انقدر خونه تازه عروس دامادهای مختلف رفتم و نذاشتم شب پیش هم بخوابن که حس میکنم برای جبران باید شب زفافم رو در همون تالار عروسیم برگزار کنم.
پدیدهای وجود داره به نام ریفلاکس معده در خواب؛ اگر میدونی چه کوفتیه که هیچی، اما اگر نمیدونی بهت حسودیم میشه کشکش. متوجهی؟ با تک تک سلولهای بدنم به توی خوارکسده حسودیم میشه.
وقتایی که حوصلهم سر میره حاضرم با خوارکسدهترین جن دنیا هم سر و کله بزنم ولی حوصلهم سر نره
خا حالا اگه هر دقیقه عکس یک مگس عجیب غریب با کپشن "دانشمندان خبر از کشف یک نوع ویروس جدید و فوق العاده مسری و کشنده از یک کشور آسیای شرقی با منشا این مگس دادند" نذارید هم ما قول میدیم خیلی بترسیم و نگران بشیم حالا آسوده خاطر استراحت کنید.
چجوری فامیلیتون "مجلسی"ئه و فوبیای این رو ندارید که اگه جایی موقع معرفی خودتون گفتید "مجلسی هستم" نگن "تو کیر من هم نیستی"؟
Forwarded from مصدع اوقات (-Sogand🌒)
شما چه رمزی میزنید خوابتون میبره؟ من همش خوابم میبازه
Forwarded from mordor, she wrote
من: *از یکی خوشم میاد*
سیستمم: نه! گوه نخور! فرندزونش کن! د کصکش ببر تو فرندزون! رفیق شو حرومی!
سیستمم: نه! گوه نخور! فرندزونش کن! د کصکش ببر تو فرندزون! رفیق شو حرومی!
ژاژخا
کاش پدرم میدونست هر بار موقع برگشتن به خونه چه استرس فلجکنندهای رو تجربه میکنم که دیر نرسم و اینقدر من رو سر این قضیه زیر فشار نمیذاشت. رفیق گرمابه و گلستان @zhazhkha
این رو با تکتک سلولهای بدنم حس میکنم. مثلا شما میری بیرون که حالت بهتر شه، ولی تمام اون بیرون رفتنه زهرمارت میشه که یه وقت دیر نرسی.