بلاخره روزای سخت که همیشگی نیست. یه روز تموم میشه و تو میمونی و خوشبختیهایی که براش جون کندی.
منی که برای روابطم تا لحظهی آخر میجنگم اگه برم، دیگه رفتم. چون میدونم تمام تلاشم رو کردم و نشد. دیگه بعدش بشه، من نمیخوام.
امروز یه پست دیدم میگفت اگه الان کسی توی زندگیت نیست و تنهایی، قدرش رو بدون. اینم یه نعمته. شاید باید بیشتر برای خودت و آیندهات وقت بذاری و بیشتر روی خودت تمرکز کنی تا کاملتر بشی.
امشب باید بیدار بمونم و درس بخونم چون کل روز احساس کردم خوشگلم و میدونید که خوشگلا باید برقصن.
نه تنها دیشب بیدار نموندم بلکه امروز هم دیر بیدار شدم و الان یه انسان خاک بر سر هستم که کلی کار داره.
شاید باورش سخت باشه ولی من بابت اتفاقهای بدی که ممکنه در آینده بیفته هم از الان گریه میکنم.
یعنی عاشق کسایی هستم که از نقطه و ویرگول به درستی استفاده میکنن و املای کلمات رو درست مینویسن. زنده باد ادبیات.