تاریخ خوزنین
423 subscribers
905 photos
26 videos
8 files
23 links
پژوهش هایی در تاریخ ، فرهنگ ، ادبیات عامیانه
Download Telegram
لیلا بگفتا ای شه لب تشنه‌کامان/ دستم به دامان، آقا الامان»باصدای…
@ziaossalehin
لیلا بگفتا ای شه لب تشنه کامان....

بمناسبت شب های تاسوعا و عاشورا
لیلا بگفتا ای شه لب تشنه کامان
دستم به دامان آقا الامان
رودم به میدان می رود در چنگ گرگان
از هجر اکبر مشکل برم جان
آه و واویلا کو اکبر من
نور دو چشمان تر من



شب ها نخفتم تا سحر پای گهواره
تا تو را کردم هیجده ساله
کردی امیدم نا امید این بود خیالت
رفتی ز دنیا شیرم حلالت
آه و واویلا کو اکبر من
نور دو چشمان تر من


دارم امیدی از خدا یک بار دیگر
در برم آید نوجوان اکبر
گردم به دور قامتش دستی به گردن
بوسم دو چشم شهلای اکبر
آه و واویلا کو اکبر من


نور دو چشمان تر من
ای زینب محزون بیا کن تو امدادی
تا بُریم امشب رخت دامادی
اهل حرم گویند سرود اندر این وادی
از بهر اکبر تا کنیم شادی
آه و واویلا کو اکبر من
نور دو چشمان تر م


«محزون» سرو سینه زند از بهر اکبر
می کند نوحه با دو چشم تر
گردد شفیعت ای جوان در صف محشر
از سر جرمت بگذرند دیگر
آه و واویلا کو اکبر من
نور دو چشمان تر من
7
8⃣4⃣5⃣
داستان «گریه لیلی:

اسدالله ملک زاده ۱۴ مرداد ۱۳۲۰ و متوفی به ۹ بهمن ۱۳۸۰ از شاگردان ابوالحسن خان صبا در موسیقی بود او یکی از نوازندگان چیره دست ویولن در ایران است در میان آثار فاخر او قطعه‌ای غمگین، ‌ عاشقانه و البته رمزآلود که با عنوان «گریه لیلی» منتشر شده وجود دارد

پیدایش این قطعه ماجرایی دارد که توسط یکی از شاگردان ملک در کتاب خاطرات او نقل شده است:

«من در اتاقم هر روز تمرین ویلن می‌کردم. بعد از مدتی دیدم دختر جوانی در اتاقش از خانه خودشون که روبروی اتاق کار من بود، نشسته و معلومه که داره به صدای ساز من گوش میده؛ اما روزهای بعد هم آن دختر جوان همان جا می‌نشست و من هم تمرین می‌کردم.
طولی نکشید که دلباخته اش شدم! و مشتاق‌تر و دلباخته پرشورتر از قبل تمرین می‌کردم و گاهی لبخند رضایتش را حس می‌کردم. “عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد”…
بعد از مدتی یک‌روز دیدم دختر نیامد. دلم سخت گرفت، روز بعد هم پیداش نشد و روز بعد هم، دیگه انگار آب شده بود رفته بود تو زمین!»
 ملک در ادامه تعریف می‌کند: «دیگه طاقت نیاوردم. پاشدم رفتم درب خونه‌شون رو زدم یکی اومد بیرون من سراغ اون دختر رو گرفتم و ماجرا رو براش تعریف کردم. اون شخص گفت پس شما نوازنده اون آهنگ‌هایی هستین که لیلی رو از خود بی‌خود کرده بود؛ آره؟ من گفتم لیلی؟ پاسخ داد: آره لیلی بود و مرتب تعریف شما را می‌کرد! گفتم خب لیلی کجا رفته؟ و اون آهی کشید و پاسخ داد: لیلی فوت کرد! من پرسیدم چرا… پاسخ داد: لیلی بیمار بود و از هر دو پا فلج!»
اسدالله ملک نوشته است: «خشکم زد. همه‌ی بدنم مثل یه تیکه یخ شد! لیلی ... لیلی من ... یعنی او فلج و بیمار بوده ...؟ با پاهایی لرزان کشان کشان خودم رو به خونه رسوندم و عقده‌ام ترکید! گریه برای لیلی‌ام ... گریه‌ی لیلی.»
 ملک از خود بی‌خود می‌شود. تمام وجودش پر از عشق لیلی که دیگر نیست… در نهایت نیروی درونش به جنبش در می‌آید و آرشه‌اش روی سیم های آماده ویلون می‌نشیند و شاهکاری توامان با گریه‌هایش برای لیلی خلق می‌شود. قصه لیلی تمام شد اما پس از این قصه شاهکاری خلق شد که اسدالله ملک نامش را «گریه لیلی» گذاشت. قطعه‌ای که اکنون می توانیم با هم بشنویم:
👍2
4_6001439278230408571.mp3
3.1 MB
گریه لیلی / اسدالله ملک
🔥3
8⃣4⃣6⃣
زوار خوزنینی که در راه زیارت خانه خدا یا ائمه اطهار و بقاء متبرکه به رحمت ایزدی پیوسته‌اند و جنازه آنان به خوزنین نرسیده است :

۱- مرحوم حاج عبدالرحیم جهانبخش فرزند عبدالمطلب پدر حاج کاظم جهانبخشی و پدربزرگ حاجی حاجیعلی جهانبخشی و نیای حاج اصغر و حاجی حسن وحاجی حسین سرباز
در ایام سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به قصد زیارت خانه خدا از خوزنین حرکت و از طریق خاک دولت عثمانی به حرمین شریفین مکه و مدینه مشرف شد و در راه درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد


۲- مرحوم کربلایی ارسلان صفی قلی فرزند فغان و پدر آقایان:

مشهدی رجبعلی (پدر حاج اصغر وحاج محرم وحاج شعبان )


مشهدی علی پدر حاج علی اکبر


مشهدی رمضان (پدر حاج قدرت وسیف اله وصفت اله واسداله)

مشهدی صفی قلی (پدر حاجی غلام عباس حاجی یعقوب و مشهدی غلامرضا)

که در حدود سال‌های انقلاب مشروطیت در ایران در جریان سفر به عتبات عالیات و پس از زیارت ائمه در عراق در راه بازگشت در شهر صحنه استان کرمانشاه درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد

۳- مرحومه مغفوره مشهدی خدیجه محمدی فرزند حاجی عبدالرحیم محمدی و خواهر آقایان مشهدی علی اکبر و مشهدی علی اصغر که همسر حاج اسدالله محمدی بوده‌اند در اوایل دهه ۱۳۲۰ شمسی هنگام سفر و زیارت حضرت امام رضا علیه السلام  که فرزندش حاجی فرج اله محمدی او را همراهی می نمود در شهر مشهد وفات نمود و در همان جا به خاک سپرده شد


۴-مرحومه مغفوره کربلایی شهربانو محمدی فرزندیوسف فرزند محمد امین و خواهر آقایان مشهدی موسی محمدی ملا محمد قلی و مشهدی جعفر محمدی که همسر حاجی ابومحمد محمدی فرزند حاجی محمد مراد محمدی بوده آمد  که در سال ۱۳۳۴ به همراه فرزندشان حاجی حبیب الله در سفر به عتبات عالیات در شهر کربلا درگذشتند و به واسطه وساطت خدام در ورودی صحن مطهر امام حسین علیه السلام به خاک سپرده شدند



۵- مرحوم مشهدی محمد مهدی (معصومه محمد )پدر کربلایی شعبان مهدی که در دهه ۴۰ شمسی در راه زیارت حضرت ثامن الحجج امام رضا علیه السلام در راه تصادف نموده و فوت نمودند  جنازه‌ایشان بنا بر صلاحدید خانواده در همان محل به خاک سپرده شد ه است
👍168
8⃣4⃣7⃣
هشتاد و پنج سال پیش در چنین روزی سوم شهریور سال ۱۳۲۰ نیروهای ارتش اتحاد جماهیر شوروی و نیروهای ارتش انگلستان از شمال ، غرب و جنوب به ایران حمله کردند

بهانه حمله آنان به ایران روابط استراتژیک دولت ایران با آلمان نازی و حضور شش هزار کارشناس آلمانی در ایران بود به دنبال دو اولتیماتوم در تیر و مرداد ۱۳۲۰ نیروهای کشورهای متخاصم وارد ایران شدند بعدها نیروهای دولت امریکا هم به این دو دولت پیوستند مکان استقرار نیروهای آمریکایی در تهران منطقه امیرآباد بود که اکنون کوی دانشگاه تهران است

یکی از شهرهای کلیدی که نیروهای انگلیسی و روسی ان را تصرف کردند شهر قزوین است نیروهای روس روز پنجم شهریور شهر قزوین را بمباران کردند اعلامیه‌هایی از طریق هوا بر روی شهر ریختند مقر نیروهای روسی در قزوین خیابان دارایی و ساختمان شهرداری فعلی نزدیک کلیسای کانتور بود اما بعدها آنان با ایجاد ایست و بازرسی در روبروی روستای کهک عملاً مناطق شمال غرب ایران را به روسیه ملحق نمودند ساختمان روسی قرارگاه ایست بازرسی کهک هنوز وجود دارد فیلمی از لحظه اتصال این دو نیرو در قزوین پیوست است
جنگ دوم جهانی در شهریورسال ۱۳۱۸ با حمله آلمان به لهستان آغازشده بود با حمله روس و انگلیس به ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ بر اثر خیانت امرای ارتش ایران پادگان‌ها تخلیه و سربازان مرخص شدند تنها در دو سه نقطه مانند جلفا ، قصر شیرین و بندر خرمشهر مقاومت‌هایی صورت گرفت که مهمترین آن مقاومت ناو ایرانی پلنگ به فرماندهی سرتیپ بایندر فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران بود که به شهادت رسید در آن هنگام در خوزنین دو نفر در لشکر ۱ و ۲ تهران مشغول خدمت نظام وظیفه بودند


آ حاجی لطف الله محمدی پدر حاجی عنایت


حاج صفر دانیالی پدر کربلای علی


که خدمت این دونفر همانند هزاران سرباز دیگر ناتمام ماند
با اشغال مناطق شمالی توسط روس‌ها حمل و جابجایی مواد غذایی ، گندم وحبوبات ممنوع شد
انگلیسی‌ها هم از حمل مواد غذایی از مناطق مرکزی و جنوبی خودداری کردند در نتیجه کمبود ارزاق عمومی غلات و نان به وجود اومد که بعدها باعث سقوط دولت قوام السلطنه شد

علی رغم محاصره اقتصادی مناطق مرکزی و ممنوعیت حمل غلات و برنج از مناطق شمالی به مناطق مرکزی تعدادی از جوانمردان و جوانان خوزنین نیز با فداکاری و طی مسافرت بسیار سخت در زمستان ۱۳۲۳ از مناطق خمسه زنجان مقداری گندم تهیه کرده و با فروش آن در خوزنین نیاز اهالی را تامین نمودند

گرچه تلفات این محاصره اقتصادی و قحطی به اندازه جنگ جهانی اول نبود اما در عین حال باعث به وجود آمدن بزرگترین تورم اقتصادی تاریخ ایران شد مردم ایران سال‌ها یعنی تا پایان خروج نیروهای روس و انگلیس از ایران دچار قحطی و کمبود ارزاق بودند

( میزان تلفات ایران در جنگ جهانی اول بنابر نقل دکتر محمد قلی مجد فرزند فطن السلطنه مجد مالک سابق خوزنین  که استاد تاریخ در دانشگاه فلوریدا و صاحب چندین اثر تاریخی از جمله قحطی بزرگ که به فارسی هم ترجمه شده است  ده  میلیون‌ نفر بوده است)
8
تاریخ خوزنین
Photo
نمونه اعلامیه‌ای که در شهریور ۱۳۲۰ توسط ارتش شوروی در شهر قزوین از طریق هواپیما فرو ریخته شد
3
محمد آذرمهر
Video
ورود نیروهای روسی و انگلیسی به قزوین در شهریور ۱۳۲۰
4
حملات نیروهای عظیم شوروی در روزهای سوم و چهارم و پنجم شهریور موجب گردید لشکرهای سوم تبریز، چهارم رضائیه، پانزدهم اردبیل و یازده گیلان عقب‌نشینی نموده و مقر پادگانها را تخلیه و راه را برای شوروی‌ها باز کنند. در روز پنجم نیز لشکر خراسان بدین سرنوشت دچار شد. در جنوب هم لشکرهای ۵ و ۱۲ کرمانشاه و کردستان ضمن زد و خوردهای مختصری عقب‌نشینی نموده و راه را برای نیروهای انگلیس باز کردند. در جنوب نیروی دریایی منهدم و شهرهای آبادان، خرمشهر و بندر شاهپور تصرف و اهواز نیز محاصره شده بود و از این رو تمام راه‌های ورود به تهران برای مهاجمین باز و بسرعت می‌توانستند تهران را بدون کوچکترین مقاومتی تسخیر نمایند.
#باقر_عاقلی
3
پهلوی دستور دادند فوراً به وزارت جنگ رفته و در جلسه شورایعالی جنگ شرکت نماییم. مخصوصاً تاکید نمودند برویم و مطالعه کنیم آیا قادر به ادامه جنگ می‌باشیم یا نه؟ باتفاق نخست‌وزیر، راه وزارت جنگ را پیش گرفتم. در سالن وزارت جنگ گوش تا گوش امراء ارتش نشسته بودند، صحبت شروع شد؛ وزراء گفتند ما هیچ اطلاعی از امور جنگی نداریم، اگر آقایان امراء تشخیص بدهند که ادامهٔ جنگ ممکن و میسر است ما وزراء کابینه از این تصمیم پشتیبانی خواهیم کرد. اغلب امرای ارتش با غرور عجیبی اظهار عقیده می‌کردند که قادر به جنگ خواهیم بود و جنگ خواهیم کرد. موضوع داشت به مرحله نهایی می‌رسید یعنی تصمیم این میشد که نیروهای ایران خواهند توانست با نیروهای مجهز شوروی و انگلیس مقابله نمایند که ناگهان سرتیپ رزم‌آرا و سرتیپ عبدالله هدایت گفتند: «خیر! ارتش ایران قادر به ادامه جنگ نیست، چون قوه تحرک ندارد و برای نقل‌و‌انتقال سربازان وسائل موتوری لازم است، در صورتی که پادگانهای ما در استانهای شمالی و جنوبی فاقد این وسائل بوده و مهمتر از همه خواربار بقدر پنج روز در انبارها موجود نیست.» بیانات سرتیپ رزم‌آرا و سرتیپ هدایت، محیط مذاکره را دگرگون نمود. همه به فکر فرو رفتند. امرایی که لحظه‌ای قبل با حرارت می‌گفتند قادر به ادامه جنگ می‌باشیم در سکوت محض رفته بودند.
از خاطرات دکتر محمد سجادی وزیر راه وقت در جریان شرکت در شورای عالی دفاع کشور در روز پنجم شهریور ۱۳۲۰

#محمد_سجادی
2
با هماهنگی و هم‌فکری نزدیک متفق خودمان روسیه، ما عناصر بدخواه را از تهران ریشه‌کن ساختیم؛ ما یک دیکتاتور [پهلوی اول] را از کشور رانده، به تبعید روانه کردیم.

وینستون چرچیل
۸ مهر ۱۳۲۰
#متفرقه
متن استعفانامه رضا شاه که توسط محمد علی فروغی نوشته شده وپس از قرائت در مجلس در روز ۲۵ شهریور او از کشور خارج شد و به تبعید رفت و فرزندش محمد رضا با وساطت فروغی نزد انگلیسی ها وشفاعت محمد علی مجد فطن السطنه در نزد روس‌ها به سلطنت رسید فروغی یک سال بعد در مهر سال ۱۳۲۱ در تهران ومجد نیز در ۱۳ فروردین ۱۳۵۷ در قزوین درگذشت
8⃣4⃣8⃣