Forwarded from همه به جز سعدی
هزار جامهی پرهیز دوختیم و هنوز
نظر زِ روی تو بردوختن میسّر نیست
.:اوحدی:.
نظر زِ روی تو بردوختن میسّر نیست
.:اوحدی:.
به عنوان کسی که با قاشق و چنگال سلف دانشگاه غذا میخوره دیگه زیادی عمر کردم. بسه.
I Need A Doctor (Ft Eminem & Skylar Grey)
Dr Dre
All I know is, you came to me when I was at my lowest.
You picked me up, breathed new life in me, I owe my life to you.
You picked me up, breathed new life in me, I owe my life to you.
تقریبا مطمئنم که ۹۰ درصد بگاییهایی که دارم میدم از روی بیکاری، علافی و حوصلهسررفتنه وگرنه آدمی که کار و زندگی داشته باشه عین آدم زندگی میکنه و تصمیم میگیره.
به ولای علی قسم که این مغز برای پردازش فلسفه طراحی نشده. به دست بریده ابلفضل که طراحی نشده. اصلا درش چیزی تحت این عنوان تعریف هم نشده. ازش بکشید بیرون مادرخرابها. آلت خود را خارج کنید. آخه چند واحد فسلفه؟ تا کی فلسفه؟ چقدر فلسفه؟ ای من مادر فیلسوف و فلسفه و تک تک فلاسفه شرقی و غربی و مرکزی و اقیانوس آرام و دریای سرخ رو گاییدم.
الان فقط یه اسپینآف از جومونگ که در مورد به قدرت رسیدن امپراطور گوموآ، دوستیش با هموسو و بلند کردن زن هموسو باشه آرومم میکنه
سریال نرم، دلپذیر، شیرین و دوست داشتنی تد لاسو برای همیشه به پایان رسید و جان؟ نه گریه چیه؟ دارم پیاز خورد میکنم.
Forwarded from Of course it's a meme channel (Benyamin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچهها مردم دیگه واقعا بیحیا و پررو شدن. امروز به یه دختره گفتم خانوم شالت کو؟ حتما میخوای زنگ بزنم گشت بیاد؟ ما این همه شهید ندادیم که شما هرزهها اینجوری بیاید بیرون. میدونید در جوابم چی گفت؟ گفت «به تو ربطی نداره». پشمام. شما این پررویی رو باورتون میشه؟
Forwarded from مصدع اوقات (Sogand🐈)
در طول ترم لای جزوههایتان را باز کنید تا شب امتحان آنها لای شما را باز نکنند.
مصدع اوقات
در طول ترم لای جزوههایتان را باز کنید تا شب امتحان آنها لای شما را باز نکنند.
یه سری پست هست اونها رو آخر هر ترم فوروارد میکنم تا یادم بمونه این ترم هم هزارتا کون وارونه دادم ولی تا آخرین لحظه درس نخوندم🤡
Forwarded from آدرنالین (Adrnalin)
با خورشید سخن گفتم، با باد نیز و همچنین ماه، ستارهها، کوهها، صحرا، سنگها، پرندگان، خزندگان، درختان، اتمها. با خیلیها سخن گفتم و خاطرههای آنان را شنیدم و همهی آنها یک خاطرهی مشترک از مردی داشتند که به آنها پیشنهاد ازدواج داده بود، رسول الله را میگفتند. سبحان الله.