من واقعا نیاز داشتم یکی دستم رو بگیره، بلندم کنه و خاک زانوهام رو بتکونه تا دوباره سرِ پا بشم. کلی منتظرم موندم ولی هیچکس نیومد. فقط خودمم. خودم به تنهایی باید دستِ خودم رو بگیره و نجاتم بده.
جدی فکرشم نمیکردم آدمها انقدر دروغگو باشن. بابا من باهات صادق بودم. هرچی گفتم از ته دلم بود. چرا اینجوری کردی با من؟
دیدین بلاخره همه چیز درسته و وقتشه که بری بترکونی؟ ولی چون خودت درست نیستی؛ خودت میترکی.
واقعا نیاز دارم بشینم بابت این مسئله گریه کنم و بزنم تو سرم ولی خیلی اصرار دارم که قویام و گریه نمیکنم.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM