اینجا.
1.2K subscribers
1.38K photos
137 videos
2 files
264 links
پروفایل خودمم. لطفاً سوال نفرمایید.
«پست‌هایی که در گیومه هستند، من ننوشتم.»
Download Telegram
توی تک تک لحظه‌هایی که دارم خوش میگذرونم و از ته دل میخندم، یهو وسطش از هم می‌پاچم. انگار اون خوشی کوفتم میشه. یهو تو ذهنم میگم تو لیاقتش رو نداری چون چیزی که میخوای نیستی و تا وقتی چیزی که میخوام نباشم، همه چیز کوفتم میشه.
آدم اگه به چیزی که میخواد نرسه، حسرتِ اون نرسیدن؛ کلِ زندگیش رو تلخ میکنه.
کاش میشد من پیام ندم ولی تو پیام بدی.
نمیخوام به زبونش بیارم ولی آره.
میخوام فرار کنم برم یه جای دور. انقدر که اینجا و آدماش رو نشناسم.
خانواده خیلی مهمه. خیلی. درد و رنجی که خانواده میتونه با یسری کلمات و رفتارها بهت بده، هیچ احدی نمیتونه بهت منتقل کنه. دردش تا همیشه همراهته و سر زخمش تا ابد باز میمونه.
دارم بابت چیزی غصه میخورم که دست من نیست و حتی نمیتونم درستش کنم.
دیگه روم نمیشه با رفیقم راجع به مشکلم حرف بزنم. چون ممکنه اونم ناراحت شه و چیزی هم نمیتونه بگه آخه.
بچه‌ها شما چطوری دووم میارید؟ من انقدر مونده بود خودمو از ماشین پرت کنم پایین‌.
جرئتشو ندارم بگم. فکر میکردم دارم ولی نه. ندارم.
الان داشتم فکر میکردم چیزهایی که دست من نیست، دست من نیست دیگه. ادامه ندم چیکار کنم؟
آدمیزاد وسط ناراحتیاش یادِ رویاها و هدفاش بیفته واقعا دو دل میشه. احساس میکنی شاید ارزشش رو داشته باشه ادامه بدم و تلاش کنم. ته تهش قرارِ نشه و نرسی دیگه. بالاتر از این که چیزی نیست.
امروز خوشگل بودم اما یه خوشگله ناراحت. از اونا که گریه میکنن خوشگل میشن.
نیاز دارم یکی مثل اون پارچه فروشه که سریع قیچی رو برمیداشت و برش میزد و میگفت مبارک باشه، به همین سرعت برام تصمیم بگیره. از اون تصمیم درستا. از همونا که وقتی پارچه رو اوردی خونه کیف میکنی.
آدمیزاد به امید زنده‌ست.
باید حواسم باشه چی رو کجا میگم. یسری چیزا رو نباید پیش یسریا گفت.
تعصبی بودن واقعا ترن آفه. روی هر چیزی. عزیزم اون چیزی که میگی به طور منطقی غلطه. چیه هی تعصبی بازی در میاری؟ ول کن دیگه.
Forwarded from •ʜᴏᴏʀɪʏᴀ•
خلاصه که فعلا هیچ‌چیز اونی که من میخوام، نیست ولی درست میشه.
Forwarded from کلئوپاترا (زانیس)
‏«و اما من مصمم در سبز زیستن،در ادم بهتری بودن و ادم بهتری ماندن.»
واقعا تحملم کم شده. یعنی به پنجاه که میرسم جوش میارم و دلم میخواد خودم رو از زندگی خلاص کنم. همش بخاطر تحمل‌های کوچولو کوچولو و بیجا بوده. بعد از طرفی میگم حیفِ تا اینجا اومدی و بذار یکم بیشتر زندگی کنی شاید همه چیز درست شد.