Valayar - Baghalam Kon
https://telegram.me/+UF7liwOLiikyZGM8
والایار ♦️بغلم کن
بعضے آدم هــا مثــل ابــر میمانند
وقتــے ناپدید میشوند
روزمـــان
درخشان تـــر میشود
᪣༺᪣
وقتــے ناپدید میشوند
روزمـــان
درخشان تـــر میشود
᪣༺᪣
خداست دیگہ، یهو دستتو میگیرہ
و بلندت میڪنه...
و بہ همهے مخمصههات پایان میدہ ...
᪣༺᪣
و بلندت میڪنه...
و بہ همهے مخمصههات پایان میدہ ...
᪣༺᪣
👍2
بچہ ڪہ بودیم...
بابام میگفت: درخت بہ پرو بالش قشنگہ، بزرگ ڪہ شدیم فهمیدیم منظورش این بودہ ڪہ آدم با خانوادش ارزش داره...
خانواده
᪣༺᪣
بابام میگفت: درخت بہ پرو بالش قشنگہ، بزرگ ڪہ شدیم فهمیدیم منظورش این بودہ ڪہ آدم با خانوادش ارزش داره...
خانواده
᪣༺᪣
👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای فوق العاده این پسر با استعداد افغانی از محسن لرستانی، حسابی ترکونده🔥
👏👏👏👏
👏👏👏👏
💩1
نیازم این بود یه مدت بیام جایی که هیچکس نمیشناستم و کاری به کارم نداره تا بتونم با خودم خلوت کنم. ولی متاسفانه کسایی که منو نمیشناسن بیشترین کار رو به کارم دارن.
❤1
الهی تو کوچه ی دلتون
همیشه شادی باشه
تک تک ثانیه های زندگیتون
پر از نگاه خدا 🫶
همیشه شادی باشه
تک تک ثانیه های زندگیتون
پر از نگاه خدا 🫶
وگاهی فقط خودت میدانی
چقدر ویرانه ای،
چقدر غیر قابل احیا؛
و چقدر سوت و کور......!
چقدر ویرانه ای،
چقدر غیر قابل احیا؛
و چقدر سوت و کور......!
به سلامتی اونایی که هیچوقت
سختی مرد بودن رو
با راحتیه نامردی عوض نمی کنن
سلامتی رفقای با مرام
سختی مرد بودن رو
با راحتیه نامردی عوض نمی کنن
سلامتی رفقای با مرام
َ
چرا خیلیا فکر میکنند مرد بودن
یعنی سنگ بودن؟ ینی زُمُخت بودت ؟
یعنی خالی از احساس بودن؟
اما هیچکس نمیدونه زیر این سکوت،
هزارتا حرف خوابیده،
هزار بار شکستن
و هزار بار جمع کردنِ تکههای دل،
بدون اینکه صدایی دربیاد.
مرد بودن یعنی
حرفی رو که میسوزنه قورت بدی
تا کسی نسوزه…
یعنی درد رو روی شونهات ببری
و اسمش رو بذاری «خوبه… میگذره».
کاش میفهمیدن
ما قوی نیستیم، فقط
کسی رو نداریم که از ما بپرسه:
«خسته نیستی؟»
یوقتایی فقط میخواستیم یکی
بفهمه ما هم دل داریم… هم رویا…
هم اشکهایی که یاد گرفتهان
به جای چشم،
از سکوت بریزن ...
_حسین_پناهی
چرا خیلیا فکر میکنند مرد بودن
یعنی سنگ بودن؟ ینی زُمُخت بودت ؟
یعنی خالی از احساس بودن؟
اما هیچکس نمیدونه زیر این سکوت،
هزارتا حرف خوابیده،
هزار بار شکستن
و هزار بار جمع کردنِ تکههای دل،
بدون اینکه صدایی دربیاد.
مرد بودن یعنی
حرفی رو که میسوزنه قورت بدی
تا کسی نسوزه…
یعنی درد رو روی شونهات ببری
و اسمش رو بذاری «خوبه… میگذره».
کاش میفهمیدن
ما قوی نیستیم، فقط
کسی رو نداریم که از ما بپرسه:
«خسته نیستی؟»
یوقتایی فقط میخواستیم یکی
بفهمه ما هم دل داریم… هم رویا…
هم اشکهایی که یاد گرفتهان
به جای چشم،
از سکوت بریزن ...
_حسین_پناهی