𝘴𝘢𝘤𝘳𝘪𝘧𝘪𝘤𝘦
848 subscribers
35 photos
24 videos
12 links
# ~Sei un pupazzo di neve
nella mia terra.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝘳𝘦𝘢𝘭 𝘨𝘰𝘰𝘥 𝘸𝘦 𝘥𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘶𝘥𝘪𝘰
𝘴𝘯𝘢𝘱 𝘴𝘯𝘢𝘱 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘵 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘢𝘥𝘪𝘰 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘴𝘵𝘰𝘱 𝘧𝘰𝘳 𝘢𝘯𝘺𝘰𝘯𝘦
𝘸𝘦'𝘳𝘦 𝘱𝘭𝘢𝘴𝘵𝘪𝘤, 𝘣𝘶𝘵 𝘸𝘦 𝘴𝘵𝘪𝘭𝘭 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘧𝘶𝘯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🩹 𝘩𝘦𝘢𝘵 𝘸𝘢𝘷𝘦𝘴 𝘣𝘦𝘦𝘯 𝘧𝘢𝘬𝘪𝘯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ᯓبعد از سقوط در تو، دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نبود ⠀𖦹 ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀نه عشق، نه اعتماد...۫ ׅ نه ᯓ۶۟ৎخودِ من
𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖 ۶۟ৎ
Forwarded from ‌ ‌ ‌ ‌cannibal
On my neck, a bubble bath
On my wrist, new Cadillac
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Always✞⁷🖤 (ℍ𝕒𝕟𝕤𝕚✧)
با گرفتن چاقو در دستش و هل دادن پسر به سمت دیوار،چاقو رو به سمت گلوی پسر برد.
"جیک انقدر منو عصبی نکن نزار کاری که نمیخوام بکنم رو انجام بدم"
جیک پوزخندی زد و مستقیم به چشمای پسر نگاه کرد.
" هه؟تو اصلا بلدی با اون چاقو کار کنی بچه؟"
نیکی با شنیدن لفظ بچه از سمت جیک،پوزخند ترسناکی زد.
"دوست داری بهت نشون بدم؟"
"جراتشو نداری"
"پس دوست داری نشونت بدم"
پوزخندی زد و چاقو را از زیر گلوی پسر به سمت بازوش هدایت کرد،با فشار آرومی چاقو رو در بازوی پسر فرو برد.
جیک با احساس سوزش شدیدی آخ بلندی کرد.
"هی وحشی چیکار میکنی"
"خودت گفتی نشونم بدی"
"نیکی این خیلی درد داره لطفا درش بیار آخ"
"بگو دیگه اذیتت نمیکنم"
بلافاصله بعد از حرفش چاقو را فشار داد.
"آخ آخ نیکی باشه باشه دیگه اذیتت نمیکنم قول میدم"
"امیدوارم که دروغ نگفته باشی"
چاقوی خونی رو از بازوی پسر بیچاره در آورد.
جیک با بی حالی چشماشو بست و دیگر چیزی نفهمید.
نیکی با دیدن افتادن پسر به سمت زمین او را در آغوش گرفت،با بستن چشمانش دستانشو به سمت بازو پسر برد و با کشیدن دستش روی زخم،زخم در ثانیه ای از بین رفت.

𝙔𝙪𝙣𝙆𝙞✚