برنامه امتحانات خرداد 96 پایه چهارم: (شروع امتحان ساعت 8 صبح)
شنبه 23 اردیبهشت امتحان شیمی
دوشنبه 25 اردیبهشت امتحان زبان انگلیسی
چهارشنبه 27 اردیبهشت امتحان ریاضی گسسته و امتحان ریاضی عمومی
شنبه 30 اردیبهشت امتحان هندسه تحلیلی و امتحان علوم زمین
چهارشنبه 3 خرداد امتحان دینی نهایی
شنبه 6 خرداد امتحان دیفرانسیل و امتحان زیست شناسی نهایی
دوشنبه 8 خرداد امتحان زبان فارسی نهایی
چهارشنبه 10 خرداد امتحان فیزیک نهایی
شنبه 23 اردیبهشت امتحان شیمی
دوشنبه 25 اردیبهشت امتحان زبان انگلیسی
چهارشنبه 27 اردیبهشت امتحان ریاضی گسسته و امتحان ریاضی عمومی
شنبه 30 اردیبهشت امتحان هندسه تحلیلی و امتحان علوم زمین
چهارشنبه 3 خرداد امتحان دینی نهایی
شنبه 6 خرداد امتحان دیفرانسیل و امتحان زیست شناسی نهایی
دوشنبه 8 خرداد امتحان زبان فارسی نهایی
چهارشنبه 10 خرداد امتحان فیزیک نهایی
سئوالات امتحان آمار سوم تجربی اردیبهشت 95 دبیرستان پسرانه امام صادق ع
Forwarded from نرگس عصارزادگان
به مناسبت سالروز تولد حکیم عمر خیام: در مقدمه ”جبر و مقابله خیام” او از روزگار گله می کند و می گوید; ”ما شاهد نابودی دانشمندان بسیاری بوده ایم. اندکی هم که از مرگ نجات یافته اند دچار رنج و عذاب فراوانی شده اند. در عوض با حکیم نمایانی روبرو هستیم که راستی را با دروغ می آمیزند، جز ریا و تزویر کاری ندارند...”
نا آمدگان اگر بدانند که ما/
از دهر چه می کشیم، نایند دگر
نا آمدگان اگر بدانند که ما/
از دهر چه می کشیم، نایند دگر
Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران
ژرژ کانتور: "جوهر ریاضی در آزادی آن نهفته است این علم فارغ از تمام سیاست های جهان به توسعه خود ادامه می دهد و توسعه با اقبال جهانی مواجه شده است."
.
🌸روز ریاضیات مبــــــــــارک🌸
🆔 @kanoonsenfi
.
🌸روز ریاضیات مبــــــــــارک🌸
🆔 @kanoonsenfi
Forwarded from 📝 ریاضیات📝
حسابان١ پايه يازدهم رياضي.pdf
4.3 MB
افتخارات کسب شده دانش آموزان دبیرستان پسرانه امام صادق (ع) در سال تحصیلی 96 - 95
Forwarded from جرعه ای از جام علی (ع)
S.Mohsen:
https://telegram.me/Fi_Rehabe_Ali :ِ
🔶🔶جرعه ای از جام
علی(۲۴۱ )🔶🔶
-------------------------------------ا
دعا در لغت: ندا، تضرع، استغاثه، خواندن، خواستن ، خدای خوانی
و از خدا خواستن است. گاهی دعا، از مقوله مدح است ، حمد است و یا ستایش است.دعا نوعی خواستن است.درخواست و اظهار نیاز است. نیاز به دیگری. آن غیر و دیگری و آن خواسته و خواهش، هرچه والاتر و عالی تر باشد، ارزش این گفتگو و راز و نیاز ، ارج و اجر بیشتری خواهد داشت. بنابر این میان درخواست و دانش، خواسته و دانسته ، نوعی رابطه معنا دار وجود دارد. شناخت دیگری، یعنی آن که را می خوانیم، آن که محبوب یا معشوق می دانیم و آن که از او مسالت می کنیم ، با آن چه از او درخواست می کنیم ، با یکدیگر ارتباط دارند. در این فرآیند طلب، دعا خوانی و خدای خوانی، هرچه معرفت، قابلیت ، ظرفیت و سعه وجودی ما بیشتر باشد ، خواسته ها و همچنین داده ها و عطا و بخشش والاتر و بالاتر خواهد بود. وقتی ما مضطر باشیم و مجیب را بخوانیم (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوئ.نمل-۶۲) می خواهیم
تا خدا اجابت کند و کشف سوئ کند و بدی و نامرادی را به خوبی و رهایی و روایی مبدل کند اما این در اضطرار بودن و این مضطر شدن و این مجیب را با سوز خواندن ، تا کجا و چگونه است؟ این بستگی بسیار ، به شناخت و معرفت ما دارد. به ادامه آیه(امن یجیب المضطر)، توجه کنیم.(ویجعلکم خلفائ الارض)"چه کسی مضطر را اجابت می کند و او را از بدی می رهاند و شما را جانشین خود در زمین می سازد؟"گاهی مضطر بودن و گرفتار بودن و خدای را خواندن برای رهایی از اسیر بودن، برای انسان شدن ، برای کمال یافتن و برای خلیفه شدن است. دلواپسی آن مضطر که خود خواهی و جاه طلبی می کند با دغدغه آن که می خواهد جانشین خدا بر روی زمین باشد یعنی همه خوبی ها را در خود متجلی کند و آسایش و آرامش برای دیار و دیار داشته باشد، تفاوت دارد. کسی که خدای را می خواند برای کشف و شهود و برای کسب آرامش و اطمینان، باید نظر مدعو و محبوب را جلب کند.با اظهار خاکساری و تواضع نمودن. با تضرع و زاری نمودن.با استغاثه و التماس نمودن. با گذاشتن و گذشتن. باید ببخشد تا بخشیده شود. وقتی درون بی شائبه شد، وقتی که دل بی کینه شد، تابش و درخشش خورشید معرفت، درون را بیشه ای از نور می سازد و با عشق ورزیدن، ذره محدود وجود آدمی، تا بیکرانه ها امتداد می یابد. این دگرگونی، با دعا کردن و با او بودن و از خود گذشتن ممکن خواهد بود. (و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه)
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
[..و َاعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِن ُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَْرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالإِْجَابَهِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ و َتَسْتَرْحِمَه ُ لِيَرْحَمَكَ وَ لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَي مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْه وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَهِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَهِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالإِْنَابَهِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ الْفَضِيحَهُ بِكَ أَوْلَي وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الإِْنَابَهِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَه و لم یویسک من الرحمه. نهج-نامه۳۱]
********************************
فرشته ات به دو دست دعانگه دارد
..بدان، پروردگاری که گنجینه های آسمان ها و زمین را در اختیار دارد، تو را اجازه داده است تا او را بخوانی(دعا کنی) و خودش عهده دار اجابت تو شده است.خدای از تو خواسته او را بخوانی تا عطایت کند و بخواهی تا تو را ببخشاید و او بگذارد و بگذرد .میان خودش و خودت، دری و دربانی نگذاشت تا سفارش و شفاعت تو کنند. اگر بدی کردی و با بدان بودی، بر تو راه بازگشت نگرفت و نبست و بر تنبیه و تقبیح تو تعجیل نداشت.در مسیر بازگشت، تو را سرزنش نکرد. آن زمان که سزاوار رسوایی بودی، پرده از نهان تو بر نداشت و رازت را آشکار ننمود. برای بازگشت و پذیرش عذر تو، سخت نگرفت و برای مواخذه و جریمه کردن تو ستیز نداشت و تو را از بخشیده شدن و مرحمت، مایوس و نا امید نساخت.
.
https://telegram.me/Fi_Rehabe_Ali :ِ
🔶🔶جرعه ای از جام
علی(۲۴۱ )🔶🔶
-------------------------------------ا
دعا در لغت: ندا، تضرع، استغاثه، خواندن، خواستن ، خدای خوانی
و از خدا خواستن است. گاهی دعا، از مقوله مدح است ، حمد است و یا ستایش است.دعا نوعی خواستن است.درخواست و اظهار نیاز است. نیاز به دیگری. آن غیر و دیگری و آن خواسته و خواهش، هرچه والاتر و عالی تر باشد، ارزش این گفتگو و راز و نیاز ، ارج و اجر بیشتری خواهد داشت. بنابر این میان درخواست و دانش، خواسته و دانسته ، نوعی رابطه معنا دار وجود دارد. شناخت دیگری، یعنی آن که را می خوانیم، آن که محبوب یا معشوق می دانیم و آن که از او مسالت می کنیم ، با آن چه از او درخواست می کنیم ، با یکدیگر ارتباط دارند. در این فرآیند طلب، دعا خوانی و خدای خوانی، هرچه معرفت، قابلیت ، ظرفیت و سعه وجودی ما بیشتر باشد ، خواسته ها و همچنین داده ها و عطا و بخشش والاتر و بالاتر خواهد بود. وقتی ما مضطر باشیم و مجیب را بخوانیم (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوئ.نمل-۶۲) می خواهیم
تا خدا اجابت کند و کشف سوئ کند و بدی و نامرادی را به خوبی و رهایی و روایی مبدل کند اما این در اضطرار بودن و این مضطر شدن و این مجیب را با سوز خواندن ، تا کجا و چگونه است؟ این بستگی بسیار ، به شناخت و معرفت ما دارد. به ادامه آیه(امن یجیب المضطر)، توجه کنیم.(ویجعلکم خلفائ الارض)"چه کسی مضطر را اجابت می کند و او را از بدی می رهاند و شما را جانشین خود در زمین می سازد؟"گاهی مضطر بودن و گرفتار بودن و خدای را خواندن برای رهایی از اسیر بودن، برای انسان شدن ، برای کمال یافتن و برای خلیفه شدن است. دلواپسی آن مضطر که خود خواهی و جاه طلبی می کند با دغدغه آن که می خواهد جانشین خدا بر روی زمین باشد یعنی همه خوبی ها را در خود متجلی کند و آسایش و آرامش برای دیار و دیار داشته باشد، تفاوت دارد. کسی که خدای را می خواند برای کشف و شهود و برای کسب آرامش و اطمینان، باید نظر مدعو و محبوب را جلب کند.با اظهار خاکساری و تواضع نمودن. با تضرع و زاری نمودن.با استغاثه و التماس نمودن. با گذاشتن و گذشتن. باید ببخشد تا بخشیده شود. وقتی درون بی شائبه شد، وقتی که دل بی کینه شد، تابش و درخشش خورشید معرفت، درون را بیشه ای از نور می سازد و با عشق ورزیدن، ذره محدود وجود آدمی، تا بیکرانه ها امتداد می یابد. این دگرگونی، با دعا کردن و با او بودن و از خود گذشتن ممکن خواهد بود. (و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه)
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
[..و َاعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِن ُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَْرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالإِْجَابَهِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ و َتَسْتَرْحِمَه ُ لِيَرْحَمَكَ وَ لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَي مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْه وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَهِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَهِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالإِْنَابَهِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ الْفَضِيحَهُ بِكَ أَوْلَي وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الإِْنَابَهِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَه و لم یویسک من الرحمه. نهج-نامه۳۱]
********************************
فرشته ات به دو دست دعانگه دارد
..بدان، پروردگاری که گنجینه های آسمان ها و زمین را در اختیار دارد، تو را اجازه داده است تا او را بخوانی(دعا کنی) و خودش عهده دار اجابت تو شده است.خدای از تو خواسته او را بخوانی تا عطایت کند و بخواهی تا تو را ببخشاید و او بگذارد و بگذرد .میان خودش و خودت، دری و دربانی نگذاشت تا سفارش و شفاعت تو کنند. اگر بدی کردی و با بدان بودی، بر تو راه بازگشت نگرفت و نبست و بر تنبیه و تقبیح تو تعجیل نداشت.در مسیر بازگشت، تو را سرزنش نکرد. آن زمان که سزاوار رسوایی بودی، پرده از نهان تو بر نداشت و رازت را آشکار ننمود. برای بازگشت و پذیرش عذر تو، سخت نگرفت و برای مواخذه و جریمه کردن تو ستیز نداشت و تو را از بخشیده شدن و مرحمت، مایوس و نا امید نساخت.
.
Telegram
جرعه ای از جام علی (ع)
و لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ و قد جَعَلَکَ اللهُ حُرَّاً