𝘳𝘦𝘢𝘭 𝘨𝘰𝘰𝘥 𝘸𝘦 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘶𝘥𝘪𝘰
𝘴𝘯𝘢𝘱 𝘴𝘯𝘢𝘱 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘵 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘢𝘥𝘪𝘰 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘴𝘵𝘰𝘱 𝘧𝘰𝘳 𝘢𝘯𝘺𝘰𝘯𝘦
𝘸𝘦'𝘳𝘦 𝘱𝘭𝘢𝘴𝘵𝘪𝘤, 𝘣𝘶𝘵 𝘸𝘦 𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘧𝘶𝘯
𝘴𝘯𝘢𝘱 𝘴𝘯𝘢𝘱 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘵 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘢𝘥𝘪𝘰 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘴𝘵𝘰𝘱 𝘧𝘰𝘳 𝘢𝘯𝘺𝘰𝘯𝘦
𝘸𝘦'𝘳𝘦 𝘱𝘭𝘢𝘴𝘵𝘪𝘤, 𝘣𝘶𝘵 𝘸𝘦 𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘧𝘶𝘯
Forwarded from نامـہ ایے براے او!NEW PART 🗣
ᯓبعد از سقوط در تو، دیگر هیچچیز مثل قبل نبود ⠀𖦹 ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀نه عشق، نه اعتماد...۫ ׅ نه ᯓ۶۟ৎخودِ من
𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖 ۶۟ৎ
𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖 ۶۟ৎ
Forwarded from cannibal
On my neck, a bubble bath
On my wrist, new Cadillac
On my wrist, new Cadillac
Forwarded from Always✞⁷🖤 (ℍ𝕒𝕟𝕤𝕚✧)
با گرفتن چاقو در دستش و هل دادن پسر به سمت دیوار،چاقو رو به سمت گلوی پسر برد.
"جیک انقدر منو عصبی نکن نزار کاری که نمیخوام بکنم رو انجام بدم"
جیک پوزخندی زد و مستقیم به چشمای پسر نگاه کرد.
" هه؟تو اصلا بلدی با اون چاقو کار کنی بچه؟"
نیکی با شنیدن لفظ بچه از سمت جیک،پوزخند ترسناکی زد.
"دوست داری بهت نشون بدم؟"
"جراتشو نداری"
"پس دوست داری نشونت بدم"
پوزخندی زد و چاقو را از زیر گلوی پسر به سمت بازوش هدایت کرد،با فشار آرومی چاقو رو در بازوی پسر فرو برد.
جیک با احساس سوزش شدیدی آخ بلندی کرد.
"هی وحشی چیکار میکنی"
"خودت گفتی نشونم بدی"
"نیکی این خیلی درد داره لطفا درش بیار آخ"
"بگو دیگه اذیتت نمیکنم"
بلافاصله بعد از حرفش چاقو را فشار داد.
"آخ آخ نیکی باشه باشه دیگه اذیتت نمیکنم قول میدم"
"امیدوارم که دروغ نگفته باشی"
چاقوی خونی رو از بازوی پسر بیچاره در آورد.
جیک با بی حالی چشماشو بست و دیگر چیزی نفهمید.
نیکی با دیدن افتادن پسر به سمت زمین او را در آغوش گرفت،با بستن چشمانش دستانشو به سمت بازو پسر برد و با کشیدن دستش روی زخم،زخم در ثانیه ای از بین رفت.
𝙔𝙪𝙣𝙆𝙞✚