وقت زیادی گذاشتن برای آدما. تکرارِ اشتباهات تکراری. فرصت ندادن به خودم. بها دادن به آدمهایی که ارزش ندارن. نبخشیدن خودم. رفاقت با کسایی که ارزش رفاقت رو نمیدونن.
بابت تمام اینها باخت دادم. باخت سنگین.
بابت تمام اینها باخت دادم. باخت سنگین.
۴۰۳ چطور گذشت؟
سخت. امسال واقعا فرسوده شدم. احساس میکردم که صد سالمه. چقدر صدمه دیدم. انگار که ده تا خنجر فرو کردن توی بدنم. چقدر گریه کردم و بیخوابی کشیدم. انگار که خودم رو از دست داده بودم. چقدر سخت و طاقت فرسا گذشت.
چقدر زمان از دست دادم. چقدر پشیمونی به بار اوردم. چقدر از آدمها بیمحبتی گرفتم و بیتوجهی دیدم. چقدر بد بود همه چیز.
چقدر ناراحتم از این سال کثافت. چقدر دلم میخواد زودتر تموم شه. شاید سال جدید بهتر باشه.
سخت. امسال واقعا فرسوده شدم. احساس میکردم که صد سالمه. چقدر صدمه دیدم. انگار که ده تا خنجر فرو کردن توی بدنم. چقدر گریه کردم و بیخوابی کشیدم. انگار که خودم رو از دست داده بودم. چقدر سخت و طاقت فرسا گذشت.
چقدر زمان از دست دادم. چقدر پشیمونی به بار اوردم. چقدر از آدمها بیمحبتی گرفتم و بیتوجهی دیدم. چقدر بد بود همه چیز.
چقدر ناراحتم از این سال کثافت. چقدر دلم میخواد زودتر تموم شه. شاید سال جدید بهتر باشه.