مصدع اوقات
اینکه امپراطور گوموآ به خاطر جومونگ به تسو احساس ناکافی بودن داده و باعث مشکلات روانی تسو شده خیلی جالبه فکر کن تسو ددیایشوز داره
یونگپوی طفلک هم که کلا از سمت کسی توجه ندیده. الهی بمیرم برات سبز بیخاصیت💔
مصدع اوقات
اینکه امپراطور گوموآ به خاطر جومونگ به تسو احساس ناکافی بودن داده و باعث مشکلات روانی تسو شده خیلی جالبه فکر کن تسو ددیایشوز داره
تازه به مادرش هم به خاطر یوها همین احساس رو داده. درواقع مادر تسو هم شوهرایشوز داره که انقدر ضحاکه. واقعا قلب آدم میشکنه💔 گوموآی لعنتی
من برخلاف شما عوام پولام رو به کس گاو نمیزنم. میدونید چرا؟ چون اصلا پول ندارم.
من به نظافت اتاقم بیتوجه نیستم مامان، نظافت اتاقم به من بیتوجهه. یه شخصی اتاقش کثیفه چون مدتیه موهایی که ریخته کف اتاق رو جارو نزده؛ تو فکر میکنی که اون شخص منم؟ نه. من اون شخصیم که همزمان با جارو زدنش موهاش داره میریزه روی زمین و اتاقش رو کثیف میکنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتخاب واحد با استادهای مختلف:
Forwarded from SUT Twitter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون قسمتي كه ميگه "لِت مي تِل يو سامتينگ" چند وقته معروف شده و ملت تو اينستا و تيكتاك ازش استفاده ميكنن
امروز ويدئو اصلي رو ديدم و طرف ايرانيه.
حماسه اي ديگر 😬
➖amirreza➖
@sut_tw
امروز ويدئو اصلي رو ديدم و طرف ايرانيه.
حماسه اي ديگر 😬
➖amirreza➖
@sut_tw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیکاپریو، وقتی دوستدخترش ۲۵ سالش میشه:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من در کودکی، وقتی بابام وسط دوچرخه سواری یاد دادن بهم کلافه میشد و یهو پشتم رو ول میکرد:
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرک القیامه
(همانا روزگار را در دوری و فراق تو مانند قیامت دیدم)
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی هٰذا لَنا العلامه
(آیا اشکهای چشمانم علامتی برای این هجران نیست؟)
هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
مَن جَرَّبَ المُجَرِّب حَلَّت به الندامه
(هر آنکسی که آزموده ها را بیازماید، پشیمانی به او خواهد رسید)
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بُعدها عذابٌ فی قُربها السلامه
(در دوری او رنج و عذاب است و در نزدیکی او، سلامت و ایمنی)
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
و اللهُ ما رَأینا حُباً بِلا ملامه
(بخدا سوگند که ما عشقی بدون سرزنش ندیدیم)
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوق مِنهُ کأساً مِن الکرامه
(آنگاه که حافظ به بهای جان شیرین خود، خواهان جام شراب شد منظورش این بود که ساغری از کرامت عشق را بچشد)
《غزلیات حافظ》
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرک القیامه
(همانا روزگار را در دوری و فراق تو مانند قیامت دیدم)
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی هٰذا لَنا العلامه
(آیا اشکهای چشمانم علامتی برای این هجران نیست؟)
هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
مَن جَرَّبَ المُجَرِّب حَلَّت به الندامه
(هر آنکسی که آزموده ها را بیازماید، پشیمانی به او خواهد رسید)
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بُعدها عذابٌ فی قُربها السلامه
(در دوری او رنج و عذاب است و در نزدیکی او، سلامت و ایمنی)
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
و اللهُ ما رَأینا حُباً بِلا ملامه
(بخدا سوگند که ما عشقی بدون سرزنش ندیدیم)
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوق مِنهُ کأساً مِن الکرامه
(آنگاه که حافظ به بهای جان شیرین خود، خواهان جام شراب شد منظورش این بود که ساغری از کرامت عشق را بچشد)
《غزلیات حافظ》
الان داشت یه قسمتی از پلنگ صورتی رو نشون میداد که توش مثلا داشت تلاش میکرد با دنبال کردن یک دستور گویا پیتزا درست کنه. خلاصه همه مرحلههارو میگذرونه و میرسه به تهش که یارو میگه حالا میتونید هر چیزی که خودتون خیلی دوست دارید روی پیتزاتون بذارید؛ اونم برمیداره یه اسلایس پیتزا که از قبل داشت رو میذاره رو پیتزاش=)))))) موفقیت در توصیف میزان علاقه: ۱۰۰/۱۰۰
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
#رشتو
لحظه تاریخی در #نقاشی "ایوان مخوف" اثر ایلیا رپین
سال ۱۵۸۱ ایوان چهارم (ایوان مخوف)، در جریان مشاجرهای با پسرش تزارویچ، به علت خشونت ایوان علیه عروس خود که منجر به سقط جنین شده بود، با ضربه عصا پسر خردمند خود را کشته و با پشیمانی او را در حال احتضار به آغوش کشیده است...ادامه مطلب
_بیداد_
@uttweet
لحظه تاریخی در #نقاشی "ایوان مخوف" اثر ایلیا رپین
سال ۱۵۸۱ ایوان چهارم (ایوان مخوف)، در جریان مشاجرهای با پسرش تزارویچ، به علت خشونت ایوان علیه عروس خود که منجر به سقط جنین شده بود، با ضربه عصا پسر خردمند خود را کشته و با پشیمانی او را در حال احتضار به آغوش کشیده است...ادامه مطلب
_بیداد_
@uttweet