آیا می دانستید با نواختن ساز بادی و گرم شدن آن در اثر دم ساز زن، صدایش زیرتر و دلنشین تر می شود!
Brass and woodwind instrument players are familiar with the following effect: As they play, their instruments warm up and rise in pitch. This rise in pitch can be explained using several of the principles described previously. The velocity of sound is greater in warm air than in cool air. As the air column in the instrument gets warmer, the frequencies of the fundamental and all harmonics increase. This is because the wavelength of each standing wave, related to the length of the instrument, remains the same while the velocity of sound in the instrument increases. By the formula f = s/lambda, we can see that, if S increases and A stays the same, the frequency f must increase. Ref: The physics of sounds, 2005, Pearson PH, page 86.
@hearing_aid
Brass and woodwind instrument players are familiar with the following effect: As they play, their instruments warm up and rise in pitch. This rise in pitch can be explained using several of the principles described previously. The velocity of sound is greater in warm air than in cool air. As the air column in the instrument gets warmer, the frequencies of the fundamental and all harmonics increase. This is because the wavelength of each standing wave, related to the length of the instrument, remains the same while the velocity of sound in the instrument increases. By the formula f = s/lambda, we can see that, if S increases and A stays the same, the frequency f must increase. Ref: The physics of sounds, 2005, Pearson PH, page 86.
@hearing_aid
آیا تینیتوس نیز یک نوع اختلال یا تغییر در سیگنال بایس مغز نیست، درست مثل کاست نوار ضبط که در آن برای ضبط سیگنال های ضعیف از سیگنال بایسی استفاده می شود که فرکانس بالا است و خودش قابل شنیدن نیست ولی باعث ضبط صداهای ضعیف بر روی نوار کاست می شود. 👇👇👇👇
@hearing_aid
@hearing_aid
The magnetic domains in an oxide particle have an inherent resistance to change of their orientations, a sort of inertia, called hysteresis. Because of this, very-low-intensity signals in the record head coil do not produce a corresponding modulation in the tape. An extra signal, called the bias signal, or simply bias, is superimposed on the audio signal to overcome this magnetic inertia. The bias signal, a constant-amplitude sine wave with a frequency of about 100 kHz, well above the audible range, supplies an extra "push" or "shove" to the magnetic domains to overcome their magnetic inertia, which allows them to respond to the lower-amplitude audio-signal modulation. The bias signal is not heard on playback because of its extremely high frequency. Different types of tape respond differently to external magnetic fields and therefore require different bias-signal amplitudes. Most tape decks have switches that allow the user to choose the bias that is most suited to a particular type of tape.
Ref: Berg R.E., Stork D.G. - The physics of sound (2005, Pearson PH).
@Hearing_Aid
Ref: Berg R.E., Stork D.G. - The physics of sound (2005, Pearson PH).
@Hearing_Aid
آیا تینیتوس نیز یک نوع اختلال یا تغییر در سیگنال بایس مغز نیست، درست مثل کاست نوار ضبط که در آن برای ضبط سیگنال های ضعیف از سیگنال بایسی استفاده می شود که فرکانس بالا است و خودش قابل شنیدن نیست ولی باعث ضبط صداهای ضعیف بر روی نوار کاست می شود. 👆👆👆👆
@hearing_aid
@hearing_aid
کم شنوایی و درمان آن را جدی بگیرید
چون کم شنوایی با عارضه ها و بیماری های دیگری در ارتباط است. این عوارض عبارتنداز
۱) مشکلات قلبی و عروقی: کم شنوایی ممکن است حاکی از وجود مشکلات قلبی و عروقی باشد
۲) آلزایمر و زوال عقلی: در کسانی که کم شنوایی دارند، احتمال آلزایمر و زوال عقلی، پنج برابر بیشتر است
۳) دیابت: کم شنوایی در کسانی که دیابت دارند، دو برابر شایع تر است
۴) بستری دربیمارستان: احتمال بستری در بیمارستان برای کسانی که کم شنوایی دارند، سی و دو درصد بیشتر است
۵) بیماری کلیوی: این بیماری چهل و دو درصد با کم شنوایی در ارتباط است
۶) تنهایی و انزوا: کم شنوایی که درمان نشود، خطر انزوا و گوشه گیری زیادی را به همراه دارد
۷) افسردگی و اضطراب: اگر کم شنوایی درمان نشود، افسردگی و اضطراب را زیاد می کند
۸) تینیتوس، وزوز، صدای درون سر یا گوش: نود درصد کسانی که تینیتوس دارند، دچار درجاتی از کم شنوایی هستند
کلینیک فوق تخصصی ارزیابی شنوایی و سمعک الوند، نمایندگی مرکزی و رسمی سمعک زیمنس آلمان در ایران
میدان آرژانتین، خ الوند، بالاتر از بیمارستان کسری، بن بست آفرین، پلاک یک، ساختمان پزشکان آفرین، طبقه ششم، واحد یازده، تلفن:
02188665081
02188677711
#کم_شنوایی، #درمان_کم_شنوایی، #سمعک، #سمعک_فراهوشمند، #سمعک_هوشمند، #شنوایی_شناسی، #شنوایی_سنجی، #سمعک_زیمنس، #مغز، #آلزایمر، #زوال_عقل، #کلینیک_شنوایی_الوند، #دکتر_حمید_جلیلوند، #دیابت، #افسردگی، #اضطراب، #تینیتوس، #وزوز_گوش، #بیماری کلیوی
https://www.instagram.com/p/CD5INhbphpC/?igshid=nrhrrzvctbp3
چون کم شنوایی با عارضه ها و بیماری های دیگری در ارتباط است. این عوارض عبارتنداز
۱) مشکلات قلبی و عروقی: کم شنوایی ممکن است حاکی از وجود مشکلات قلبی و عروقی باشد
۲) آلزایمر و زوال عقلی: در کسانی که کم شنوایی دارند، احتمال آلزایمر و زوال عقلی، پنج برابر بیشتر است
۳) دیابت: کم شنوایی در کسانی که دیابت دارند، دو برابر شایع تر است
۴) بستری دربیمارستان: احتمال بستری در بیمارستان برای کسانی که کم شنوایی دارند، سی و دو درصد بیشتر است
۵) بیماری کلیوی: این بیماری چهل و دو درصد با کم شنوایی در ارتباط است
۶) تنهایی و انزوا: کم شنوایی که درمان نشود، خطر انزوا و گوشه گیری زیادی را به همراه دارد
۷) افسردگی و اضطراب: اگر کم شنوایی درمان نشود، افسردگی و اضطراب را زیاد می کند
۸) تینیتوس، وزوز، صدای درون سر یا گوش: نود درصد کسانی که تینیتوس دارند، دچار درجاتی از کم شنوایی هستند
کلینیک فوق تخصصی ارزیابی شنوایی و سمعک الوند، نمایندگی مرکزی و رسمی سمعک زیمنس آلمان در ایران
میدان آرژانتین، خ الوند، بالاتر از بیمارستان کسری، بن بست آفرین، پلاک یک، ساختمان پزشکان آفرین، طبقه ششم، واحد یازده، تلفن:
02188665081
02188677711
#کم_شنوایی، #درمان_کم_شنوایی، #سمعک، #سمعک_فراهوشمند، #سمعک_هوشمند، #شنوایی_شناسی، #شنوایی_سنجی، #سمعک_زیمنس، #مغز، #آلزایمر، #زوال_عقل، #کلینیک_شنوایی_الوند، #دکتر_حمید_جلیلوند، #دیابت، #افسردگی، #اضطراب، #تینیتوس، #وزوز_گوش، #بیماری کلیوی
https://www.instagram.com/p/CD5INhbphpC/?igshid=nrhrrzvctbp3
انالله و اناالیه راجعون
لعنت به این قلم که حسم را نمیتواند به واقعیت درآورد!
پدر و استاد بزرگی را از دست دادم. برایم ابتدا پدر بود و سپس استاد. مردی بزرگ و همیشه خوشرو بود. هرگاه با هر غریبهای میخواست صحبت کند، ابتدا چهرهاش میخندید و سپس با لبخند خاص خودش شروع به صحبت میکرد. به همین دلیل بود که همگان عاشقش میشدند. هر غریبهای که او را اول بار میدید، بعد از گذشت چند کلمه صحبت عاشقش میشد. او منش خاص خودش را داشت. خندان، مقاوم، سرسخت، مهربان، دوست داشتنی، آرام، متین، پرتلاش، امیدوار، سخت کوش، تکیهگاهی محکم بود.
یادم نمیآید که هیچ وقت دستم را کم فشرده باشد. همیشه قدر دوست داشتنش را با فشردن دستم حس میکردم. علم ساخت سمعک را از او آموختم. نه تنها بزرگترین استادم در علم سمعک بود، بلکه منش زندگی را از او آموختم و این بالاتر و والاتر از اولی بود برایم. استاد بسیاری بوده و هست. نه تنها جامعهی ادیولوژی ایران مدیون اوست بلکه بسیاری از بیماران کم شنوای ایران مدیون او هستند. یادم نمیرود که هر وقت ایران میآمد، جوانی با یک جعبه شیرینی به دستبوسی او میرسید. از آن جوان پرسیدم که حکایت چیست. گفت او مرا از همان دوران کودکیام که کم شنواییام تشخیص داده شد، یاری کرد و برایم سمعک تهیه کرد. کودکی که یک گوشش ناشنوا بود و گوش دیگرش، افت زیادی داشت. مهندس حاتمی او را تا دانشگاه یاری کرد. این جوان از دانشگاه رده بالای کشور فارغالتحصیل شده و الان مهندسی است که برای کشورش میسازد. آیا او اکنون درختی پر ثمره نشده است؟ برای مهندس حاتمی بزرگ، چه میوهای بهتر از این!
او پدر صنعت سمعک داخل گوشی ایران است. برایم بارها تعریف کرده بود که چقدر برای انتقال فناوری ساخت سمعک داخل گوشی از آمریکا به ایران زحمت کشیده بود. همیشه در شرکت فنآذرخش به او میگفتیم "حاتمی بزرگ"، واقعا بزرگ بود، نه به خاطر سن و مدیر بودنش، بلکه به خاطر انسانیتش، به خاطر مقامی که در دلهای ما داشت. وقتی صحبت میکرد، دوست نداشتی صحبتش تمام شود. انسانی اینقدر بزرگ و فرهیخته! و من چه بخت بلندی داشتم که استادم ایشان بود. برایم آنقدر قوی و اصولی شرح میداد که بشر چگونه آمپلی فایر سمعک را ساخت. برایم از ناگفتههای علم پایه میگفت. همیشه عادت داشتیم در دفتری برای همدیگر نقش و نگار چگونگی عملکرد سمعک و صدا را بکشیم. همچو باغبانی ما را پرورش داد و تناورمان ساخت. همیشه به استاد میگفتم شما ما را باغبانی کردید و اینقدر تناور و بزرگ شدیم و او فقط میخندید و سرش را پایین میانداخت و تشکر میکرد. هیچ وقت این حرفم را تایید نکرد. چون فروتن بود و همین فروتنی را سعی کردم که از او بیاموزم. بزرگی در فروتنی است و نه در سر بالا گرفتن. انسان اینقدر شریف و فروتن که واقعیت را به او میگفتم و در دلش میدانست که واقعیت محض است ولی روح بزرگش فروتن بود، میخندید چون میدید که باغش ثمره داده و ارثیهی بزرگی را در کشور عزیزش ایران، که همیشه دوستش داشت، بنا نهاده است. چه ثمره و دستاوردی بزرگتر از این. اما فغان که ما استاد بزرگی را از دست دادیم. به قول حضرت مولانا:
ای باغبان، ای باغبان، در ما چه درپیچیدهای
گر بردهایم انگور تو، تو بردهای انبان ما
به استاد عزیزم، پدر مهربانم، دوست خندانم، مهندس محمد تقی حاتمی بزرگ و دوست داشتنی، از سوی زمین و با دلی آکنده از غم درود میفرستم و برایش علو درجات و رحمت و همسایگی با خداوند باری تعالی را آرزومندم، باشد که به قول حضرت مولانا، های هوی دلم را در جو لامکان بشنود و با همان چهرهی همیشه خندانش، به من بخندد.
حمید جلیلوند،
شاگرد پدر صنعت سمعک ایران، استاد محمد تقی حاتمی بزرگ، سی و یک مرداد ۱۳۹۹
@hearing_aid
لعنت به این قلم که حسم را نمیتواند به واقعیت درآورد!
پدر و استاد بزرگی را از دست دادم. برایم ابتدا پدر بود و سپس استاد. مردی بزرگ و همیشه خوشرو بود. هرگاه با هر غریبهای میخواست صحبت کند، ابتدا چهرهاش میخندید و سپس با لبخند خاص خودش شروع به صحبت میکرد. به همین دلیل بود که همگان عاشقش میشدند. هر غریبهای که او را اول بار میدید، بعد از گذشت چند کلمه صحبت عاشقش میشد. او منش خاص خودش را داشت. خندان، مقاوم، سرسخت، مهربان، دوست داشتنی، آرام، متین، پرتلاش، امیدوار، سخت کوش، تکیهگاهی محکم بود.
یادم نمیآید که هیچ وقت دستم را کم فشرده باشد. همیشه قدر دوست داشتنش را با فشردن دستم حس میکردم. علم ساخت سمعک را از او آموختم. نه تنها بزرگترین استادم در علم سمعک بود، بلکه منش زندگی را از او آموختم و این بالاتر و والاتر از اولی بود برایم. استاد بسیاری بوده و هست. نه تنها جامعهی ادیولوژی ایران مدیون اوست بلکه بسیاری از بیماران کم شنوای ایران مدیون او هستند. یادم نمیرود که هر وقت ایران میآمد، جوانی با یک جعبه شیرینی به دستبوسی او میرسید. از آن جوان پرسیدم که حکایت چیست. گفت او مرا از همان دوران کودکیام که کم شنواییام تشخیص داده شد، یاری کرد و برایم سمعک تهیه کرد. کودکی که یک گوشش ناشنوا بود و گوش دیگرش، افت زیادی داشت. مهندس حاتمی او را تا دانشگاه یاری کرد. این جوان از دانشگاه رده بالای کشور فارغالتحصیل شده و الان مهندسی است که برای کشورش میسازد. آیا او اکنون درختی پر ثمره نشده است؟ برای مهندس حاتمی بزرگ، چه میوهای بهتر از این!
او پدر صنعت سمعک داخل گوشی ایران است. برایم بارها تعریف کرده بود که چقدر برای انتقال فناوری ساخت سمعک داخل گوشی از آمریکا به ایران زحمت کشیده بود. همیشه در شرکت فنآذرخش به او میگفتیم "حاتمی بزرگ"، واقعا بزرگ بود، نه به خاطر سن و مدیر بودنش، بلکه به خاطر انسانیتش، به خاطر مقامی که در دلهای ما داشت. وقتی صحبت میکرد، دوست نداشتی صحبتش تمام شود. انسانی اینقدر بزرگ و فرهیخته! و من چه بخت بلندی داشتم که استادم ایشان بود. برایم آنقدر قوی و اصولی شرح میداد که بشر چگونه آمپلی فایر سمعک را ساخت. برایم از ناگفتههای علم پایه میگفت. همیشه عادت داشتیم در دفتری برای همدیگر نقش و نگار چگونگی عملکرد سمعک و صدا را بکشیم. همچو باغبانی ما را پرورش داد و تناورمان ساخت. همیشه به استاد میگفتم شما ما را باغبانی کردید و اینقدر تناور و بزرگ شدیم و او فقط میخندید و سرش را پایین میانداخت و تشکر میکرد. هیچ وقت این حرفم را تایید نکرد. چون فروتن بود و همین فروتنی را سعی کردم که از او بیاموزم. بزرگی در فروتنی است و نه در سر بالا گرفتن. انسان اینقدر شریف و فروتن که واقعیت را به او میگفتم و در دلش میدانست که واقعیت محض است ولی روح بزرگش فروتن بود، میخندید چون میدید که باغش ثمره داده و ارثیهی بزرگی را در کشور عزیزش ایران، که همیشه دوستش داشت، بنا نهاده است. چه ثمره و دستاوردی بزرگتر از این. اما فغان که ما استاد بزرگی را از دست دادیم. به قول حضرت مولانا:
ای باغبان، ای باغبان، در ما چه درپیچیدهای
گر بردهایم انگور تو، تو بردهای انبان ما
به استاد عزیزم، پدر مهربانم، دوست خندانم، مهندس محمد تقی حاتمی بزرگ و دوست داشتنی، از سوی زمین و با دلی آکنده از غم درود میفرستم و برایش علو درجات و رحمت و همسایگی با خداوند باری تعالی را آرزومندم، باشد که به قول حضرت مولانا، های هوی دلم را در جو لامکان بشنود و با همان چهرهی همیشه خندانش، به من بخندد.
حمید جلیلوند،
شاگرد پدر صنعت سمعک ایران، استاد محمد تقی حاتمی بزرگ، سی و یک مرداد ۱۳۹۹
@hearing_aid
Hearing Aid pinned «انالله و اناالیه راجعون لعنت به این قلم که حسم را نمیتواند به واقعیت درآورد! پدر و استاد بزرگی را از دست دادم. برایم ابتدا پدر بود و سپس استاد. مردی بزرگ و همیشه خوشرو بود. هرگاه با هر غریبهای میخواست صحبت کند، ابتدا چهرهاش میخندید و سپس با لبخند خاص…»
🔴 دومین جلسه ژورنال کلاب گروه شنوایی شناسی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با حضور اعضای هیئت علمی گروه و شماری از دانشجویان برگزار شد.
🔵 علاقهمندانی که موفق به حضور در این جلسه نشدند میتوانند با مراجعه به کانال آپارات انجمن، ویدیو کامل آن را مشاهده کنند.
https://www.aparat.com/v/7grVb
@Hearing_Aid
🔵 علاقهمندانی که موفق به حضور در این جلسه نشدند میتوانند با مراجعه به کانال آپارات انجمن، ویدیو کامل آن را مشاهده کنند.
https://www.aparat.com/v/7grVb
@Hearing_Aid
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
ژورنال کلاب 22 آذر 1400
عنوان: بر ضد شنیدن!حقیقتی که علوم اعصاب جدید درباره ی سمعک و نحوه عملکرد ان به روی ما گشوده است.ارائه: دکتر حمید جلیلوندعضو هیئت علمی گروه شنوایی شناسی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتیاین ژورنال کلاب دوشنبه مورخ 22 آذر 1400 در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی…
وبینار تجویز سمعک باز: اصول پایه و کاربردهای بالینی
لینک ثبت نام:
https://ac.singularmindco.com/?p=2340
لینک ثبت نام:
https://ac.singularmindco.com/?p=2340
🔰🔰🔰
💠باسلام و احترام خدمت همکاران گرامی
به اطلاع کلیه متخصصین و پژوهشگران مرتبط با علوم شنوایی( Audiologist, ENT, Psychologist, Neurologist) خارج از کشور میرساند شبکه International Hearing Professionals Network (IHPN) توسط استارتاپ سینگولارمایند و بنیاد فرانک با هدف ایجاد شبکه یکپارچه متخصصین مرتبط با علوم شنوایی در کشور های کانادا، آمریکا، استرالیا و اروپا و توسعه دانش، تبادل تجربیات بالینی و شبکه سازی حرفه ای در حوزه آموزش و پژوهش تشکیل شده است.
🔹از کلیه همکاران ادیولوژیست ساکن کشورهای کانادا🇨🇦، آمریکا🇺🇸، استرالیا🇦🇺 و اروپا🇪🇺 دعوت میشود به جمع متخصصین این گروه بپیوندند.
https://t.me/+L5vl9khbB8ZjZGM0
با احترام🌱
دکتر حمید جلیلوند
▫️▫️▫️
💠باسلام و احترام خدمت همکاران گرامی
به اطلاع کلیه متخصصین و پژوهشگران مرتبط با علوم شنوایی( Audiologist, ENT, Psychologist, Neurologist) خارج از کشور میرساند شبکه International Hearing Professionals Network (IHPN) توسط استارتاپ سینگولارمایند و بنیاد فرانک با هدف ایجاد شبکه یکپارچه متخصصین مرتبط با علوم شنوایی در کشور های کانادا، آمریکا، استرالیا و اروپا و توسعه دانش، تبادل تجربیات بالینی و شبکه سازی حرفه ای در حوزه آموزش و پژوهش تشکیل شده است.
🔹از کلیه همکاران ادیولوژیست ساکن کشورهای کانادا🇨🇦، آمریکا🇺🇸، استرالیا🇦🇺 و اروپا🇪🇺 دعوت میشود به جمع متخصصین این گروه بپیوندند.
https://t.me/+L5vl9khbB8ZjZGM0
با احترام🌱
دکتر حمید جلیلوند
▫️▫️▫️
2025-07-22_22-08-46.jpg
368.1 KB
ه کمپین ما در لینکدین بپیوندید: به اشتراک بگذارید تا ادیولوژی ارتقا یابد! هر هفته یک نکته ی بالینی
@HearingAid
@HearingAid
چرا به انجام تستهای بیشتر از فقط OAE در غربالگری شنوایی نوزادان تأکید دارم؟
در ابتدای دوران کاریام متوجه یک واقعیت مهم شدم: گاهی غربالگری شنوایی استاندارد نمیتواند همه موارد حیاتی را تشخیص دهد — بهخصوص کودکانی که دچار اختلال طیف نوروپاتی شنوایی (ANSD) هستند. این موضوع را نه از تجربه شخصی، بلکه از مشاهده وضعیت در مراکز مختلف و مطالعات علمی آموختهام. در مناطقی که فعالیت داشتهام، نوع ژنتیکی این اختلال شایع است و تستهای اوتوآکوستیک امیشن (OAE) به تنهایی اغلب نتایجی طبیعی نشان میدهند که ممکن است خانوادهها را به اشتباه به احساس امنیت کاذب برساند.
اختلال ANSD نوعی مشکل شنوایی است که در آن انتقال عصبی در مسیر شنوایی محیطی مختل شده، اما سلولهای موی خارجی در حلزون گوش هنوز عملکرد طبیعی دارند. به همین دلیل، ممکن است تستهای OAE حتی در زمانی که کودک مشکلات شنوایی جدی دارد، طبیعی باشند.
در کشور ما ایران، نرخ ابتلا به نوروپاتی با علت ژنتیکی نسبتاً بالاست. یکی از ویژگیهای این نوع نوروپاتیها، وجود پاسخهای OAE طبیعی و همزمان نبود یا اختلال در پاسخهای ABR است. بنابراین، حداقل در کشورمان باید توجه ویژهای به این موضوع داشته باشیم، هرچند برای اطمینان کاملتر، بهتر است در همه موارد غربالگری شنوایی با دقت و وسواس بیشتری انجام شود.
مطالعهای که توسط برلین و همکاران (۲۰۰۵) انجام شده، نکته بسیار مهمی را روشن میکند: آنها ۱۳۶ بیمار مبتلا به ANSD را از میان ۲۵۷ نفر که تستهای OAE طبیعی داشتند بررسی کردند و پاسخ رفلکس استاپدیوس (ASR) آنها را آزمایش کردند. هیچ یک از بیماران رفلکس طبیعی در تمام فرکانسهای آزمایش شده نشان ندادند و تنها سه نفر پاسخ رفلکس را در سطح شدت ۹۵ دسیبل یا کمتر داشتند، اما نه در همه فرکانسها. سایر بیماران یا رفلکس نداشتند یا پاسخ فقط در سطح شدت بالاتر از ۱۰۰ دسیبل دیده شد. پژوهشگران تاکید کردند که در برنامههای غربالگری شنوایی نوزادان که فقط بر اساس تست OAE انجام میشود، حتماً باید تست ASR نیز گنجانده شود تا بتوان اختلال ANSD را بهتر تشخیص داد یا رد کرد.
من همیشه توصیه کردهام که تست ABR نیز در کنار OAE انجام شود تا غربالگری جامعتر و کاملتری داشته باشیم. البته تست ABR هزینهبر و زمانبر است و این نگرانی را برای برخی از همکاران ایجاد میکند.
با توجه به یافتههای برلین و همکاران، باور دارم ترکیب تستهای OAE و ASR یک راهکار عملی، قابل اطمینان و اقتصادیتر نسبت به تکیه صرف بر OAE است — و این اطمینان را به ما میدهد که هیچ کودک مبتلا به ANSD از غربالگری اولیه جا نماند.
نکته فنی مهم: برای نوزادان زیر ۶ تا ۱۲ ماه، رفلکس استاپدیوس با استفاده از تُن پروب با فرکانس پایین (۲۲۶ هرتز) بهدرستی قابل اندازهگیری نیست و باید از تُن پروب با فرکانس بالا (۱۰۰۰ هرتز) استفاده شود تا نتایج معتبر ASR به دست آید. این موضوع برای اثربخشی غربالگری بسیار حیاتی است.
در نهایت، تعادل بین کامل بودن غربالگری و جنبههای عملی آن بسیار اهمیت دارد. هر کودکی سزاوار تشخیص دقیق است و والدین حق دارند به نتایج غربالگری اطمینان داشته باشند.
@Hearing_Aid
در ابتدای دوران کاریام متوجه یک واقعیت مهم شدم: گاهی غربالگری شنوایی استاندارد نمیتواند همه موارد حیاتی را تشخیص دهد — بهخصوص کودکانی که دچار اختلال طیف نوروپاتی شنوایی (ANSD) هستند. این موضوع را نه از تجربه شخصی، بلکه از مشاهده وضعیت در مراکز مختلف و مطالعات علمی آموختهام. در مناطقی که فعالیت داشتهام، نوع ژنتیکی این اختلال شایع است و تستهای اوتوآکوستیک امیشن (OAE) به تنهایی اغلب نتایجی طبیعی نشان میدهند که ممکن است خانوادهها را به اشتباه به احساس امنیت کاذب برساند.
اختلال ANSD نوعی مشکل شنوایی است که در آن انتقال عصبی در مسیر شنوایی محیطی مختل شده، اما سلولهای موی خارجی در حلزون گوش هنوز عملکرد طبیعی دارند. به همین دلیل، ممکن است تستهای OAE حتی در زمانی که کودک مشکلات شنوایی جدی دارد، طبیعی باشند.
در کشور ما ایران، نرخ ابتلا به نوروپاتی با علت ژنتیکی نسبتاً بالاست. یکی از ویژگیهای این نوع نوروپاتیها، وجود پاسخهای OAE طبیعی و همزمان نبود یا اختلال در پاسخهای ABR است. بنابراین، حداقل در کشورمان باید توجه ویژهای به این موضوع داشته باشیم، هرچند برای اطمینان کاملتر، بهتر است در همه موارد غربالگری شنوایی با دقت و وسواس بیشتری انجام شود.
مطالعهای که توسط برلین و همکاران (۲۰۰۵) انجام شده، نکته بسیار مهمی را روشن میکند: آنها ۱۳۶ بیمار مبتلا به ANSD را از میان ۲۵۷ نفر که تستهای OAE طبیعی داشتند بررسی کردند و پاسخ رفلکس استاپدیوس (ASR) آنها را آزمایش کردند. هیچ یک از بیماران رفلکس طبیعی در تمام فرکانسهای آزمایش شده نشان ندادند و تنها سه نفر پاسخ رفلکس را در سطح شدت ۹۵ دسیبل یا کمتر داشتند، اما نه در همه فرکانسها. سایر بیماران یا رفلکس نداشتند یا پاسخ فقط در سطح شدت بالاتر از ۱۰۰ دسیبل دیده شد. پژوهشگران تاکید کردند که در برنامههای غربالگری شنوایی نوزادان که فقط بر اساس تست OAE انجام میشود، حتماً باید تست ASR نیز گنجانده شود تا بتوان اختلال ANSD را بهتر تشخیص داد یا رد کرد.
من همیشه توصیه کردهام که تست ABR نیز در کنار OAE انجام شود تا غربالگری جامعتر و کاملتری داشته باشیم. البته تست ABR هزینهبر و زمانبر است و این نگرانی را برای برخی از همکاران ایجاد میکند.
با توجه به یافتههای برلین و همکاران، باور دارم ترکیب تستهای OAE و ASR یک راهکار عملی، قابل اطمینان و اقتصادیتر نسبت به تکیه صرف بر OAE است — و این اطمینان را به ما میدهد که هیچ کودک مبتلا به ANSD از غربالگری اولیه جا نماند.
نکته فنی مهم: برای نوزادان زیر ۶ تا ۱۲ ماه، رفلکس استاپدیوس با استفاده از تُن پروب با فرکانس پایین (۲۲۶ هرتز) بهدرستی قابل اندازهگیری نیست و باید از تُن پروب با فرکانس بالا (۱۰۰۰ هرتز) استفاده شود تا نتایج معتبر ASR به دست آید. این موضوع برای اثربخشی غربالگری بسیار حیاتی است.
در نهایت، تعادل بین کامل بودن غربالگری و جنبههای عملی آن بسیار اهمیت دارد. هر کودکی سزاوار تشخیص دقیق است و والدین حق دارند به نتایج غربالگری اطمینان داشته باشند.
@Hearing_Aid
اندر باب "سمعک های روی پیشخوان" و "خود تنظیم"
دیروز یعنی 14 آگوست 2025 که جهت دیدار و خوشامدگویی به جناب آقای دکتر علی دانش از آمریکا جهت حضورشون درتورنتو با همراهی ادیولوژیست ها و گفتار درمانگرهای ساکن تورنوتو رفته بودیم کافی شاپ لاوانته که از سال 1919 تاسیس شده بود، دکتر بهرام ملکوتی عزیز نکته ای و خاطراتی را از سالیان دراز ایران تعریف کرد که مرا یاد این نکته انداخت. ایشان می گفت در حوالی سال های 1339، یعنی زمانی که ایشان یک پسر بچه ی 8 ساله بودند، شاهد این صحنه بودند که در جایی از تهران قدیم، محله ای بوده که در آن محله، فرد یک سینی بزرگی (مجمع) گذاشته بوده و آن سینی پر از دندان های مصنوعی بود. ایشان با گرد کردن دو دستش روی میز به ما نشان می داد که چقدر آن سینی بزرگ بوده و ارتفاع موجودی دندان های مصنوعی را نیز با دستش نشان می داد و حاکی از آن بود که خیلی دندان مصنوعی بوده و جالب این بود که همگی متعلق به مرحومان و درگذشتگانی بوده که بعد از مرگ شان از دهان آنها برداشته بودند و آن قسمت هایی که طلا بوده، را کنده بودند و برداشته بوند (چون طلا ارزشمنده بوده و می فروختند) و فقط خود قاب و دندان مصنوعی مانده بود و در سایزها و انواع مختلف روی هم انباشته بودند. آن قسمت های برداشته شده هم کاملا معلوم بوده که کجاها طلا داشته بود و کنده شده. و هر فردی که نیاز به دندان داشت و دندان نداشت، بدون ارزیابی تخصصی دکتر، می آمد و تک تک سایزها را اندازه می زد و هر کدام که برایش مناسب می دید، انتخاب می کرد و پولش را می داد، کاملا به صورت پیشخوان و کاملا به صورت خود تنظیم گر. عجب روزگاری بوده و برای ما غریب بوده، ولی برای آن دوران آشنا و مرسوم. حالا عجیب تر این بود که در ادامه گفتند: چند قدم آن طرف تر، کسی بوده که غذا می فروخته و بدین صورت که غذای اضافی و باقیمانده ی غذای دور ریز مردم آن زمان توسط این فرد جمع آوری می شده و درون دیگی ریخته می شده و با هم ترکیب می شد و درون آن، همه چی بوده از انواع غذاهای خورشتی بگیر تا غیر خورشتی. آن فرد این باقیمانده ها رو درون دیگ می ریخته، روغنی هم به آنها می زده و با هم ترکیب می کرده و دوباره گرم می کرده و روی پیشخوان خودش می گذاشته و می فروخته و ملت می آمدند و می خریدند، منهتا با قیمت پایین تر، ولی بسیار مغذی تر و با طعم جدیدتر میکس گونه. میکس از این لحاظ که نه تنها غذاهای مختلف با هم میکس شده بوند، بلکه میکس از این لحاظ که توسط سیستم چشایی های مختلفی خورده شده و به قول دخترم دهنی شده بوودند. سیستم کاملا چند غذایی چند دهنی! شاید چندش آور به نظرمان برسد ولی برای آن دوران کاملا مغذی و طعم نوآورانه ای بوده. در ادامه دکتر می گفتند که حالا آن افرادی که دندان مصنوعی را به صورت پیشخوان تهیه و برای خودشان انتخاب (ادیولوژیست ها بخوانند: تجویز) کرده بودند می آمدند و یک ظرف غذا از این طرف می گرفتند و می خوردند تا ببیند آیا دندان انتخابی شان خوب عمل می کند یا نه، درحقیقت هم تصدیق بوده و هم اعتبارسنجی آنهم به صورت در لحظه ، چیزی که الان ما با فناوری اینترنتی و موبایلی الان در سمعک ها فقط در حد تحقیق در مراکز دانشگاهی داریم. و وقتی می دیدند که خوب می جوند و عالی کار می کند، نه تنها لذت می بردند، بلکه از فروشنده ی دندان مصنوعی هم تشکر می کردند و یک خدا بیامرزی هم نثار رفتگان فروشنده دندان مصنوعی می فرستادند! کاملا راضی و کاملا موثر و کاملا بهینه. درست آنقدر که هزینه می شد، همان قدر هم رضایتمندی به بار می آمد، از تولید به مصرف، آن هم چه مصرف خوب و رضایتبخشی!
حالا شما بگویید آیا این از تولید به مصرف عالی نبوده؟! استفاده ی بازیافت گونه ی کامل از وسایل قدیمی که شخصی ساز بوده و ممکن بوده به درد فرد دیگری نخورد! یک انتخاب پیشخوان سریع! سیستم خود تنظیمی کاملا موثر و کاملا بهینه (یاد مقاله ی دکتر جوزف کلوپر افتادم که آن مقاله ی مربوط به موثر بودن و بهینه بودن و ارتباط آنها با تصدیق در دنیای لابراتورار و در دنیای بیرون و واقعی کاربران سمعک را با آن تخصص بسیار عجیب نوشته بود و من برای اولین بار می خواندم و در عین سخت فهمیدنش، حال هم می کردم)! تصدیق و تایید فنی توسط خود کاربر در محل، سریع و مطمئن! همه راضی، خدا راضی، فروشنده راضی، کاربر راضی!
دیروز یعنی 14 آگوست 2025 که جهت دیدار و خوشامدگویی به جناب آقای دکتر علی دانش از آمریکا جهت حضورشون درتورنتو با همراهی ادیولوژیست ها و گفتار درمانگرهای ساکن تورنوتو رفته بودیم کافی شاپ لاوانته که از سال 1919 تاسیس شده بود، دکتر بهرام ملکوتی عزیز نکته ای و خاطراتی را از سالیان دراز ایران تعریف کرد که مرا یاد این نکته انداخت. ایشان می گفت در حوالی سال های 1339، یعنی زمانی که ایشان یک پسر بچه ی 8 ساله بودند، شاهد این صحنه بودند که در جایی از تهران قدیم، محله ای بوده که در آن محله، فرد یک سینی بزرگی (مجمع) گذاشته بوده و آن سینی پر از دندان های مصنوعی بود. ایشان با گرد کردن دو دستش روی میز به ما نشان می داد که چقدر آن سینی بزرگ بوده و ارتفاع موجودی دندان های مصنوعی را نیز با دستش نشان می داد و حاکی از آن بود که خیلی دندان مصنوعی بوده و جالب این بود که همگی متعلق به مرحومان و درگذشتگانی بوده که بعد از مرگ شان از دهان آنها برداشته بودند و آن قسمت هایی که طلا بوده، را کنده بودند و برداشته بوند (چون طلا ارزشمنده بوده و می فروختند) و فقط خود قاب و دندان مصنوعی مانده بود و در سایزها و انواع مختلف روی هم انباشته بودند. آن قسمت های برداشته شده هم کاملا معلوم بوده که کجاها طلا داشته بود و کنده شده. و هر فردی که نیاز به دندان داشت و دندان نداشت، بدون ارزیابی تخصصی دکتر، می آمد و تک تک سایزها را اندازه می زد و هر کدام که برایش مناسب می دید، انتخاب می کرد و پولش را می داد، کاملا به صورت پیشخوان و کاملا به صورت خود تنظیم گر. عجب روزگاری بوده و برای ما غریب بوده، ولی برای آن دوران آشنا و مرسوم. حالا عجیب تر این بود که در ادامه گفتند: چند قدم آن طرف تر، کسی بوده که غذا می فروخته و بدین صورت که غذای اضافی و باقیمانده ی غذای دور ریز مردم آن زمان توسط این فرد جمع آوری می شده و درون دیگی ریخته می شده و با هم ترکیب می شد و درون آن، همه چی بوده از انواع غذاهای خورشتی بگیر تا غیر خورشتی. آن فرد این باقیمانده ها رو درون دیگ می ریخته، روغنی هم به آنها می زده و با هم ترکیب می کرده و دوباره گرم می کرده و روی پیشخوان خودش می گذاشته و می فروخته و ملت می آمدند و می خریدند، منهتا با قیمت پایین تر، ولی بسیار مغذی تر و با طعم جدیدتر میکس گونه. میکس از این لحاظ که نه تنها غذاهای مختلف با هم میکس شده بوند، بلکه میکس از این لحاظ که توسط سیستم چشایی های مختلفی خورده شده و به قول دخترم دهنی شده بوودند. سیستم کاملا چند غذایی چند دهنی! شاید چندش آور به نظرمان برسد ولی برای آن دوران کاملا مغذی و طعم نوآورانه ای بوده. در ادامه دکتر می گفتند که حالا آن افرادی که دندان مصنوعی را به صورت پیشخوان تهیه و برای خودشان انتخاب (ادیولوژیست ها بخوانند: تجویز) کرده بودند می آمدند و یک ظرف غذا از این طرف می گرفتند و می خوردند تا ببیند آیا دندان انتخابی شان خوب عمل می کند یا نه، درحقیقت هم تصدیق بوده و هم اعتبارسنجی آنهم به صورت در لحظه ، چیزی که الان ما با فناوری اینترنتی و موبایلی الان در سمعک ها فقط در حد تحقیق در مراکز دانشگاهی داریم. و وقتی می دیدند که خوب می جوند و عالی کار می کند، نه تنها لذت می بردند، بلکه از فروشنده ی دندان مصنوعی هم تشکر می کردند و یک خدا بیامرزی هم نثار رفتگان فروشنده دندان مصنوعی می فرستادند! کاملا راضی و کاملا موثر و کاملا بهینه. درست آنقدر که هزینه می شد، همان قدر هم رضایتمندی به بار می آمد، از تولید به مصرف، آن هم چه مصرف خوب و رضایتبخشی!
حالا شما بگویید آیا این از تولید به مصرف عالی نبوده؟! استفاده ی بازیافت گونه ی کامل از وسایل قدیمی که شخصی ساز بوده و ممکن بوده به درد فرد دیگری نخورد! یک انتخاب پیشخوان سریع! سیستم خود تنظیمی کاملا موثر و کاملا بهینه (یاد مقاله ی دکتر جوزف کلوپر افتادم که آن مقاله ی مربوط به موثر بودن و بهینه بودن و ارتباط آنها با تصدیق در دنیای لابراتورار و در دنیای بیرون و واقعی کاربران سمعک را با آن تخصص بسیار عجیب نوشته بود و من برای اولین بار می خواندم و در عین سخت فهمیدنش، حال هم می کردم)! تصدیق و تایید فنی توسط خود کاربر در محل، سریع و مطمئن! همه راضی، خدا راضی، فروشنده راضی، کاربر راضی!