Channel name was changed to «کانال استاد حاج غلام رضا هادی.اردبیلی»
Forwarded from اشعـــــار ناب مذهبـــــی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زبانحال حضرت علی ع در سوگ حضرت زهرا س
توان چشم نگارم شکست خواب گرفت
چو ماهتاب خرامید و اغتراب گرفت
خموش شد دگر امشب چو شمع بیت المال
دلم به ظلمت غم رفت التهاب گرفت
هنوز شب نشده ماه من به مغرب رفت
کنون شب است پی ماه آفتاب گرفت
نشسته آه غم آلود من به قبرستان
بقیعِ غصه فزا روی در نقاب گرفت
نهاده صورت خود روی مرقد زهرا
گریستم ز دلم گریه صبر و تاب گرفت
بسی به روی ترابش زدیده باریدم
مزار فاطمه را سیل خون و آب گرفت
کجاست فاطمه ام حال زار من بیند
بدون فاطمه دنیا به من عتاب گرفت
خوش آرامید در آغوش قبر غمگینش
که امن از کف دنیای بو تراب گرفت
زنان شاکی شهر مدینه در خوابند
اجل به توسن زهرای من رکاب گرفت
گلایه ای ز نوای شبانه اش نبود
زخاک، فاطمه بر چهره اش حجاب گرفت
شب گذشته همی صحبت از سفر میکرد
سفرنمود در آغوش خود تراب گرفت
بقیع ، نگار مرا باز ده ز دوری وی
گرفته حالم و دل درد پیچ و تاب گرفت
محل نیلی سیلی چو دیدمش در غسل
ز جای سیلی دلم شعلۀ عذاب گرفت
از آن شرر دل پر درد من همی سوزد
به روز حادثه گویا که شعله باب گرفت
بیار حاجت خود (هادیا) به باب علی
هزار مثل تو آمد ز ما جواب گرفت
توان چشم نگارم شکست خواب گرفت
چو ماهتاب خرامید و اغتراب گرفت
خموش شد دگر امشب چو شمع بیت المال
دلم به ظلمت غم رفت التهاب گرفت
هنوز شب نشده ماه من به مغرب رفت
کنون شب است پی ماه آفتاب گرفت
نشسته آه غم آلود من به قبرستان
بقیعِ غصه فزا روی در نقاب گرفت
نهاده صورت خود روی مرقد زهرا
گریستم ز دلم گریه صبر و تاب گرفت
بسی به روی ترابش زدیده باریدم
مزار فاطمه را سیل خون و آب گرفت
کجاست فاطمه ام حال زار من بیند
بدون فاطمه دنیا به من عتاب گرفت
خوش آرامید در آغوش قبر غمگینش
که امن از کف دنیای بو تراب گرفت
زنان شاکی شهر مدینه در خوابند
اجل به توسن زهرای من رکاب گرفت
گلایه ای ز نوای شبانه اش نبود
زخاک، فاطمه بر چهره اش حجاب گرفت
شب گذشته همی صحبت از سفر میکرد
سفرنمود در آغوش خود تراب گرفت
بقیع ، نگار مرا باز ده ز دوری وی
گرفته حالم و دل درد پیچ و تاب گرفت
محل نیلی سیلی چو دیدمش در غسل
ز جای سیلی دلم شعلۀ عذاب گرفت
از آن شرر دل پر درد من همی سوزد
به روز حادثه گویا که شعله باب گرفت
بیار حاجت خود (هادیا) به باب علی
هزار مثل تو آمد ز ما جواب گرفت
الهی گوزوم نه جنان آختارور
نه منصب نه راحت مکان آختارور
ندامت سرشکی یوزومدن آخور
ئورک، وصلون ای مهربان آختارور
گنه کور ائدوب قلبیمون گوزلرین
قرانلوق سرا نور جان آختارور
سرافکنده سرگشته سیر اوسته¬دی
ایتن قوش کیمی آشیان آختارور
ئورک گورمسه سالک اولماز بئله
سر کویوه بیر نشان آختارور
ئوزون رهنما اول چاتوم وصلوه
گوزوم لطفوی هر زمان آختارور
ئوزوم تک ایتوردوم حقیقت یولون
سنی ایندی بو ناتوان آختارور
خطا ائتمیشم من، سن ایله عطا
خطاکرده عفو عیان آختارور
پشیمان ئورک سنمش، آئینه تک
خدایا سنی میهمان آختارور
دیوبسن مکانیم سنان قلب¬دی
سنی قلبیم ای لامکان آختارور
حضورونله بو قلبی جنّت ائله
سنان دل صفای جنان آختارور
ئوزون تاپ بو گوزدن دوشن بندوی
سنی طفل¬تک بی زبان آختارور
خطا شرمسار ایلین «هادیم»
گولم گوزلریم باغبان آختارور
نه منصب نه راحت مکان آختارور
ندامت سرشکی یوزومدن آخور
ئورک، وصلون ای مهربان آختارور
گنه کور ائدوب قلبیمون گوزلرین
قرانلوق سرا نور جان آختارور
سرافکنده سرگشته سیر اوسته¬دی
ایتن قوش کیمی آشیان آختارور
ئورک گورمسه سالک اولماز بئله
سر کویوه بیر نشان آختارور
ئوزون رهنما اول چاتوم وصلوه
گوزوم لطفوی هر زمان آختارور
ئوزوم تک ایتوردوم حقیقت یولون
سنی ایندی بو ناتوان آختارور
خطا ائتمیشم من، سن ایله عطا
خطاکرده عفو عیان آختارور
پشیمان ئورک سنمش، آئینه تک
خدایا سنی میهمان آختارور
دیوبسن مکانیم سنان قلب¬دی
سنی قلبیم ای لامکان آختارور
حضورونله بو قلبی جنّت ائله
سنان دل صفای جنان آختارور
ئوزون تاپ بو گوزدن دوشن بندوی
سنی طفل¬تک بی زبان آختارور
خطا شرمسار ایلین «هادیم»
گولم گوزلریم باغبان آختارور
Forwarded from Deleted Account
قان دولان گوزلرینی آچدی حسین زحمتله/درک ایدوب قاتل خونخواری نه کیفیتله/من حسینم دیدی شمره منه باخ دقتله /یخموسوز قتلگهه قلب ایوی شانشان تشنه /شاهد بزم ولا علت موجودم من/پنجم پنج تنم حجت معبودم من/سینه پرورده پیغمبر محمودم من/قوریان لبریمه چشمه رضوان تشنه/مظهرم حسن صفاتیمله حق سبحانه /فاطمه مام کباریم من اونا ریحانه/فاتح خیبر آتامدی دگلم بیگانه/ئولدورورسن نیه ای ظالم و نادان تشنه/حرمتین شرع نبی واجب ایدوب مهمانون/شرعه توهین ایدوسن یوخدی مگر ایمانون/بی مروت نجه انصاف ایلیور وجدانون /میزبان سو ایچه اما قالامهمان تشنه /دیمورم آل نظره حجت سبحانم من/دیمورم حرمت ایله منجی انسانم من/فرض ایله بیر عربم فرد مسلمانم من/ئولدروب هانسی مسلمانی مسلمان تشنه
@miladsoltanoghli
@miladsoltanoghli
من بکوی پاکت از دیوانه گانم یا حسین
رانده از خلوتگه فرزانگانم یا حسین
قصه ها از غصه دیوان دل دارم به تو
از ضمیرم خود بخوان من بی زبانم یا حسین
گرچه موهای سرم چون برف گردیده سپید
تا بدل عشق تو را دارم جوانم یا حسین
رفعت اجلال من از پادشاهان برتر است
همچو زینب در عزایت نوحه خوانم یا حسین
هر چه دارم از تو و از خاندان پاک توست
ورنه نی یک کلب بی نام و نشانم یا حسین
صورت نا پاک خود سایم به خاک پاک تو
جان زهرایت از این درگه مرانم یاحسین
من سگ کوی توام عمریست عوعو می کنم
پیرم و عاجز بـده یک استخوانم یاحسین
حرمت باب تو گر با ماندنم محفوظ هست
خود نرانی گر ز در همواره مانم یا حسین
شاعرم گویند اگر گویم در غم بسته اند
من سگ آزادۀ آن آستانم یا حسین
سینه ای دارم همه دنیای آن درد و غم است
دفتر دردم سرا پا داستـانم یاحسین
آنچه در دریای دل دارم ز گوهرهای درد
فاش اگر سازم نگنجد در بیانم یا حسین
من جوانی را به راه عشق تو کردم فدا
حال در پیری بکویت ده امانم یا حسین
قصه های غصه ی دل را به برگ زرد رخ
می نویسد با مژه اشگ روانم یا حسین
هادیم شعری سرودم گر نشاید شأن شه
خوب دانستم سرودم در گمانم یا حسین
رانده از خلوتگه فرزانگانم یا حسین
قصه ها از غصه دیوان دل دارم به تو
از ضمیرم خود بخوان من بی زبانم یا حسین
گرچه موهای سرم چون برف گردیده سپید
تا بدل عشق تو را دارم جوانم یا حسین
رفعت اجلال من از پادشاهان برتر است
همچو زینب در عزایت نوحه خوانم یا حسین
هر چه دارم از تو و از خاندان پاک توست
ورنه نی یک کلب بی نام و نشانم یا حسین
صورت نا پاک خود سایم به خاک پاک تو
جان زهرایت از این درگه مرانم یاحسین
من سگ کوی توام عمریست عوعو می کنم
پیرم و عاجز بـده یک استخوانم یاحسین
حرمت باب تو گر با ماندنم محفوظ هست
خود نرانی گر ز در همواره مانم یا حسین
شاعرم گویند اگر گویم در غم بسته اند
من سگ آزادۀ آن آستانم یا حسین
سینه ای دارم همه دنیای آن درد و غم است
دفتر دردم سرا پا داستـانم یاحسین
آنچه در دریای دل دارم ز گوهرهای درد
فاش اگر سازم نگنجد در بیانم یا حسین
من جوانی را به راه عشق تو کردم فدا
حال در پیری بکویت ده امانم یا حسین
قصه های غصه ی دل را به برگ زرد رخ
می نویسد با مژه اشگ روانم یا حسین
هادیم شعری سرودم گر نشاید شأن شه
خوب دانستم سرودم در گمانم یا حسین
من بکوی پاکت از دیوانه گانم یا حسین
رانده از خلوتگه فرزانگانم یا حسین
قصه ها از غصه دیوان دل دارم به تو
از ضمیرم خود بخوان من بی زبانم یا حسین
گرچه موهای سرم چون برف گردیده سپید
تا بدل عشق تو را دارم جوانم یا حسین
رفعت اجلال من از پادشاهان برتر است
همچو زینب در عزایت نوحه خوانم یا حسین
هر چه دارم از تو و از خاندان پاک توست
ورنه نی یک کلب بی نام و نشانم یا حسین
صورت نا پاک خود سایم به خاک پاک تو
جان زهرایت از این درگه مرانم یاحسین
من سگ کوی توام عمریست عوعو می کنم
پیرم و عاجز بـده یک استخوانم یاحسین
حرمت باب تو گر با ماندنم محفوظ هست
خود نرانی گر ز در همواره مانم یا حسین
شاعرم گویند اگر گویم در غم بسته اند
من سگ آزادۀ آن آستانم یا حسین
سینه ای دارم همه دنیای آن درد و غم است
دفتر دردم سرا پا داستـانم یاحسین
آنچه در دریای دل دارم ز گوهرهای درد
فاش اگر سازم نگنجد در بیانم یا حسین
من جوانی را به راه عشق تو کردم فدا
حال در پیری بکویت ده امانم یا حسین
قصه های غصه ی دل را به برگ زرد رخ
می نویسد با مژه اشگ روانم یا حسین
هادیم شعری سرودم گر نشاید شأن شه
خوب دانستم سرودم در گمانم یا حسین
شعر:استادغلامرضاهادی اردبیلی
نيسگيللي ناله
https://telegram.me/nisgili_nalah
رانده از خلوتگه فرزانگانم یا حسین
قصه ها از غصه دیوان دل دارم به تو
از ضمیرم خود بخوان من بی زبانم یا حسین
گرچه موهای سرم چون برف گردیده سپید
تا بدل عشق تو را دارم جوانم یا حسین
رفعت اجلال من از پادشاهان برتر است
همچو زینب در عزایت نوحه خوانم یا حسین
هر چه دارم از تو و از خاندان پاک توست
ورنه نی یک کلب بی نام و نشانم یا حسین
صورت نا پاک خود سایم به خاک پاک تو
جان زهرایت از این درگه مرانم یاحسین
من سگ کوی توام عمریست عوعو می کنم
پیرم و عاجز بـده یک استخوانم یاحسین
حرمت باب تو گر با ماندنم محفوظ هست
خود نرانی گر ز در همواره مانم یا حسین
شاعرم گویند اگر گویم در غم بسته اند
من سگ آزادۀ آن آستانم یا حسین
سینه ای دارم همه دنیای آن درد و غم است
دفتر دردم سرا پا داستـانم یاحسین
آنچه در دریای دل دارم ز گوهرهای درد
فاش اگر سازم نگنجد در بیانم یا حسین
من جوانی را به راه عشق تو کردم فدا
حال در پیری بکویت ده امانم یا حسین
قصه های غصه ی دل را به برگ زرد رخ
می نویسد با مژه اشگ روانم یا حسین
هادیم شعری سرودم گر نشاید شأن شه
خوب دانستم سرودم در گمانم یا حسین
شعر:استادغلامرضاهادی اردبیلی
نيسگيللي ناله
https://telegram.me/nisgili_nalah
عقل حیران ز تو و کار تو یا ثارالله
عشق درمانده ز ایثار تو یا ثارالله
ماه شب جلوه ای از پرتو رویت دارد
آفتاب آیت انوار تو یا ثارالله
انجم و مهر و مه از رونق بازار افتاد
پیش این گرمی بـازار تو یا ثارالله
سر به زیرند گل یاس و بنفشه تا حشر
ز سر افرازی گلزار تو یا ثارالله
دشت تفتیده پر از لاله و نسرین گشته
ز سحاب کرم ثار تو یا ثارالله
اوج آزاده گی و مردی و مردانگی است
آن فداکاری و پیکار تو یا ثارالله
نقطۀ معرفت و عشق خدا و دینی
همه عالم ولی پرگار تو یا ثارالله
به شهنشاه جهان فخر و مباهات کند
هر که شد نوکر دربار تو یا ثارالله
«هادی» از روز ازل در پی تطهیرش بود
حال افتاده نمک زار تو یا ثارالله
عشق درمانده ز ایثار تو یا ثارالله
ماه شب جلوه ای از پرتو رویت دارد
آفتاب آیت انوار تو یا ثارالله
انجم و مهر و مه از رونق بازار افتاد
پیش این گرمی بـازار تو یا ثارالله
سر به زیرند گل یاس و بنفشه تا حشر
ز سر افرازی گلزار تو یا ثارالله
دشت تفتیده پر از لاله و نسرین گشته
ز سحاب کرم ثار تو یا ثارالله
اوج آزاده گی و مردی و مردانگی است
آن فداکاری و پیکار تو یا ثارالله
نقطۀ معرفت و عشق خدا و دینی
همه عالم ولی پرگار تو یا ثارالله
به شهنشاه جهان فخر و مباهات کند
هر که شد نوکر دربار تو یا ثارالله
«هادی» از روز ازل در پی تطهیرش بود
حال افتاده نمک زار تو یا ثارالله
گل قویما قالان گوز بئله خونپاش اولا قارداش
بیر گوز ایکی قول باشوه شاباش اولا قارداش
سندن ایدورم جان دوداقیمدا بونی خواهش
دیـدارویلن ایلـه مشاکلـده گشـایش
گل قوی الوی باشیمه دردیم تاپا کاهش
اوندان صورا درمانی یاغان ،داش اولا قارداش
قلبیم نه داخی رفع ملال و نه غم ایستر
محتاج وصالم دئمه آیـری کرم ایستر
شه گلسه مسلّمدی که حقّ القدم ایستر
گل قانلی گوز اقداموه پاداش اولا قارداش
تپراقه منی گرچه سالوب زینیدن اعدا
قان ایچره هیاهو لره من باخمورام امـا
گوزلور سنی گوز ، سن بیل علی حقی یوبانما
دیداریده جسمیمده سینان باش اولا قارداش
قانلی گوزیلن گوزلیورم من سنی خسته
وصلون منـه قسمت اولا ای شاه خجسته
جان اوسته گورم بیرده سنی باشیمون اوسته
قانلی یوزوم اول لحظه ده بشّاش اولا قارداش
سو صحبتی تک غصه لی غملی غزل اولماز
جان اوسته ده شرمنده لیگین نقشی پوزلماز
امید سوئی مشگ دل سینمه دولماز
گلّلر سارالان لحظه ده ، سو کاش اولا قارداش
ای آب وصال اول سارالان گلشنه جاری
بشّاش ایله قانه بَلَشن سولمش عـذاری
عشقونـدی ویـرن روحیمـه روح بهـاری
سن سیز منه خوش لحظه داخی حاش اولا قارداش
دیر غم و محنتده سنی گوزلورم ای پیر
بیر جامۀ خونینی بیچوبدور منه شمشیر
هیچ فرق ایلمز قارداشا سیمـا تاپا تغییر
قانلی باشینون منظری خشخاش اولا قارداش
دوردوم دل آگاهیله سن تک سوزوم اوسته
ال گئتدی یخیلدیم اوجا یردن یوزوم اوسته
گل قوی او کرملی ایاقون ساق گوزوم اوسته
قانلی گوز ایاقلاروه یولداش اولا قارداش
سالدی اوجا یردن کی منی لشگر اعدا
اولدوم یخیلان سرو کیمی زینت صحرا
حاشا گوره بیر صحنه بیله دیده دنیا
پیکانین اوجی پیکره ، نقّاش اولا قارداش
بیرصحنه کی قوللاریارادوب صاق صولون اوسته
یوم گـوزلروی وقتـووی قویمـا قولون اوسته
تشریفـووه ئـوز قانیمی سپـدیم یـولون اوسته
قان ایسلادا ،تپراق یاتا ،یول یاش اولا قارداش
شرحِ شرفه جسمیم اولوب قان یازی دفتر
بیربیر یازیلوب جسمیمه قلبیمده کی سوزلر
تذهیب ایدوب ئوز سینه سینی قانیله نوکر
شاهین قدمی آلتنا فراّش اولا قارداش
عشق اولماسا بیر اوخدا دله ساچماز ابوالفضل
عشق اولسا بلا سیلی گله قاچماز ابوالفضل
قول گتمگیلن شکویه دیل آچماز ابوالفضل
گوزدن دگه اوخ یا اونا پرخاش اولا قارداش
بیر گوز ایکی قول باشوه شاباش اولا قارداش
سندن ایدورم جان دوداقیمدا بونی خواهش
دیـدارویلن ایلـه مشاکلـده گشـایش
گل قوی الوی باشیمه دردیم تاپا کاهش
اوندان صورا درمانی یاغان ،داش اولا قارداش
قلبیم نه داخی رفع ملال و نه غم ایستر
محتاج وصالم دئمه آیـری کرم ایستر
شه گلسه مسلّمدی که حقّ القدم ایستر
گل قانلی گوز اقداموه پاداش اولا قارداش
تپراقه منی گرچه سالوب زینیدن اعدا
قان ایچره هیاهو لره من باخمورام امـا
گوزلور سنی گوز ، سن بیل علی حقی یوبانما
دیداریده جسمیمده سینان باش اولا قارداش
قانلی گوزیلن گوزلیورم من سنی خسته
وصلون منـه قسمت اولا ای شاه خجسته
جان اوسته گورم بیرده سنی باشیمون اوسته
قانلی یوزوم اول لحظه ده بشّاش اولا قارداش
سو صحبتی تک غصه لی غملی غزل اولماز
جان اوسته ده شرمنده لیگین نقشی پوزلماز
امید سوئی مشگ دل سینمه دولماز
گلّلر سارالان لحظه ده ، سو کاش اولا قارداش
ای آب وصال اول سارالان گلشنه جاری
بشّاش ایله قانه بَلَشن سولمش عـذاری
عشقونـدی ویـرن روحیمـه روح بهـاری
سن سیز منه خوش لحظه داخی حاش اولا قارداش
دیر غم و محنتده سنی گوزلورم ای پیر
بیر جامۀ خونینی بیچوبدور منه شمشیر
هیچ فرق ایلمز قارداشا سیمـا تاپا تغییر
قانلی باشینون منظری خشخاش اولا قارداش
دوردوم دل آگاهیله سن تک سوزوم اوسته
ال گئتدی یخیلدیم اوجا یردن یوزوم اوسته
گل قوی او کرملی ایاقون ساق گوزوم اوسته
قانلی گوز ایاقلاروه یولداش اولا قارداش
سالدی اوجا یردن کی منی لشگر اعدا
اولدوم یخیلان سرو کیمی زینت صحرا
حاشا گوره بیر صحنه بیله دیده دنیا
پیکانین اوجی پیکره ، نقّاش اولا قارداش
بیرصحنه کی قوللاریارادوب صاق صولون اوسته
یوم گـوزلروی وقتـووی قویمـا قولون اوسته
تشریفـووه ئـوز قانیمی سپـدیم یـولون اوسته
قان ایسلادا ،تپراق یاتا ،یول یاش اولا قارداش
شرحِ شرفه جسمیم اولوب قان یازی دفتر
بیربیر یازیلوب جسمیمه قلبیمده کی سوزلر
تذهیب ایدوب ئوز سینه سینی قانیله نوکر
شاهین قدمی آلتنا فراّش اولا قارداش
عشق اولماسا بیر اوخدا دله ساچماز ابوالفضل
عشق اولسا بلا سیلی گله قاچماز ابوالفضل
قول گتمگیلن شکویه دیل آچماز ابوالفضل
گوزدن دگه اوخ یا اونا پرخاش اولا قارداش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیم دیلده حسین آدین ادوب ازبر آپاردی
قبره الی بوش گیتمدی بیر گوهر آپاردی
تپراقدا خیانت ایلمز عشق حسینه
قبر ایچره بولر گوهر جان پرور آپاردی
چوخ گورمشوخ عالمده ئولن وقته حسینچی
قبره نه جلالیله اونی اِللّر آپاردی
گیت مجلس ترحیمینه باخ جاه و جلاله
گور عشقیدی یا مسئله دیگر آپاردی
بو عشق قمارینده بلی هیچ کیم اوتوزماز
اوّل اوتوزندا گوروسن آخر آپاردی
هر کیم کی جوان عمرینی بو یولدا اوتوزدی
آخر بله گوردوک آقادان نوکر آپاردی
هر کیم کی بو درگهده قوجالدوقجا اوجالدی
باشی آغاران رتبهی والاتر آپاردی
چوخ آغ گونه چخدی قره تپراقلارون آلتدا
هر کس قره دسمالیلن اشک تر، آپاردی
فکر ایلمهسن آغلادون اشگون هدر اولدی
زر قدرینی از بس تانیدی زرگر آپاردی
سن گورموسن امّا دولانور شیشهسی الده
گوز یاشلارینی فاطمهی اطهر آپاردی
خولینون عیالینه خانم گورنه بیوردی
بو اشگون امانتدی امانت گر آپاردی
چون اوغلوما سن آغلادون الان ئوز ایونده
بو خاطرهنی فاطمه تا محشر آپاردی
بیرگون دسلر منزوی اولدی نجه گتدی
قبره دیه سوز اده نچه دفتر آپاردی مرحوم *منزوی*
کانال استاد حاج غلامرضا هادی اردبیلی
قبره الی بوش گیتمدی بیر گوهر آپاردی
تپراقدا خیانت ایلمز عشق حسینه
قبر ایچره بولر گوهر جان پرور آپاردی
چوخ گورمشوخ عالمده ئولن وقته حسینچی
قبره نه جلالیله اونی اِللّر آپاردی
گیت مجلس ترحیمینه باخ جاه و جلاله
گور عشقیدی یا مسئله دیگر آپاردی
بو عشق قمارینده بلی هیچ کیم اوتوزماز
اوّل اوتوزندا گوروسن آخر آپاردی
هر کیم کی جوان عمرینی بو یولدا اوتوزدی
آخر بله گوردوک آقادان نوکر آپاردی
هر کیم کی بو درگهده قوجالدوقجا اوجالدی
باشی آغاران رتبهی والاتر آپاردی
چوخ آغ گونه چخدی قره تپراقلارون آلتدا
هر کس قره دسمالیلن اشک تر، آپاردی
فکر ایلمهسن آغلادون اشگون هدر اولدی
زر قدرینی از بس تانیدی زرگر آپاردی
سن گورموسن امّا دولانور شیشهسی الده
گوز یاشلارینی فاطمهی اطهر آپاردی
خولینون عیالینه خانم گورنه بیوردی
بو اشگون امانتدی امانت گر آپاردی
چون اوغلوما سن آغلادون الان ئوز ایونده
بو خاطرهنی فاطمه تا محشر آپاردی
بیرگون دسلر منزوی اولدی نجه گتدی
قبره دیه سوز اده نچه دفتر آپاردی مرحوم *منزوی*
کانال استاد حاج غلامرضا هادی اردبیلی
یافاطمة الزهرا س
گینه یا فاطمه گلدیم بو کرملی قاپیا
ئوزی حلال مشاکل آدی غملی قاپیا
قویموشام قاره یوزی گوزلری نملی قاپیا
آنداولا محسنووه چوخ سُورَم بو قاپونی
درد الیندن یورولاندا دویَرم بو قاپونی
خسینه سین اوخ کیمی مسمار یاران زهراسن
پشت درده یخلوب قان آپاران زهراسن
حیدری دشمن الیندن قوتاران زهراسن
گوزلریم چوخ کرم ولطفیوی گورمیشدی خانم
اوسینان اللره بیر یولدا ایشیم دوشدی خانم
گرچه اوز درد و غمون هامیدان آرتوخدی خانم
غملرون تک قاپوون سایلیده چوخدی خانم
منده گلدیم قاپووا اوز ویرنیم یوخدی خانم
آی حسینون ننه سی طرد ائیلیوب خار ائلمه
قاپووین سائلیم سائل بازار ائلمه
هادی اردبیلی
https://telegram.me.hideya
گینه یا فاطمه گلدیم بو کرملی قاپیا
ئوزی حلال مشاکل آدی غملی قاپیا
قویموشام قاره یوزی گوزلری نملی قاپیا
آنداولا محسنووه چوخ سُورَم بو قاپونی
درد الیندن یورولاندا دویَرم بو قاپونی
خسینه سین اوخ کیمی مسمار یاران زهراسن
پشت درده یخلوب قان آپاران زهراسن
حیدری دشمن الیندن قوتاران زهراسن
گوزلریم چوخ کرم ولطفیوی گورمیشدی خانم
اوسینان اللره بیر یولدا ایشیم دوشدی خانم
گرچه اوز درد و غمون هامیدان آرتوخدی خانم
غملرون تک قاپوون سایلیده چوخدی خانم
منده گلدیم قاپووا اوز ویرنیم یوخدی خانم
آی حسینون ننه سی طرد ائیلیوب خار ائلمه
قاپووین سائلیم سائل بازار ائلمه
هادی اردبیلی
https://telegram.me.hideya







