نه رمه ای به صحرا برده ام
نه در صحرایی آرمیده ام
این گونه که روزگار می گذرانم
در چهل سالگی
پیامبر نخواهم شد
#محمدمهدی_سیار
@hmoaddab
نه در صحرایی آرمیده ام
این گونه که روزگار می گذرانم
در چهل سالگی
پیامبر نخواهم شد
#محمدمهدی_سیار
@hmoaddab
❤5
Forwarded from اخبار رهبر انقلاب 🇮🇷
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اين دعا كردم و از شش جهت آمين آمد
گفت پاشو که مسیحات به بالین آمد
راه طوفان زد و با بال دل و دین آمد
چه به از آنکه به سر سورۀ یاسین آمد
این دعا کردم و از شش جهت آمین آمد
همه آفاق به آیینه و آیین آمد
گوییا قافلۀ نافهاش از چین آمد
که تواند به چنین نقش نگارین آمد
چشم خودبینم از این سُرمه خدا بین آمد
مژدهای بود به فرهاد که شیرین آمد
یا که ویس از پی پرسیدن رامین آمد؟
گلِ مولا که به کشکول و تبرزین آمد
چون رقم خواستزدن، خواجه به تحسین آمد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
أنا أحبك،
كما يحب الشعراء شعرهم.
تو را دوست دارم،
همانگونه که شاعران به سرودههایشان عشق میورزند.
#نزار_قبانی
@hmoaddab
كما يحب الشعراء شعرهم.
تو را دوست دارم،
همانگونه که شاعران به سرودههایشان عشق میورزند.
#نزار_قبانی
@hmoaddab
❤3🕊1
حسین مؤدب
به قول ما مشهدیا این حرف از دهن گویندهاش بزرگتره... #هم_الان #رهبری :))))
بنظرم آقا مؤدبانه جمعش کرد جمله رو...
:))))
:))))
🤣6😁3❤1
حسین مؤدب
https://www.aparat.com/v/zljj924
از شب اول روضههای محرم بیت، تلاش کردم برم، نشد…
شب آخر، یکی از رفقا زنگ زد گفت:
آقا احتمالا نمیاد خودش دیگه،
میری روضه رو؟
گفتم: اره!
در و دیوار اون حسینیه مقدسه!
جای پای کلی شهیده…
میام! هماهنگ کن!
رفتیم…
امشب داشتم اتفاقی این کلیپ رو میدیدم،
دیدم چه مصرع خوبی زیر تصویرم توی جمعیت افتاده…
شب آخر، یکی از رفقا زنگ زد گفت:
آقا احتمالا نمیاد خودش دیگه،
میری روضه رو؟
گفتم: اره!
در و دیوار اون حسینیه مقدسه!
جای پای کلی شهیده…
میام! هماهنگ کن!
رفتیم…
امشب داشتم اتفاقی این کلیپ رو میدیدم،
دیدم چه مصرع خوبی زیر تصویرم توی جمعیت افتاده…
❤1👎1💔1
سکوت شهر را... مرگ خیابان را نمیفهمد
تب ابر اسیدی... درد بـاران را نمـیفهمـد
خبر دارد کسی از گل؟ چرا ساکت شده بلبل؟
کسی اینجـا دلیل بغـض گلـدان را نمیفهمد
کسی حال کبـوترهای غمگیـن را نمیپرسد
کسی احوال گنجشکِ پریشان را نمیفهمد
کسی شعری نمیخواند! کسی قصه نمیگوید
کسـی تنهـایـی و انـدوه انسـان را نمـیفهمـد
به روی شانهی یاران به غیر از بار چیزی نیست
کسـی تاب و تـب مـوی پـریشـان را نمـیفهمـد
درخت ارغوان هم، سایهی پاییز را دیده...
دگـر فـرق زمستـان و بهـاران را نمـیفهمـد
شبیـه مـن کسـی معنای غربـت را نمـیداند
کسی دلگیری شبهای تهران را نمیفهمد
درختـان یـخ زدند و کـوچـهها لغـزیـدهاند امّـا
دمش گرم است کرسی و زمستان را نمیفهمد
#حسین_مؤدب
#پاییز
@hmoaddab
تب ابر اسیدی... درد بـاران را نمـیفهمـد
خبر دارد کسی از گل؟ چرا ساکت شده بلبل؟
کسی اینجـا دلیل بغـض گلـدان را نمیفهمد
کسی حال کبـوترهای غمگیـن را نمیپرسد
کسی احوال گنجشکِ پریشان را نمیفهمد
کسی شعری نمیخواند! کسی قصه نمیگوید
کسـی تنهـایـی و انـدوه انسـان را نمـیفهمـد
به روی شانهی یاران به غیر از بار چیزی نیست
کسـی تاب و تـب مـوی پـریشـان را نمـیفهمـد
درخت ارغوان هم، سایهی پاییز را دیده...
دگـر فـرق زمستـان و بهـاران را نمـیفهمـد
شبیـه مـن کسـی معنای غربـت را نمـیداند
کسی دلگیری شبهای تهران را نمیفهمد
درختـان یـخ زدند و کـوچـهها لغـزیـدهاند امّـا
دمش گرم است کرسی و زمستان را نمیفهمد
#حسین_مؤدب
#پاییز
@hmoaddab
❤6❤🔥2👍1😭1
و من كلام له (علیه السلام) لابنه محمد ابن الحنفية لما أعطاه الراية يوم الجمل:
تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ،
أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ،
تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ،
ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ،
وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ.
تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ،
أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ،
تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ،
ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ،
وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ.
❤3
حسین مؤدب
و من كلام له (علیه السلام) لابنه محمد ابن الحنفية لما أعطاه الراية يوم الجمل: تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ، تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ، ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ، وَ اعْلَمْ…
سخنى از آن حضرت (ع) به پسرش،
محمد بن حنفيّه،
هنگامى كه در جنگ جمل
رايت را به دست او داد:
اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان.
دندانها را به هم بفشر
و سرت را به عاريت به خداوند بسپار
و پايها، چونان ميخ در زمين استوار كن
و تا دورترين كرانه هاى ميدان نبرد را
زير نظر گير و صحنه هاى وحشتخيز را ناديده بگير
و بدان كه پيروزى
وعده خداوند سبحان است.
محمد بن حنفيّه،
هنگامى كه در جنگ جمل
رايت را به دست او داد:
اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان.
دندانها را به هم بفشر
و سرت را به عاريت به خداوند بسپار
و پايها، چونان ميخ در زمين استوار كن
و تا دورترين كرانه هاى ميدان نبرد را
زير نظر گير و صحنه هاى وحشتخيز را ناديده بگير
و بدان كه پيروزى
وعده خداوند سبحان است.
👍6❤1