Forwarded from مصدع اوقات (- Sogand)
حس میکنم دیگه هیچوقت قرار نیست خوش بگذره
درسته که هرروز داریم بدبختتر میشیم اما حداقل داره بهار میشه و میتونیم تو هوای خوب و مهربون به بدبختتر شدنمون برسیم
کمتر کانسپتی در جهان هستی وجود داره که من بیشتر از فلسفه ازش تنفر داشته باشم. خدایا خداوندا مگه میشه آخه انقدررررر کسشر و حوصله سر برررر و بیهودههههه؟ وااااااآااای.
دارم بدترین روزهای زندگیم رو میگذرونم و تنها امیدم موقع هر صبح بیدار شدن اینه که یه جوری بمیرم و به شب نرسم، چون خایهی خودکشی رو ندارم. نمیدونم مثلا تصادفی سکتهای چیزی، ولی هر روز کیر میشم و تکرار بعد از تکرار.
اون ویدئویی که چندتا دختر یه دختر دیگه رو به خاطر یه پسر میزنن دیدم و واقعا برای جامعهمون متاسف شدم. واقعا این چه کاریه؟ باز اگه به خاطر یه دختر بود یه چیزی
خدایا دلیل نمیشه چون خودت احد و صمد و لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد هستی و در کمال بیچارگی هیچکسی رو نداری کیر کنی توی زندگی ما.
Forwarded from مه موس تاش (Mhdyr)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من وقتی میخوام راجع به ترکا جوک بگم:
Forwarded from مصدع اوقات (-Sogand🐱)
تا به حال شده وقتی در اوج چسناله و غم هستی یهو یه اتفاقی بیفته که غم از یادت بره؟ درسته برا منم نشده
این واقعا یکی از بهترین دیالوگهایی بود که دیدم. (نمیدونم از کدوم فیلم).
زندگیم عین هندزفری میمونه. من گره نزدمش ولی خودم به تنهایی باید گرههای احمقانهش رو باز کنم. شاید بگید چطوری باز میکنم؟ باید بگم به راحتی؛ اصلا بازشون نمیکنم و با گرههای زیاد ادامه میدم تا بالاخره پاره بشه.