سَبع المَثانی
3.66K subscribers
559 photos
40 videos
35 files
20 links
هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

کانال اسرارالتوحید:
@AsrareTohid
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر وقت ذکر مصیبت [اباعبدالله] می شود صورت مبارک جناب سیدالشهداء سلام الله علیه و آله [برای من] ظاهر می شد و رقت زیاد دست می داد... [روزی در ایام محرم] صورت صاحب ولایت [امام علی بن ابی طالب] ظاهر شد... بعد صورت مبارک تغییر کرد به صورت مبارک سیدالشهداء سلام الله علیه و آله [و] فرمودند کیست که بر من غریب گریه کند.

رساله نورالهدایا یا مصحف فاطمی صفحه ۸۱
بی بی بهشتی (فرزند میرزا ابوالقاسم راز شیرازی و خواهر سید جلال الدین محمد مجدالاشراف)

ویدئو: مرثیه ای است از حمید حافظ از ذاکران و مداحان طریقت مولویه در رثای حضرت سیدالشهداء علیه السلام: چون چشمان شهلای حسین علیه السلام بر کربلا افتاد ، لرزه بر اندام کائنات افتاد و گفتند ای وای حسین...
@hou786
افراد زیادی وقتی می میرند به نواحی بازیابی اختری منتقل می شوند. ارواح در این مناطق استراحت می کنند. تا اینکه از شرایطی که زندگی آن ها برایشان تحمیل کرده رها شوند و آمادهٔ پیشرفتن به سمت دنیای روحی کامل شوند و نقش های فعال تری در زندگی پس از مرگ خود به عهده بگیرند.

رابرت بروس
دینامیک اختری ، صفحه ۳۰۳

@hou786
آناندا ماورای جهان فیزیکی قرار دارد که مرکز و قسمت فرماندهی آن را قدیسان ساهاسرادال کانوال می‌ نامند. در آن بخش بزرگ زیر سطح های زیادی وجود دارند که اصطلاحا دارالاتأدیب نامیده می شوند که همگی در تنوع بی پایان زندگی فراوانند - قاره ها ، رودخانه ها ، کوه ها ، اقیانوس ها و مردم بی شمار - همه آن ها از نظم بالاتری برخوردارند که بسیار درخشان و زیبا هستند. دارالاتأدیب ها هدفشان بازیابی شخصیت است. بسیاری از مردم زمین هنگام مرگشان به این مدارس می روند.

جولیان جانسون
مسیر استادان ، صفحه ۲۴۲

@hou786
بالاترین سطح در‌ کل خلقت سات دش به معنی سرزمین پایدار یا منطقهٔ حقیقی است. نور متجلی شده در آنجا آنچنان شدید است که کسی نمی توان بیان کند. ساکنان آنجا تعداد کثیری از روح های خالص هستند که هیچ نوع نقصی ندارند.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۲۴۳

@hou786
آسمان های [روحانی] فراوان است و محرک هر آسمان موجودی است به نام ملک ، که نوعشان فراوان است.

محمد غزالی
مشکات الانوار ، صفحه ۹۰

@hou786
راهى است كه به قرب ولايت تعلق دارد. اقطاب و اوتاد و بُدلا و نُجَباء و عامّهء اولياءالله به همين راه واصل اند. و راه سلوک عبارت از اين راه است ، بلكه جذبه متعارفه نيز داخل همين است و پيشواى واصلان اين راه و سر گروه اينها و منبع فيض اين بزرگواران ، حضرت على مرتضى است کرم الله تعالی وجهه الکریم و اين منصب عظيم الشأن به ايشان تعلق دارد. در اين مقام گويا هر دو قدم مبارک آن سرور علیه و علی آله الصلاة والسلام بر فرق مبارك اوست كَرَّمَ اللهُ تَعَالى وَجهُه و حضرت فاطمه و حضرات حَسَنَين رَضِىَ اَللهُ تَعَالى عَنهُم در اين مقام با ايشان شريك اند. انگار که حضرت امیر رضی الله عنه قبل از نشأة عنصری نیز مَلاذ و مَلجأ این مقام بوده اند ، چنانچه بعد از نشأة عنصری . و هر که را فیض و هدایت از این راه میرسید ، به توسط ایشان می رسید ، چه ایشان نزد نُقطه مُنتهای این راه اند و مرکز این مقام به ایشان تعلق دارد و چون دوره حضرت امیر تمام شد این منصب عظیم القدر به حضرات حَسَنین ترتیباً مفوض و مسلّم گشت و بعد از ایشان ، همان منصب به هر یکی از ائمه اثنا عَشَر عَلَی الترتیب والتَّفصیل قرار گرفت و در اَعصار این بزرگواران و همچنین بعد از ارتحال ایشان هر که را فیض و هدایت می رسید ، به توسط این بزرگواران بوده و به حیلولة ایشانان . هرچند اقطاب و نجبای وقت بوده باشند و ملاذ و ملجأ همه ایشان بوده اند ، چه اطراف را غیر از لحوق به مرکز چاره نیست.

مکتوبات ربانی ، دفتر سوم ، مکتوب ۱۲۳

@hou786
سَبع المَثانی
از روح حکیم عمر خیام سؤال شد که قالب های هفتگانه (کالبد های هفت گانه) بعد از مرگ همیشه به همان کیفیت باقی می مانند یا خیر؟ جواب- اینگه گفته می شود روانپوش هفت قالب دارد مقصود هفت حالت از لطائف نهائی تا تراکم مادی است ، اما این هفت مرحله کاملا مشخص نیستند.…
تا زمانی که ما در مناطق مادی هستیم باید کالبد فیزیکی و اختری و علی را حفظ کنیم. اگر قرار باشد که به سطوح اختری برویم ، آنجا نیز باید کالبد علی و اختری را داشته باشیم . بالاخره وقتی فردی از سطح فیزیکی به اختری و نیز پس از آن به علی می رسد و در نهایت کالبد علی را در سفر رو به بالا ترک می‌ کند ، او هر سه این ابزار ها را کنار می گذارد ، چون دیگر نیازی به آن ها ندارد. وقتی رو به سطح بالاتر علی برسد ، خود را آزاد از این ابزار ها می بیند و خود را همچون روحی خالص مشاهده می‌ کند. در آن هنگام او با ادراک مستقیم و بدون ابزار ارتباطی همه چیز را می داند و در همه چیز شادی می کند.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۲۹۴

@hou786
این فقیر را آگاهانیده اند که خدای تعالی در افراد انسان لطیفه ای چند ودیعت نهاده است ؛ هر لطیفه را حالی دیگر است و سالک ترقی می کند از لطیفه به لطیفه تا آنکه سلوک وی تمام شود.

شاه ولی الله دهلوی
همعات ، همعه ۲۰ ، صفحه ۱۷۶

@hou786
هر فکر ، یک صورت و شکل مشخصی در سطح اختری به خود می‌ گیرد. هرکسی که بینایی اختری دارد ، می تواند آن ها را ببیند.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ، ۳۰۶

@hou786
هفتمین سبق لطیفه قالبی می باشد این لطیفه نیز مانند لطایف قبلی بر اثر توجه و تصرف شیخ مقتدا و مجالست لطایف سته مذکوره و بر اثر ذکر کثیره قالبی توسط سالک ، به یاد الهی حیات پیدا میکند و به ذکر خداوند متعال ذاکر میشود ومحل ان در تمامی بدن می باشد ، چنانچه از اسم این لطیفه آشکار است با وجود این مشایخ طریقت مرکز آن را در وسط فرق سر تعیین نموده اند ، با ذاکر شدن این لطیفه ده هزار حجاب ظلمانی و نورانی که بین عابد و معبود وجود داشت رفع می شود و بدینوسیله انسان به خداوند متعال نزدیک می شود و از آن جهت آن شخص را (ولی) میگویند که به معنای قریب (نزدیک) است.

شیخ نایب صاحب سیفی
سعادت در سایه عرفان ، صفحه ۱۴

@hou786
در درالمعارف از ملفوظات شاه علی عبدالله دهلوی قدس سره مسطور است سلوک مقامات بر دو قسم است یکی سلوک هر مقام ، تمام نمودن است از توجه مرشد خود از ابتداء سیر مقام یک لطیفه تا انتهای آن قطع می نماید بعد از آن به سیر لطیفه دیگر مشغول میشود ، دوم سلوک مقامات به طور "طفره" است و آن این است که مرشد هر که را میخواهد که کارش زودتر بانجام رسد توجه به لطیفه او میکند و هنوز سیر لطیفه اول قطع نگردیده است که انوار لطیفه ثانی را درو القاء میکنند همچنین لطیفه ثانی قطع نشده که توجه به لطیفه ثالث میفرمایند علی هذالقیاس از توجه خود حظی از هر مقامی و فیضی و انواری و کیفیتی از هرجا در باطن سالک القاء میفرمایند پس ان سالک صاحب "طفره" گویا که هر مقام را بطور اجمال میبیند بعد از ان تفصیل هر مقام هم بعنایت خداوندی جل شانه حاصل میشود.

شیخ محمد یوسف معنوی
بیان الحقایق فی دستور السیفیه فی الطرایق ، صفحه ۸۰

@hou786
اگر بر انسان امور روحانی از جهت دوام فکر صحیح و کم خوردن و کم خوابیدن و کم حرف زدن و ترک اموری که اقتضاء بشری بود ، بر او غلبه کند ، در این هنگام هیکل او لطافت روحانی را بدست آورد ، پس می تواند روی آب راه برود و در هواء پرواز کند و دیواری مانع او نمی شود و بعد مسافت شهرها او را دور نکند و در این هنگام روحش توان از میان بردن موانع را دارد که عبارت از اقتضاهای بشری است.

عبدالکریم جیلی
انسان کامل ، صفحه ۲۹۴

@hou786
ذکر کثیر عبارت از ذکر قلبی دائمی است ، که احتمال انقطاع ندارد ، نه لسانی که انقطاع پذیر است.

خواجه غلامعلی شاه دهلوی
ملفوظات چهل روزهٔ مرشد

@hou786
به تجربه ثابت است پس از تلقین ذکر برای مرید کفایت نمی‌کند صبح و شام با اهل دل در مجلس ذکر حضور یابد ، چنان که امروزه حال بیشتر مریدان چنین است ، بلکه باید در همه احوال ذاکر باشد ، زیرا نتیجهٔ چنین ذکری در حکم آن است در آغاز و پایان روز قطره‌ای آب به بذری بدهند و در فاصله‌ی بین آنها آفتاب همواره بتابد و باد همیشه بوزد. چنان زمینی هرگز سبز نمی‌شود و آن بذر به بار نمی‌نشیند و خرمی حاصل نمی‌آید و زمان شکفتنش به درازا می‌کشد و چه بسا اتفاق می‌افتد چنین سالکانی می‌میرند و گشایشی در دلشان حاصل نمی‌شود و بسیار هم اتفاق می‌افتد آنان پیران خود را برای تلقینشان نکوهش می‌کنند و چنین کسی حتی اگر در دل نیز باشد ، با خود می‌گوید ، مرا چه نیازی به چنین تلقینی بود، زیرا هیچ سودی به من نبخشیده است و نمی‌داند وظیفهٔ شیخ تنها کاشتن دانه و تکلیف مرید استمرار ذکر بسیار و انجام کارهای شایسته است.

شیخ احمد شعرانی شاذلی مغربی
الأنوار القدسية في معرفة قواعد الصوفية ، صفحه ۴۱

@hou786
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جریان صوت در خلقت جریانی است حیاتبخش که می توان آن را شنید. این موج و جریان صوت بیشتر شبیه امواج رادیویی است که از ایستگاه بزرگ پخش و به هر جهت ساطع می شود. در حقیقت این موج دو بعد دارد یک جریان گریز از مرکز و دیگری جریان مایل به مرکز. این موج از طرف دینام مرکزی کل خلقت به بیرون حرکت می کند و دوباره به سوی همان دینام بر می گردد. این صوت در ودا ، ناد نامیده می شود. کل عالم مرئی و نامرئی نمایش این ناد اولیه است. ناد سمفونی بزرگی است که سمفونی های دیگر از آن جاری می شود. ناد موسیقی اولیه عالم هستی است.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۳۷

@hou786
صوت مجرد را صوفیان ، صوت سرمدی نامیده اند که همهٔ عالم با آن پر شده است.. این صدا منبع همهٔ الهامات به استادان بوده است ، هرکسی که جذبه های این صدا را دنبال کند ، تمام تفاوت های مادی را از یاد می برد. این صدای مجرد همیشه به درون جریان دارد. بشر این صوت را به صورت قانون نمی شنود ، چون آگاهی اکثر انسان ها کاملا در هستی مادی متمرکز شده است. در مقایسه با آن اصوات مادی شبیه سوتی است در مقابل یک طبل.

حضرت عنایت خان
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۴۷

@hou786
سَبع المَثانی
حالت رهرو وقتی به اختیار خود خوابید ، سپاه ذکر را می بیند که آرام گرد او و در بالای سرش می گردند و از آنان صدایی چون صدای زنبور عسل یا زوزه ی باد می شنوی و آن حالت به هنگام ناتوانی حس برونی و توانایی حواس درونی یا حواس قلب [به انسان] دست می دهد. فوائح الجمال…
جریان صوت در عالم از طریق ده روش مختلف توسعه می یابد که به خاطر نمایش آن در ده مجرای مختلف بدن است ، شبیه صدای رعد ، غرش دریا ، صدای زنگ ، شر شر آب ، صدای زنبور ، چهچهه ی گنجشکان ، وینا ، صوت و صدای شانکا (صدای نوعی صدف) ، تا اینکه بالاخره هو شود ؛ که مقدس ترین صوت هاست. این صوت هو شروع و پایان همه ی صوت هاست.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۴۸

@hou786
گیبون از راهبی بزرگ مسیحی در کوه آتوس در قرن یازدهم گزارش می دهد که در مورد روش مراقبه چنین گفته است:

وقتی در خانه خودت تنها هستی و در را می بندی و خود را در گوشه ای می نشانی و ذهنت را ماورای همه چیز بیهوده و ناپایدار بالا می بری ، چانه ات را روی سینه خم کن ، چشم ها را به طرف شکمت ، به سمت ناف برگردان و جایگاه قلب را که روح است جستجو کن. در ابتدا همه چیز تاریک و آزاردهنده خواهد بود. شب و روز اگر ادامه دهی ، شادی غیر قابل وصفی احساس خواهی کرد. همین که روح جایگاه قلب را کشف کرد با نور اتری احاطه می شود.

جولیان جانسون
مسیر استادان دانش سورات شابد یوگا ، صفحه ۴۷۷

@hou786
نوری که بر جز اهل بدایات تابد و آن نوری بود بارق ، درخشان که بزرگ تر از آن نور نخست بود و از او به برق مانند تر بود ، به جز آنکه این نور برقی سهمناک بود و بسا بود که همراه آن آوازی رعد آسا شنیده آید و یا در دماغ متمکن گردد.

شیخ شهاب الدین سهروردی
حکمة الإشراق

@hou786
چون حقایق عالم برای مجاهد [در سلوک الی الله] کشف می شوند به صُوَری تمثّل می یابند ، و در طلیعه امر تمثلات رعد و برق و زلزله و مانند آنها روی می آورند ؛ در این حالِ کشف ، مثال‌ها و صُوَری پیش می آیند ، و انسان موفق به زیارت جمال پیغمبر و امام می شود.

علامه سید محمد حسین طباطبائی
انسان در عرف عرفان ، استاد علامه حسن زاده آملی ، صفحه ۳۲

@hou786
ارواح مقدس کامل را هیچ کاری از کار دیگر باز نمی دارد و هیچ عالمی از عالم دیگر محجوبشان نمیکند ، چون در برزخ محبوس نیستند و آنها را قدرت ظهور در این عالم هر وقت که بخواهند هست. ما به حقیقت آن راه پیدا کرده و آنرا دیده ایم. شیخ ما با پیامبر و با هر کس از انتقال یافتگان جهان آخرت که دارای این صفت اند ، هر وقت که بخواهد گرد میاید و من این را بارها تجربه کرده ام.

شیخ صدرالدین قونوی
فکوک ، صفحه ۹۱

@hou786