تقریبا میشه گفت من روزها با انگیزهام و دارم تلاش میکنم که برای زندگیم تلاش کنم و شبها غمها روی سرم آوار میشن.
من هیچوقت از ترک کردن و بیرون اومدن از رابطههام پشیمون نشدم. فقط بعضی وقتا که تو ذهنم میاد، دلم میسوزه برای اون همه احساس و وقتی که خرج یسری آدما کردم. حیف واقعا.
حافظهی خوب داشتن واقعا عذاب. من هنوز میدونم ۶ سال پیش بهم چی گفتی، کِی گفتی و چجوری گفتی.
روزها یک جوری خواب میگیره و چشمام درد میگیره انگار شب قبلش تا پنج صبح پشت سیستم بودم و داشتم جون میکندم تا صبح پروژه رو بذارم رو میز رئیس شرکت.
اینجا.
Arianfar – Nobate Mane
انقدر قشنگه دلم نمیاد تو چنلم چیزی بذارم که این موزیک گم بشه.
واقعیت اینه که من دارم تلاش میکنم از انسانها انتظار نداشته باشم ولی رابطه هر چقدر پیش میره تو توی ذهنت اون آدم رو پررنگتر میبینی پس برات مهمتر میشه. رفتاراش و حرفاش رو زیر نظر میگیری و میگی چرا فلان جا فلان کارو نکرد؟ چرا اینجوری نبود؟ و وقتی که این نبودنا هی تکرار شه، تو دیگه از یه جا به بعد خسته میشی. از آدمی که نیست خسته میشی. قید تموم احساسات خوبی که بهش داشتی و بهت داده بوده رو میزنی و ول میکنی میری. حتی نمیدونی رفتنت درسته یا نه ولی میری.