مصدع اوقات
880 subscribers
2.81K photos
536 videos
8 files
254 links
قصدم آزار شماست.
t.me/HidenChat_Bot?start=207829614
Download Telegram
اینکه مامان و بابام فکر میکنن اگه امکاناتی که برای من فراهم کردن رو خودشون در جوونی داشتن الان نخبه و میلیاردر بودن، همین خودش برای هفتاد سال کیری کردن اعصاب من کافیه‌.
Forwarded from توییتی
الان وضع جوری شده این دخترایی ک چکمه خریدن بیشتر از کشاورزا امیدشون ب بارونه😂😂😂

@TweetyChannel | مصطفی
توییتی
الان وضع جوری شده این دخترایی ک چکمه خریدن بیشتر از کشاورزا امیدشون ب بارونه😂😂😂 @TweetyChannel | مصطفی
هههه هههه هههه هههههه خیلی خندیدیم مصطفی جان. فقط یکم حس کردم این توییت آشناست، دقت کردم یادم اومد هشت سال پیش تو تلتکست خوندمش. ممنون مصطفی جان
To Mitooni (Ft Kamyar)
Shahram Shabpareh
واااااای. خدای من‌.
نوستالژییییییییی🥲🥲🥲🥲🥲🥲
مصدع اوقات
Moein – Bahaneh
شب شما بخیر
ولی من به معشوق معین حق میدم اگه معین تو جوونیاش شکست عشقی خورده باشه.
هروقت یه روز بیاد که توش من شبیه به بچه‌های شیش ساله ابراز محبت نکنم، امام زمان هم ظهور میکنه
Forwarded from فحوا || Fahva
‏:ادم با مهاجرت خوشبختیو به دست میاره
-اره درست میگی

نیوشا خانم
@Fahva
Forwarded from SUT Twitter
‏مسافرت رفتن دخترا این شکلی نیست چون اول باید از بابا و داداش و عمو و تمامی افراد مذکر در شعاع 30کیلومتری اجازه بگیرن.

Levet

@sut_tw
به غیر از تمام جا نشدن‌ها و لباس گیر نیومدن‌ها و برخورد با درخت و داربست‌ها، به نظرم قد بلند بودن و یه حدی بلندتر از بقیه بودن بابت اون ویویی که کسی جلوت رو نمیگیره خیلی کیف میده.
اینکه یک لحظه هم نتونی خودت رو تحمل کنی باید یه مجازات تو جهنم می‌بود نه یک عادت توی بهترین سنین زندگی.
یعنی تو خوابگاه نمیشه کون لخت خوابید؟ اذیت نکنید دیگه خدایی.
انقدر تو مغزم با خودم حرف زدم مغزم سیکس پک درآورده هر شب بعد حرف زدنمون یه دور میره جلو آینه عکس میگیره.
Forwarded from سَبيدو
مارکوس اورلیوس بی‌نوا همیشه دوست داشت فیلسوف بشه، تا اینکه عموش بی‌خبر، اون رو بعنوان ولیعهدی خودش انتخاب میکنه و از دنیا میره، همین شد که خیلی زود به فرمانروایی میرسه و از بد حادثه هم شروع سلطنتش مصادف میشه با جنگ‌های طولانی با قبایل سارماتی، روزها درگیر نبرد بود و شب‌ها در حالی که سربازها بیرون چادرش نگهبانی میدادن تنها مینشست و زیر نور شمع تآملاتش رو ورق به ورق می‌نوشت، در یکی از این تقریرات چیزی به این مضمون نوشته که هربار گمان کردی حادثه‌ای، دردی، گره‌ای تنها برای تو اتفاق افتاده، به یاد بیار که این اولین‌بار نیست و روزگار مدام در حال تکرار هزارباره‌ی خودشه، و این قاعده هنوزم که هنوزه جواب میده، سالیان سال بعد از دلهره‌های مارکوس اورلیوس، هنوز هم آدمیزاد خیال میکنه که در تجربه‌ی دردش تنهاست، تا اینکه یه کتاب خوب میخونه، یه فیلم خوب میبینه، یا اینکه با آدم درست حرف میزنه
ببخشید ولی همه‌ش سر یه کس بر باد میره.