ℒℯ𝓂ℴ𝓃 ℘𝒾ℯ🥧
⁶🍋🟩: زود بیدار شدن و اولین پیام روز به هما بود و پنکیک لقمه ای و کومان و خرد کردن و سرخ کردن یه عالمه لوبیا سبز و تمرین گیتار و گلدوزی جدیدی که سه بار بازش کردم(روانیم کرددد)* تعریف های فراوون مامان که بچم دستپختش عالیه(معمولا هر روز گفته میشه و یه جون به…
⁷🌟: صبح زود بلند شدن و خونه ی مرتب و دوختن یه گل جدید روی پیراهن قرمزِ ی مامان و دوش طولانی و هندونه و قاشق(مثل همیشههه)* و تمرین گیتار و کلاس و این حرفا و آهنگ قفلی منو مامان وووو ایونت سفالگری و درست کردن کلی چیز میزای ناز و برای یه ملت برگ نیلوفر و قارچ درست کردم و کیک خیس شکلاتی و معاشرت با آدم های جدید و کسایی که علایق شبیه به من داشتن و ذوق های فراوون و لبخند گنده از تجربه های جدید و تعریف همچی برای هما و تعریف همه از چیزایی که درست می کردم اولش می پرسیدن رشتهت چیه مي گفتم ریاضی شروع می کردن به تعريف کردن امروز سبز تر از همیشه بودم پر از لبخند پر از حس خوب و پر از ذوق و شوق راستش از پیدا کردن آدم هایی به این نازی روی زمین خوشحالم افرادی که حتی معاشرت چند ساعته باهاشون باعث آوردن لبخند روی لبت میشه 🌟
گذر عمیق از فرزانگان ۳ و خانواده ی بزرگم و نگه داشتن خونهم(هما و بچه های اکیپمون)*🐈⬛️
💘3