دیشب با چت جی بی تی حرف میزدم و اونم معتقد بود که بعضی وقتا باید توی سکوت آدمها رو ترک کرد و به رابطهها خاتمه داد. بعضی وقتا لازم نیست توضیح بدید، فقط باید برید.
قبلا چطور هم سرکار میرفتم هم درس میخوندم هم دلقک بازی در میوردم؟ الان یکیشو انجام میدم، دیگه تا آخر روز انرژیم زیر صفرِ.
از آدمها انتظار دارم همونقدر که من براشون هستم، برای من باشن. حالا بیمعرفت من انقدر برات کم بودم؟
گردن درد میتونه با شما کاری کنه که رسما یک انسان وحشی ولی فلج باشید که نه اعصاب کاری رو داره، نه میتونه کاری رو انجام بده.