اینجا.
1.2K subscribers
1.38K photos
136 videos
2 files
261 links
پروفایل خودمم. لطفاً سوال نفرمایید.
«پست‌هایی که در گیومه هستند، من ننوشتم.»
Download Telegram
کارد بزنید خونم در نمیاد انقدر که بهم ریختم.
از صبح تو مغزم 'Cause i'm too messy and then i'm too fucking clean پلی میشه.
چقدر از خودم عقبم. چقدر استرس و اضطراب داره دهنم رو صاف میکنه. چقدر دلم میخواد سرم رو بکوبم تو دیوار.
خواب‌های وحشتناک میبینم.
Forwarded from ناپیرو
رندوم یاد اون روزهایی اُفتادم که می‌خواستیم بریم مسافرت من می‌رفتم مدرسه مامان‌اینا می‌اومدن دنبالم دم مدرسه دنبالم و می‌رفتیم سفر. چه تصمیم‌گیرنده و مسئول نبودم اون سال‌ها؛ سفر چیزی بود که از آسمون می‌اومد، نه نیاز به برنامه‌ریزی و پول داشت نه نیاز به وسیله و جا. اتفاق‌ها خود به خود می‌اُفتادن، من حتی درباره‌ی این‌که بخشی از اون‌ها باشم یا نه، تصمیم نمی‌گرفتم. من هیچ‌کاره بودم، فقط زندگی می‌کردم. حالا همه‌کاره‌م و می‌دونم همه‌کاره بودن و زندگی کردن همزمان یه مقدار سخته.
این روزها انگیزه‌ام ته کشیده و از خودم به شدت متنفرم.
وضعیت روحی روانیم تو اوجِ. اوج فروریختگی.
از امروز ساعت ۱۲ ظهر تصمیم میگیرم ناپدید شم.
بنظرم زوده برای ناپدید شدن.
بوس و بغل میخوام. محبت و توجه زیاد. عشق و احساساتم داره خاموش میشه اگه اینا بهم نرسه.
از هوش مصنوعی پرسیدم با این وضعیت دلار چه کاری رو شروع کنم که درآمدش خوب باشه؟ گفت دزدی.
با این وضعیت حق بدید از همچی ناامید باشم و دلم بخواد سرم رو بکوبم تو دیوار.
بابا زمستون باید تا زانو برف بزنه و از سرما، لرز بگیری در حد مرگ. چرا امسال اینقدر بی‌بخار بود.
انقدر عصبی و ناراحتم و ترکیب این دوتا حس یعنی یک دل سیر گریه کنم بعد سرم تو دیوار بکوبم.
پول و کار. شاید فکر کنید خیلی پول برام مهمه که اول نوشتمش ولی نه. کار و پول یجوریه. پس پول و کار.
کاش همون بچه‌ی کلاس اولی بودم که اصلا نمیدونستم زندگی چه کوفتیه. الان دارم بار تمام غصه‌های دنیارو به دوش میکشم و فهمیدم زندگی چه کوفتیه.
بعد آخه برمیگرده میگه تو مودی‌ایی. چیکار کنم با این وضع زندگیم آخه؟ میخوای مودمم عوض نشه؟ مثلا تو بدبختی هم نیشم تا حلزونی گوشم باز باشه؟ چطوره؟
خوبم فقط ممکنه خودمو از پنجره پرت کنم بیرون.
رسما نمیدونم دارم چه غلطی با زندگیم میکنم.
واقعا دلم میخواد به خودم ثابت کنم که ضعیف و شکننده نیستم ولی هر جا رو نگاه میکنم یه تیکه از من هست. شکستم.
بدبختی اینه میدونم چاره‌ای ندارم جز ادامه دادن.