Forwarded from حسین مؤدب
باید برایت قهرمان باشم
هر چه تو میخواهی ، همان باشم!
دیوانه ی کوی توأم نگذار
بازیچه ی این کودکان باشم
از فصل پایانش نمی ترسم
بگذار در این داستان باشم
یک لحظه دستت را گرفتم تا
یک عمر را آتش فشان باشم
پیراهن آبی تنم کردم
قدری برایت آسمان باشم
با من بگو از من چه میخواهی؟
هر چه تو میخواهی همان باشم!
#حسین_مؤدب
🆔 @hmoaddab
هر چه تو میخواهی ، همان باشم!
دیوانه ی کوی توأم نگذار
بازیچه ی این کودکان باشم
از فصل پایانش نمی ترسم
بگذار در این داستان باشم
یک لحظه دستت را گرفتم تا
یک عمر را آتش فشان باشم
پیراهن آبی تنم کردم
قدری برایت آسمان باشم
با من بگو از من چه میخواهی؟
هر چه تو میخواهی همان باشم!
#حسین_مؤدب
🆔 @hmoaddab
هو
اگر چه در غم و سختی پناه من بودی
قبـول کن که خودت #اشتباه من بودی!
تو گفته بودی مرد سفر شوم ، که شدم!
ولی تو همسفرِ نیمه راه من بودی
به چشم های تو سوگند! هر کجا رفتم
قسم به اشک! “تو” پیشِ نگاه ِمن بودی
گذشت آنچه میان من و تو بود اما...
بگو عذابِ کدامین #گناه من بودی؟
سپردی ام به شب بی ستاره و رفتی
تو ناسلامتی ای عشق! #ماه من بودی...
#حسین_مؤدب
#عاشقانه
🆔 @hmoaddab
اگر چه در غم و سختی پناه من بودی
قبـول کن که خودت #اشتباه من بودی!
تو گفته بودی مرد سفر شوم ، که شدم!
ولی تو همسفرِ نیمه راه من بودی
به چشم های تو سوگند! هر کجا رفتم
قسم به اشک! “تو” پیشِ نگاه ِمن بودی
گذشت آنچه میان من و تو بود اما...
بگو عذابِ کدامین #گناه من بودی؟
سپردی ام به شب بی ستاره و رفتی
تو ناسلامتی ای عشق! #ماه من بودی...
#حسین_مؤدب
#عاشقانه
🆔 @hmoaddab
💔1
دیروز
بر سینهی دیوارهای زخمی شهر
عكس شهیدان بود
امروز عكس نامزدها
آن عكسها دیروز،
بی جلوههای ویژه،
بیژست،
فوری ولی شفاف!
مانند عكس كودكان معصوم
آن عكسها – دامادهای حجلهی جنگ و جنون –
آن برگزیده نازنینان
در انتخاباتِ شهادت
با رأی بالای ملائك...
این عكسها امروز اما،
عكسهای رنگی مات!
این چشم در راهان روز انتخابات!
دنبال آن عكس جوانم
آن عكس خاكی
با آن دو چشم تیر خورده
گیلاسهای سرخ همزاد
دنبال آن عكس غریبم
آن عكس خاموش
آتشفشان آه
عكسی كه در زیر فشار این همه عكس
فریاد دارد میزند، فریاد، فریاد
جرم است یا نه،
هر چه بادا باد!
من به شهیدان رأی خواهم داد!
#امیری_اسفندقه
#انتخابات
🆔 @hmoaddab
بر سینهی دیوارهای زخمی شهر
عكس شهیدان بود
امروز عكس نامزدها
آن عكسها دیروز،
بی جلوههای ویژه،
بیژست،
فوری ولی شفاف!
مانند عكس كودكان معصوم
آن عكسها – دامادهای حجلهی جنگ و جنون –
آن برگزیده نازنینان
در انتخاباتِ شهادت
با رأی بالای ملائك...
این عكسها امروز اما،
عكسهای رنگی مات!
این چشم در راهان روز انتخابات!
دنبال آن عكس جوانم
آن عكس خاكی
با آن دو چشم تیر خورده
گیلاسهای سرخ همزاد
دنبال آن عكس غریبم
آن عكس خاموش
آتشفشان آه
عكسی كه در زیر فشار این همه عكس
فریاد دارد میزند، فریاد، فریاد
جرم است یا نه،
هر چه بادا باد!
من به شهیدان رأی خواهم داد!
#امیری_اسفندقه
#انتخابات
🆔 @hmoaddab
طاعت ما نیست غیر از شستن دست از جهان
گر نماز از ما نمی آید وضویی می کنیم!
#صائب
#شستن_دست
#پیشگیری_از_کرونا
☺️
🆔 @hmoaddab
گر نماز از ما نمی آید وضویی می کنیم!
#صائب
#شستن_دست
#پیشگیری_از_کرونا
☺️
🆔 @hmoaddab
هو
کدام صبح؟
چند شنبه؟
کجا؟
چگونه؟
کدام لباس را بر تن دارم؟
چه عطری زده ام؟
آخرین پستی که میگذارم چیست؟
آخرین #لبخندم را نثار چه کسی می کنم؟
آخرین شعرم کدام خواهد بود؟
کجا به دیدارم می آیی؟
روی تختخواب؟
روی تخت بیمارستان؟
یا وسط خیابان؟
نمیدانم چگونه از راه میرسی!
اما یقین دارم می آیی!
به دیدارم خواهی آمد!
همانگونه که هر روز میشنوم به دیدار
دوستان و آشنایان و اقوام آمده ای!
دیر و زود دارد!
اما سوخت و سوز ندارد!
راستش از این ها نمی ترسم!
از آمدنت هراس ندارم!
تنها چیزی که مرا از رو به رو شدن با تو
می ترساند ، این است که آیا آن روز
آماده ی استقبال از تو هستم؟
تو #ناگهان از راه می رسی!
اما من مثل #منتظر زندگی نمی کنم!
مثل کسی که مسافری در راه دارد ،
هر لحظه آماده ی آمدنت نیستم!
می ترسم روزی که می آیی
آماده ی پذیرایی ات نباشم!
شرمنده شوم!
از این جهت بسیار به #منتظرانت غبطه می خورم!
به #منهم_من_ینتظر هایی که صبح
و شام آماده ی پذیرایی و استقبال از تو هستند!
انتظارت را می کشند!
مولا(ع) می فرمود:
برای دنیا چنان تلاش کن که گویا
همیشه در آن ماندگاری!
و برای آخرت چنان تلاش کن که گویا
لحظه ای بعد از دنیا خواهی رفت!
شاید بعد از این،
هر روز این پست را بخوانم!
هر صبح!
شاید اینگونه بیشتر منتظرت باشم!
شاید هر شعری که می نویسم
به این فکر کنم که آخرین شعر است!
هر لبخندی که می زنم
جوری تمام محبتم را بذل کنم ،
انگار آخرین لبخند است!
جوری از ته دل بخندم ،
انگار آخرین فرصت است!
هر پیراهنی که می پوشم!
هر عطری که می زنم!
هر بار که کفش هایم را به پا می کنم!
هر بار که می خوابم!
هر بار که گلی را می بویم!
هر بار که باران می بارد!
هر بار که چایی می نوشم!
شاید آخرین بار است!
پس با تمام وجودم لذت میبرم از آخرین بار!
پس با تمام وجودم مراقبم که آخرین بار چگونه رقم می خورد!
شاید...
#حسین_مؤدب
#لبخند
🆔 @hmoaddab
کدام صبح؟
چند شنبه؟
کجا؟
چگونه؟
کدام لباس را بر تن دارم؟
چه عطری زده ام؟
آخرین پستی که میگذارم چیست؟
آخرین #لبخندم را نثار چه کسی می کنم؟
آخرین شعرم کدام خواهد بود؟
کجا به دیدارم می آیی؟
روی تختخواب؟
روی تخت بیمارستان؟
یا وسط خیابان؟
نمیدانم چگونه از راه میرسی!
اما یقین دارم می آیی!
به دیدارم خواهی آمد!
همانگونه که هر روز میشنوم به دیدار
دوستان و آشنایان و اقوام آمده ای!
دیر و زود دارد!
اما سوخت و سوز ندارد!
راستش از این ها نمی ترسم!
از آمدنت هراس ندارم!
تنها چیزی که مرا از رو به رو شدن با تو
می ترساند ، این است که آیا آن روز
آماده ی استقبال از تو هستم؟
تو #ناگهان از راه می رسی!
اما من مثل #منتظر زندگی نمی کنم!
مثل کسی که مسافری در راه دارد ،
هر لحظه آماده ی آمدنت نیستم!
می ترسم روزی که می آیی
آماده ی پذیرایی ات نباشم!
شرمنده شوم!
از این جهت بسیار به #منتظرانت غبطه می خورم!
به #منهم_من_ینتظر هایی که صبح
و شام آماده ی پذیرایی و استقبال از تو هستند!
انتظارت را می کشند!
مولا(ع) می فرمود:
برای دنیا چنان تلاش کن که گویا
همیشه در آن ماندگاری!
و برای آخرت چنان تلاش کن که گویا
لحظه ای بعد از دنیا خواهی رفت!
شاید بعد از این،
هر روز این پست را بخوانم!
هر صبح!
شاید اینگونه بیشتر منتظرت باشم!
شاید هر شعری که می نویسم
به این فکر کنم که آخرین شعر است!
هر لبخندی که می زنم
جوری تمام محبتم را بذل کنم ،
انگار آخرین لبخند است!
جوری از ته دل بخندم ،
انگار آخرین فرصت است!
هر پیراهنی که می پوشم!
هر عطری که می زنم!
هر بار که کفش هایم را به پا می کنم!
هر بار که می خوابم!
هر بار که گلی را می بویم!
هر بار که باران می بارد!
هر بار که چایی می نوشم!
شاید آخرین بار است!
پس با تمام وجودم لذت میبرم از آخرین بار!
پس با تمام وجودم مراقبم که آخرین بار چگونه رقم می خورد!
شاید...
#حسین_مؤدب
#لبخند
🆔 @hmoaddab
Forwarded from حسین مؤدب
﷽
نذر امیرالمؤمنین مولا علی علیه السلام
.
می نویسم به نام آقایی
که جهانی به کار او مانده
هر که مبعوث شد فقط خطی
از کتاب فضائلش خوانده
معنی و مقصد تمام وجود
علت خلقت زمین و زمان
هل اتی ، قدر ، مؤمنون ، یس
حب او مرز کفر با ایمان
اسدالله غالب القهار
فاتح هر نبرد و هر میدان
فوق ایدییشان یدالله اش
قاصم شوکت ستمکاران
انما او خلیفة الله است
سائلان رکوع مولاییم
چون گدای گدای او هستیم
برترین مردمان دنیاییم
اشهد انک ولی الله
اشهد انک نمی دانم!
چه بگویم فراتر از بشری
نه! شما را خدا نمیخوانم!
این صدا آشناست... می دانم!
مصطفی نیز غرق تردید است
شب معراج ما ورای همه
باز هم جلوه ی تو را دیده است
مثل هارون برای موسی تو
منزلت نزد مصطفی داری
چه بگویم به وصف تو وقتی
پسری مثل مجتبا داری
طبق نص صریح انفسنا
دل و جان بوده ای پیمبر را
حسنین ات به جای خود ، حتی
ما نفهمیده ایم قنبر را
تو همانی که من نمیفهمم
از تو باید پیمبران گویند
رد پای کرامتت را خلق
نیمه شب در خرابه ها جویند
تو که هستی ابوالعجایب دهر
کودکان یتیم می دانند
ها علی بشر و کیف بشر؟؟
بشری بی نظیر و بی مانند
#حسین_مؤدب
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
🆔 @hmoaddab
نذر امیرالمؤمنین مولا علی علیه السلام
.
می نویسم به نام آقایی
که جهانی به کار او مانده
هر که مبعوث شد فقط خطی
از کتاب فضائلش خوانده
معنی و مقصد تمام وجود
علت خلقت زمین و زمان
هل اتی ، قدر ، مؤمنون ، یس
حب او مرز کفر با ایمان
اسدالله غالب القهار
فاتح هر نبرد و هر میدان
فوق ایدییشان یدالله اش
قاصم شوکت ستمکاران
انما او خلیفة الله است
سائلان رکوع مولاییم
چون گدای گدای او هستیم
برترین مردمان دنیاییم
اشهد انک ولی الله
اشهد انک نمی دانم!
چه بگویم فراتر از بشری
نه! شما را خدا نمیخوانم!
این صدا آشناست... می دانم!
مصطفی نیز غرق تردید است
شب معراج ما ورای همه
باز هم جلوه ی تو را دیده است
مثل هارون برای موسی تو
منزلت نزد مصطفی داری
چه بگویم به وصف تو وقتی
پسری مثل مجتبا داری
طبق نص صریح انفسنا
دل و جان بوده ای پیمبر را
حسنین ات به جای خود ، حتی
ما نفهمیده ایم قنبر را
تو همانی که من نمیفهمم
از تو باید پیمبران گویند
رد پای کرامتت را خلق
نیمه شب در خرابه ها جویند
تو که هستی ابوالعجایب دهر
کودکان یتیم می دانند
ها علی بشر و کیف بشر؟؟
بشری بی نظیر و بی مانند
#حسین_مؤدب
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
🆔 @hmoaddab
واحد: زندان تیره از نفسش روشنا شده | حاج میثم مطیعی
@MeysamMotiee
🎙 زندان تیره از نفسش روشنا شده
🔺با نوای: حاج میثم مطیعی
شاعر : علی محمد مؤدب
#باب_الحوائج
#موسی_بن_جعفر
🆔 @hmoaddab
🔺با نوای: حاج میثم مطیعی
شاعر : علی محمد مؤدب
#باب_الحوائج
#موسی_بن_جعفر
🆔 @hmoaddab
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بده جان جوادت حاجتم را
برات کربلایم را... رضا جان!
برنامه ی حریم امن
شبکه قرآن سیما
#شعرخوانی
#حسین_مؤدب
🆔 @hmoaddab
برات کربلایم را... رضا جان!
برنامه ی حریم امن
شبکه قرآن سیما
#شعرخوانی
#حسین_مؤدب
🆔 @hmoaddab
هو
عشق و ایمان صرفاً یک امور #قلبی نیستند!
یعنی برای مسلمان بودن یک دل پاک کافی نیست.
ایمان باید زاینده باشد!
همراه با تعهد، همراه با عمل ، ایمانی که
باری بر دوش مؤمن می گذارد!
عشق باید تعهد بیاورد! عمل بیاورد!
یعنی باید دست و زبان و پا و گوش و چشم
هم مؤمن باشند!
عاشق باشند!
عشق و ایمان در اعضا و جوارح دیده شود.
پس
اگر تعهدی احساس نکردی ،
در مؤمن بودن خودت!
در عاشق بودن ِخودت
شک کن!
🆔 @hmoaddab
عشق و ایمان صرفاً یک امور #قلبی نیستند!
یعنی برای مسلمان بودن یک دل پاک کافی نیست.
ایمان باید زاینده باشد!
همراه با تعهد، همراه با عمل ، ایمانی که
باری بر دوش مؤمن می گذارد!
عشق باید تعهد بیاورد! عمل بیاورد!
یعنی باید دست و زبان و پا و گوش و چشم
هم مؤمن باشند!
عاشق باشند!
عشق و ایمان در اعضا و جوارح دیده شود.
پس
اگر تعهدی احساس نکردی ،
در مؤمن بودن خودت!
در عاشق بودن ِخودت
شک کن!
🆔 @hmoaddab
وَ لاَتَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا
وَلاَ تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا
وَلاَ مَبْلَغَ عِلْمِنَا
وَ لاَ تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لاَ يَرْحَمُنَا
و مصيبت ما را در دين ما قرار نده!
و دنيا را بزرگترين انديشه و نهايت دانش ما قرار مده!
و آن را كه به ما رحم نمى كند بر ما چيره مكن!
بخشی از دعای پیامبر اکرم (ص)
در شب #نیمه_ی_شعبان
#دعا
#مصیبت_ما_را_در_دینمان_قرار_مده!
#دنیا_را_بزرگترین_اندیشه_ما_قرارمده!
🆔 @hmoaddab
وَلاَ تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا
وَلاَ مَبْلَغَ عِلْمِنَا
وَ لاَ تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لاَ يَرْحَمُنَا
و مصيبت ما را در دين ما قرار نده!
و دنيا را بزرگترين انديشه و نهايت دانش ما قرار مده!
و آن را كه به ما رحم نمى كند بر ما چيره مكن!
بخشی از دعای پیامبر اکرم (ص)
در شب #نیمه_ی_شعبان
#دعا
#مصیبت_ما_را_در_دینمان_قرار_مده!
#دنیا_را_بزرگترین_اندیشه_ما_قرارمده!
🆔 @hmoaddab
ببينيد که آيا اين احتياج در ژرفيهاي دل شما ريشه دارد؟
از ته دل پيش خود اعتراف کنيد که اگر شما را از نوشتن باز مي داشتند مي مرديد؟
خاصه اين نکته را، در آرام ترين ساعت شب خويش،از خود بپرسيد که
«آيا راستي من از نوشتن ناگزيرم؟»
در دل خود بکاويد و صميمانه ترين پاسخ را از آن بجوئيد.
اگر مي توانيد پيش چنين پرسش متيني دليرانه بايستيد و بسادگي و جرأت بگوئيد «آري، ناگزيرم» آنگاه زندگاني خويش را بر وفق اين احتياج مرتب کنيد.
زندگاني شما، تا بيهوده ترين و تهي ترين دم آن، بايد نشانه و شاهد چنين شوقي باشد. پس به طبيعت نزديک شويد. بکوشيد، تا چنانکه گوئي آدم نخستين هستيد، از آنچه مي بينيد، از آنچه با آن و در آن زيست مي کنيد، از آنچه دوست داريد، و از آنچه گم کرده ايد سخن بگوئيد.
برشی از کتاب:
#چند_نامه_به_شاعری_جوان
#راینر_ماریا_ریلکه
#ضرورت_نوشتن
🆔 @hmoaddab
از ته دل پيش خود اعتراف کنيد که اگر شما را از نوشتن باز مي داشتند مي مرديد؟
خاصه اين نکته را، در آرام ترين ساعت شب خويش،از خود بپرسيد که
«آيا راستي من از نوشتن ناگزيرم؟»
در دل خود بکاويد و صميمانه ترين پاسخ را از آن بجوئيد.
اگر مي توانيد پيش چنين پرسش متيني دليرانه بايستيد و بسادگي و جرأت بگوئيد «آري، ناگزيرم» آنگاه زندگاني خويش را بر وفق اين احتياج مرتب کنيد.
زندگاني شما، تا بيهوده ترين و تهي ترين دم آن، بايد نشانه و شاهد چنين شوقي باشد. پس به طبيعت نزديک شويد. بکوشيد، تا چنانکه گوئي آدم نخستين هستيد، از آنچه مي بينيد، از آنچه با آن و در آن زيست مي کنيد، از آنچه دوست داريد، و از آنچه گم کرده ايد سخن بگوئيد.
برشی از کتاب:
#چند_نامه_به_شاعری_جوان
#راینر_ماریا_ریلکه
#ضرورت_نوشتن
🆔 @hmoaddab