راوی
#چالش_نویسندگی این پست رو فوروارد کنید و یک متن برای موقعیت زیر بنویسید. متنهای شما از 12 شب تا صبح در چنل راوی قرار میگیره. چنلی که بیشترین لایک رو داشته باشه؛ یک روز کامل تبلیغ میشه✨ " برای کسی بنویس که آخرین بار میبینی، اما هیچکدامتان نمیدانید این…
«در هیچیک از نگاههای آن روز، بوی پایان نمیآمد.
چقدر عجیب است که سرنوشت، آخرین لحظاتِ مکنون را در لفافهی "عادی بودن" میپیچد تا ما را غافلگیر کند.
هیچکدام از ما نمیدانستیم که آن نگاه، آخرین لمسی است که با حقیقتِ وجودمان خواهیم داشت.
اکنون که به گذشته مینگرم، میبینم که زمان در آن روز متوقف شده است؛ گمان میبرم اسیر زمان شدهام . روزی که نه غم در کار بود و نه آگاهی از وداع.
چقدر ساده و بی خبر از همه جا، آن روز را به آیندهای نامعلوم سپردیم و به خیال دیدار دوباره نگاهمان را از هم جدا کردیم.
ای کاش آن روز بازمیگشت؛ اما نه با همان نگاهِ بیخبر، بلکه با چشمانی که سنگینیِ آخرین بار را میفهمند. شاید آنگاه، در سکوتی مطلق، تنها در تماشای تو زمان را پشت سر میگذاشتم...
اما چه سود؛ ای کاش،شاید! امیدهای از پیش توخالی...»
چقدر عجیب است که سرنوشت، آخرین لحظاتِ مکنون را در لفافهی "عادی بودن" میپیچد تا ما را غافلگیر کند.
هیچکدام از ما نمیدانستیم که آن نگاه، آخرین لمسی است که با حقیقتِ وجودمان خواهیم داشت.
اکنون که به گذشته مینگرم، میبینم که زمان در آن روز متوقف شده است؛ گمان میبرم اسیر زمان شدهام . روزی که نه غم در کار بود و نه آگاهی از وداع.
چقدر ساده و بی خبر از همه جا، آن روز را به آیندهای نامعلوم سپردیم و به خیال دیدار دوباره نگاهمان را از هم جدا کردیم.
ای کاش آن روز بازمیگشت؛ اما نه با همان نگاهِ بیخبر، بلکه با چشمانی که سنگینیِ آخرین بار را میفهمند. شاید آنگاه، در سکوتی مطلق، تنها در تماشای تو زمان را پشت سر میگذاشتم...
اما چه سود؛ ای کاش،شاید! امیدهای از پیش توخالی...»
❤4❤🔥2💔2😭2🍓1
Forwarded from دفترچه خاطرات آبی💙" (آلیشا💙»)
چای نبات
ابتهاج، خسرو شکیبایی، طاهر قریشی،همایون شجریان...
❤3🍓2🌚1
چقدر گفتنِ «دوستت دارم» رو سخت کردیم؛ انگار جرمه!
آدما بالاخره یه جایی برای یه نفر قلبشون تندتر میتپه. این اصلاً کار عقل و منطق نیست؛ بیشتر انتخاب قلبه.
عاشق شدن جسارت میخواد؛ هم باید جنبهی شنیدنش رو داشته باشی، هم جنبهی گفتنش رو(جسارت گفتن رو منم ندارم)
آدما بالاخره یه جایی برای یه نفر قلبشون تندتر میتپه. این اصلاً کار عقل و منطق نیست؛ بیشتر انتخاب قلبه.
عاشق شدن جسارت میخواد؛ هم باید جنبهی شنیدنش رو داشته باشی، هم جنبهی گفتنش رو(جسارت گفتن رو منم ندارم)
❤4🕊1🍓1👀1
راوی
بپذیر که او تنها یک رهگذر بود.
بهنظر من این جمله فقط ظاهرش سادهست.
رهگذر بودن لزوماً به این معنی نیست که اون آدم،حضورش اشتباه یا غمگین بوده. یک رهگذر میتونه مدت زیادی کنار آدم راه بره، خاطره بسازه، روی مسیر زندگیاش اثر بذاره و حتی چیزی درون آدم رو برای همیشه تغییر بده؛ اما هم مسیر بودن الزاماً به معنی هممقصد بودن نیست.
مسئله اینجاست که ذهن ما فکر میکنه هرکسی که وارد زندگیمون شده و برامون اهمیت پیدا کرده، باید تا آخرش هم بمونه. درحالیکه شاید یکی از حقیقتهای زندگی همین باشه که آدما میان که برن، هرچند که تلخه.
رهگذر بودنِ آدمها ارزش مسیری رو که باهاشون طی کردی کم نمیکنه؛ چون اومدنشون واقعی بوده، حضورشون واقعی بوده، خاطرههاشون واقعی بوده و اثری که روی تو گذاشتن هم واقعی بوده. فقط قرار نبوده تا آخر مسیر کنار تو بمونن.
با گفتن "تنها" یعنی شما تمام بودش رو در نبودش خلاصه کردین.
در نهایت، فکر میکنم شاید بهتر باشه بگیم:«بپذیر که حضور بعضی آدمها موقتیه، حتی وقتی احساسی که نسبت بهشون داشتی، موقتی نبوده»
رهگذر بودن لزوماً به این معنی نیست که اون آدم،حضورش اشتباه یا غمگین بوده. یک رهگذر میتونه مدت زیادی کنار آدم راه بره، خاطره بسازه، روی مسیر زندگیاش اثر بذاره و حتی چیزی درون آدم رو برای همیشه تغییر بده؛ اما هم مسیر بودن الزاماً به معنی هممقصد بودن نیست.
مسئله اینجاست که ذهن ما فکر میکنه هرکسی که وارد زندگیمون شده و برامون اهمیت پیدا کرده، باید تا آخرش هم بمونه. درحالیکه شاید یکی از حقیقتهای زندگی همین باشه که آدما میان که برن، هرچند که تلخه.
رهگذر بودنِ آدمها ارزش مسیری رو که باهاشون طی کردی کم نمیکنه؛ چون اومدنشون واقعی بوده، حضورشون واقعی بوده، خاطرههاشون واقعی بوده و اثری که روی تو گذاشتن هم واقعی بوده. فقط قرار نبوده تا آخر مسیر کنار تو بمونن.
با گفتن "تنها" یعنی شما تمام بودش رو در نبودش خلاصه کردین.
در نهایت، فکر میکنم شاید بهتر باشه بگیم:«بپذیر که حضور بعضی آدمها موقتیه، حتی وقتی احساسی که نسبت بهشون داشتی، موقتی نبوده»
❤2
کنکور 1405
ماکه جز درس خوندن کاری نکردیم🚶♀
بقیشو میسپاریم به طراح سوال..🤧
👍6💔1😭1
به نظرم "Loving Vincent" بیشتر از اینکه دربارهٔ مرگ ونگوگ باشه، دربارهٔ ناتوانی ما در شناخت کامل یک آدمه. هرکس ونگوگ رو از زاویهٔ دید خودش تعریف میکنه و در نهایت ما به جای یک تصویر قطعی، با تکههای مختلفی از یک انسان روبهرو میشیم. انگار فیلم میگه شاید حقیقتِ یک آدم، نه در یک روایت واحد، بلکه در مجموعِ تمام آدمهایی باشه که بخشی از او رو دیدهاند.
❤🔥3❤1👀1
فیلم برای من این سؤال رو باقی میذاره: «اگر هر آدمی ونگوگِ متفاوتی در ذهنش داشته باشه، کدومش واقعاً خودِ ونگوگه؟»
شاید جوابش این باشه: همهشون، و هیچکدوم.
این فقط راجب ونگوگ نیست.
شاید جوابش این باشه: همهشون، و هیچکدوم.
این فقط راجب ونگوگ نیست.
❤3👍3🔥1