Forwarded from ژاژخا
چیزی که در مورد این اداییبازیها تو ادبیات آدمها میبینم، اینه که صرفا حین نوشتن تو فضای مجازی ازشون استفاده میکنن و تو گفتار و کلامشون شما هیچوقت این کلمات رو نمیشنوی. به من هم ربطی نداره ولی مجبورید مگه؟
بچهها جدی چطور میتونید برداشتتون از حسی که به کسی دارید رو انقدر راحت "عشق" تلقی کنید؟ بنده خودم ۶ سال تمامه تمامی عوارض و علائم عشق و محبت و عاطفه و غش و ضعف درونی رو نسبت به فردی دارم ولی همچنان معتقدم که پنجاه تا هفتاد درصد علاقم ممکنه صرفا از حشریت باشه. بعد شماها، نمیدونم. یا خیلی خایه دارید که انقدر راحت حقیقت لخم رو به صورت خودتون میکوبید؛ یا خیلی کسخلید که هر حسی رو انقدر جدی میگیرید. در هر صورت نمیتوانمتان عزیزان. شما در مخیله من نمیگنجید.
احتمالا ما شمالیها دوزیست هستیم و اطلاع نداریم. دووم آوردن توی این رطوبت با چیزی غیر از آبشش ممکن نیست.
نهنگی دید پایانش را ولی دل را به ساحل زد
من از پایان خود آگاهم اما کس عمت.
من از پایان خود آگاهم اما کس عمت.
Forwarded from SUT Twitter
نزدیک اعلام نتایجه، نصیحت کنم جوونا رو.
ببینین اکثر اونایی که میگن دانشگاه مهم نیست، دانشگاه خوبی قبول نشدن! گول این جمله رو نخورین.
دانشگاه یا بهتر بگم کامیونیتی که انتخاب میکنین اهمیتش از رشته بیشتر نباشه، کمتر نیست.
* سه شنبه با تغییر *
@sut_tw
ببینین اکثر اونایی که میگن دانشگاه مهم نیست، دانشگاه خوبی قبول نشدن! گول این جمله رو نخورین.
دانشگاه یا بهتر بگم کامیونیتی که انتخاب میکنین اهمیتش از رشته بیشتر نباشه، کمتر نیست.
* سه شنبه با تغییر *
@sut_tw
SUT Twitter
نزدیک اعلام نتایجه، نصیحت کنم جوونا رو. ببینین اکثر اونایی که میگن دانشگاه مهم نیست، دانشگاه خوبی قبول نشدن! گول این جمله رو نخورین. دانشگاه یا بهتر بگم کامیونیتی که انتخاب میکنین اهمیتش از رشته بیشتر نباشه، کمتر نیست. * سه شنبه با تغییر * @sut_tw
بچهها واقعا مهمه که شما با چه افرادی همکلاس میشید، توی چه جوی قرار میگیرید و دغدغهی اون جوی که توش هستید چیه. یه جا جو پیشرفت، یاد گرفتن و مهاجرته، یه جا فقط نمره گرفتن از استاد و پاس کردن(اون هم فقط بین چندتا درسخون کلاس). دیگه خودتون بهتر میدونید که معاشرت با آدمها، چقدر رو آیندهی آدم تاثیر داره.
از صدای سعید آسایش مشخصه که تنها شخصی که به آسایش حقیقی رسیده خودشه. وگرنه چرا آدم باید انقدر آروم و خونسرد اشاره کنه که عشق اون دروغ بود دیگه؟
دوستان حالا درسته که میگرن ندارید ولی جدی همینجوری هم چطور ممکنه همش نور صفحه گوشیتون زیاد باشه؟ یا بتونید ده دوازده ساعت بیوقفه بشینید پشت سیستم؟ یا همش از عطرهای تند و ماندگار اون هم به مقدار زیاد استفاده کنید؟ یا تو فضای بسته قلیون و سیگار بکشید؟ واقعا هیچ جاتون درد نمیگیره با انجام این کارها؟ هیچ احساس بدی در هیچ قسمتی از سر و کله و چشمتون به وجود نمیاد؟ برای واقعی از چی ساخته شدید شما؟ چطور ممکن هستید؟
غم بهم اجازهی نفس کشیدن درست نمیده. فقط در حدی که زنده بمونم و به زندگی رقتانگیزم ادامه بدم. نه بیشتر.
Bekhod Residan
Dariush
چقدر زیبا میگی داریوش.
«حادثهی یکی شدن
حادثهای ساده نبود»
«همیشگیترینِ من
لالهی نازنین من
به جز رنگ تو، دگر سحر نشود».
«حادثهی یکی شدن
حادثهای ساده نبود»
«همیشگیترینِ من
لالهی نازنین من
به جز رنگ تو، دگر سحر نشود».
گشنمه ولی اشتها ندارم، خوابم میاد ولی خواب ندارم، دلم میخواد آدم باشم ولی مغز ندارم.
مصدع اوقات
Siavash Ghomayshi – To Baroon Keh Rafty
بس کن دیگه سیاوش. تمومش کن.
بنده واقعا آدم انتقاد پذیری نیستم و حس میکنم نیاز دارم به جای تلاش برای حل کردنش صرفا بپذیدمش. چون واقعا هر بار میام مدتی درب انتقاد و نظر دادن درباره خودم رو به روی بقیه باز بذارم تهش با فروپاشی روانی مواجه میشم. آقا زوری نیست که. من همینم که هستم و تا نظر نخواستم تو گوه خوردی که نظر میدی. اصلا از فردا برنامه فقط گاییدن مادر هر فردیه که درباره من نظری بده. روان بگا رفته خودمون کمه این کسکشا هم هی اینجات اونطوری شده اونجات اینطوری شده اینکارو نکن اونکارو بکن. بیا برو کیرم تو قیافه و اخلاق و سبک زندگی و اخلاقیات و منطقت. مادرخراب.
بهترین خواب اونیه که شب قبلش از گریه سردرد شدی و خوابت برده و حالا که بیدار شدی نمیتونی چشمات رو درست باز کنی چون باد کردن👍