حسین مؤدب
355 subscribers
422 photos
148 videos
9 files
102 links
عاشقانه‌های یک شاعر معاصر!
اینجا از شعر و زندگی حرف میزنم…

👈اینستاگرام :
🆔 Instagram.com/_u/hmoaddab
Download Telegram
يا أيها الثوار
في القدس، وفي الخليل،
في بيسان، في الأغوار
في بيت لحمٍ، حيث كنتم أيها الأحرار
تقدموا..
تقدموا..
فقصة السلام مسرحية
والعدل مسرحية
إلى فلسطين طريقٌ واحدٌ
يمر مِن فُوهة بندقية

🇵🇸
ای انقلابیون!
در قدس! در الخلیل!
در بیسان! در الاغوار!
در بیت لحم!
ای آزادگان!
هر کجا که هستید...
جلو بیایید
جلو بیایید
داستان صلح، یک نمایشنامه است!
و عدالت یک بازی‌ست!
به سوی فلسطین تنها یک راه وجود دارد
که از لوله تفنگ عبور می‌کند!


شعر: #نزار_قبانی
ترجمه: #حسین_مؤدب

@hmoaddab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با عقل دل سپردن، در عهد پا فشردن
پروانه وار مردن، این #آرمان عشق است!

#حسین_مؤدب
#شهید_آرمان_علی_وردی

@hmoaddab
سکوت شهر را... مرگ خیابان را نمی‌فهمد
تب ابر اسیدی...  درد بـاران را نمـی‌فهمـد

خبر دارد کسی از گل؟ چرا ساکت شده بلبل؟
کسی اینجـا دلیل بغـض گلـدان را نمی‌فهمد

کسی حال کبـوترهای غمگیـن را نمی‌پرسد
کسی احوال گنجشک‌ِ پریشان را نمی‌فهمد

کسی شعری نمی‌خواند! کسی قصه‌ نمی‌گوید
کسـی تنهـایـی و انـدوه انسـان را نمـی‌فهمـد

به روی شانه‌‌ی یاران به غیر از بار چیزی نیست
کسـی تاب و تـب مـوی پـریشـان را نمـی‌فهمـد

درخت ارغوان هم‌، سایه‌ی پاییز را دیده...
دگـر فـرق زمستـان و بهـاران را نمـی‌فهمـد

شبیـه مـن کسـی معنای غربـت را نمـی‌داند
کسی دلگیری شب‌های تهران را نمی‌فهمد

درختـان یـخ زدند و کـوچـه‌ها لغـزیـده‌اند امّـا
دمش گرم است کرسی و زمستان را نمی‌فهمد

#حسین_مؤدب
#پاییز

@hmoaddab
🖤
سامری وقتی سوار مرکب دین می شود
منبر پیغمبران جای شیاطین می شود

در سکوت دیده بان ها -گرگ و میش روزگار-
گرگ می آید شبانی، حیله آذین می شود

روی دوش فتنه هیزم بود و کس با خود نگفت
مزد اهل بیت پیغمبر مگر این می شود؟

شهر بی درداست! گوشش را گرفته... نشنود!
روضه ها بین در و دیوار سنگین می شود

شب به شب همسایه هایش را دعا می کرد...آه
بعد زهرا (س) قسمت این شهر نفرین می شود


#حسین_مؤدب
#فاطمیه



🆔 @hmoaddab
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها
کربلایی حسین طاهری
#انا_نباهی_بفاطمة
روضه حضرت زهرا سلام الله علیها

مجلس روضه هفتگی

سه‌شنبه۲۱آذر۱۴۰۲ | ۲۸جمادی‌‌الاول‌۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
حسین مؤدب
کربلایی حسین طاهری – روضه حضرت زهرا سلام الله علیها
عزیزکم همه‌ی هستی ام گلم لالا
بخواب کودک من... میوه‌ی دلم لالا

سپردمت به همین پرچم و علم، مادر
میان روضه تو را شیر داده ام، مادر

من از خدا به جز از عاشقی نمی‌خواهم
اسیر عشق علی باش و زیر این پرچم

میان روضه‌ فقط بی قرار باشی کاش
برای مهدی زهرا تو یار باشی کاش

به فکر یاری او باش و از خودت بگذر
تو را به دست خودش می‌سپارمت مادر!

به یاد مادر محسن... برای لالایی
برات روضه بخوانم به جای لالایی

به یاد مادر محسن... همان که تنها بود
همان که مادر خورشید و ماه و دریا بود

به یاد مادر محسن... که خواند لالایی
به گوش جان بشنو این نوای زهرایی:


عزیزکم، همه‌ی هستی ام، گلم، لالا
بهار خانه‌ی ما روشنای فرداها

تو آسمان زمین من و پدر هستی
برای خواهر خود بهترین خبر هستی

برادران تو چشم‌انتظار هم بازی
برای زندگی ما بهانه می‌سازی

بزرگ میشوی ای غنچه‌ی بهاری من
تو هم شبیه حسینی و هم شبیه حسن

عزیزکم... همه‌ی دلخوشی من... لالا
تو هم شبیه پدر میشوی... گل ِ زهرا

اگر که دست خزان از من‌ات جدا نکند
اگر... عزیز دلم... آه... نه! خدا نکند!

اگر هیاهوی طوفان کینه بگذارد
اگر نمک نشناس ِ مدینه بگذارد

اگر که پای زمستان به خانه وا نشود
میان کوچه اگر که سر و صدا نشود

اگر که چشم حسودان به باغ ما نزند
کسی به صورت من ضربه بی هوا نزند

اگر که میخ به بال و پرم اثر نکند
اگر که میخ مرا زود خون‌جگر نکند

اگر که با لگدی درب خانه وا نشود
اگر که فضه در آن لحظه ها صدا نشود

گل بهشتی من... مادرت به قربانت...
تمام مردم عالم همیشه حیرانت...

چرا تو مثل حسینم سخن نمی‌گویی؟
چرا تو حرف دلت را به من نمی‌گویی؟

حسین مونس هر روز و هر شبم می‌شد
حسین همدم هر ذکر بر لبم می‌شد

ولی به جان و تن خسته‌ام شرر می‌داد
همین که از غم و اندوه خود خبر می‌داد

انا الغریب... دمادم ندای او می‌شد
و شرح کرببلا ماجرای او می‌شد

بخواب کودک دلبند من... گلم... لالا
صدای گریه‌ی اصغر می‌آید از صحرا...

همان دمی که وداع رباب و اصغر بود
همان دمی که علی روی دست مادر بود:

قرار بود که صبر و قرار من باشی
تو تا همیشه امید و بهار من باشی

چه خواب ها که برای تو دیده بودم من
چه نقشه ها که برایت کشیده بودم من

کنون مقابل من دست و پا نزن مادر
میان گریه مرا هی صدا نزن مادر

مرا ببخش که بی شیرم و زمین‌گیرم
بدون تو من از این زندگی دگر سیرم

تو را به دست پدر میسپارمت اصغر
سراب نیست! تو سیراب می‌شوی مادر

بخواب کودک دلبند من... گلم... لالا
صدای گریه‌ی اصغر می‌آید از صحرا...

همان دمی که پدر رفت سوی قربانگاه
به روی دست پسر را گرفته همچون ماه

همان دمی که سه شعبه به کار آمد و بعد...
و تیر کینه به قصد شکار آمد و بعد...

همین که تیر سیاهی سوی سپیدی رفت
به سوی خیمه پدر غرق نا امیدی رفت!

به روی دست من اینقدر دست و پا مزن آه...
شهید کوچک من! غرق خون شدی ای ماه...

دوباره‌ قصه‌ پر از زخم های کینه شده...
سه شعبه مثل همان میخ ِ در مدینه شده...

بخواب کودک دلبند من... گلم... لالا
صدای گریه‌ی اصغر نیامد از صحرا...

چه کرده حرمله با کودکم؟ امان از غم
خدا گواست که بیرون نیامدم ز حرم

مباد غرق خجالت شود دمی پدرت
شنیده ام پسرم که چه آمده به سرت...

نشد دوباره ببینم تو را... خداحافظ
شهید کوچک کرببلا... خداحافظ

#حسین_مؤدب

@hmoaddab
💔1😭1
زمینه | لالایی عزیزم
کربلایی حسین طاهری
#انا_نباهی_بفاطمة
زمینه | لالایی عزیزم

مجلس روضه هفتگی

سه‌شنبه۲۱آذر۱۴۰۲ | ۲۸جمادی‌‌الاول‌۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
مناجات
کربلایی حسین طاهری
#انا_نباهی_بفاطمة
مناجات

مجلس روضه هفتگی

سه‌شنبه۲۱آذر۱۴۰۲ | ۲۸جمادی‌‌الاول‌۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
امشب
۱۹:۳٠
شبکه قرآن
@hmoaddab
روضه حضرت ام کلثوم سلام الله علیها
کربلایی حسین طاهری
روضه حضرت ام‌کلثوم سلام‌الله‌علیها

مجلس روضه هفتگی
عزاداری‌ایام‌شهادت‌حضرت‌ام‌کلثوم(س)
و یادبود شهدای کرمان

سه‌شنبه۱۹دی۱۴۰۲ | ۲۶جمادی‌‌الثانی۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
زمزمه | یادت هست
کربلایی حسین طاهری
زمزمه | یادت هست

مجلس روضه هفتگی
عزاداری‌ایام‌شهادت‌حضرت‌ام‌کلثوم(س)
و یادبود شهدای کرمان

سه‌شنبه۱۹دی۱۴۰۲ | ۲۶جمادی‌‌الثانی۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
حسین مؤدب
کربلایی حسین طاهری – روضه حضرت ام کلثوم سلام الله علیها
می‌نویسم از زنی از جنس نوری بی‌کران
دختر زهرا(س) و حیدر(ع) برتر از هفت آسمان

زینب صغریٰ‌ همان که نور چشم حیدر‌است
شیر دخت دیگری از آیه‌های کوثر است

زینبی دیگر برای اهل بیت مصطفی
زینتی دیگر برای _جلوه‌ی حق_مرتضی

جلوه‌ای از کوثر و طه و انسان بود و بس
دختر یس و الرحمن و فرقان بود و بس

مثل زینب مو به مو آیینه‌ی زهراست او
مثل زهرا برتر از دنیا و ما فیهاست او

او که از هر رجس و ناپاکی یقینا دور بود
جرعه‌ای از آیه‌ی تطهیر بود و نور بود

نور مستوری که از جنس کلام الله بود
جز مطهرها مگر کس را به سویش راه بود؟

ظلمت و عصیان کجا و همنشینی با گلاب؟
پنبه دانه‌ را شتر بیند مگر تنها به خواب!

بی نماز و کعبه؟ این فرض محالی بیش نیست!
بت پرست و بت شکن؟ بی‌شک خیالی بیش نیست!

دختری که بوده شاگرد کلاس فاطمه(س)
خطبه خوانده پیش دشمن بی هراس و واهمه

ام کلثوم است بانوی شهادت پروری
ام کلثوم است در فضل و شجاعت حیدری

مکتب او مکتب ایمان و عزت بوده‌است
مثل زهرا(ع) مکتب خون و شهادت بوده‌است

مکتب زهراست الگوی همه آزاده‌ها
راه زهرا(س) می‌برد ما را به سوی کربلا

شیعه تا امروز هم مدیون لطف مادر است
هرکسی شاگرد زهرا شد از این عالم سر است

مکتب زهرا شهادت را به ما آموخته
جان و قلب شیعه را بر عشق حیدر دوخته

تشنه‌کامان را نگاهش غرق باران می‌کند
چادر زهرا یهودی را مسلمان می‌کند

نسل سلمانیم ما سرباز زهراییم و بس
چون سلیمانی اسیر موج دریاییم و بس

مکتب سرخ سلیمانی به غیر از عشق چیست؟
مکتبش جز مکتب اولاد حیدر نیست، نیست!

حاج قاسم مکتبش دلدادگی بود و جنون
دم به دم در آرزوی پر زدن در خاک و خون

او که مصداق الشداء علی الکفار بود
بین مردم مهربان و ساده و غمخوار بود

روضه‌دار و روضه‌خوان و غصه‌دار روضه بود
او همیشه هر کجا در سایه‌سار روضه بود

سوخت عمری با غم زهرا(ع) و آخر پر کشید
مثل زهرا(ع) سوخت در آتش... بلا را سرکشید

غصه‌دار روضه‌ها بود و مدافع از حرم
آه از شام و خرابه، آه از مشک و علم

یک شب جمعه پرید و زائر ارباب شد
بعد از او بار دگر اهل حرم بی‌تاب شد

رسم او را در نگاه نسل فردا دیده‌است
دشمن از راه سلیمانی ما ترسیده‌است

زائران حاج قاسم زائر مولا شدند
رود‌های تشنه‌ای که راهی دریا شدند

کودک و پیر و جوان، اینجا همه فهمیده‌اند
این جماعت کربلا را... کربلا را... دیده‌اند

آه... کرمان کربلا شد... کربلای چندم است؟
تا ابد این غصه در قلب تمام مردم است

ای کسانی که شعار زندگی، زن می‌دهید...
این همه زن شد شهیده، چشمتان اما ندید

ام کلثوم است بانوی شهادت پروری
ام کلثوم است در فضل و شجاعت حیدری

داغ مادر دیده او در کودکی های خودش
یاس پر پر دیده او در کودکی های خودش

آتش و دود و در و دیوار را دیده‌است او
سیلی و خون ِ روی مسمار را دیده‌است او

غصه‌های حضرت مولا امانش را برید
فرق مجروح و پر از خون امامش که دید...

خط به خط روضه را با چشم تر دیده‌ست او
در مدینه مجتبی را خون‌جگر دید‌ه‌ست او

مثل زینب... غرق خون خون خدا را دیده‌است
مثل زینب... روضه‌ی کرببلا را دیده‌است

مثل زینب... گیسویی در دست قاتل دیده‌ است
مثل زینب... او سری را در مقابل دیده‌ است...

درد بسیار است اما ماجرایی آشنا
می‌برد ذهن مرا تا خیمه‌های کربلا

دختری با گوشواره های قلبی غرق خون
این عبارت می‌کشد دل را به صحرای جنون

ماجرای گوشواره قلب را سوزانده‌ است
روضه‌ای که داغ آن بر جان شیعه مانده‌ است

مجتبی و کوچه و دستی که بر صورت رسید
گوشواره روی خاک افتاد و مویی شد سپید

سیلی و نامحرم و روی کبود مادری
شد لگد مال حرامی‌ها گل پیغمبری

آه از این غصه... از این روضه چگونه بگذرم
پیش نامحرم زمین افتاد روزی مادرم...

گوشواره روضه دارد بازهم با من بیا
از مدینه می‌روم اینبار تا دشت بلا...

تا علم افتاد... ترسی در حرم افتاد و بعد
از غم اهل حرم عباس جان می‌داد و بعد...

شمر با خنجر سوی گودال رفت...
زینب از این غصه‌ها از حال رفت...

گوشواره... عصر عاشورا... هجوم و خیمه‌ها
گوشواره... دست نامحرم... عزیزان خدا

گوشواره... تازیانه... دختری را پیر کرد
گوشواره... عمه‌ را از زندگانی سیر کرد


@hmoaddab
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روضه حضرت ام‌کلثوم سلام‌الله‌علیها

مجلس روضه هفتگی
عزاداری‌ایام‌شهادت‌حضرت‌ام‌کلثوم(س)
و یادبود شهدای کرمان

سه‌شنبه۱۹دی۱۴۰۲ | ۲۶جمادی‌‌الثانی۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری

دانلود فیلم با کیفیت اصلی

سایت|یوتیوب|اینستگرام|روبیکا|آپارات|ایتا|سروش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زمزمه | یادت هست

مجلس روضه هفتگی
عزاداری‌ایام‌شهادت‌حضرت‌ام‌کلثوم(س)
و یادبود شهدای کرمان

سه‌شنبه۱۹دی۱۴۰۲ | ۲۶جمادی‌‌الثانی۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری

دانلود فیلم با کیفیت اصلی

سایت|یوتیوب|اینستگرام|روبیکا|آپارات|ایتا|سروش
مناجات با امام زمان (عج)
کربلایی حسین طاهری
مناجات با امام زمان(عج)

مجلس روضه هفتگی

سه‌شنبه۲۶دی۱۴۰۲ | ۴رجب۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
مناجات و روضه امام حسین علیه السلام
کربلایی حسین طاهری
مناجات و روضه امام حسین (ع)

مجلس روضه هفتگی

سه‌شنبه۲۶دی۱۴۰۲ | ۴رجب۱۴۴۵

مداح : کربلایی حسین طاهری
Forwarded from حسین مؤدب
بر تو سلام ای وارث آدم
بر تو سلام ای دختر حوا
ای وارث سجاده ی مادر
بر تو سلام ای روح اعطینا

زینت برای حضرت مولا
تو دختر باران و خورشیدی
الا جمیلا در بلا گفتی
زیباترین تصویر توحیدی

با خطبه ات شب را سحر کردی
آیینه دار جبهه ی تبیین
کرببلایی بود شام تو
ای صبح آیات بزرگ دین

ای انقلاب نور در ظلمت
بر بازوی سقاست نام تو
ای بت شکن! بنت خلیل الله
تاریخ مدهوش از پیام تو

ای خواهر باران دل خود را
بر رشته های چادرت بستیم
روز ازل گفتیم یا زینب
ما تا ابد بر عهدمان هستیم

#حسین_مؤدب
#حضرت_زینب

@hmoaddab
حسین مؤدب
حالا وقت حماسه سازی ماست… @hmoaddab
پر از زخمیم…
اما ایستادیم✌️🇮🇷