حالم این روزا واقعا کثافته. دارم تلاش میکنم خودمو نجات بدم یعنی تصمیم گرفتم کنار این حال کثافت، تلاش کنم و زندگی کنم ولی حالم واقعا کثافته.
خیلی بامزهام. میتونستی تا اخر عمرت با یه انسان بامزه زندگی کنی. ضرر کردی من رو از دست دادی.
خوشگلا فقط نمیرقصن. خوشگلا بعضی وقتا یک گوشه کنار به این فکر میکنن که چرا انقدر بدبختن.
سکوت من یعنی تمام حرفایی که دلم میخواست با ذوق بهت بگم رو دیگه بهت نمیگم. یعنی تموم شدی.
من مشکل جدیم توی زندگیم دل دردِ. هر لحظه و هرجا ازم بپرسی چیشده میگم دلم درد میکنه.
نصف شب بیدار بودن برای من دو حالت داره یا خیلی غمگینم یا خیلی مسخرهام. امشب خیلی مسخرهام.
عزیزم من دارم تلاش میکنم. تلاش میکنم برای زندگیم. تلاش میکنم به هدفام برسم. تلاش میکنم عادتای غلطم رو بذارم کنار. تلاش میکنم خوب درس بخونم. تلاش میکنم درآمد خوبی داشته باشم. تلاش میکنم خوب کار کنم. تلاش میکنم فراموشت کنم. ولی فقط دارم تلاش میکنم. پیشرفتی توی خودم نمیبینم.
دیگه مثل قبل تمام وقتم رو صرف فکر کردن بهت نمیکنم. توی فکرم هستی ولی کمرنگ. انگار دیگه یواش یواش داری از ذهنم پاک میشی.
اولش سخته. اولش پشت سر هم شکست میخوری. کم میاری. جا میزنی. گریه میکنی. خودتو سرزنش میکنی که شاید به اندازهی کافی خوب نبودی. ولی همینجوری ادامه بده. با همین حالِ بدت ادامه بده. شاید شد. شاید همونی شد که میخواستی. ولی اگه ادامه ندی بعداً هم پشیمونی که چرا دووم نیوردی. تا همیشه ذهنت درگیر اون کاری میشه که میتونستی انجام بدی ولی انجام ندادی.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
من هیچوقت نداشتمت که از دستت بدم اما چیزی که اشکم رو درمیاره همون زندگیه که توی افکار خودم برات ساختم. من برای باور سیلزدهام اشک میریزم.