اینجا.
1.2K subscribers
1.38K photos
137 videos
2 files
267 links
پروفایل خودمم. لطفاً سوال نفرمایید.
«پست‌هایی که در گیومه هستند، من ننوشتم.»
Download Telegram
یه دسته گل لیلیوم میخوام.
گل آفتابگردون میخوام.
یک عالمه گل‌های قشنگ قشنگ میخوام.
یک عالمه غر دارم. غرای فراون دارم. از همه رنگش دارم.
مهدیه داودی قشنگ میگه؛ به تو برچسبِ حساس، زود رنج و بهونه‌گیر می‌زنن تا از مسئولیت پذیرشِ بی‌احترامی خودشون شونه خالی کنن و حق اعتراض و ابراز ناراحتی‌ را ازت بگیرن. برای حفظ ارزش وجودیت، مراقب باش که توی دام دستکاری‌های روانی اونها نیفتی.
بانک مسکن بهم تبریک گفت ولی بانک ملی نه. ناراحت شدم.
امروز بهتون اجازه میدم شاد باشید. چون روز منه.
مثل اینکه جدی جدی یه سال بزرگتر شدم.
هر کی بهم تبریک نگه کات بای فور اور. همگی نفری یه بوس هم میدین با تبریکاتون.
من یه سال بزرگتر شدم هنوز یاد نگرفتم نباید بابت چیزهایی که گذشته غصه بخورم.
از دست ایرانسل ناراحتم. آشغال چرا بهم تبریک نگفتی؟ من این همه بسته و شارژ گرفتم ازت.
با خودم قبل از اینکه به امروز برسم، عهد بسته بودم که برای امروز و روزهای بعدی خیلی چیزهارو رها کنم. نو بشم. بشم یک آدم جدید با خصوصیات و اخلاق جدید و این چند روز سابق رو همش داشتم دنبال اشتباهات و نقص‌هام توی هر زمینه‌ای میگشتم که بر طرفشون کنم و برای این لحظه یه آدم جدید باشم؛ و هستم. هستم ولی با کلی خاطرات از چیزهایی که یه روزی دوستشون داشتم ولی الان برام بی‌اهمیت‌ترینن. آدم نمیتوته خاطراتش رو یهویی دور بندازه فقط میتونه کمرنگ و کمرنگ‌ترش کنه تا جایی که دیگه چیزی ازش باقی نمونه. و این پروسه خیلی زمان میبره. شاید سال‌ها. و میخوام خاطرات چیزهای بی‌اهمیت رو کمرنگ کنم تا چیزی ازش بجا نمونه. بعد از این دلم میخواد از خودم عذرخواهی کنم. بابت اینکه خودمو سرزنش کردم، خودمو اذیت کردم و خودمو عذاب دادم. لایق این همه درد و رنجی نبودم که طی این سال‌ها خودم به خودم دادم. لایق این نبودم وقت و ذهنم رو برای چیزهای بی‌ارزش بذارم. لایق این نبودم که بدنم رو اذیت کنم. لایقش نبودم که بیخوابی بکشم و شب‌ها گریه کنم و خودم رو ذره ذره نابود کنم. لایقش نبودم بابت خیلی چیزها حرص بخورم. خلاصه اینکه من خودم رو خیلی اذیت کردم و دلم میخواد، امروز خودم رو ببخشم. چون لیاقت این بخشش رو دارم. لیاقتش رو دارم که یه فرصت دیگه به خودم بدم و همه چیز رو دوباره و از نو شروع کنم.
نمیدونم چیکار کنم این غم ولم کنه.
دوباره بیایین درس بخونیم. چون تولدم تموم شد و به زندگی برگشتم.
یک عالمه درس دارم و درس یکم من داره.