بین نگاه هیزی که مور مورت کنه و دلت بخواد تف کنی توی صورت طرف و نگاه لاس گونهای که آدم رو منقلب کنه یک مرز به باریکی موئه که هر کسی نمیدونه کجاست؛ اما اونی که میدونه>>>>>>>>
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
خلاقیتی که پسرای تینیجر تو تیکه انداختن به دخترا خرج میکنن رو اگه تو درسشون خرج کنن هم باز هیچ گوهی نمیشن. یکی از یکی کسنمکتر و کیریتر.
واقعا کاش یکی یه تیر بزنه توی این کله. مگه میشه ۳ روز کامل درد کنی و ساکت نشی بیپدر؟
مصدع اوقات
بچه که بودم مادربزرگم اینو از حفظ برام میخوند و همیشه موقع خوندنش بغض میکرد. الان که میخونمش میبینم واقعا اگه هزار سالمم بشه باز با بیت آخر این شعر گریم میگیره. (شاعرش ایرج میرزاست)
این رو ما تو فارسی عمومی ترم اولمون داشتیم و استادمون که مرد بود جوری موقع خوندن دیالوگای مادر صداش رو نازک میکرد و آه میکشید که تمام حس شعر تبدیل به تئاتر ابزورد میشد
حتی فکر اینکه قراره تا اواسط تیرماه خیلی به ندرت توی اتاق خودم باشم باعث میشه گریم بگیره و به ترک تحصیل فکر کنم.