Forwarded from توییتر فارسی
هر سالی که میگذره هدفام بزرگتر میشه
پارسال میخواستم ۴ کیلو کم کنم
امسال ۱۰ کیلو
× ولورین ×
@OfficialPersianTwitter
پارسال میخواستم ۴ کیلو کم کنم
امسال ۱۰ کیلو
× ولورین ×
@OfficialPersianTwitter
Forwarded from Comentive | کامنتیو
پسر خیلی عجیبه یعنی ما هم باید ممه هامون بالا ۷۵ باشه، هم کونمون مثه کیم کارداشیان، هم مچ پامون شبیه قحطی زده های سومالی؛ از لحاظ فیزیکی هم حساب کنی روزی ۳بار مچ پای همچین بدنی میشکنه.
> یاسی
@Comentive
> یاسی
@Comentive
میخوام فردا مثل نینیا چنگ بکشم رو زمین و درحالی که پدر و مادرم دارن از پشت پام رو میکشن بگم من نمیخوام برگردیم خونه من میخوام اینجا بمونم ولی متاسفانه ۱۹ سالمه و فقط میتونم بگم ای بابا بخدا اصلا هیچ جا خونه خود آدم نمیشه😳😳😳😳👏👏👏👏👍👍👍👍
هوا یه جوری سرده که حس میکنم ممکنه هر لحظه یه پیک بیاد و بگه حسابی از دیوار مراقبت کنید چون نایت کینگ با ارتشش نزدیکه.
روزی که همه بچهها لال بدنیا بیان و تا وقتی که عقلشون برسه الکی نباید زر زر کنن لال بمونن روز کمال بشریته.
وقتایی که معدهم بهم میریزه انقدر بیحوصلهام که کاش وقتی کنارم نشستی صدای نفس کشیدنت هم نیاد.
شما همین الان اگه ده میلیون تومن هم به حساب من بریزی من قابلیتش رو دارم که در عرض ده دقیقه صفرش کنم؛ با من از پس انداز صحبت نکن.
به لره ميگن وقتی حضرت يونس گم شد چی شد؟ ميگه سازمان يونس كو تاسيس شد
به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم تو ماکسیمای یه مرد غریبه که 120 تا میرفتن میگه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره
Forwarded from برنامه ناشناس
از یه رشتی سوال می کنن سخت ترین
سوال کنکور چی بود میگه نام پدر چیست
دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری
می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار
رشتیه میره قهوه خونه
یه دفعه یه لاته میاد تو چاقو رو میزنه وسط میزه میگه خار اینوریا رو گاییدم ، مادر اون وریها رو هم گاییدم !!
یه دفعه رشتیه بلند میشه میگه آقا ببخشید من خواهر ندارم میشه اونور بشینم
رشتیه حال میكنه از تریپه لاته فرداش یه چاقو ور میداره میره قهوه خونه شترق میكوبه رو میز .... تا میاد حرف بزنه ۳ -۴ تا از این مشتیا تیزی ها رو میكشن بیرون ! طرف جفت میكنه میگه .... خواهرمو اونوریا .... مادرمو اینوریا
از رشتیه می پرسن به معجزه اعتقاد داری ؟ میگه آره! زندان که بودم زنم حامله شد!
ز رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرده غریبه رو کاره بعد میشینه ساکت نگاشون میکنه .بعد از یک ساعت طرف میره.بعد زنه میگه چت بود ما رو نگاه میکردی؟!! ...رشتیه با خوشحالی میگه جنبه رو داشتی خانوم
زن رشتیه از شوهرش میپرسه که : آقاجان چرا برای من کفش نمیخری؟ شوهرش جواب میده: خانوم جان تو که 24 ساعت لنگات رو هواست کفش میخوای چکار؟
رشتیه بچه دار میشه پول نداشته خرج بیمارستان رو بده میره محل داد میزنه میگه نامردا بیان دونگتونو بدید
رشتیه میگن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارین؟ میگه: 100% من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم بدنیا آمدم
ن رشتی حامله بوده و میزاد، شوهرش میگه: عزِیزم بهت تبریک میگم که مادر شدی! زنه میگه مرسی عزِیزم امیدوارم یه روزی هم تو پدر بشی!
از یه رشتی سوال می کنن سخت ترین
سوال کنکور چی بود میگه نام پدر چیست
دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری
می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار
رشتیه میره قهوه خونه
یه دفعه یه لاته میاد تو چاقو رو میزنه وسط میزه میگه خار اینوریا رو گاییدم ، مادر اون وریها رو هم گاییدم !!
یه دفعه رشتیه بلند میشه میگه آقا ببخشید من خواهر ندارم میشه اونور بشینم
رشتیه حال میكنه از تریپه لاته فرداش یه چاقو ور میداره میره قهوه خونه شترق میكوبه رو میز .... تا میاد حرف بزنه ۳ -۴ تا از این مشتیا تیزی ها رو میكشن بیرون ! طرف جفت میكنه میگه .... خواهرمو اونوریا .... مادرمو اینوریا
از رشتیه می پرسن به معجزه اعتقاد داری ؟ میگه آره! زندان که بودم زنم حامله شد!
ز رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرده غریبه رو کاره بعد میشینه ساکت نگاشون میکنه .بعد از یک ساعت طرف میره.بعد زنه میگه چت بود ما رو نگاه میکردی؟!! ...رشتیه با خوشحالی میگه جنبه رو داشتی خانوم
زن رشتیه از شوهرش میپرسه که : آقاجان چرا برای من کفش نمیخری؟ شوهرش جواب میده: خانوم جان تو که 24 ساعت لنگات رو هواست کفش میخوای چکار؟
رشتیه بچه دار میشه پول نداشته خرج بیمارستان رو بده میره محل داد میزنه میگه نامردا بیان دونگتونو بدید
رشتیه میگن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارین؟ میگه: 100% من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم بدنیا آمدم
ن رشتی حامله بوده و میزاد، شوهرش میگه: عزِیزم بهت تبریک میگم که مادر شدی! زنه میگه مرسی عزِیزم امیدوارم یه روزی هم تو پدر بشی!
مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا. چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن. میگه شما لرین؟ میگن نه. ما ترکیم. لرا تو اتوبوسن
Forwarded from برنامه ناشناس
ترکه میره کارواش میگن ماشینت کو میگه نزدیک بود پیاده اومدم
ترکه میره کارواش میگن ماشینت کو میگه نزدیک بود پیاده اومدم
Forwarded from ژاژخا
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
یک لحظات شرمآوری در زندگیم هست که هر وقت بهشون فکر میکنم، بلافاصله باید یه صدای ناگهانی از خودم در بیارم تا فکرم منحرف شه و کمتر خجالت بکشم
-chibs-
@uttweet
-chibs-
@uttweet
توییتر دانشگاه تهرانی ها
یک لحظات شرمآوری در زندگیم هست که هر وقت بهشون فکر میکنم، بلافاصله باید یه صدای ناگهانی از خودم در بیارم تا فکرم منحرف شه و کمتر خجالت بکشم -chibs- @uttweet
برای من این حالت برای یادآوری لحظات شرم آور اتفاق نمیفته؛ برای تصور اعمال شرم آور در موقعیتهای جدی اتفاق میفته. یعنی مثلا تو مطب دکتر نشستم و کنارم یک آقای غریبهست؛ یهو مغزم میگه تف کن تو صورتش، زود باش تف کن تو صورتش، همین الان باید تف کنی تو صورتش. بعد مجبورم سرم و تکون بدم و یه صدایی دربیارم تا فکر کثیفم زودتر منحرف بشه.
ببخشید ولی فست فود خونگی کثافته. اصلا حال نمیده. اول اینکه "فست" نیست؛ دومم اینکه زیادی سالم و تمیزه. فست فود یعنی یک چیز کثافت پر ادویه محرک ریفلاکس چاق کنندهای که ماهی یک بار برای خودت سفارش میدی، نیم ساعت بعدش هم توی معدته. غذای سالم میخواستم که همون یک قوطی کبریت پنیر فتای خودم رو میخوردم با دو کف دست نون بربری.