سَبع المَثانی
3.65K subscribers
562 photos
40 videos
35 files
20 links
هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

کانال اسرارالتوحید:
@AsrareTohid
Download Telegram
یوگی با تقدیم دم به بازدم ، و تقدیم بازدم به دم ، هر دو را خنثی می کند: به این ترتیب پرانا [نیروی حیات] را از قلبش رها می کند و نیروی حیات را تحت کنترل خود در می آورد.

باگاوادگیتا ، فصل چهارم ، ۲۹

@hou786
یوگی با آرام کردن عملکرد ریه ها و قلب ، پرانا [نیروی حیات] را حفظ می کند و به این ترتیب تخریب بدنش را متوقف می کند و همچنین تغییر و تبدیل رشد بدن را با کنترل آپانا [دفع و خاموش کردن جریان حیات] متوقف می کند. به این ترتیب یوگی با خنثی کردن فرایند تخریب و رشد سلول ها ، کنترل کردن نیروی حیات را می آموزد.

پاراماهانزا یوگاناندا
سرگذشت یک یوگی ، صفحه ۳۱۲

@hou786
آنکس که در مراقبه استاد است ، آنکس که به طلب هدف متعالی است ، و قادر است با متمرکز کردن نگاهش به نقطهٔ میان دو ابرو از دنیا کناره گیری کند ، و با خنثی کردن جریانات پرانا و آپانا که جاریست میان بینی و ریه ها ، ذهن محسوس و هوش را کنترل کند و میل و آرزو ، ترس و خشم را نابود کند و به رهایی جاودانه دست یابد.

باگاوادگیتا ، فصل پنجم ، ۲۸

@hou786
فارابی به موسیقی علاقهٔ فراوان داشته و محبت عمیقی نسبت به نظریات فیثاغوریان ابراز کرده است.. فارابی علاوه بر آنکه در موسیقی نظری کارشناس بود ، نوازندهٔ قابلی نیز بود. اثری به نام موسیقی الکبیر برای ما برجای گذاشته است که شاید مهم ترین کتاب در موسیقی قدیم باشد ، و تأثیر فراوانی در شرق و غرب داشته ، و در دوره های بعد یکی از مآخذ معتبر موسیقی به شمار می رفته است. آهنگ های ساختهٔ فارابی به سرعت در مشرق زمین و مخصوصا در میان بعضی از طرق تصوف ، انتشار یافت ، و هنوز هم گروهی از آن ها که آداب و رسوم سماع قدیم را محفوظ نگاه داشته اند همین آهنگ هارا به کار می برند.

سید حسین نصر
سه حکیم مسلمان ، صفحه ۱۶

@hou786
شبی لهیری ماهاسایا دست بر پیشانی من نهاد. انبوهی از نور های مدور پدیدار شد و به تدریج به شکل یک چشم معنوی آبی رنگ درآمد ، که حلقه ای زرین دور آن کشیده شده بود و در میان یک ستارهٔ پنج ضلعی سفید قرار داشت. استادم با صدایی نرم و موسیقی وار که گویی از فاصله ای دور شنیده می شد گفت: آگاهیت را از درون این ستاره به سلطنت آن یگانهٔ نامتناهی متمرکز کن. مشاهده پس از مشاهده مانند امواج اقیانوس بر ساحل روح من پدیدار شد. این قلمرو های تماشایی عاقبت در دریای سرور و طرب غرق شدند. من در تبرکی ابدی خودم را گم کردم.

شریماتی کاشی مونی
سرگذشت یک یوگی ، صفحه ۳۶۶

@hou786
کسانی که ایمان می آورند ، با قدرت من ، ارواح پلید را از مردم بیرون خواهند کرد و به زبان های تازه سخن خواهند گفت. مارها را برخواهند داشت و در امان خواهند بود ، و اگر زهر کشنده ای بخورند صدمه نخواهند دید ، دست بر بیماران خواهند گذاشت و ایشان را شفا خواهند داد.

انجیل مرقس ۱۶ / ۱۷-۱۸

@hou786
هر که در این ماه [رمضان] به جمعیت گذراند ، و از خیرات و برکات این بهره مند شود ، تمام سال به جمعیت گذراند ، و به خیر و برکت مملو و محتوی باشد.

مکتوبات ربانی ، دفتر اول ، مکتوب ۱۶۲

@hou786
جمعیت در این ماه [رمضان‌] سبب جمعیت تمام سال است ، و تفرقه این ماه سبب تفرقه تمام سال.

مکتوبات ربانی ، دفتر اول ، مکتوب ۴

@hou786
اگر در طول روزه داری طی یک ماه ، چشم انداز معنوی حفظ شود و ذهن و خیال کنترل بشود ، آنگاه در حدود ده روز پس از شکستن روزه ، ذهن خالص و پیوسته خواهد شد ، و این طور نیز باقی می ماند.

شری رامانا ماهارشی

@hou786
شبی در حالت نیلوفری در رخت خواب نشستم. در اتاقم دو چراغ روشن بود. وقتی که نگاه کردم متوجه شدم نقطه هایی از نور به رنگ خردل روی سقف اتاق تابیده بود و می درخشید. انعکاس این نقاط نورانی مانند دانه های باران‌ ، ستونی شفاف را تشکیل می دادند که بر من می تابید. جسم فیزیکی ام مادیت خود را از دست داد و به بافت مثالی تبدیل شد. احساس شناور بودن کردم ، با رخت خوابم تماس نداشتم ، بدن بی وزنم آهسته بلند شد و چپ و راست چرخید. به اطراف نگاه کردم ، اسباب و دیوار ها همه انبوهی از نور بودند که آنگونه تکثیر شده بودند و سقف قابل رؤیت نبود. مبهوت شده بوم. صدایی از درون نور گفت: "این مکانیزم سینمای کیهانی است. نگاه کن که شکل تو هیچ نیست ، مگر نور". به دست هایم نگاه کردم ، آنها را تکان دادم اما نمی توانستم وزن آن هارا احساس کنم. سروری خلسه آمیز در من جوشید. ساقهٔ کیهانی نور به شکل بدن من شکوفا می شد و انگار شعاع نور از تاریکخانهٔ سینما بیرون می تابید و تصاویر روی پرده ظاهر می کرد. توهم جسم مادی برایم کاملا از بین رفت و درک کردم که جوهر همه چیز نور است.

پاراماهانزا یوگاناندا
سرگذشت یک یوگی ، صفحه ۳۶۱

@hou786
پس اگر چشم تو واحد بین باشد ، تمام وجودت پر از نور خواهد شد.

انجیل متی ، ۶:۲۲

@hou786
نخوردن غذا در واقع یکی از قدرت های یوگایی است که در یوگا سوترای سوم پاتنجالی آمده است. بعضی یوگی ها با استفاده از یک تمرین خاص تنفسی ، ویشوداچاکرا یعنی پنجمین مرکز انرژی واقع در ستون فقرات را فعال می کنند. چاکرای ویشودی که در قسمت گلو واقع شده است پنجمین عنصر یعنی آکاش یا اثیر را تحت کنترل دارد. آکاش در فضاهای میان - اتمی سلول های فیزیکی ساری است. تمرکز بر این چاکرا عابد را قادر می سازد از انرژی های اثیری تغذیه کند.

پاراماهانزا یوگاناندا
سرگذشت یک یوگی ، پاورقی صفحه ۶۰۴

@hou786
با پیشرفت روحانی انسان می تواند به تدریج بیاموزد که با نور ابدی زندگی کند نه با غذا.

گیریبالا
سرگذشت یک یوگی ، صفحه ۶۰۴

@hou786
این کتاب [حکمة الإشراق] با دیگر کتاب هایی که تألیف کرده ام تفاوت دارد و برای خود دارای روش خاصی است. همهٔ مواد آن از راه تفکر و استدلال فراهم نشده ، بلکه کشف و شهود و تأمل و اعمال زاهدانه سهم بزرگی در آن داشته اند. از آنجا که اقوال ما از طریق استدلال عقلی به دست نیامده ، بلکه از بینش درونی و تأمل و مشاهده نتیجه شده ، شک و وسوسه شکاکان نمی تواند آنها را باطل کند. و هرکس که سالک راه حقیقت است ، در این راه یار و مددکار من است. روش استاد فلسفه و امام حکمت یعنی افلاطون الهی نیز چنین بود ، و حکیمانی که از لحاظ زمان بر افلاطون پیشی داشتند ، مانند هرمس پدر فلسفه هم بر این راه می رفته اند.

شیخ شهاب الدین سهروردی
سه حکیم مسلمان ، سید حسین نصر ، صفحه ۶۶

@hou786
از آنجا که حکیمان گذشته به علت نادانی تودهٔ مردم گفته های خود را به صورت رمزی بیان می کردند ، رد هایی که بر ایشان نوشته شده همه به صورت ظاهر گفته های ایشان مربوط می شود نه به غرض واقعی ایشان. و حکمت اشراقی ، که پایه و بنیان آن بر دو اصل نور و ظلمت است به آن صورت که توسط حکمای ایران ، همچون جاماسب و فرشاد شور و بزرگمهر ، بیان شده ، در میان همین رموز سری و نهانی قرار گرفته است.

شیخ شهاب الدین سهروردی
سه حکیم مسلمان ، سید حسین نصر ، صفحه ۶۷

@hou786
سهروردی می گوید که شادی و سعادت از اشراق شدن با نور های آسمانی حاصل می شود ، که هرکس که مزهٔ اشراق شدن به وسیله نور های قاهر را نچشیده باشد ، حتی از معنی شادی و حقیقت آن بی خبر است. همهٔ شادی های جزئی و گذران این جهان چیزی جز انعکاسی از شادی اشراق شدن و عرفان نیست.

سید حسین نصر
سه حکیم مسلمان ، صفحه ۸۰

@hou786
ابن عربی از مکه به شهر های مختلف سفر کرد ، و پیر طریقت وی در رسیدن به اسرار الهی خضر نبی بود. خضر مردمان را مستقیماً به جهان روحانیت وارد می کند ، بی آنکه لازم باشد ارتباط مستقیمی با یکی از سلاسل تصوف داشته باشند. به این ترتیب ، علاوه بر اینکه ابن عربی شاگرد چند تن از رؤسای طریقت بود ، شاگرد خضر نبی نیز شد ، ورود وی در سلسلهٔ خضر روشنتر از همه در سال ۶۰۱ آشکار شده است ، چه در آن سال خرقهٔ خضر را از دست علی بن جامع گرفت که وی خرقه را مستقیماً از پیغمبر سبز پوش دریافت کرده بود.

سید حسین نصر
سه حکیم مسلمان ، صفحه ۱۰۰

@hou786
بدان که نوشتن فصولِ فتوحات مکیه نتیجهٔ انتخاب آزاد یا تأمل و تفکر ارادی من نیست. در واقع آنچه را که من نوشته ام خداوند به وسیلهٔ فرشتهٔ الهام به من املا کرده است.

شیخ محیی الدین ابن عربی
الیواقیت ، مبتنی بر فصل های ۸۹ و ۳۴۸ فتوحات مکیه

@hou786
ابدال مثل ما میخورند و می آشامند و بیمار میشوند و دارو می‌خورند ، بیشتر اوقات در منزل نمی مانند مگر اینکه بیمار شوند اما قطب ایشان ثابت است در مقام خود و عمر وی دراز است و خواجه خضر و خواجه الیاس مصاحب این قطب باشند و در اوقات متفرقه صحبت بسیار دارند وی را و در نماز به وی اقتدا می‌کنند.

رسائل مولانا یعقوب چرخی نقشبندی ، صفحه ۲۰۲

@hou786
تصوف ، چیزی جز حکمتی در حد مشاهدهٔ تام و مکاشفهٔ کاملی نیست و مشاهده تام و مکاشفهٔ کامل هم در واقع رفع حجاب اوهام جزئیه و پرده های حسیه از بصیرت عقلی است ؛ بصیرت عقلی هم ، نور خدایی است که اشیاء را همانگونه که هست می نمایاند.

عبدالرزاق لاهیجی
شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام ، جلد ۱ ، صفحه ۱۸۸

@hou786
به طور کلی می توان گفت که رابطهٔ مخصوصی میان اصل دین و طریقهٔ تصوف ، موجود است. هر طایفه که از یک راهی ، زمام هستی اجزای این جهان پهناور را به دست عالمی مافوق طبیعت سپرده و برای مقام آفریدگار جهان ، کرنش می نمایند ، عده ای از آنها به امید پی بردن به اسرار پس پردهٔ غیب ، به مجاهدات و ریاضات پرداخته و لذایذ مادی و شهوات نفسانی چشم پوشیده و به تخلیه و تجرید نفس پرداخته اند ، و این همان تصوف است ، اگرچه در میان هر طایفه ، به اسم مخصوصی نامیده می شود... طریقهٔ تصوف را نباید مذهب خاصی در ردیف سایر مذاهب گذاشت ، مثلا گفته نمی شود مذاهب تسنن ، اشعریت و اعتزال و تصوف و غیر آنها است ، بلکه هریک از مذاهب اسلامی صوفی و غیر صوفی دارد...متصوفه اهل سنت را نظر به مطالبی که در دست دارند ، اصطلاحا شیعه نمی توان نامید ، ولی مطالب زیادی از مواد مذاهب تشیع را در دست داشته و بنای روشن آنها روی آن گذاشته شده است. چیزی که بیشتر از همه قابل توجه و تعمق است ، این است که عموم سلسله های تصوف ، خود را با کثرتی که دارند (به استثنای یکی) به امام اول شیعه حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نسبت داده ، و سرسپردگی خود را به حضرتش ارتباط و اتصال می دهند.

علامه طباطبایی
شیعه (مذاکرات و مکاتبات پروفسور هانری کربن با علامه سید محمد حسین طباطبایی) صفحه ۶۹-۷۱

@hou786