Forwarded from 𝖣𝗎𝗇𝗁𝗂𝗅𝗅
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝖧𝖾𝖾𝗄𝗂 𝖬𝗂𝗇𝗂𝖾 𝖲𝖾𝗋𝗂𝖾𝗌
𝘗𝘳𝘪𝘴𝘰𝘯 𝘈𝘜 - 𝘚𝘩𝘢𝘮𝘦𝘭𝘦𝘴𝘴 𝘚𝘮𝘶𝘵 -𝘋𝘰𝘮_𝘚𝘶𝘣 - 𝘛𝘰𝘱 𝘙𝘪𝘬𝘪 - 𝘉𝘰𝘵𝘵𝘰𝘮 𝘏𝘦𝘦𝘴𝘦𝘶𝘯𝘨 - 𝘐𝘮𝘱𝘭𝘪𝘦𝘥 𝘔𝘶𝘳𝘥𝘦𝘳 - 𝘝𝘦𝘳𝘣𝘢𝘭 𝘏𝘶𝘮𝘪𝘭𝘪𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 - 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧 - 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 - 𝘏𝘰𝘱𝘦𝘧𝘶𝘭 𝘌𝘯𝘥𝘪𝘯𝘨.
Forwarded from duckie dancer نیکي
ヷ─ル : 🎴 poster boy
online boyfi⎯ cpv ’s
online boyfi⎯ cpv ’s
Forwarded from duckie dancer نیکي
duckie dancer نیکي
ヷ─ル
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ㅤ`𝖢𝗅𝗈𝗏𝖾𝗋
Forwarded from ㅤ`𝖢𝗅𝗈𝗏𝖾𝗋
┆صفحـهای از دفتـر خاطـرات┆
از میان تمام روزهای بیتو میگذرم، اما من همانجا، میان پاییز و تو، گیر افتادهام. و هر لحظه به دستهایی که هنوز سردی دستهایت را یادشان است فکر میکنم. به چشمانت که دیگر در مقابلم نیستند، فقط در عکسهای قدیمی ماندهاند. به صورت رنگباختهات که توی ذهنمه، به خانهای که از ما خالی شده. به دیوارهایش نگاه میکنم؛ هنوز جای میخ قاب عکسهایمان رویشان مانده. به کتابخانه پر شده از کتابهای نیمه رها شدهات. و آن گوشهی اتاق، جایی که پیانو بود، حالا فقط یک رد روشن روی کفپوش مانده؛ جای خالی چیزی که بود و دیگر نیست. من هنوز گاهی میایستم همانجا، دستم را میگذارم روی هوای خالی، و انگار زیر انگشتهایم سفیدی سرد کلیدها را حس میکنم، و هر بار صدای نواختن تو را در ذهنم مرور میکنم. و آن بوی عطرت که رفته. نه یکباره، کمکم، اول از بالش، بعد از پیراهنم، بعد از تمام خانه. حالا فقط خودم ماندهام و بوی پاییز که از پنجره میاید.
باید برایت بنویسم. برای تو که نیستی، و برای این ثانیههایی که رد نمیشوند. ساعت روی دیوار کار میکند، عقربهها میچرخند، اما هیچ چیز جلو نمیرود. من همانجا پیش تو جا ماندهام.
دلم میخواهد طوفان شود. برای اینکه باد بیاید و این سکون را بشکند. برف ببارد و همهچیز را یک دست سفید کند، تا نتوانم جای خالیات را ببینم.
Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾
Work project
Part3:Sunoo’s sudden confession had left both of them in shock—both Sunoo, who had confessed his love, and Heeseung, who had heard that romantic confession.