اینجا.
1.2K subscribers
1.38K photos
137 videos
2 files
268 links
پروفایل خودمم. لطفاً سوال نفرمایید.
«پست‌هایی که در گیومه هستند، من ننوشتم.»
Download Telegram
ببخشید جای فعل و فاعل و حروف اضافه و ربط رو جا به جا میذارم. ترسیدم.
من هنوز عاشق نشده بودم. ای بابا.
حتی دلم میخواد برم آشپزی کنم. شاید آخرین غذایی باشه که بتونم با عشق درست کنم.
بنظرم باید خودم رو یکم جمع و جور کنم. یک هفته گذشته و غصه خوردن و غم و اندوه بابت این اوضاع نابودم کرده. باید یه جوری به زندگی برگردم.
اگه همینجوری ادامه بدم مطمئنم چیزی ازم باقی نمیمونه.
شاید انجام دادن یه کار کوچولو که فکرشم نمیکنی حالِ این روزای بدت رو خوب کنه.
الان دیگه اکثرا فهمیدن بلند شدن و از نو شروع کردن چقدر سخته.
اینکه روزم رو با اخبار کشت و کشتار شروع کنم آخرین چیزی بود که توی این دنیا میتونستم بهش فکر کنم.
دلم برای دوستای اینجام تنگ شده.
دلم برای دوستی‌هایی که بهم خورده و ازشون خبری هم ندارم تنگ شده.
آخ جون تلگرام.
تیر جنگی شروع شد.
فکر کنم فقط من احمق فکر میکردم این قضیه تا جمعه تموم میشه.
واسه وضعیت فرار فوری به ناکجا آباد فقط یک کیف دارو برداشتم.
این روزا رو بدون نت دووم اوردن واقعا هنر میخواد.
راستش از ترسم از تلگرام نمیام بیرون که نکنه یهو قطع شه.
خیلی جدی دلم میخواد گریه کنم ولی یک قطره اشکم ندارم.
بنظرم وسط جنگ پریود شدن بدترین چیزیه که میتونه اتفاق بیفته.
حالا من که قبل این داستانا هم نمیدونستم دارم با زندگیم چه غلطی میکنم.
منی که ذوق داشتم همیشه با آدما‌ها صحبت کنم الان انقدر ذوقم کور شده که دنبال کلمات و جملاتی میگردم که کوتاه‌تر باشن و صحبت‌ها ادامه داده نشن.