نقش من تو تمام گروههای مختلط اینه که بقیه جرات حقیقت بازی میکنن، منم بکن بکنشون چیز ببخشید بازیشون رو نگاه میکنم.
Forwarded from black & blue (hadi habib)
از بزرگ شدن متنفرم، از فهمیدم معنای پول، حالم بهم میخوره از اینکه میبینم دارم منم جزوی از این انسان ها میشم و قراره تموم ارزش زندگیم توی مادیات خلاصه بشه؛ هیچ شرافتی توی این انسان بودن نمیبینم.
حالم بهم میخوره از این معاشرت های انسانی که تنها پایه ی اون روی سود بنا شده.
بچه که بودم به عشق باور داشتم به عدالت، برابر بودن آدما باهم ولی الان داره تموم اون تصورات کمرنگ میشه؛ دارم تبدیل میشم به همون آدمی که توی بچگی ازش متنفر بودم.
حالم بهم میخوره از این معاشرت های انسانی که تنها پایه ی اون روی سود بنا شده.
بچه که بودم به عشق باور داشتم به عدالت، برابر بودن آدما باهم ولی الان داره تموم اون تصورات کمرنگ میشه؛ دارم تبدیل میشم به همون آدمی که توی بچگی ازش متنفر بودم.
Forwarded from ژاژخا
تو گروههای دانشگاه احساس سیامک انصاری بودن تو سریالهای مهران مدیری رو دارم.
تا حالا دقت کرده بودید کسی که مدال برنز برده خوشحاله ولی کسی که نقره برده ناراحتترینه؟ خب الان دقت کردید هیخیخبخی
Forwarded from SUT Twitter
بخاطر همینه میگم که موقع رانندگی حواستون جمع باشه و روی ماشینهای اطراف تسلط داشته باشید و به کسایی که بد میرن راه بدید و بزارید ازتون دور بشند. چون همیشه ممکنه دوستی با دلبرش به تازگی یه ۴ لیتری عرق رو خالی کرده باشه و افتاده باشن توی جاده.
«Behnam»
@sut_tw
«Behnam»
@sut_tw
و به نظرم رابطهای که داخلش راجع به مشکلاتتون با هم حرف میزنید و عین بچههای کلاس اولی قهر نمیکنید رو لیس بزن.
تنهایی رفتن خونه تازه عروس دوماد یعنی من دیدن لاسهای لوس و بزرگانه را دوست دارم.
انقدر خونه تازه عروس دامادهای مختلف رفتم و نذاشتم شب پیش هم بخوابن که حس میکنم برای جبران باید شب زفافم رو در همون تالار عروسیم برگزار کنم.
پدیدهای وجود داره به نام ریفلاکس معده در خواب؛ اگر میدونی چه کوفتیه که هیچی، اما اگر نمیدونی بهت حسودیم میشه کشکش. متوجهی؟ با تک تک سلولهای بدنم به توی خوارکسده حسودیم میشه.
وقتایی که حوصلهم سر میره حاضرم با خوارکسدهترین جن دنیا هم سر و کله بزنم ولی حوصلهم سر نره