دیدارگاه هوشنگ طالع
255 subscribers
2.64K photos
151 videos
452 files
210 links
دیدارگاه هوشنگ طالع
Download Telegram
سرور ارجمند دکتر هوشنگ طالع
سرور ارجمند علی کاکای افشار
سرور ارجمند محمد تقی حرآبادی
سرور ارجمند سنایی
مهربانو پاترا
مهربانو ناژیلا سجادیه
سرور ارجمند دکتر محمد علی سجادیه
مهربانو مطلبی
سرور ارجمند استاد خسروی
مهربانو نیلوفر عنایت
مهربانو باران
سرور ارجمند استاد مرادی
سرور ارجمند استاد بهشتی
سرور ارجمند استاد زندیان
پاینده ایران
با اندوه بسیار ، درگذشت سرور ارجمند و گرامی دکتر عبدالرضا باستانی ، هم‌اندیش و یار دیرین نهضت پان‌ایرانیسم را به آگاهی یاران و هم‌اندیشان می‌رساند .
یادش هماره گرامی است و راهش پر رهرو و روانش به سپنتامینو .
از سوی یاران و هم‌اندیشان : هوشنگ طالع
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۵
تجاوز نظامی کفتار زرد به ونزوئلا

با تجاوز نظامی کفتار زرد به ونزوئلا ، معلوم شد که حقوق بین‌الملل هنوز به گفته‌ی بیسمارک صدراعظم آلمان ، از دهانه‌ی توپ بیرون می‌آید یعنی وابسته به قدرت و جنگ‌افزار است .
از سوی دیگر نشان داد که پیمان شانگهای و بریکس ، خیلی توخالی اند و حتا یک اعتراض ساده هم نکردند و روسیه و چین هم تنها به توصیه به خویشتن‌داری بسنده کردند که در عرف بین‌الملل یعنی " کشک " . تنها در این میان ، دولت برزیل این کار را محکوم کرد .
آقایان جمهوری اسلامی : چند بار باید زمانه شما را نزد ِِآموزگار بنشانند تا اندکی بیاموزید . در جهانِ هسته‌ای ، نداشتن جنگ‌افزار هسته‌ای یعنی دچار شدن به سرنوشت اوکراین که خود را خلع‌سلاح هسته‌ای کرد و یا ونزوئلا که جنگ‌افزار هسته‌ای نداشت ! ‌
این فتوای ایران بربادده را لغو کنید و به جنگ‌افزار روز برای جنگ‌های امروزین ، مسلح شوید .
شاید بهتر باشد به جای قرارداد راهبردی با روسیه که آخرش خیانت خواهد بود با جمهوری مردم کره ( کره‌شمالی ) قرارداد راهبردی می‌بستید .
عبرت بگیرید ، ای صاحبان دیده و چشم‌های خود را بر روی حقایق نبندید !
آنانی مورد هجوم قرار می‌گیرند که از ترس ، چشمان خود را بسته باشند ! و در فرهنگ ایران : در نظام طبیعت ، ضعیف پامال است .
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۶
اسلحه به دست خواهم گرفت !

به دنبال تهدید شغالِ زرد رییس‌جمهور امپریالیسم - تروریسم آمریکا، رییس جمهور کلمبیا اعلام کرد : پس از پایان جنگ‌های داخلی ، اسلحه به دست نگرفته‌ام ؛ اما برای دفاع از میهن ، اسلحه به دست خواهم گرفت . این خوی و خصلت آزادگان جهان است .
در ایران که مهد آزادگان و آزادگی است ، در جنگ ۱۲ روزه ، همه‌ی مردم ، از زن و مرد ، جوان و پیر ، در دفاع از میهن مقدس ‌، پشت به پشت نیروهای مسلح ایران دادند .
اگربار دیگر ایران مورد یورش نظامی قرار گیرد ، مردم همان کار را خواهند کرد و اگر بسیج همگانی شود ، من با وجود کهنسالی ، همراه انبوه یاران و هم‌اندیشان ، در کنار دیگر هم‌میهنان ، اسلحه به دست خواهم گرفت و اجازه نخواهیم داد که کوچکترین خدشه‌ای به تمامیت ارضی این میهن مقدس وارد شود .
به گفته‌ی حافظ شیراز :
دشمنان را ز خون کفن سازیم / دوستان را قبای فتح دهیم .
رنگ تزویر نزد ما نبود / شیرِ سرخ‌ایم و افعیِ سیه‌ایم .
سه شنبه ۱۶ دی ۱۴.۴ - هوشنگ طالع
Forwarded from هوشنگ طالع
پاینده ایران
یادداشت ۲۵۹۷
برای معیشت مردم !

برای معیشت مردم با این بهای ارز و این قیمت‌های تازه‌ی خوراکی‌ها که بدون دودلی بر روی پوشک ، کفش و دیگر نیازمندی‌های زندگی ، اثر زنجیره‌وار خواهد داشت و این دولت پخمه که از روز نخست ، نکبت با خود به ایران آورد ، لازم است با شتاب چندین مستشارِ " جُوکی " از هندوستان برای تعلیم تغذیه ایرانیان با یک عدد " بادام " در روز وارد کنند و اگر از تونتاب‌های گرمابه‌های قدیمی کسانی هستند ، به استخدام در آورند تا کسانی با گرانی تن‌پوش ، توان خرید را از دست می‌دهند ، مانند روزگاران گذشته ، در تون گرمابه‌ها در خاکستر فرو بروند !
به باور بسیاری ، خویش‌کاری این دولت آن است که مردم را با بی‌ارزش کردن پول ملی و افزایش خارق‌العاده‌ی
بهای ارز و در نتیجه گرانی و تورم بالا ، به شورش بکشاند . کاری که از دست همه‌ی دستگاه‌های اطلاعاتی جهان هم بر نمی‌آید .
چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - هوشنگ طالع
پاینده ایران
استاد دکتر محمدعلی سجادیه ، استاد برجسته‌ی دانشگاه تهران و یار هم‌اندیش و از اندامان دیرگام نهضت و حزب پان‌ایرانیست درگذشت .
امروز سه‌شنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ استاد دکتر محمدعلی سجادیه در قطعه‌ی نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد .
یادش هماره گرامی است و روانش به سپنتا مینو .
از سوی یاران و هم‌اندیشان : هوشنگ طالع
سده يا انقلاب صنعتي
               دکتر هوشنگ طالع

ايرانيان با ساختن « چرخ » در آن دوردست‌هاي تاريخ ، دگرگوني بزرگي در جابجايي مردمان و کالا به وجود آوردند . به گونه‌اي که هنوز بشريت پس از گذشت هزاره‌ها ، بر روي « چرخ » به سوي پيش‌رفت و توسعه روان است .
در آبان يشت ، درباره‌ي گردونه‌ي اردويسور آناهيتا که چهار اسب آن را مي‌کشيدند ، مي‌خوانيم :
اوست که با چهار اسب بزرگِ سپيد ـ يک رنگ و يک نژاد ـ بر دشمنيِ همه‌ي دشمنان ... ، چيره شود .
کي‌خسرو ، شاهنشاه سرزمين‌هاي ايراني ( استوار دارنده‌ي کشور ) سوار بر گردونه ، صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند ، پيش‌کش اردويسور آناهيتا مي‌کند و از وي مي‌خواهد :
مرا اين کام‌يابي ارزاني دار که بزرگ‌ترين شهريارِ همه‌ي کشورها شوم ... که من در درازناي راهِ تاخت و تاز ، هميشه در تکاپو ، پيش از همه‌ي گردونه‌ها ، برانم ...
افزون بر آبان‌يشت ، در مهريشت نيز ، اشاره‌ي سرراست به گردونه‌اي که مهر بر آن سوار است ، ديده مي‌شود :
اگر نيرنگ بازِ بدکنشي پيش آيد ، مهر ... خود را با گام‌هاي تند ، به گردونه‌ي تيزتک خويش رساند و آن را ، شتابان براند ...
در جاي ديگر ، درباره‌ي مهر مي‌خوانيم :
آن که با گردونه‌ي بلندچرخ به شيوه‌ي مينَوي ساخته ، از کشورِ ارزهي ، به سوي کشور خونيرث شتابد ...
هم‌چنين :
آن که سپر سيمين [ بر دست ] و زره زرين در بر ، با تازيانه گردونه مي‌راند ...
در مهريشت ، گردونه‌ي مهر به گستردگي وصف شده است :
اين گردونه را چهار تکاور مينَوي سپيد درخشان جاودانه ـ که خوراکشان از آبشخورِ مينوي است ـ  مي‌کشند .
سم‌هاي پيشين آنان از زر و سم‌هاي پسين آنان ، از سيم پوشيده است و همه را لگام و مال بند و يوغي پيوسته به چنگکي شکاف‌دار و خوش ساخت ، از فلزي گران‌بها ، به يک ديگر بسته است تا در کنار هم بايستند .
در گردونه‌ي مهرِ فراخ چراگاه ، هزار کمانِ خوش ساخت هست ...
در گردونه‌ي مهرِ فراخ چراگاه ، هزار تير به پّر کرکس نشانده‌ي زرين ناوک ، با سوفارهايي از استخوانِ خوش ساخت هست که بسي از چوبه‌هاي آن ، آهنين [ فلزي ] است ...
در گردونه‌ي مهرِ فراخ چراگاه ، هزار نيزه‌يِ تيزِ خوش ساخت هست ...
در گردونه‌ي مهرِ فراخ چراگاه ، هزار « چکش » دو تيغه [ دو سر ] ... هست ...
در گردونه‌ي مهر فراخ چراگاه ، هزار دشنه‌ي دو سر [ دو دم ] خوش ساخت هست ...
در گردونه‌ي مهر فراخ چراگاه ، گرزِ زيبايِ سبک پرتاب صد گرهِ صد تيغه هست ...
سپس در دروان هوشنگ ( هزاره‌ي ششم از گاه شماري 12 هزارسالي ايرانيان ) که دوران گسترش شهرنشيني است ، رخ‌داد شگرفي در اين سرزمين به وقوع مي‌پيوندد . ايرانيان با بهره‌گيري از آتش براي پخت ظرف‌هاي گلي ، خشت ، آهک و ... ، رفته رفته به گداز سنگِ مس ، دست مي‌يابند که از اين فراگشت درازمدت ، مي‌توان با عنوان « انقلاب صنعتي » نام برد .
پيش درآمد اين انقلاب ، بر پا کردن آتش‌گاه‌ها ، در اجتماع‌هاي انساني ايرانيان بود تا در صورت خاموش شدن اجاقِ‌خانه ، بتوانند دوباره از آتش‌گاه ، آتش به‌دست آورند.
بايد به اين نکته اشاره شود که وجود آتش‌گاه يا آتش‌کده در ايران و پيدايش آن نزد ايرانيان ، ارتباطي با آيين زرتشت ندارد؛ بلکه آتش‌کده‌ها ، چند هزار سال پيش از ميلاد زرتشت در ايران برپا بودند. به‌نظر مي‌رسد که به دليل اهميت آتش‌گاه‌ها در زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم ، گروندگان به آيين زرتشت آن جايگاه‌ها را مرکز ديني خود قرار دادند.
البته بايد دانست که واژه‌ي « کده » نماگر اجتماع انساني است. واژه‌ي کده ، در زبان‌هاي اروپايي به گونه‌ي کمون (Commune) در فرانسوي و نيز کاميونيتي (Community) در انگليسي‌، وارد شده است و نشان دهنده‌ي « اجتماع انساني » است.
آتشِ‌کده در آغاز ، نماگر آتش يک اجتماع انساني ( خانواده ، ده و شهر ) بود ؛ اما در دوران ساسانيان ، گروه‌هاي اجتماعي مانند کشاورزان ، سپاهيان و ... نيز داراي آتش‌کده‌ي ويژه‌ي خود شدند.
از ديد نويسنده ، بايد داستان به فرمان در آوردن آتش ، داستان برپاکردن آتش‌کده‌ها و به گفته‌ي استاد دکتر حسين وحيدي ، « گسترش شهرنشيني يا شاروندي » و يا به سخن درست‌تر، آغاز  مرحله‌ي « انقلاب صنعتي » دانست که در شاه‌نامه اين‌گونه بازتاب يافته است : « هوشنگ » شاه و ياران در كوه با ماري سترگ روبرو مي‌شوند. هوشنگ ، سنگي به ‌سوي آن مار پرتاب مي‌كند. سنگ بر مار نمي‌رسد و بر سنگ ديگري فــرود مي‌آيــد. در اثر برخورد دو سنگ ، اخگري پديدار مي‌گردد. آن اخگر ، خار و خاشاكِ دوروبر را شعله‌ور مي‌سازد و بدين‌سان ، آتش افروخته مي‌گردد . ايرانيان، آتش را از هزاره‌هاي پيشين مي‌شناختند ؛ اما افروخته شدن آتش به دست هوشنگ شاه که در شاه‌نامه اين گونه بازتاب يافته است ، گسترش مرحله‌ي شهرنشيني و پيش درآمدِ « انقلاب صنعتي » است :