفت ببین درک میکنم حالت خوب نیست ولی تراویس بیکل شمشیر پلاستیکی با برچسب هلو کیتی نداشت
خب بچهها دیگه تا اومدن نتایج کنکور چیزی نمونده و اگه کسی خواست انتخاب رشته کنه یا سوالی تو این زمینه داشت رتبهش رو به من نفرسته تا براش انجام ندم کیرمم نیست که کنکورتون رو چطوری دادید کسکشا کیرم تو کنکور و انتخاب رشته بره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خب آخه تو موزیکویدیوش هم همه داشتن کنار اقیانوس کیک میخوردن😭😭😭
امروز حین اورثینکهای بیمقدارم متوجه شدم چند بار در زندگیم بابت تصمیمات درستی که گرفتم خودم رو سرزنش کردم، گریه و زاری کردم، حالم بد شد و از غذا خوردن افتادم، فقط چون دوست نداشتم ببینم آدمها به خاطر تصمیماتی که من میگیرم اذیت و ناراحت میشن. دلم برای خودم میسوزه که زودتر این رو نفهمیدم.
دلم برای چی تو تنگ میشه جدی؟ چه چیز دلتنگ کنندهای درباره تو وجود داره؟ کدام عقل سلیمی برای فردی مثل تو دلتنگی میکنه؟ اصلا چطور ممکنه من انقدر کم آدمی رو ببینم و باز دلم براش تنگ شه، در حالی که درحالت عادی اگر بیش از سه ماه کسی رو نبینم حتی قیافش هم یادم میره؟ این چه بخشی از مغز منه که درباره تو فعاله؟ این چه غده سرطانیایه که تو در کله من پرورش دادی؟ اصلا چطور ممکنه همچین چیزی؟ خدایا خداوندا کمک. هلپ.
مادر پریود هم گاییدم ضمنا. اه. خون از کس بچه از کس کیر در کس. دیگه یه سوراخ مگه قراره چقدر پتانسیل ورود و خروج داشته باشه؟ چرا کسی به کون پسرها کاری نداره؟ اونم سوراخه دیگه خدایا. تو خالقی بیناموسی چی هستی؟
بنده واقعا منطق فنهای بریکینگ بد رو متوجه نمیشم. واقعا نمیفهمم که چطور به این نتایجی که درباره کاراکترها گرفتن رسیدن و اصلا چطور ممکنه چنین منطق و احساساتی درباره این کاراکترها داشت.
بچهها اسکایلر وایت اصلا کاراکتر منفی یا نفرت انگیزی نبود؛ درواقع در جهان برکینگ بد که شدیدا منطقی و رئاله تازه بنظرم حتی زیادی هم با یک فرد کچل مواد فروش آدم کش سرطانی کنار اومد و هر کس جای اون بود حتی خیلی بدتر هم رفتار میکرد.
والتر وایت هرگز و در هیچ جایی از سریال تبدیل به آدم خدا و خفن و خیلی ترسناکی نشد و حتی دیالوگ معروف "i am the danger" هم تماما یک گنده گوزی ترحم انگیز بود. حتی اونجایی که گفت Say my name هم هیچ گوه خاصی نبود و از لحاظ تکنیکی مثل خر توی گل گیر کرده بود. بهترین جملهها و توصیفهارو هم مایک دربارش داشت وقتی دیسش میکرد.
جسی به شدت فرد رو مخ، مادرجنده، معتاد، بیمسئولیت و جنده توجهی بود و بنده متوجه نمیشم که چرا به جای اسکایلر بدبخت به اون هیت نمیدید. جسی تنها کسی بود که همیشه بیدلیل تمام پلنهای هایزنبرگ رو با گوه یکی میکرد و هر کاری هم مرده براش میکرد مثل سگ طلبکار بود و تازه با هر کس میشد هم بهش خیانت کرد. از پلیس گرفته تا آدمهای گاس و الی آخر. به عنوان یک خلافکار هم خایه انجام هیچ کاری رو نداشت. یک شلیک کافی بود که تا آخر فصل گریه کنه و مواد بکشه و حال آدم رو به هم بزنه.
از خود جسی بدتر؟ زید جسی. یک معتاد فرصت طلب که فقط و فقط بخاطر پول با پسره بود و هیچ چیز کیوتی هم درباره رابطهشون وجود نداشت.(مگر اینکه اجتماع معتادان تزریقی بنظرتون چیز کیوتی باشه که اون بحث دیگریه.)
حالا اگر نمیخواید این نظرات رو بپیذیرید هم نپذیرید. اهمیتی نداره و این صرفا یک سریاله که هر کس ممکنه برداشتهای خودش رو ازش داشته باشه. تنها چیزی که اهمیت داره اینه که همه ما میدونیم قهرمان اصلی داستان کیه. میدونیم اون چه کسیه که هایزنبرگ بدون اون نمیتونست حتی شورتش هم روی کونش نگه داره. اون فرد به حق لیاقت هر کردیتی که بهش داده میشه رو داره و محبوب تمامی قلبهاست. اگر هنوز متوجه نشدی دارم درباره چه کسی صحبت میکنم، پس بهتره با ساول تماس بگیری.😉
بچهها اسکایلر وایت اصلا کاراکتر منفی یا نفرت انگیزی نبود؛ درواقع در جهان برکینگ بد که شدیدا منطقی و رئاله تازه بنظرم حتی زیادی هم با یک فرد کچل مواد فروش آدم کش سرطانی کنار اومد و هر کس جای اون بود حتی خیلی بدتر هم رفتار میکرد.
والتر وایت هرگز و در هیچ جایی از سریال تبدیل به آدم خدا و خفن و خیلی ترسناکی نشد و حتی دیالوگ معروف "i am the danger" هم تماما یک گنده گوزی ترحم انگیز بود. حتی اونجایی که گفت Say my name هم هیچ گوه خاصی نبود و از لحاظ تکنیکی مثل خر توی گل گیر کرده بود. بهترین جملهها و توصیفهارو هم مایک دربارش داشت وقتی دیسش میکرد.
جسی به شدت فرد رو مخ، مادرجنده، معتاد، بیمسئولیت و جنده توجهی بود و بنده متوجه نمیشم که چرا به جای اسکایلر بدبخت به اون هیت نمیدید. جسی تنها کسی بود که همیشه بیدلیل تمام پلنهای هایزنبرگ رو با گوه یکی میکرد و هر کاری هم مرده براش میکرد مثل سگ طلبکار بود و تازه با هر کس میشد هم بهش خیانت کرد. از پلیس گرفته تا آدمهای گاس و الی آخر. به عنوان یک خلافکار هم خایه انجام هیچ کاری رو نداشت. یک شلیک کافی بود که تا آخر فصل گریه کنه و مواد بکشه و حال آدم رو به هم بزنه.
از خود جسی بدتر؟ زید جسی. یک معتاد فرصت طلب که فقط و فقط بخاطر پول با پسره بود و هیچ چیز کیوتی هم درباره رابطهشون وجود نداشت.(مگر اینکه اجتماع معتادان تزریقی بنظرتون چیز کیوتی باشه که اون بحث دیگریه.)
حالا اگر نمیخواید این نظرات رو بپیذیرید هم نپذیرید. اهمیتی نداره و این صرفا یک سریاله که هر کس ممکنه برداشتهای خودش رو ازش داشته باشه. تنها چیزی که اهمیت داره اینه که همه ما میدونیم قهرمان اصلی داستان کیه. میدونیم اون چه کسیه که هایزنبرگ بدون اون نمیتونست حتی شورتش هم روی کونش نگه داره. اون فرد به حق لیاقت هر کردیتی که بهش داده میشه رو داره و محبوب تمامی قلبهاست. اگر هنوز متوجه نشدی دارم درباره چه کسی صحبت میکنم، پس بهتره با ساول تماس بگیری.😉