﷽
.
به امر برخی از اساتید و درخواست دوستان ، از این به بعد آثارم را در این دفتر به اشتراک خواهم گذاشت.
سپاس از همراهیتان...💐
https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
.
به امر برخی از اساتید و درخواست دوستان ، از این به بعد آثارم را در این دفتر به اشتراک خواهم گذاشت.
سپاس از همراهیتان...💐
https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
⬛️ ...تمام شد! ⬛️
مهمان کوفه بود ، عجب احترام شد
آب فرات هم به لبانش حرام شد
می دید از بلندی تل خواهری که... آه
دور و بر برادر او ازدحام شد
بوسیده بود آنکه حجر دست و پای او
با دسته دسته نیزه و سنگ استلام شد
هر کس رسید سهم خودش را از او گرفت
انگشترش کجاست؟ نصیب کدام شد؟
خنجر به دست شمر می آمد ز قتلگاه
خندید و گفت : کار حسین اش تمام شد!
قصه به سر رسید ولی نا تمام ماند
شعله کشید آتش و سهم خیام شد
پامال اسب پیکر اگر روی خاک ماند
سر سربلند عازم میدان شام شد!
#حسین_مؤدب
#عاشورای1395
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
مهمان کوفه بود ، عجب احترام شد
آب فرات هم به لبانش حرام شد
می دید از بلندی تل خواهری که... آه
دور و بر برادر او ازدحام شد
بوسیده بود آنکه حجر دست و پای او
با دسته دسته نیزه و سنگ استلام شد
هر کس رسید سهم خودش را از او گرفت
انگشترش کجاست؟ نصیب کدام شد؟
خنجر به دست شمر می آمد ز قتلگاه
خندید و گفت : کار حسین اش تمام شد!
قصه به سر رسید ولی نا تمام ماند
شعله کشید آتش و سهم خیام شد
پامال اسب پیکر اگر روی خاک ماند
سر سربلند عازم میدان شام شد!
#حسین_مؤدب
#عاشورای1395
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
﷽
وقت عمل رسید ، رها کن کلام را
در بارگاه عشق ، ببین بار عام را
عطر حسین می وزد از "زینبیه"... ، آه!
عباس پاسبان شده امشب خیام را
با تیغ و خطبه و قلم از عشق دم زدیم
با جان مدافعیم حریم امام را
نازم به آن شهید که در روضه ها گرفت
از دستهای فاطمه(س) حسن ختام را
در چشم دشمنان خدا تیره می کنیم
با یک خروش مرتضوی صبح شام را
□
از زینبیه راهی قدسیم و می رسد
از ره عزیز فاطمه(س) تا انتقام را...
#حسین_مؤدب
#مدافعان_حرم
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
وقت عمل رسید ، رها کن کلام را
در بارگاه عشق ، ببین بار عام را
عطر حسین می وزد از "زینبیه"... ، آه!
عباس پاسبان شده امشب خیام را
با تیغ و خطبه و قلم از عشق دم زدیم
با جان مدافعیم حریم امام را
نازم به آن شهید که در روضه ها گرفت
از دستهای فاطمه(س) حسن ختام را
در چشم دشمنان خدا تیره می کنیم
با یک خروش مرتضوی صبح شام را
□
از زینبیه راهی قدسیم و می رسد
از ره عزیز فاطمه(س) تا انتقام را...
#حسین_مؤدب
#مدافعان_حرم
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
Forwarded from حسین مؤدب
از زینبیه راهی قدسیم و می رسد
از ره عزیز فاطمه (س) تا انتقام را...
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
از ره عزیز فاطمه (س) تا انتقام را...
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
🌹 سالهاست...🌹
ماییم و درد های نهانی که سالهاست...
تو نیستی و زخم زبانی که سالهاست...
این مرده را نگاه کسی زنده کرده است
ور نه چگونه آمده جانی که سالهاست...؟
ما با یقین آمدنت زنده مانده ایم
در هجمه های شک و گمانی که سالهاست...
این هفته ها بدون تو در رفت و آمدند
نفرین بر اینچنین نوسانی که سالهاست...
می آیی ای بهار به زودی و می رود
از شهر رفته رفته خزانی که سالهاست...
تنها به شوق وصل ، نفس می کشیم ما
آری شما...! درست همانی که سالهاست...
#حسین_مؤدب
#انتظار
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
ماییم و درد های نهانی که سالهاست...
تو نیستی و زخم زبانی که سالهاست...
این مرده را نگاه کسی زنده کرده است
ور نه چگونه آمده جانی که سالهاست...؟
ما با یقین آمدنت زنده مانده ایم
در هجمه های شک و گمانی که سالهاست...
این هفته ها بدون تو در رفت و آمدند
نفرین بر اینچنین نوسانی که سالهاست...
می آیی ای بهار به زودی و می رود
از شهر رفته رفته خزانی که سالهاست...
تنها به شوق وصل ، نفس می کشیم ما
آری شما...! درست همانی که سالهاست...
#حسین_مؤدب
#انتظار
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
﷽
.
.
.
پیشکشی به روح بلند شهید مدافع حرم ، شهید جواد محمدی
.
.
خبر آمد که از سیاهی شام
نور صبحی سپید آوردند
باز در کوچه کوچه ی این شهر
دسته دسته شهید آوردند
از حریم رقیه و زینب
باز گل های پر پر آوردند
سرفرازان هر دو دنیا را
خبر آمد که بی سر آوردند
سوی شهر امام هشتم باز
عطر باب المراد آمده است
سوگوارانه کوچه باز کنید
که دوباره " جواد " آمده است
پهلوان همیشه ی تاریخ
غصه دار غروب عاشورا
گر چه گویند بی سر آمده ای
تو نیفتاده ای ولی از پا
پدرت آمده به استقبال
پسر روضه های عاشورا
خیز از جا به حرمت "مادر"
خیز از جا به خاطر "بابا"
"خیز از جا بخاطر بابا"
خواهش آشنای عاشوراست
پدر پیرت آمده ... برخیز!
چقدر قصه مثل کرببلاست
مثل آن لحظه که پدر آمد
در میان هجوم آن لشکر
پسری که به روی خاک افتاد
پهلویی مثل پهلوی مادر
پسری که شبیه مادر بود
زیر سمهای اسبها افتاد
پسری که عصای بابا بود
پسری که جدا جدا افتاد
نبل آزاد شد بسیجی مرد!
شیر مادر حلال جانت باد
تا زمان هست و تا زمین بر جاست
این حماسه نمی رود از یاد
در دفاع مقدس از زینب
خار چشم بنی امیه شدی
پسر کوچکت سه ساله شد و
تو فدای غم رقیه (س) شدی!
#حسین_مؤدب
از زینبیه راهی قدسیم و می رسد
از ره عزیز فاطمه (س) تا انتقام را...
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
.
.
.
پیشکشی به روح بلند شهید مدافع حرم ، شهید جواد محمدی
.
.
خبر آمد که از سیاهی شام
نور صبحی سپید آوردند
باز در کوچه کوچه ی این شهر
دسته دسته شهید آوردند
از حریم رقیه و زینب
باز گل های پر پر آوردند
سرفرازان هر دو دنیا را
خبر آمد که بی سر آوردند
سوی شهر امام هشتم باز
عطر باب المراد آمده است
سوگوارانه کوچه باز کنید
که دوباره " جواد " آمده است
پهلوان همیشه ی تاریخ
غصه دار غروب عاشورا
گر چه گویند بی سر آمده ای
تو نیفتاده ای ولی از پا
پدرت آمده به استقبال
پسر روضه های عاشورا
خیز از جا به حرمت "مادر"
خیز از جا به خاطر "بابا"
"خیز از جا بخاطر بابا"
خواهش آشنای عاشوراست
پدر پیرت آمده ... برخیز!
چقدر قصه مثل کرببلاست
مثل آن لحظه که پدر آمد
در میان هجوم آن لشکر
پسری که به روی خاک افتاد
پهلویی مثل پهلوی مادر
پسری که شبیه مادر بود
زیر سمهای اسبها افتاد
پسری که عصای بابا بود
پسری که جدا جدا افتاد
نبل آزاد شد بسیجی مرد!
شیر مادر حلال جانت باد
تا زمان هست و تا زمین بر جاست
این حماسه نمی رود از یاد
در دفاع مقدس از زینب
خار چشم بنی امیه شدی
پسر کوچکت سه ساله شد و
تو فدای غم رقیه (س) شدی!
#حسین_مؤدب
از زینبیه راهی قدسیم و می رسد
از ره عزیز فاطمه (س) تا انتقام را...
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
⬛️ –آیینه ها ⬛️
چون شهیدانِ جنون بی سر شدن تقدیر ماست
عشق، تنها عشق، تنها عشق، در تقریر ماست
سوختیم، اما خوشیم از اینکه بیداری دشت
حاصل بیخوابی و نینالهی شبگیر ماست
تا ابد دیوانه می مانیم و سر گردان ماه...
چون پریشان زلف روی نیزه ها زنجیر ماست
بشکنند آیینهها را صدهزاران بار هم،
آنچه میماند به جا هر آینه تصویر ماست
لالهباران میکنیم این دشتِ پر خاشاک را
خون ما برّندهتر از تیغهی شمشیر ماست
ما سلیمانانه با او همسخن گشتیم و حال
مور را بنگر! حقیرانه پی تحقیر ماست
با ابوسفیان بگو اسلام سلمان ماندنیست
مکّه هم چشمانتظار نغمهی تکبیر ماست
گرگها درّندهاند، اما چه باید کرد؟ آه...
زخمهای گله از چوپان بی تدبیر ماست!
#حسین_مؤدب
#شیخ_نمر
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
چون شهیدانِ جنون بی سر شدن تقدیر ماست
عشق، تنها عشق، تنها عشق، در تقریر ماست
سوختیم، اما خوشیم از اینکه بیداری دشت
حاصل بیخوابی و نینالهی شبگیر ماست
تا ابد دیوانه می مانیم و سر گردان ماه...
چون پریشان زلف روی نیزه ها زنجیر ماست
بشکنند آیینهها را صدهزاران بار هم،
آنچه میماند به جا هر آینه تصویر ماست
لالهباران میکنیم این دشتِ پر خاشاک را
خون ما برّندهتر از تیغهی شمشیر ماست
ما سلیمانانه با او همسخن گشتیم و حال
مور را بنگر! حقیرانه پی تحقیر ماست
با ابوسفیان بگو اسلام سلمان ماندنیست
مکّه هم چشمانتظار نغمهی تکبیر ماست
گرگها درّندهاند، اما چه باید کرد؟ آه...
زخمهای گله از چوپان بی تدبیر ماست!
#حسین_مؤدب
#شیخ_نمر
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
⬛️ —پروانه من! ⬛️
صبح آغازی ندارد شام بی پایان من
دیر از راه آمدی خورشید نور افشان من
خواب دیدم سر به دامان تو خوابم برده است
چشم وا کردم تو را دیدم که در دامان من...
دیر راهب ، روی نی ، کنج تنور و بزم می
من بمیرم ! چه کشیدی تا شدی مهمان من
پاسخت_آیینه ی حق_آیه آیه سنگ بود
جان به قربان لبانت قاری قرآن من!
سو ندارد دیده ام از آن زمان که دیده ام
غرق خون پیراهنت را یوسف کنعان من
از غروب کربلا تا آخر شام بلا
هر بلایی بود ، عمه شد بلاگردان من
من نمیپرسم ، تو هم بابا ، نپرسی بهتر است!
ز آنچه آمد بر سر دندان تو ، دندان من!
صبح صحبت از کنیزی بود می گفتم به خود
کاشکی نشنیده باشد گوش بابا جان من
بال و پر سوزانده ام از شوق روی ماه تو
شمع ویرانه تویی... پروانه من پروانه من!
#حسین_مؤدب
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
صبح آغازی ندارد شام بی پایان من
دیر از راه آمدی خورشید نور افشان من
خواب دیدم سر به دامان تو خوابم برده است
چشم وا کردم تو را دیدم که در دامان من...
دیر راهب ، روی نی ، کنج تنور و بزم می
من بمیرم ! چه کشیدی تا شدی مهمان من
پاسخت_آیینه ی حق_آیه آیه سنگ بود
جان به قربان لبانت قاری قرآن من!
سو ندارد دیده ام از آن زمان که دیده ام
غرق خون پیراهنت را یوسف کنعان من
از غروب کربلا تا آخر شام بلا
هر بلایی بود ، عمه شد بلاگردان من
من نمیپرسم ، تو هم بابا ، نپرسی بهتر است!
ز آنچه آمد بر سر دندان تو ، دندان من!
صبح صحبت از کنیزی بود می گفتم به خود
کاشکی نشنیده باشد گوش بابا جان من
بال و پر سوزانده ام از شوق روی ماه تو
شمع ویرانه تویی... پروانه من پروانه من!
#حسین_مؤدب
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
فیلم کامل شعر خوانی بنده محضر حضرت آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله)
🌹مدح مولا علی علیه السلام🌹
نجف اشرف دعاگوی همه ی عزیزان هستم...
#التماس_دعای_خیر
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
🌹مدح مولا علی علیه السلام🌹
نجف اشرف دعاگوی همه ی عزیزان هستم...
#التماس_دعای_خیر
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
📢شعرخوانی #حسین_مؤدب
🗓چهارشنبه 95/8/26 – بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸باب طویرج – موکب شباب الرضوی
#امشب
#کربلای_معلی
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
🗓چهارشنبه 95/8/26 – بعد از نماز مغرب و عشاء
🔸باب طویرج – موکب شباب الرضوی
#امشب
#کربلای_معلی
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
⚪️ ناچار این چنینم... ⚪️
در شهر رنگ و نیرنگ ، مرده است زندگانی
باری به روز روشن ، گرگ آمده شبانی
خنجر به کشتن من از پیش و پس کشیدند
آن جانیان دشمن ، این دوستان جانی!
ما گوش گوش گوشیم آنها فقط "زبان" اند
این است نزد بعضی معنای همزبانی!
این سو به صف پلنگان در فکر فتح ماهند
آنسوی موش کورند دنبال قرص نانی
سروم اگر که طوفان ، سدم اگر که سیلی
ناچار این چنینم وقتی تو آن چنانی!
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
در شهر رنگ و نیرنگ ، مرده است زندگانی
باری به روز روشن ، گرگ آمده شبانی
خنجر به کشتن من از پیش و پس کشیدند
آن جانیان دشمن ، این دوستان جانی!
ما گوش گوش گوشیم آنها فقط "زبان" اند
این است نزد بعضی معنای همزبانی!
این سو به صف پلنگان در فکر فتح ماهند
آنسوی موش کورند دنبال قرص نانی
سروم اگر که طوفان ، سدم اگر که سیلی
ناچار این چنینم وقتی تو آن چنانی!
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
بر آن سریم که مثل حبیب ما را نیز
به پای سر برسانندمان به منزلگاه!
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
به پای سر برسانندمان به منزلگاه!
#حسین_مؤدب
📝کانال نشر اشعار حسین مؤدب
👉https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▶️ شعرخوانی #حسین_مؤدب
👈 دانشگاه فردوسی مشهد
◾️شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها◾️
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA
👈 دانشگاه فردوسی مشهد
◾️شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها◾️
👈کانال نشر اشعار حسین مؤدب
✏️https://telegram.me/joinchat/BIrMZkErkWwoCLmpmEPIhA