سَبع المَثانی
3.66K subscribers
560 photos
40 videos
35 files
20 links
هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

کانال اسرارالتوحید:
@AsrareTohid
Download Telegram
هفتمین سبق لطیفه قالبی می باشد این لطیفه نیز مانند لطایف قبلی بر اثر توجه و تصرف شیخ مقتدا و مجالست لطایف سته مذکوره و بر اثر ذکر کثیره قالبی توسط سالک ، به یاد الهی حیات پیدا میکند و به ذکر خداوند متعال ذاکر میشود ومحل ان در تمامی بدن می باشد ، چنانچه از اسم این لطیفه آشکار است با وجود این مشایخ طریقت مرکز آن را در وسط فرق سر تعیین نموده اند ، با ذاکر شدن این لطیفه ده هزار حجاب ظلمانی و نورانی که بین عابد و معبود وجود داشت رفع می شود و بدینوسیله انسان به خداوند متعال نزدیک می شود و از آن جهت آن شخص را (ولی) میگویند که به معنای قریب (نزدیک) است.

شیخ نایب صاحب سیفی
سعادت در سایه عرفان ، صفحه ۱۴

@hou786
در درالمعارف از ملفوظات شاه علی عبدالله دهلوی قدس سره مسطور است سلوک مقامات بر دو قسم است یکی سلوک هر مقام ، تمام نمودن است از توجه مرشد خود از ابتداء سیر مقام یک لطیفه تا انتهای آن قطع می نماید بعد از آن به سیر لطیفه دیگر مشغول میشود ، دوم سلوک مقامات به طور "طفره" است و آن این است که مرشد هر که را میخواهد که کارش زودتر بانجام رسد توجه به لطیفه او میکند و هنوز سیر لطیفه اول قطع نگردیده است که انوار لطیفه ثانی را درو القاء میکنند همچنین لطیفه ثانی قطع نشده که توجه به لطیفه ثالث میفرمایند علی هذالقیاس از توجه خود حظی از هر مقامی و فیضی و انواری و کیفیتی از هرجا در باطن سالک القاء میفرمایند پس ان سالک صاحب "طفره" گویا که هر مقام را بطور اجمال میبیند بعد از ان تفصیل هر مقام هم بعنایت خداوندی جل شانه حاصل میشود.

شیخ محمد یوسف معنوی
بیان الحقایق فی دستور السیفیه فی الطرایق ، صفحه ۸۰

@hou786
اگر بر انسان امور روحانی از جهت دوام فکر صحیح و کم خوردن و کم خوابیدن و کم حرف زدن و ترک اموری که اقتضاء بشری بود ، بر او غلبه کند ، در این هنگام هیکل او لطافت روحانی را بدست آورد ، پس می تواند روی آب راه برود و در هواء پرواز کند و دیواری مانع او نمی شود و بعد مسافت شهرها او را دور نکند و در این هنگام روحش توان از میان بردن موانع را دارد که عبارت از اقتضاهای بشری است.

عبدالکریم جیلی
انسان کامل ، صفحه ۲۹۴

@hou786
ذکر کثیر عبارت از ذکر قلبی دائمی است ، که احتمال انقطاع ندارد ، نه لسانی که انقطاع پذیر است.

خواجه غلامعلی شاه دهلوی
ملفوظات چهل روزهٔ مرشد

@hou786
به تجربه ثابت است پس از تلقین ذکر برای مرید کفایت نمی‌کند صبح و شام با اهل دل در مجلس ذکر حضور یابد ، چنان که امروزه حال بیشتر مریدان چنین است ، بلکه باید در همه احوال ذاکر باشد ، زیرا نتیجهٔ چنین ذکری در حکم آن است در آغاز و پایان روز قطره‌ای آب به بذری بدهند و در فاصله‌ی بین آنها آفتاب همواره بتابد و باد همیشه بوزد. چنان زمینی هرگز سبز نمی‌شود و آن بذر به بار نمی‌نشیند و خرمی حاصل نمی‌آید و زمان شکفتنش به درازا می‌کشد و چه بسا اتفاق می‌افتد چنین سالکانی می‌میرند و گشایشی در دلشان حاصل نمی‌شود و بسیار هم اتفاق می‌افتد آنان پیران خود را برای تلقینشان نکوهش می‌کنند و چنین کسی حتی اگر در دل نیز باشد ، با خود می‌گوید ، مرا چه نیازی به چنین تلقینی بود، زیرا هیچ سودی به من نبخشیده است و نمی‌داند وظیفهٔ شیخ تنها کاشتن دانه و تکلیف مرید استمرار ذکر بسیار و انجام کارهای شایسته است.

شیخ احمد شعرانی شاذلی مغربی
الأنوار القدسية في معرفة قواعد الصوفية ، صفحه ۴۱

@hou786
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جریان صوت در خلقت جریانی است حیاتبخش که می توان آن را شنید. این موج و جریان صوت بیشتر شبیه امواج رادیویی است که از ایستگاه بزرگ پخش و به هر جهت ساطع می شود. در حقیقت این موج دو بعد دارد یک جریان گریز از مرکز و دیگری جریان مایل به مرکز. این موج از طرف دینام مرکزی کل خلقت به بیرون حرکت می کند و دوباره به سوی همان دینام بر می گردد. این صوت در ودا ، ناد نامیده می شود. کل عالم مرئی و نامرئی نمایش این ناد اولیه است. ناد سمفونی بزرگی است که سمفونی های دیگر از آن جاری می شود. ناد موسیقی اولیه عالم هستی است.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۳۷

@hou786
صوت مجرد را صوفیان ، صوت سرمدی نامیده اند که همهٔ عالم با آن پر شده است.. این صدا منبع همهٔ الهامات به استادان بوده است ، هرکسی که جذبه های این صدا را دنبال کند ، تمام تفاوت های مادی را از یاد می برد. این صدای مجرد همیشه به درون جریان دارد. بشر این صوت را به صورت قانون نمی شنود ، چون آگاهی اکثر انسان ها کاملا در هستی مادی متمرکز شده است. در مقایسه با آن اصوات مادی شبیه سوتی است در مقابل یک طبل.

حضرت عنایت خان
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۴۷

@hou786
سَبع المَثانی
حالت رهرو وقتی به اختیار خود خوابید ، سپاه ذکر را می بیند که آرام گرد او و در بالای سرش می گردند و از آنان صدایی چون صدای زنبور عسل یا زوزه ی باد می شنوی و آن حالت به هنگام ناتوانی حس برونی و توانایی حواس درونی یا حواس قلب [به انسان] دست می دهد. فوائح الجمال…
جریان صوت در عالم از طریق ده روش مختلف توسعه می یابد که به خاطر نمایش آن در ده مجرای مختلف بدن است ، شبیه صدای رعد ، غرش دریا ، صدای زنگ ، شر شر آب ، صدای زنبور ، چهچهه ی گنجشکان ، وینا ، صوت و صدای شانکا (صدای نوعی صدف) ، تا اینکه بالاخره هو شود ؛ که مقدس ترین صوت هاست. این صوت هو شروع و پایان همه ی صوت هاست.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۴۸

@hou786
گیبون از راهبی بزرگ مسیحی در کوه آتوس در قرن یازدهم گزارش می دهد که در مورد روش مراقبه چنین گفته است:

وقتی در خانه خودت تنها هستی و در را می بندی و خود را در گوشه ای می نشانی و ذهنت را ماورای همه چیز بیهوده و ناپایدار بالا می بری ، چانه ات را روی سینه خم کن ، چشم ها را به طرف شکمت ، به سمت ناف برگردان و جایگاه قلب را که روح است جستجو کن. در ابتدا همه چیز تاریک و آزاردهنده خواهد بود. شب و روز اگر ادامه دهی ، شادی غیر قابل وصفی احساس خواهی کرد. همین که روح جایگاه قلب را کشف کرد با نور اتری احاطه می شود.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۷۷

@hou786
نوری که بر جز اهل بدایات تابد و آن نوری بود بارق ، درخشان که بزرگ تر از آن نور نخست بود و از او به برق مانند تر بود ، به جز آنکه این نور برقی سهمناک بود و بسا بود که همراه آن آوازی رعد آسا شنیده آید و یا در دماغ متمکن گردد.

شیخ شهاب الدین سهروردی
حکمة الإشراق

@hou786
چون حقایق عالم برای مجاهد [در سلوک الی الله] کشف می شوند به صُوَری تمثّل می یابند ، و در طلیعه امر تمثلات رعد و برق و زلزله و مانند آنها روی می آورند ؛ در این حالِ کشف ، مثال‌ها و صُوَری پیش می آیند ، و انسان موفق به زیارت جمال پیغمبر و امام می شود.

علامه سید محمد حسین طباطبائی
انسان در عرف عرفان ، استاد علامه حسن زاده آملی ، صفحه ۳۲

@hou786
ارواح مقدس کامل را هیچ کاری از کار دیگر باز نمی دارد و هیچ عالمی از عالم دیگر محجوبشان نمیکند ، چون در برزخ محبوس نیستند و آنها را قدرت ظهور در این عالم هر وقت که بخواهند هست. ما به حقیقت آن راه پیدا کرده و آنرا دیده ایم. شیخ ما با پیامبر و با هر کس از انتقال یافتگان جهان آخرت که دارای این صفت اند ، هر وقت که بخواهد گرد میاید و من این را بارها تجربه کرده ام.

شیخ صدرالدین قونوی
فکوک ، صفحه ۹۱

@hou786
من عاشق تائوئیزم هستم و جوانگ‌ تزو را خیلی دوست دارم ما دوره‌ای را در خدمت علامه طباطبایی می‌گذراندیم و ایشان خیلی علاقه داشتند که با کُتب اینها [شرقِ دور] آشنا شوند ، ولی چون ترجمه نشده بود ، من و دکتر نصر [سید حسین نصر] برای ایشان ترجمه می‌کردیم. ایشان هم عین یک استادِ شانکارا تفسیر میکردند! و ما حیرت می‌کردیم. مثلاً جمله‌ای پارادوکسیکال در یکی از اوپانیشادها بود: «آن کسی که می‌فهمد نمی‌فهمد و آن کسی که نمی‌فهمد می‌فهمد». ایشان چنان این جمله را تفسیر می‌کردند که حیرت می‌کردم. بعدها من و دکتر نصر کتاب کوتاهی را از لائوتزه ، به نام «تائو ت چينگ يا دائو ده جینگ»، که کتاب خیلی کوتاهی است و تمامش پارادوکس است ، از متن انگلیسی به فارسی ترجمه کردیم. علامه این را که خواندند گفتند: «این مهمترین رساله‌ای است که من در عمرم خوانده‌ام» و عاشق دائو ده جینگ شدند.

داریوش شایگان
مصاحبه با نشریهٔ هفت آسمان ، شمارهٔ ۵ ، صفحهٔ ۳۶

@hou786
طریق درک بواطن حقایق از طریق علم اعداد ، مختص به امیرالمؤمنین علی [علیه السلام] است که از طریق نبوت بدو رسیده است.

ابن ترکه
شرح نظم الدر ، صفحه ۹۵

@hou786
سَبع المَثانی
ذکر قلب ، مانند صدای زنبور عسل است نه بلند و مشوّش و نه کوتاه و پنهان ؛ استغراق نخست ، استغراق وجود در ذکر است و آن زمانی است که اجزای ناپاک بسوزد و اجزای پاک باقی بماند. در این وقت ذکر وجود را از همه ی اجزاء [بدن] می شنوی ، صدایی مانند صدای زنبور عسل به گوش…
شبانگاه بر وصف طرب و فرح بیدار شدم و با اصواتی که به طیب خاطر از نهادم برآمده بود ، شبیه به وزوز های بلند و پیاپی زنبوران عسل ، به نغمه سرایی پرداختم.

شیخ روزبهان بقلی شیرازی
تجربه عرفانی و شطح ولایت در تصوف ایرانی ، کارل ارنست

@hou786
برای رسیدن به ذات خدا در بالاترین درجه ، باید به درون ذات خود در عمیق ترین اعماق فرو رفت. زیرا کسی که نخست خویشتن را نشناخته باشد نمی تواند خدا را بشناسد. به اعماق نفس برو ، به متعالی ترین ساحت خداوند رسیده ای. به ریشه برو ، به بالاترین درجه نائل آمده ای.

مایستر اکهارت
وحدت وجود به روایت ابن عربی و اکهارت ، صفحه ۲۸۵

@hou786
ای درویش! بدانکه انبیا و اولیا را پیش از موت طبیعی عروج دیگر هست از جهت آنکه ایشان پیش از موت طبیعی می میرند ؛ و آنچه دیگران بعد از موت طبیعی خواهند دید ایشان پیش از موت طبیعی میبینند و احوال بعد از مرگ ایشان را معاینه میشود از جهت آنکه حجاب آدمیان جسم است و چون روح از جسم بیرون آمد هیچ چیز حجاب او نمیشود.عروج انبیا شاید به روح باشد و شاید هم به روح و جسم ولی عروج اولیا یک نوع است به روح بدون جسم.

شیخ عزیز الدین نسفی
زبدة الحقایق ، صفحه ۱۱

@hou786
حكيم متأله كسی است كه بدن او هم چون پيراهنی برای او است كه زمانی آن را كنار نهاده و زمان ديگر بكار می‌گيرد‌‌ ‌؛ هيچ انسانی نمی‌ تواند در زمره حكماء درآيد و از ايشان دانسته شود ، مگر آنکه در زمره مقدس سلوک درآيد و پوشش بدن را گاهی بكار گيرد و گاه كنار نهد ؛ اگر بخواهد به عالم نور عروج كند و يا به هر صورتی كه اراده كند، در آيد؛ نفس انسان نيز كه از جوهر قدسی تشكيل شده است ، آن‌گاه كه از عالم نور منفعل شود و لباس اشراق بپوشد ، همچون نور تأثير می‌كند و منفعل می‌سازد ، اشاره می‌كند و شئ با همان اشاره او ، وجود می یابد و تصور می‌كند و شئ بر حسب تصور او واقع می‌شود.

شیخ شهاب الدین سهروردی
جلد اول مصنفات صفحه ۱۲۹

@hou786
وقتی که ذهن با نگه داشتنِ تنفس معلق شده باشد ، آنگاه می‌تواند با توجهِ متمرکز به خویش (Eka hintana) فنا شود.

از کتاب : Upadesha Saram , قطعه شماره ۱۴

@hou786
به تصریح شیخ اکبر محیی الدین بن عربی ، تنظیم و ترتیب کتاب فتوحات مکیه ، نه در اثر تأمل و تفکر ، بلکه نتیجه‌ی الهام ها و مکاشفه های غیبی بوده است.

مبانی و اصول عرفان نظری ، صفحه ۳۶
سید یدالله یزدان پناه

@hou786
شیخ محیی الدین بن عربی قدوه قائلان به وحدت وجود است ، آن مقدار که حقایق و معارف که در مصنفات وی ، به تخصیص در فصوص و فتوحات اندراج یافته است ، در هیچ کتاب یافت نمی شود و از هیچکس از این طایفه ظاهر نشده است.

عبدالرحمن جامی
نفحات الانس ، صفحه ۵۴۷

@hou786