سَبع المَثانی
3.66K subscribers
562 photos
40 videos
35 files
20 links
هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

کانال اسرارالتوحید:
@AsrareTohid
Download Telegram
نفس انسان هیچگاه بی بدن نیست و برایش ابدانِ طولی است و تفاوت آن ها به نقص و کمال است.

مفتاح الأسرار لسلاک الأسفار ، جلد ۱ ، صفحه ۴۲۶

@hou786
اگر اشتغال نفس به تدبیر قوای طبیعی اش و انفعال نفس از قوا نبود هر آینه برای نفس اقتدار بر انشای اجرامی که بزرگ مقدار و پر تعدادند وجود داشت تا چه رسد به تصرف در اجرام عظیم به تدیبر و تحریک آن ها ، چنان که برای اصحاب ریاضت ها این چنین تدبیر و تحریک هست و به تحقیق از پیش خود امور بزرگی را تجربه کردند با این که‌ هنوز در این نشئهٔ دنیا هستند.

صدرالمتألهین ملاصدرا شیرازی
مفاتیح الغیب ، صفحه ۵۲۶

@hou786
غذا بر ذهن تأثیر می‌گذارد. برای تمرین های معنوی ، از آنجایی که [کمتر گوشت خوردن] ذهن را خالص‌تر و متوازن تر {Sattvic} می‌سازد بسیار ضروری است. باید خود را به غذای سالم {Sattvic} عادت دهید. قدرت ذهن برای نابود ساختن دل‌بستگی‌های دنیوی ارتباط با غذایی که مصرف می کنید دارد ، کیفیت غذا ذهن‌ را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ذهن با غذایی که مصرف شود تغذیه می‌شود.

شری رامانا ماهارشی
از کتابِ Be as you are book

@hou786
موت اختیاری ، حیاتِ حقیقی است.

استاد علامه حسن زاده آملی
هزار و یک نکته ، نکته ۴۸۰

@hou786
گردیدن نفس آدمی بر صور انواع حیوانات ، به خاطر مناسبت با اعمال و افعال آنان است که منجر به ملکاتشان می شود.. تکرار فعل ها در انسان موجب ایجاد ملکات و اخلاق در نفسش می شود ، و هر ملکه ای و صفتی که بر جوهر نفس غلبه پیدا کند ، در قیامت نفس به صورتی که مناسبت با آن ملکه داشته باشد ، تصور می کند.

صدرالمتألهین ملاصدرا شیرازی
اسرارالآیات ، صفحه ۱۵۰

@hou786
باطن نبوت ، ولایت مطلقه است و آن عبارت است از حصول مجموع کمالات به حسب باطن در ازل و بقای آن تا ابد ، که به فنای عبد در حق و بقایش به حق برمی گردد. و این ولایت مطلقه به اصالت برای حقیقت محمدیه و به وراثت برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. این مقام برای کسی بعد از ایشان نیست مگر برای اولاد معصوم شان که از ناحیهٔ حق تعالی به امامت و خلافت آن ها تصریح شده است.

شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری ، جلد ۲ ، صفحه ۴۷ / جامع الأسرار و منبع الأنوار علامه سید حیدر آملی ، صفحه ۳۸۳

@hou786
اگر جویندگان معنوی همیشه در مصاحبت انسان‌های دنیوی که [فکر و خیال پراکنده ای دارند] باشند ، آن‌ها با جریان ذهن آن‌ها تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. غفلت از خویش می‌تواند واگیردار باشد. با انسان‌های دنیوی هم‌نشینی نکنید. یا به تنهایی به تمرین های معنوی بپردازید و یا تمرین ها را با انسان‌هایی که آن‌ها نیز برای صرف نظر کردن از دل‌بستگی‌های ذهنیِ و دنیوی خودشان تلاش می‌کنند انجام دهید. اگر تمرین های معنوی خود را قوی و پیوسته بسازید ، هیچ‌کس نمی‌تواند مزاحم آن شود .اگر این سرنوشت ما باشد که با انسان‌های غیر معنوی زندگی کنیم ، ظاهراً باید با آن ها در تعامل باشیم اما باطناً ، توجه کامل ما باید در جهت معنویت و شناخت خویش جریان پیدا کند.

گفتگو با آنامالای سوامی
از کتاب LWB

@hou786
مقام باطن ولایت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله مقام جامعیت اسم اعظم و مرتبهٔ وحدت صرف و اتحاد آن با مقام اسم اعظم است. و حضرتش به اعتبار باطن وجود ، عین اسم اعظم است. ظهور اسم اعظم با جمیع مراتب و شئون خود ، که موجب ظهور تجلی حق به جمیع اسماء و صفات است ، از مشکات خاتم الأولیاء خواهد بود؛ و حضرت مهدی علیه السلام به اعتبار مقام ظهور و تجلی در عالم وجود ، متحقق به اسم اعظم است.

علامه سید جلال الدین آشتیانی
شرح مقدمه قیصری ، صفحه ۸۹۱

@hou786
عرفا نیروی ظاهر شدن در بیش از یک بدن را دارند ، این نیرو یک سیدی sidhi [قدرت مخصوص عرفا] است که در یوگا سوترای پاتانجالی ذکر شده است. پدیدار شدن در دو بدن در زندگی بسیاری از قدیس ها در تمام اعصار به چشم می خورد.

سرگذشت یک یوگی پاراماهانزا یوگاناندا ، صفحه ۳۶

@hou786
بدان که انبیاء مظاهر امهات اسمای حق اند و این امهات داخل در حیطهٔ "اسم اعظم جامع" می باشند که مظهر او "حقیقت محمدیه" است ، لهذا امت حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز خیر امم اند.

شیخ داود قیصری
شرح فصوص الحکم ، جلد ۱ ، صفحه ۳۵۰

ترکیب مدور خط کوفی اثر قاسم حیدر

@hou786
از شیخ خود صدرالدین قونوی شنیدم که شیخ بزرگ محیی الدین عربی را با خضر علیه السلام اتفاق ملاقات افتاد ، گفت که: از برای موسی بن عمران صلوات الرحمن علیه هزار مسئله از آنچه از اول ولادت تا زمان اجتماع بر وی گذشته بود ، مهیا ساخته بودم. وی بر سه مسئله از آن صبر نتوانست کرد.

شیخ مؤیدالدین جندی
نفحات الأنس نورالدین عبدالرحمن جامی ، صفحه ۶۴۹

@hou786
[شاگرد باید] آن چنان فانی در استادش باشد که تمام شئون وجودی او را استاد پر نماید ؛ شاگردی که فنای در استاد و ولی الهی ندارد ، به جایی نمی رسد.

داود صمدی آملی
شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی ، جلد ۱ ، صفحه ۵۳۰

@hou786
هر طاعت و عبادت بدنی دارای نوری است ، حتی غسل ، وضو ، نماز ، روزه ، زکات ، خمس ، حج و جهاد نور دارند که آن نور برای صاحبدلان نمایان می شود.

میرزا ابوالقاسم راز شیرازی
پنج رساله از راز شیرازی ، رساله قنوتیه ، صفحه ۵۵۵

@hou786
بعد از به جا آوردن تعقیبات نماز صبح و ذکر - که در آن هنگام به نوشتن رساله و نگاشتن فضائل علوی و معارف الهی عادت دارم - پروردگارم به من الهام می کند که به سوی نیکوترین کار بشتاب ؛ پس من یقین کرده ام که از میان بهترین اعمال شبانه روز - که من شب و روز به آن می پردازم - هیچ کاری بهتر از نشر فضائل علوی از طریق زبان ، بیان و نوشتار نیست.

میرزا ابوالقاسم راز شیرازی
پنج رساله از راز شیرازی ، رساله قنوتیه ، صفحه ۵۵۶

@hou786
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شارح خطبة البيان محمد دهدار شيرازى چنين نوشته است : پوشيده نخواهد بود كه مقرر اهل رياضت است، كه تا حضرت اميرالمؤمنين را در خواب يا در غيبت يا در واقعه نبينند، ايشان را فتح نمى‏ شود. اين لا شئى (هيچى) از سيد محمد لار شنيدم كه گفت: در وقتى كه مرا شيخ به خلوت نشاند، مدتى فتح نشد، تا در واقعه ديدم كه حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام آمدند و نئى از طلا در دست، يك سر آن را بر سينه من بالاى دل نهادند و دهان مبارك خود بر سر ديگر نهاده، چند نفس دميدند، پس مرا آغاز فتح شد. و از سيد محمد سر مست شنيدم كه گفت: مرا مدتى فتح نمى‏ شد. شبى اميرالمؤمنين على علیه السلام را در خواب يا در واقعه ديدم، به بدنى در كمال بزرگى و قامتى در غايت بلندى كه سر، بالا بايد كرد كه روى مبارك آن حضرت را ديد، آن گاه مرا بنياد فتح شد.

تحفه معلم
سید علی اکبر صداقت
@hou786
خداوند قلبم را نورانی کرد و پروردگارم مرا به راه مستقیم هدایت کرد و بر بصیرتم باب ملکوت آسمان ها و زمین را با کلید معرفت نفس گشود ؛ پس به درستی که معرفت نفس کلید گنجینه های ملکوت است.

صدرالمتألهین ملاصدرا شیرازی
اسفار ، جلد ۷ ، صفحه ۷۰۹

@hou786
بدان که کلام به حروف منتهی است و حروف به الف و الف به نقطه ، و نقطه عبارت است از سرّ هویت مطلقه در عالم.. این نقطه است که به لحاظ امتداد و تعلقش به کثرات چندین هزار عالم به توان چندین هزار عالم از آن ظاهر ، و چندین هزار مرتبه به توان چندین هزار مرتبه از آن ناشی شده است ، و در هر مرتبه نامی یافته است.. قرآن صد و چهارده سوره است و سوره ها از آیات و آیات از کلمات و کلمات از حروف و حروف از الف و الف از نقطه و جمیع علوم ، بلکه جمیع اشیاء به صورت ترکیبی و تألیفی حروف اند ، و حروف صورت متفرقهٔ الف ، و الف صورت تکرار و تفرقهٔ نقطه که در سیر و حرکت متکثر گشت که "العلم نقطة کثرها الجاهلون" شیخ سعید الدین حموی می فرماید:

یک نقطه الف گشت الف جمله حروف
در هر حرفی الف به اسمی موصوف

چون نقطه تمام گشت آمد به سخن
ظرف است الف نقطه در او چون مظروف

استاد علامه حسن زاده آملی
ده رساله ، رسالهٔ مدارج و معارج ، صفحه ۳۳

@hou786
گستردگی وجود انسان کامل به حدی است که او را روح عالم و عالم را کالبد او می دانند ؛ همچنانکه روح ، مدبر بدن است و در آن تصرف می کند ، انسان کامل هم به وسیله اسماء الله تدبیر عالم می کند و در آن تصرف می نماید.

عبدالرحمن جامی
نقدالنصوص فی شرح نقش الفصوص صفحه ۸۹

@hou786
حكيم متأله كسی است كه بدن او هم چون پيراهنی برای او است كه زمانی آن را كنار نهاده و زمان ديگر بكار می‌گيرد‌‌ ‌؛ هيچ انسانی نمی‌ تواند در زمره حكماء درآيد و از ايشان دانسته شود ، مگر آنکه در زمره مقدس سلوک درآيد و پوشش بدن را گاهی بكار گيرد و گاه كنار نهد ؛ اگر بخواهد به عالم نور عروج كند و يا به هر صورتی كه اراده كند، در آيد؛ نفس انسان نيز كه از جوهر قدسی تشكيل شده است ، آن‌گاه كه از عالم نور منفعل شود و لباس اشراق بپوشد ، همچون نور تأثير می‌كند و منفعل می‌سازد ، اشاره می‌كند و شئ با همان اشاره او ، وجود می یابد و تصور می‌كند و شئ بر حسب تصور او واقع می‌شود.

شیخ شهاب الدین سهروردی
جلد اول مصنفات صفحه ۱۲۹

@hou786
از حضرت استاد علامه حسن زاده آملی به خاطر دارم که می فرمود: وقتی جناب حاجی سبزواری بحث عشق در موقف هشتم الهیات اسفار را برای شاگردان و دل سوختگان درسش تدریس می فرمود ، آن چنان تأثیر می کرد که شش نفر از شاگردان حوزهٔ درس وی [در اثر جذبهٔ عشق] ناپدید شدند و معلوم نشد که کجا رفتند و چه شدند.

داود صمدی آملی
شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی ، جلد ۱ ، صفحه ۶۴۴

@hou786
در مراحل اولیه عبور [از عالم برزخ] که می خواهد تجلیات نفس شروع شود سالک نفس خود را به صورت مادی مشاهده می کند و به عبارت دیگر چه بسا ملاحظه می کند که خودش در برابر خودش ایستاده است. این مرحله ابتدای تجرد نفسی است.

سید محمد حسین حسینی طهرانی
رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الاباب ، صفحه ۳۲

@hou786