🔰🔰🔰
💠باسلام و احترام خدمت همکاران گرامی
به اطلاع کلیه متخصصین و پژوهشگران مرتبط با علوم شنوایی( Audiologist, ENT, Psychologist, Neurologist) خارج از کشور میرساند شبکه International Hearing Professionals Network (IHPN) توسط استارتاپ سینگولارمایند و بنیاد فرانک با هدف ایجاد شبکه یکپارچه متخصصین مرتبط با علوم شنوایی در کشور های کانادا، آمریکا، استرالیا و اروپا و توسعه دانش، تبادل تجربیات بالینی و شبکه سازی حرفه ای در حوزه آموزش و پژوهش تشکیل شده است.
🔹از کلیه همکاران ادیولوژیست ساکن کشورهای کانادا🇨🇦، آمریکا🇺🇸، استرالیا🇦🇺 و اروپا🇪🇺 دعوت میشود به جمع متخصصین این گروه بپیوندند.
https://t.me/+L5vl9khbB8ZjZGM0
با احترام🌱
دکتر حمید جلیلوند
▫️▫️▫️
💠باسلام و احترام خدمت همکاران گرامی
به اطلاع کلیه متخصصین و پژوهشگران مرتبط با علوم شنوایی( Audiologist, ENT, Psychologist, Neurologist) خارج از کشور میرساند شبکه International Hearing Professionals Network (IHPN) توسط استارتاپ سینگولارمایند و بنیاد فرانک با هدف ایجاد شبکه یکپارچه متخصصین مرتبط با علوم شنوایی در کشور های کانادا، آمریکا، استرالیا و اروپا و توسعه دانش، تبادل تجربیات بالینی و شبکه سازی حرفه ای در حوزه آموزش و پژوهش تشکیل شده است.
🔹از کلیه همکاران ادیولوژیست ساکن کشورهای کانادا🇨🇦، آمریکا🇺🇸، استرالیا🇦🇺 و اروپا🇪🇺 دعوت میشود به جمع متخصصین این گروه بپیوندند.
https://t.me/+L5vl9khbB8ZjZGM0
با احترام🌱
دکتر حمید جلیلوند
▫️▫️▫️
2025-07-22_22-08-46.jpg
368.1 KB
ه کمپین ما در لینکدین بپیوندید: به اشتراک بگذارید تا ادیولوژی ارتقا یابد! هر هفته یک نکته ی بالینی
@HearingAid
@HearingAid
چرا به انجام تستهای بیشتر از فقط OAE در غربالگری شنوایی نوزادان تأکید دارم؟
در ابتدای دوران کاریام متوجه یک واقعیت مهم شدم: گاهی غربالگری شنوایی استاندارد نمیتواند همه موارد حیاتی را تشخیص دهد — بهخصوص کودکانی که دچار اختلال طیف نوروپاتی شنوایی (ANSD) هستند. این موضوع را نه از تجربه شخصی، بلکه از مشاهده وضعیت در مراکز مختلف و مطالعات علمی آموختهام. در مناطقی که فعالیت داشتهام، نوع ژنتیکی این اختلال شایع است و تستهای اوتوآکوستیک امیشن (OAE) به تنهایی اغلب نتایجی طبیعی نشان میدهند که ممکن است خانوادهها را به اشتباه به احساس امنیت کاذب برساند.
اختلال ANSD نوعی مشکل شنوایی است که در آن انتقال عصبی در مسیر شنوایی محیطی مختل شده، اما سلولهای موی خارجی در حلزون گوش هنوز عملکرد طبیعی دارند. به همین دلیل، ممکن است تستهای OAE حتی در زمانی که کودک مشکلات شنوایی جدی دارد، طبیعی باشند.
در کشور ما ایران، نرخ ابتلا به نوروپاتی با علت ژنتیکی نسبتاً بالاست. یکی از ویژگیهای این نوع نوروپاتیها، وجود پاسخهای OAE طبیعی و همزمان نبود یا اختلال در پاسخهای ABR است. بنابراین، حداقل در کشورمان باید توجه ویژهای به این موضوع داشته باشیم، هرچند برای اطمینان کاملتر، بهتر است در همه موارد غربالگری شنوایی با دقت و وسواس بیشتری انجام شود.
مطالعهای که توسط برلین و همکاران (۲۰۰۵) انجام شده، نکته بسیار مهمی را روشن میکند: آنها ۱۳۶ بیمار مبتلا به ANSD را از میان ۲۵۷ نفر که تستهای OAE طبیعی داشتند بررسی کردند و پاسخ رفلکس استاپدیوس (ASR) آنها را آزمایش کردند. هیچ یک از بیماران رفلکس طبیعی در تمام فرکانسهای آزمایش شده نشان ندادند و تنها سه نفر پاسخ رفلکس را در سطح شدت ۹۵ دسیبل یا کمتر داشتند، اما نه در همه فرکانسها. سایر بیماران یا رفلکس نداشتند یا پاسخ فقط در سطح شدت بالاتر از ۱۰۰ دسیبل دیده شد. پژوهشگران تاکید کردند که در برنامههای غربالگری شنوایی نوزادان که فقط بر اساس تست OAE انجام میشود، حتماً باید تست ASR نیز گنجانده شود تا بتوان اختلال ANSD را بهتر تشخیص داد یا رد کرد.
من همیشه توصیه کردهام که تست ABR نیز در کنار OAE انجام شود تا غربالگری جامعتر و کاملتری داشته باشیم. البته تست ABR هزینهبر و زمانبر است و این نگرانی را برای برخی از همکاران ایجاد میکند.
با توجه به یافتههای برلین و همکاران، باور دارم ترکیب تستهای OAE و ASR یک راهکار عملی، قابل اطمینان و اقتصادیتر نسبت به تکیه صرف بر OAE است — و این اطمینان را به ما میدهد که هیچ کودک مبتلا به ANSD از غربالگری اولیه جا نماند.
نکته فنی مهم: برای نوزادان زیر ۶ تا ۱۲ ماه، رفلکس استاپدیوس با استفاده از تُن پروب با فرکانس پایین (۲۲۶ هرتز) بهدرستی قابل اندازهگیری نیست و باید از تُن پروب با فرکانس بالا (۱۰۰۰ هرتز) استفاده شود تا نتایج معتبر ASR به دست آید. این موضوع برای اثربخشی غربالگری بسیار حیاتی است.
در نهایت، تعادل بین کامل بودن غربالگری و جنبههای عملی آن بسیار اهمیت دارد. هر کودکی سزاوار تشخیص دقیق است و والدین حق دارند به نتایج غربالگری اطمینان داشته باشند.
@Hearing_Aid
در ابتدای دوران کاریام متوجه یک واقعیت مهم شدم: گاهی غربالگری شنوایی استاندارد نمیتواند همه موارد حیاتی را تشخیص دهد — بهخصوص کودکانی که دچار اختلال طیف نوروپاتی شنوایی (ANSD) هستند. این موضوع را نه از تجربه شخصی، بلکه از مشاهده وضعیت در مراکز مختلف و مطالعات علمی آموختهام. در مناطقی که فعالیت داشتهام، نوع ژنتیکی این اختلال شایع است و تستهای اوتوآکوستیک امیشن (OAE) به تنهایی اغلب نتایجی طبیعی نشان میدهند که ممکن است خانوادهها را به اشتباه به احساس امنیت کاذب برساند.
اختلال ANSD نوعی مشکل شنوایی است که در آن انتقال عصبی در مسیر شنوایی محیطی مختل شده، اما سلولهای موی خارجی در حلزون گوش هنوز عملکرد طبیعی دارند. به همین دلیل، ممکن است تستهای OAE حتی در زمانی که کودک مشکلات شنوایی جدی دارد، طبیعی باشند.
در کشور ما ایران، نرخ ابتلا به نوروپاتی با علت ژنتیکی نسبتاً بالاست. یکی از ویژگیهای این نوع نوروپاتیها، وجود پاسخهای OAE طبیعی و همزمان نبود یا اختلال در پاسخهای ABR است. بنابراین، حداقل در کشورمان باید توجه ویژهای به این موضوع داشته باشیم، هرچند برای اطمینان کاملتر، بهتر است در همه موارد غربالگری شنوایی با دقت و وسواس بیشتری انجام شود.
مطالعهای که توسط برلین و همکاران (۲۰۰۵) انجام شده، نکته بسیار مهمی را روشن میکند: آنها ۱۳۶ بیمار مبتلا به ANSD را از میان ۲۵۷ نفر که تستهای OAE طبیعی داشتند بررسی کردند و پاسخ رفلکس استاپدیوس (ASR) آنها را آزمایش کردند. هیچ یک از بیماران رفلکس طبیعی در تمام فرکانسهای آزمایش شده نشان ندادند و تنها سه نفر پاسخ رفلکس را در سطح شدت ۹۵ دسیبل یا کمتر داشتند، اما نه در همه فرکانسها. سایر بیماران یا رفلکس نداشتند یا پاسخ فقط در سطح شدت بالاتر از ۱۰۰ دسیبل دیده شد. پژوهشگران تاکید کردند که در برنامههای غربالگری شنوایی نوزادان که فقط بر اساس تست OAE انجام میشود، حتماً باید تست ASR نیز گنجانده شود تا بتوان اختلال ANSD را بهتر تشخیص داد یا رد کرد.
من همیشه توصیه کردهام که تست ABR نیز در کنار OAE انجام شود تا غربالگری جامعتر و کاملتری داشته باشیم. البته تست ABR هزینهبر و زمانبر است و این نگرانی را برای برخی از همکاران ایجاد میکند.
با توجه به یافتههای برلین و همکاران، باور دارم ترکیب تستهای OAE و ASR یک راهکار عملی، قابل اطمینان و اقتصادیتر نسبت به تکیه صرف بر OAE است — و این اطمینان را به ما میدهد که هیچ کودک مبتلا به ANSD از غربالگری اولیه جا نماند.
نکته فنی مهم: برای نوزادان زیر ۶ تا ۱۲ ماه، رفلکس استاپدیوس با استفاده از تُن پروب با فرکانس پایین (۲۲۶ هرتز) بهدرستی قابل اندازهگیری نیست و باید از تُن پروب با فرکانس بالا (۱۰۰۰ هرتز) استفاده شود تا نتایج معتبر ASR به دست آید. این موضوع برای اثربخشی غربالگری بسیار حیاتی است.
در نهایت، تعادل بین کامل بودن غربالگری و جنبههای عملی آن بسیار اهمیت دارد. هر کودکی سزاوار تشخیص دقیق است و والدین حق دارند به نتایج غربالگری اطمینان داشته باشند.
@Hearing_Aid
اندر باب "سمعک های روی پیشخوان" و "خود تنظیم"
دیروز یعنی 14 آگوست 2025 که جهت دیدار و خوشامدگویی به جناب آقای دکتر علی دانش از آمریکا جهت حضورشون درتورنتو با همراهی ادیولوژیست ها و گفتار درمانگرهای ساکن تورنوتو رفته بودیم کافی شاپ لاوانته که از سال 1919 تاسیس شده بود، دکتر بهرام ملکوتی عزیز نکته ای و خاطراتی را از سالیان دراز ایران تعریف کرد که مرا یاد این نکته انداخت. ایشان می گفت در حوالی سال های 1339، یعنی زمانی که ایشان یک پسر بچه ی 8 ساله بودند، شاهد این صحنه بودند که در جایی از تهران قدیم، محله ای بوده که در آن محله، فرد یک سینی بزرگی (مجمع) گذاشته بوده و آن سینی پر از دندان های مصنوعی بود. ایشان با گرد کردن دو دستش روی میز به ما نشان می داد که چقدر آن سینی بزرگ بوده و ارتفاع موجودی دندان های مصنوعی را نیز با دستش نشان می داد و حاکی از آن بود که خیلی دندان مصنوعی بوده و جالب این بود که همگی متعلق به مرحومان و درگذشتگانی بوده که بعد از مرگ شان از دهان آنها برداشته بودند و آن قسمت هایی که طلا بوده، را کنده بودند و برداشته بوند (چون طلا ارزشمنده بوده و می فروختند) و فقط خود قاب و دندان مصنوعی مانده بود و در سایزها و انواع مختلف روی هم انباشته بودند. آن قسمت های برداشته شده هم کاملا معلوم بوده که کجاها طلا داشته بود و کنده شده. و هر فردی که نیاز به دندان داشت و دندان نداشت، بدون ارزیابی تخصصی دکتر، می آمد و تک تک سایزها را اندازه می زد و هر کدام که برایش مناسب می دید، انتخاب می کرد و پولش را می داد، کاملا به صورت پیشخوان و کاملا به صورت خود تنظیم گر. عجب روزگاری بوده و برای ما غریب بوده، ولی برای آن دوران آشنا و مرسوم. حالا عجیب تر این بود که در ادامه گفتند: چند قدم آن طرف تر، کسی بوده که غذا می فروخته و بدین صورت که غذای اضافی و باقیمانده ی غذای دور ریز مردم آن زمان توسط این فرد جمع آوری می شده و درون دیگی ریخته می شده و با هم ترکیب می شد و درون آن، همه چی بوده از انواع غذاهای خورشتی بگیر تا غیر خورشتی. آن فرد این باقیمانده ها رو درون دیگ می ریخته، روغنی هم به آنها می زده و با هم ترکیب می کرده و دوباره گرم می کرده و روی پیشخوان خودش می گذاشته و می فروخته و ملت می آمدند و می خریدند، منهتا با قیمت پایین تر، ولی بسیار مغذی تر و با طعم جدیدتر میکس گونه. میکس از این لحاظ که نه تنها غذاهای مختلف با هم میکس شده بوند، بلکه میکس از این لحاظ که توسط سیستم چشایی های مختلفی خورده شده و به قول دخترم دهنی شده بوودند. سیستم کاملا چند غذایی چند دهنی! شاید چندش آور به نظرمان برسد ولی برای آن دوران کاملا مغذی و طعم نوآورانه ای بوده. در ادامه دکتر می گفتند که حالا آن افرادی که دندان مصنوعی را به صورت پیشخوان تهیه و برای خودشان انتخاب (ادیولوژیست ها بخوانند: تجویز) کرده بودند می آمدند و یک ظرف غذا از این طرف می گرفتند و می خوردند تا ببیند آیا دندان انتخابی شان خوب عمل می کند یا نه، درحقیقت هم تصدیق بوده و هم اعتبارسنجی آنهم به صورت در لحظه ، چیزی که الان ما با فناوری اینترنتی و موبایلی الان در سمعک ها فقط در حد تحقیق در مراکز دانشگاهی داریم. و وقتی می دیدند که خوب می جوند و عالی کار می کند، نه تنها لذت می بردند، بلکه از فروشنده ی دندان مصنوعی هم تشکر می کردند و یک خدا بیامرزی هم نثار رفتگان فروشنده دندان مصنوعی می فرستادند! کاملا راضی و کاملا موثر و کاملا بهینه. درست آنقدر که هزینه می شد، همان قدر هم رضایتمندی به بار می آمد، از تولید به مصرف، آن هم چه مصرف خوب و رضایتبخشی!
حالا شما بگویید آیا این از تولید به مصرف عالی نبوده؟! استفاده ی بازیافت گونه ی کامل از وسایل قدیمی که شخصی ساز بوده و ممکن بوده به درد فرد دیگری نخورد! یک انتخاب پیشخوان سریع! سیستم خود تنظیمی کاملا موثر و کاملا بهینه (یاد مقاله ی دکتر جوزف کلوپر افتادم که آن مقاله ی مربوط به موثر بودن و بهینه بودن و ارتباط آنها با تصدیق در دنیای لابراتورار و در دنیای بیرون و واقعی کاربران سمعک را با آن تخصص بسیار عجیب نوشته بود و من برای اولین بار می خواندم و در عین سخت فهمیدنش، حال هم می کردم)! تصدیق و تایید فنی توسط خود کاربر در محل، سریع و مطمئن! همه راضی، خدا راضی، فروشنده راضی، کاربر راضی!
دیروز یعنی 14 آگوست 2025 که جهت دیدار و خوشامدگویی به جناب آقای دکتر علی دانش از آمریکا جهت حضورشون درتورنتو با همراهی ادیولوژیست ها و گفتار درمانگرهای ساکن تورنوتو رفته بودیم کافی شاپ لاوانته که از سال 1919 تاسیس شده بود، دکتر بهرام ملکوتی عزیز نکته ای و خاطراتی را از سالیان دراز ایران تعریف کرد که مرا یاد این نکته انداخت. ایشان می گفت در حوالی سال های 1339، یعنی زمانی که ایشان یک پسر بچه ی 8 ساله بودند، شاهد این صحنه بودند که در جایی از تهران قدیم، محله ای بوده که در آن محله، فرد یک سینی بزرگی (مجمع) گذاشته بوده و آن سینی پر از دندان های مصنوعی بود. ایشان با گرد کردن دو دستش روی میز به ما نشان می داد که چقدر آن سینی بزرگ بوده و ارتفاع موجودی دندان های مصنوعی را نیز با دستش نشان می داد و حاکی از آن بود که خیلی دندان مصنوعی بوده و جالب این بود که همگی متعلق به مرحومان و درگذشتگانی بوده که بعد از مرگ شان از دهان آنها برداشته بودند و آن قسمت هایی که طلا بوده، را کنده بودند و برداشته بوند (چون طلا ارزشمنده بوده و می فروختند) و فقط خود قاب و دندان مصنوعی مانده بود و در سایزها و انواع مختلف روی هم انباشته بودند. آن قسمت های برداشته شده هم کاملا معلوم بوده که کجاها طلا داشته بود و کنده شده. و هر فردی که نیاز به دندان داشت و دندان نداشت، بدون ارزیابی تخصصی دکتر، می آمد و تک تک سایزها را اندازه می زد و هر کدام که برایش مناسب می دید، انتخاب می کرد و پولش را می داد، کاملا به صورت پیشخوان و کاملا به صورت خود تنظیم گر. عجب روزگاری بوده و برای ما غریب بوده، ولی برای آن دوران آشنا و مرسوم. حالا عجیب تر این بود که در ادامه گفتند: چند قدم آن طرف تر، کسی بوده که غذا می فروخته و بدین صورت که غذای اضافی و باقیمانده ی غذای دور ریز مردم آن زمان توسط این فرد جمع آوری می شده و درون دیگی ریخته می شده و با هم ترکیب می شد و درون آن، همه چی بوده از انواع غذاهای خورشتی بگیر تا غیر خورشتی. آن فرد این باقیمانده ها رو درون دیگ می ریخته، روغنی هم به آنها می زده و با هم ترکیب می کرده و دوباره گرم می کرده و روی پیشخوان خودش می گذاشته و می فروخته و ملت می آمدند و می خریدند، منهتا با قیمت پایین تر، ولی بسیار مغذی تر و با طعم جدیدتر میکس گونه. میکس از این لحاظ که نه تنها غذاهای مختلف با هم میکس شده بوند، بلکه میکس از این لحاظ که توسط سیستم چشایی های مختلفی خورده شده و به قول دخترم دهنی شده بوودند. سیستم کاملا چند غذایی چند دهنی! شاید چندش آور به نظرمان برسد ولی برای آن دوران کاملا مغذی و طعم نوآورانه ای بوده. در ادامه دکتر می گفتند که حالا آن افرادی که دندان مصنوعی را به صورت پیشخوان تهیه و برای خودشان انتخاب (ادیولوژیست ها بخوانند: تجویز) کرده بودند می آمدند و یک ظرف غذا از این طرف می گرفتند و می خوردند تا ببیند آیا دندان انتخابی شان خوب عمل می کند یا نه، درحقیقت هم تصدیق بوده و هم اعتبارسنجی آنهم به صورت در لحظه ، چیزی که الان ما با فناوری اینترنتی و موبایلی الان در سمعک ها فقط در حد تحقیق در مراکز دانشگاهی داریم. و وقتی می دیدند که خوب می جوند و عالی کار می کند، نه تنها لذت می بردند، بلکه از فروشنده ی دندان مصنوعی هم تشکر می کردند و یک خدا بیامرزی هم نثار رفتگان فروشنده دندان مصنوعی می فرستادند! کاملا راضی و کاملا موثر و کاملا بهینه. درست آنقدر که هزینه می شد، همان قدر هم رضایتمندی به بار می آمد، از تولید به مصرف، آن هم چه مصرف خوب و رضایتبخشی!
حالا شما بگویید آیا این از تولید به مصرف عالی نبوده؟! استفاده ی بازیافت گونه ی کامل از وسایل قدیمی که شخصی ساز بوده و ممکن بوده به درد فرد دیگری نخورد! یک انتخاب پیشخوان سریع! سیستم خود تنظیمی کاملا موثر و کاملا بهینه (یاد مقاله ی دکتر جوزف کلوپر افتادم که آن مقاله ی مربوط به موثر بودن و بهینه بودن و ارتباط آنها با تصدیق در دنیای لابراتورار و در دنیای بیرون و واقعی کاربران سمعک را با آن تخصص بسیار عجیب نوشته بود و من برای اولین بار می خواندم و در عین سخت فهمیدنش، حال هم می کردم)! تصدیق و تایید فنی توسط خود کاربر در محل، سریع و مطمئن! همه راضی، خدا راضی، فروشنده راضی، کاربر راضی!
اما چرا شما در کل داستان چندش تان شد و گلاب به رویتان، ممکن است چند بار احساس تهوع نیز می داشتید! راستی، بهداشت در کجای داستان قرار داشت، اصلا جایگاهی داشت؟! حالا اخلاق و جایگاه دندانپزشکی بماند به کنار! آیا استاندارد بهداشت رعایت شده است؟! اصلا بهداشتی بود که استانداردش باشد؟! اگر بهداشت مهم نیست، پس چرا سیستم ها و کلینیک های دندانپزشکی الان اینقدر بهداشت را در سطح وسواس گونه ای باید رعایت کنند؟ الان آنچنان بهداشت را رعایت می کنند که انگار درون پایگاه نظامی اتمی هستیم که باید مراقب همه چی بود، همه جا و همه کس! این داستان مرا یاد جایگاه ادیولوژی و سمعک های پیشخوان انداخت. شاید روزی روزگاری برسد که خود مردم بدون رفتن به کلینیک دندانپزشکی، برای خودشان دندان مصنوعی فیت کنند، آنهم کاملا بهداشتی و با رعایت استانداردهای مطمئن. شاید روزی برسد که سمعک هم همینطور شود، بدون نیاز به رفتن به کلینیک شنوایی و سمعک پیشخوان، که از الان در ایالات متحده ی آمریکا کلید خورده است و برای ما غریب است، ولی باید یادآوری کنم که زمانی که در کشور ما از خیلی قبل ها، مثل قضیه ی دندان مصنوعی، سمعک خود فراهم کردنی هم کلید خورده بود. چیزی که نشان می دهد ما چقدر از ایالات متحده ی آمریکا در این زمینه پیشگام بوده ایم، مثل بقیه ی موارد در همه چیز و همه جا. اما به قول تام کروز در نقش خلبان ماوریک در فیلم ماوریک دو، در جواب به آن فرمانده ی مغرور و دستکم گیر آن پادگان که گفت دیگر دوره ی خلبانانی مثل شما سر آمده و الان نوبته جنگنده های بدون خلبان و هوشمند است، گفت فعلا تا آن زمانی که چنین جنگنده های تولید و عرضه شوند، فعلا حالا حالاها شما به ما نیاز دارید. بله، فعلا تا تولید با کیفیت این گونه محصولات، فعلا ما به دندانپزشکی و ادیولوژی الان نیاز داریم. ولی فارغ از همه اینها، من همچنان غرق و محصور تصور و تماشای این لحظات توصیف شده ی دکتر ملکوتی عزیز هستم. فارغ از اینکه قضیه ی OTC چیست و چه می شود، بهداشت دهان و دندان در کجای داستان قرار دارد، بیایید تصور کنیم اگر مرحوم علی حاتمی بزرگ، استاد بی تکرار تاریخ سینمای ایران، نوستالژی ناتمام تاریخ ایران، شاعر سینمای ایران، سعدی سینمای ایران، آن معلم بی استاد، کارگردان صاحب سبک بزرگ ایران در ساخت فیلم های تاریخی ایران، که او را هزاردستان سینمای ایران می دانم، این صحنه را می ساخت، چه شاهکاری از آب درمی آمد! زیبا، زنده، کمپوزسیونی ساده اما مملو از حرف و اشاره، محصور، داستانی و گویای تاریخ ایران زمین. مخصوصا اگر با آن ادبیات محشر مرحوم علی حاتمی همراه می شد و رنگ ابدی و منحصری به خود می گرفت. ای کاش به جای آنکه ادیولوژیست بودم و این داستان مرا یاد OTC می انداخت، هنر خوانده بودم و با شنیدن این داستان، به یاد استاد مرحوم علی حاتمی بزرگ و عزیز می افتادم و به این فکر می افتادم که چگونه این صحنه را ایشان به تصویر می کشید. فکر می کنم این قشنگ تر، پایاتر و ماناتر از قضیه ی OTC باشد که بالاخره جهان را درخواهد نوردید، شاید! اما اگر ادیولوژی نخوانده بودم، در جمع این بزرگواران نبودم و شاهد شنیدن این حرف ها و داستان های استاد عزیز جناب ملکوتی بزرگوار نبودم!
مقاله ی دکتر کلوپر را پیدا نکردم، ولی این مقاله تفسیر این سه واژه را توضیح داده است:
Burches E, Burches M (2020) Efficacy, Effectiveness and Efficiency in the Health Care: The Need for an Agreement to Clarify its Meaning. Int Arch Public Health Community Med 4:035. doi.org/10.23937/2643-4512/1710035
مقاله ی دکتر کلوپر را پیدا نکردم، ولی این مقاله تفسیر این سه واژه را توضیح داده است:
Burches E, Burches M (2020) Efficacy, Effectiveness and Efficiency in the Health Care: The Need for an Agreement to Clarify its Meaning. Int Arch Public Health Community Med 4:035. doi.org/10.23937/2643-4512/1710035
www.clinmedjournals.org
Efficacy, Effectiveness and Efficiency in the Health Care: The Need for an Agreement to Clarify its Meaning
There is great interest in ensuring that health system resources are used effectively. Dictionary says efficacy, effectiveness and efficiency are synonymous. Curiously, it is in many scientific fields where there has been imposed an artificial interpretation…
🔊 آیا واقعاً سمعکها را با محرکهایی شبیه دنیای واقعی آزمایش میکنیم؟👆
در کلینیکها معمولاً این فرض وجود دارد که محرکهای آزمایشی مورد استفاده در «تأیید سمعک» بازتابدهنده شرایط شنیداری دنیای واقعی هستند. اما واقعیت کمی متفاوت است.
استاندارد ANSI S3.42 سیگنال نویز باند پهنی را تعریف میکند که بر اساس قلههای گفتار طراحی شده است، نه بر اساس طیف میانگین بلندمدت گفتار (LTASS).
📊 وقتی من سیگنال نویز باند پهن ANSI را با دادههای LTASS حاصل از مطالعات واقعی (Cox و همکاران، 1988؛ Byrne و همکاران، 1994) مقایسه کردم، تفاوت چشمگیری دیده شد:
سیگنال ANSI انرژی فرکانسهای بالا را بسیار بیشتر از گفتار واقعی دارد.
بنابراین بهره و خروجی اندازهگیریشده در شرایط آزمایشگاهی اغلب منعکسکننده پردازش واقعی گفتار توسط سمعکهای فشردهساز نیستند.
حتی خود استاندارد نیز اذعان میکند که نتایج آن نمایانگر گفتار واقعی نیست.
این یکی از دلایلی است که من نسبت به «تأیید سمعک» به شیوهٔ رایج در کلینیکها تردید دارم. اگر محرک آزمایش شبیه دنیای واقعی نباشد، چگونه میتوان انتظار داشت که نتایج ما عملکرد واقعی بیماران در زندگی روزمره را نشان دهد؟
👉 به همین دلیل من به تأیید در دنیای واقعی (Real-World Verification) اعتقاد دارم؛ رویکردها و روشهایی که بررسی میکنند سمعکها در محیطهای طبیعی چگونه عمل میکنند، نه فقط در جعبههای آزمایشگاهی.
💡 شاید وقت آن رسیده که دوباره بیندیشیم «تأیید» واقعاً چه معنایی دارد.
#ادیولوژی #سمعک #توانبخشی_شنوایی #شنیدن #صدا #گفتار #ارزیابی_در_دنیای_واقعی
در کلینیکها معمولاً این فرض وجود دارد که محرکهای آزمایشی مورد استفاده در «تأیید سمعک» بازتابدهنده شرایط شنیداری دنیای واقعی هستند. اما واقعیت کمی متفاوت است.
استاندارد ANSI S3.42 سیگنال نویز باند پهنی را تعریف میکند که بر اساس قلههای گفتار طراحی شده است، نه بر اساس طیف میانگین بلندمدت گفتار (LTASS).
📊 وقتی من سیگنال نویز باند پهن ANSI را با دادههای LTASS حاصل از مطالعات واقعی (Cox و همکاران، 1988؛ Byrne و همکاران، 1994) مقایسه کردم، تفاوت چشمگیری دیده شد:
سیگنال ANSI انرژی فرکانسهای بالا را بسیار بیشتر از گفتار واقعی دارد.
بنابراین بهره و خروجی اندازهگیریشده در شرایط آزمایشگاهی اغلب منعکسکننده پردازش واقعی گفتار توسط سمعکهای فشردهساز نیستند.
حتی خود استاندارد نیز اذعان میکند که نتایج آن نمایانگر گفتار واقعی نیست.
این یکی از دلایلی است که من نسبت به «تأیید سمعک» به شیوهٔ رایج در کلینیکها تردید دارم. اگر محرک آزمایش شبیه دنیای واقعی نباشد، چگونه میتوان انتظار داشت که نتایج ما عملکرد واقعی بیماران در زندگی روزمره را نشان دهد؟
👉 به همین دلیل من به تأیید در دنیای واقعی (Real-World Verification) اعتقاد دارم؛ رویکردها و روشهایی که بررسی میکنند سمعکها در محیطهای طبیعی چگونه عمل میکنند، نه فقط در جعبههای آزمایشگاهی.
💡 شاید وقت آن رسیده که دوباره بیندیشیم «تأیید» واقعاً چه معنایی دارد.
#ادیولوژی #سمعک #توانبخشی_شنوایی #شنیدن #صدا #گفتار #ارزیابی_در_دنیای_واقعی
Hi dear colleagues 😊
We’re building a tinnitus-focused digital tool at SingularMind and would love your expert input. The survey is short and would really help us align with real clinical needs.
Here’s the link if you have a moment:
🔗 https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSf-SomuXpu3N-EPj7TG3eXhJqrI1NVnRR5KKbmNSfNUkEBvqA/viewform?usp=header
Thanks a lot! 🙏
We’re building a tinnitus-focused digital tool at SingularMind and would love your expert input. The survey is short and would really help us align with real clinical needs.
Here’s the link if you have a moment:
🔗 https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSf-SomuXpu3N-EPj7TG3eXhJqrI1NVnRR5KKbmNSfNUkEBvqA/viewform?usp=header
Thanks a lot! 🙏
Google Docs
Clinical Feasibility of Advanced Tinnitus Management Systems
Dear Colleague,
At SingularMind Inc., we are investigating the technical bottlenecks in current tinnitus management workflows. As an audiologist-led startup, our mission is to solve the "standardization gap" and make evidence-based care both accessible and…
At SingularMind Inc., we are investigating the technical bottlenecks in current tinnitus management workflows. As an audiologist-led startup, our mission is to solve the "standardization gap" and make evidence-based care both accessible and…