سَبع المَثانی
3.65K subscribers
562 photos
40 videos
35 files
20 links
هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

کانال اسرارالتوحید:
@AsrareTohid
Download Telegram
شبی در حالت نیلوفری در رخت خواب نشستم. در اتاقم دو چراغ روشن بود. وقتی که نگاه کردم متوجه شدم نقطه هایی از نور به رنگ خردل روی سقف اتاق تابیده بود و می درخشید. انعکاس این نقاط نورانی مانند دانه های باران‌ ، ستونی شفاف را تشکیل می دادند که بر من می تابید. جسم فیزیکی ام مادیت خود را از دست داد و به بافت مثالی تبدیل شد. احساس شناور بودن کردم ، با رخت خوابم تماس نداشتم ، بدن بی وزنم آهسته بلند شد و چپ و راست چرخید. به اطراف نگاه کردم ، اسباب و دیوار ها همه انبوهی از نور بودند که آنگونه تکثیر شده بودند و سقف قابل رؤیت نبود. مبهوت شده بوم. صدایی از درون نور گفت: "این مکانیزم سینمای کیهانی است. نگاه کن که شکل تو هیچ نیست ، مگر نور". به دست هایم نگاه کردم ، آنها را تکان دادم اما نمی توانستم وزن آن هارا احساس کنم. سروری خلسه آمیز در من جوشید. ساقهٔ کیهانی نور به شکل بدن من شکوفا می شد و انگار شعاع نور از تاریکخانهٔ سینما بیرون می تابید و تصاویر روی پرده ظاهر می کرد. توهم جسم مادی برایم کاملا از بین رفت و درک کردم که جوهر همه چیز نور است.

پاراماهانزا یوگاناندا
سرگذشت یک یوگی ، صفحه ۳۶۱

@hou786
پس اگر چشم تو واحد بین باشد ، تمام وجودت پر از نور خواهد شد.

انجیل متی ، ۶:۲۲

@hou786
نخوردن غذا در واقع یکی از قدرت های یوگایی است که در یوگا سوترای سوم پاتنجالی آمده است. بعضی یوگی ها با استفاده از یک تمرین خاص تنفسی ، ویشوداچاکرا یعنی پنجمین مرکز انرژی واقع در ستون فقرات را فعال می کنند. چاکرای ویشودی که در قسمت گلو واقع شده است پنجمین عنصر یعنی آکاش یا اثیر را تحت کنترل دارد. آکاش در فضاهای میان - اتمی سلول های فیزیکی ساری است. تمرکز بر این چاکرا عابد را قادر می سازد از انرژی های اثیری تغذیه کند.

پاراماهانزا یوگاناندا
سرگذشت یک یوگی ، پاورقی صفحه ۶۰۴

@hou786
با پیشرفت روحانی انسان می تواند به تدریج بیاموزد که با نور ابدی زندگی کند نه با غذا.

گیریبالا
سرگذشت یک یوگی ، صفحه ۶۰۴

@hou786
این کتاب [حکمة الإشراق] با دیگر کتاب هایی که تألیف کرده ام تفاوت دارد و برای خود دارای روش خاصی است. همهٔ مواد آن از راه تفکر و استدلال فراهم نشده ، بلکه کشف و شهود و تأمل و اعمال زاهدانه سهم بزرگی در آن داشته اند. از آنجا که اقوال ما از طریق استدلال عقلی به دست نیامده ، بلکه از بینش درونی و تأمل و مشاهده نتیجه شده ، شک و وسوسه شکاکان نمی تواند آنها را باطل کند. و هرکس که سالک راه حقیقت است ، در این راه یار و مددکار من است. روش استاد فلسفه و امام حکمت یعنی افلاطون الهی نیز چنین بود ، و حکیمانی که از لحاظ زمان بر افلاطون پیشی داشتند ، مانند هرمس پدر فلسفه هم بر این راه می رفته اند.

شیخ شهاب الدین سهروردی
سه حکیم مسلمان ، سید حسین نصر ، صفحه ۶۶

@hou786
از آنجا که حکیمان گذشته به علت نادانی تودهٔ مردم گفته های خود را به صورت رمزی بیان می کردند ، رد هایی که بر ایشان نوشته شده همه به صورت ظاهر گفته های ایشان مربوط می شود نه به غرض واقعی ایشان. و حکمت اشراقی ، که پایه و بنیان آن بر دو اصل نور و ظلمت است به آن صورت که توسط حکمای ایران ، همچون جاماسب و فرشاد شور و بزرگمهر ، بیان شده ، در میان همین رموز سری و نهانی قرار گرفته است.

شیخ شهاب الدین سهروردی
سه حکیم مسلمان ، سید حسین نصر ، صفحه ۶۷

@hou786
سهروردی می گوید که شادی و سعادت از اشراق شدن با نور های آسمانی حاصل می شود ، که هرکس که مزهٔ اشراق شدن به وسیله نور های قاهر را نچشیده باشد ، حتی از معنی شادی و حقیقت آن بی خبر است. همهٔ شادی های جزئی و گذران این جهان چیزی جز انعکاسی از شادی اشراق شدن و عرفان نیست.

سید حسین نصر
سه حکیم مسلمان ، صفحه ۸۰

@hou786
ابن عربی از مکه به شهر های مختلف سفر کرد ، و پیر طریقت وی در رسیدن به اسرار الهی خضر نبی بود. خضر مردمان را مستقیماً به جهان روحانیت وارد می کند ، بی آنکه لازم باشد ارتباط مستقیمی با یکی از سلاسل تصوف داشته باشند. به این ترتیب ، علاوه بر اینکه ابن عربی شاگرد چند تن از رؤسای طریقت بود ، شاگرد خضر نبی نیز شد ، ورود وی در سلسلهٔ خضر روشنتر از همه در سال ۶۰۱ آشکار شده است ، چه در آن سال خرقهٔ خضر را از دست علی بن جامع گرفت که وی خرقه را مستقیماً از پیغمبر سبز پوش دریافت کرده بود.

سید حسین نصر
سه حکیم مسلمان ، صفحه ۱۰۰

@hou786
بدان که نوشتن فصولِ فتوحات مکیه نتیجهٔ انتخاب آزاد یا تأمل و تفکر ارادی من نیست. در واقع آنچه را که من نوشته ام خداوند به وسیلهٔ فرشتهٔ الهام به من املا کرده است.

شیخ محیی الدین ابن عربی
الیواقیت ، مبتنی بر فصل های ۸۹ و ۳۴۸ فتوحات مکیه

@hou786
ابدال مثل ما میخورند و می آشامند و بیمار میشوند و دارو می‌خورند ، بیشتر اوقات در منزل نمی مانند مگر اینکه بیمار شوند اما قطب ایشان ثابت است در مقام خود و عمر وی دراز است و خواجه خضر و خواجه الیاس مصاحب این قطب باشند و در اوقات متفرقه صحبت بسیار دارند وی را و در نماز به وی اقتدا می‌کنند.

رسائل مولانا یعقوب چرخی نقشبندی ، صفحه ۲۰۲

@hou786
تصوف ، چیزی جز حکمتی در حد مشاهدهٔ تام و مکاشفهٔ کاملی نیست و مشاهده تام و مکاشفهٔ کامل هم در واقع رفع حجاب اوهام جزئیه و پرده های حسیه از بصیرت عقلی است ؛ بصیرت عقلی هم ، نور خدایی است که اشیاء را همانگونه که هست می نمایاند.

عبدالرزاق لاهیجی
شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام ، جلد ۱ ، صفحه ۱۸۸

@hou786
به طور کلی می توان گفت که رابطهٔ مخصوصی میان اصل دین و طریقهٔ تصوف ، موجود است. هر طایفه که از یک راهی ، زمام هستی اجزای این جهان پهناور را به دست عالمی مافوق طبیعت سپرده و برای مقام آفریدگار جهان ، کرنش می نمایند ، عده ای از آنها به امید پی بردن به اسرار پس پردهٔ غیب ، به مجاهدات و ریاضات پرداخته و لذایذ مادی و شهوات نفسانی چشم پوشیده و به تخلیه و تجرید نفس پرداخته اند ، و این همان تصوف است ، اگرچه در میان هر طایفه ، به اسم مخصوصی نامیده می شود... طریقهٔ تصوف را نباید مذهب خاصی در ردیف سایر مذاهب گذاشت ، مثلا گفته نمی شود مذاهب تسنن ، اشعریت و اعتزال و تصوف و غیر آنها است ، بلکه هریک از مذاهب اسلامی صوفی و غیر صوفی دارد...متصوفه اهل سنت را نظر به مطالبی که در دست دارند ، اصطلاحا شیعه نمی توان نامید ، ولی مطالب زیادی از مواد مذاهب تشیع را در دست داشته و بنای روشن آنها روی آن گذاشته شده است. چیزی که بیشتر از همه قابل توجه و تعمق است ، این است که عموم سلسله های تصوف ، خود را با کثرتی که دارند (به استثنای یکی) به امام اول شیعه حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نسبت داده ، و سرسپردگی خود را به حضرتش ارتباط و اتصال می دهند.

علامه طباطبایی
شیعه (مذاکرات و مکاتبات پروفسور هانری کربن با علامه سید محمد حسین طباطبایی) صفحه ۶۹-۷۱

@hou786
ظهور خوارق و کرامات ، شرط ولایت نیست و چنانچه علماء مکلّف به حصول خوارق و کرامات نیستند ، اولیاء نیز به ظهور خوارق مکلّف نیَند ، چه ولایت عبارت از قربِ الهی است که بعد از نسیان ماسوی به اولیاءِ خود کرامت می فرماید. شخصی را این قرب عطا فرمایند و از احوال مغیباتِ محدثات ، هیچ اطلاع ندهند و شخصی دیگر باشد که او را هم این قرب دهند و هم اطلاع بر مغیبات بخشند. و شخص ثالث را از قرب هیچ ندهند و اطلاع بر مغیبات بخشند.
شخص ثالث از اهل استدراج است و صفای نفس او را به کشف مغیبات مبتلا ساخته است و در ضلالت انداخته است.

مکتوبات ربانی ، دفتر دوم ، مکتوب ۹۲

@hou786
کشف مغیبات نه در ولایتِ اولیاء می افزاید و عدمِ کشف اینها ، نه در ولایت شان نقصان می آرد. تفاوت اولیاء به اعتبار درجات قرب است. بسا است که صاحبِ عدمِ کشف صور غیبی از صاحب کشف آن صور افضل بود و پیش قدم باشد به واسطه مزیّت قربی که او را حاصل شده است.

مکتوبات ربانی ، دفتر دوم ، مکتوب ۹۲

@hou786
خلوت گزینی در ذهن یک انسان است. شخص باید در بحبوحه و هنگامه این دنیا باشد و با وجود این سکوت و آرامش ذهنی کامل را حفظ کند. چنین شخصی همیشه در خلوت است. شاید شخصی تک و تنها در جنگل باشد اما باز نتواند فکر و خیال خود را کنترل کند. نمی توان گفت که چنین شخصی خلوت گزیده است. خلوت گزیدن یک رویکرد ذهنی است. شخصی که به وابستگی های دنیوی چسبیده است به حالت خلوت گزینی نمی رسد ، هرجایی هم که باشد ، و انسانی که جدا از وابستگی ها شده همیشه در حالت خلوت گزینی است.

رامانا ماهارشی
Maharshi's Gospel , Page 27

@hou786
شیخ محیی الدین ابن العربی نوشته است که بعضی اولیاء کرام که کرامت و خوارق از ایشان بسیار به ظهور آمده است ، در آخر نفس از ظهور این کرامات نادم بودند و تمنّی می کردند که کاش این همه خوارق از ما به ظهور نمی آمد.

مکتوبات ربانی ، دفتر دوم ، مکتوب ۹۲

@hou786
کمتر می شود که از اقطاب و خلفاء خوارق عادات سر زند ، بلکه از وزرا و خلفای ایشان صادر می گردد ، به سبب قیامشان به عبودیت تام و اتصافشان به فقر کلی ، لذا برای خودشان در چیزی تصرف نمی کنند.

شیخ داود قیصری
شرح فصوص الحکم ، فص حکمت رحمانی در کلمهٔ سلیمانی ،صفحه ۸۱۹

@hou786
متون مقدس مربوط به راجا یوگا می گویند که این مغز جایگاه [بروز و ظهورِ] "خود" است. پوروشا سوکتا (سروده ای از ریگ ودا) می گوید که این قلب جایگاه "خود" است برای اینکه شخص تمرین کننده دچار شک و تردید احتمالی نشود ، باید که رشته یا سر نخ من - بودن یا "من هستم - بودن را تا منبع آن دنبال کند. زیرا نخست اینکه کسی نمی تواند هیچ شکی درباره فکرِ "من"خودش داشته باشد ؛ دوم اینکه هر تمرین معنوی اتخاذ شود ، هدف نهایی آن درکِ منبع "من هستم" بودن است که مأخذ اولیه تجربه تو است. بنابراین اگر جستجو و تفحص خود را تمرین کنی به آن قلب که آن خود است می رسی.

رامانا ماهارشی
Maharshi's Gospel , page 97

@hou786
هر نفس در هر درجه از کمال باشد جویای نور الأنوار و لذت نورپذیری از آن است و هرکس لذت نور پذیری از انوار قاهره را نچشیده باشد ، هیچ لذتی را نچشیده است. سعادت نهایی نفس رسیدن به انوار فرشتگان از طریق تزکیه و اعمال زاهدانه است.

شیخ شهاب الدین سهروردی
مجموعه مصنفات ، جلد ۲ ، صفحه ۲۲۳

@hou786
بارها مشاهده افتاد که در مجالس ذکر خصوصا مساجد متبرکه ، چون جماعت به ذکر و نماز مشغول می شوند ، برکات ملائکه به منزلهٔ نسیمی طیب می وزد و نفوس ایشان را احاطه می‌کند ، خواه به صفت حضور متصف شده باشند یا نه! و آنچه بعض صوفیه گمان میکنند که صلوة چون در کمال حضور و خشوع نباشد فایده نمی دهد ، منشأ آن عدم اطلاع بدین نسبت است.

شاه ولی الله دهلوی
همعات ، صفحه ۱۱۷-۱۱۱

@hou786
در منطق و ریاضیات ذهن انسان از محسوسات به عالم غیر محسوس ، انتقال پیدا می کند. وجه تسمیهٔ بخشی از علوم به ریاضیات نیز این است که ذهن آدمی در مورد آن از محسوسات به عالم غیر محسوس انتقال پیدا کرده و به واسطهٔ تصرفی که در محسوسات انجام می دهد ، نوعی مشقت و ریاضت را تحمل می کند. به این ترتیب آنچه در ریاضیات انجام می پذیرد ، در منطق نیز انجام می پذیرد.

ابوالبرکات بغدادی
المعتبر ، جلد ۳ ، صفحه ۹

@hou786