آستانه تحملم انقدر پایین اومده که اگر بخوام دوباره بره بالا باید براش آسانسور تعبیه کنم.
وقتایی که برادر کوچکترم وحشی بازی درمیاره بیشتر میتونم حرمله رو درک کنم
قیافم چرا اینطوریه؟ نه بابا ناراحت چیه. فقط میخوام ۴۸ ساعت کامل بشینم و بیدلیل گریه کنم و داد بزنم. همین.
برم تو فاز مازنی حرف زدن دیگه فقط باید تیر بَزِنی می حنجره میَن تا وِلهاکُنُم
من هنوز منتظرم مامانم بیاد بگه «به دنیا اومدنت دروغ سیزده بود» و یهو ناپدید بشم.
نهایت خلاقیتم تو ۶ سالگی این بود که در بطری شیرکاکائو رو بردارم، به جاش یه دستمال بذارم، دور دستمال کش بذارم و در حالی که برای بار هزارم از شباهتش با عربستانیا متعجب شدم بگم السلام علیکم العرب.
Forwarded from ژاژخا
احساس میکنم ایران تو یه گروه قوی و ترسناک خیلی بهتر بازی میکنه و به گمونم باید از الان بایبای کنیم.
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
دیگه از پوست و گوشت گذشته؛ من اگه همینجوری به کندن لبم ادامه بدم به نفت میرسم.
به خاطر اینکه دیگه مجبور نیستم صبحا با خمیازههای پی در پی سر صف وایستم و از استرس امتحان فیزیک زنگ اول آرزو کنم صف صبحگاهی کثافت ادامه پیدا کنه، خدا رو شکر.