Hearing Aid
872 subscribers
65 photos
1 video
22 files
87 links
كانال تخصصى و علمى سمعك براى همه ى اديولوژيست هاى ايران بزرگ، زير نظر مستقيم دكتر حميد جليلوند
Download Telegram
How to convert dBnHL to dBeHL.JPG
129.7 KB
آموزش نحوه ی کار با فایل اکسل برای تبدیل dBnHL به dBeHL
Hearing Aid pinned «با سلام خدمت همکاران گرامی، نحوه ی تبدیل dBnHL به dBeHL یکی از مواردی که همیشه به آن فکر کرده ام و در قضیه ی تجویز و تنظیم سمعک برای نوزادان و کودکان مهم است، قضیه ی نحوه ی تبدیل dBnHL به dBeHL است. همان طور که می دانیم تمامی دستگاه های ABR آستانه های…»
لاله ى گوش هر فردى خاص است، به گونه اى كه اخيرا از آن به عنوان وسيله اى براى شناسايى بايلوژيكى افراد استفاده مى شود و صداها را به صورت خاص و به مغز همان فرد ارسال مى كند. https://t.me/hearing_aid
در انستيتوى مكس پلانك آلمان طى تحقيقى نشان داده شده است كه صداى گريه ى نوزاد از همان روز اول شبيه لهجه زبانى والدينش هست. حس شنوايى نوزاد را جدى بگيريم https://t.me/hearing_aid
حس شنوايى يك حس ماورايى!

حس شنوايى حس پيچيده اى است و سرشار از شگفتى! اين امر را مى توان در نتايج تحقيقاتى دريافت كه درباره ى شنيدن رخ داده است.

مثلا در يك تحقيقى جالبى كه از سوى محققان آلمانى در دانشگاه ورزبورگ و انستيتوى مكس پلانك انجام شده است و در ١٥ دسامبر سال ٢٠٠٩ در مجله ى current biology چاپ شده است، نشان داده شده است كه جنين درون رحم مادر نه تنها صداها را مى شنود، بلكه الگوى زير و بمى و لهجه ى زيانى والدينش را ياد مى گيرد و از آن الگو مى گيرد.

لهجه ى فرانسوى ها و آلمانى ها به گونه اى است كه كاملا از هم متفاوت هستند.

اين محققان صداى گريه نوزادان را در دو كشور آلمان و فرانسه در همان ساعات اوليه ى بعد از تولد ضبط كرده و الگوى زير و بمى گريه ى آن ها را با نرم افزار خاصى تعيين كردند. اين محققان ثابت كردند كه الگوى زير و بمى گريه ى نوزادان آلمانى شبيه به الگو و لهجه ى زبان آلمانى است و الگوى زير و بمى نوزادان فرانسوى شبيه به لهجه ى فرانسوى ها است. اين امر نشان مى دهد كه مغز ابتدا شكل كلى انرژى گفتارى را ياد مى گيرد و اين پديده اى است كه قبل از تولد رخ مى دهد.

به عبارت ديگر، انسان قبل از تولد مى تواند با دنياى بيرونى كه هرگز لمسش نكرده است و هيچ ايده اى درخصوص آن ندارد، ارتباط برقرار كند و از وقايع در حال اتفاق آن، نه تنها باخبر شود، بلكه از آن و الگوبردارى نيز كند.

به همين خاطر مى توان ادعا داشت كه شنيدن در قبل از تولد لازم است!

پس بياييد حس شنوايى نوزاد را جدى بگيريم و با يك تست ساده ى شنوايى كه در حد دو دقيقه و در حالتى انجام مى گيرد كه نوزاد خواب است، از سلامت شنوايى نوزاد مطمئن شنويم!

https://t.me/hearing_aid
مقاله ى مربوط به تحقيق درباره ى الگوى لهجه ى نوزادان فرانسوى و آلمانى و تاثير شنيدن صداها در دوران قبل از تولد بر روى الگوى گريه ى نوزادان
نفوذ برند تجارى به مغز از طريق استخوان هاى سفت و سخت سر!

دنياى شنوايى دنياى شگفت انگيزى است، مخصوصا اگر يك آلمانى تمام عيار بر روى آن كار كند!

به تازگى يك شركت آلمانى ايده ى نوينى را پياده كرده است كه موجب شگفتى مسافران قطار شهرى در آلمان شده است.

اين شركت كه اسكاى دويچلند نام دارد، در زمينه ى حمل و نقل عمومى شهروندان آلمانى فعاليت دارد. ايده ى جالب او را بگذاريد از زبان مسافرى بشنوييم كه براى اولين بار از طريق اين ايده شگفت زده شده است. او مى گويد:

در آخر روز خسته بودم و سوار قطار شدم و كم كم خوابم برد. نزديك پنجره ى قطار نشسته بودم و از فرط خستگى و خواب سرم را به شيشه ى پنجره تكيه دادم و خوابيدم. ناگهان در مغزم تبليغ تجارى را شنيدم. فهميدم كه خواب نمى بينم و منشاء صدا از بيرون است، ولى چرا درون مغزم مى شنوم! بيدار شدم و چشمانم را باز كردم. سرم را بلند كردم و خوب گوش دادم. آن صدا وجود نداشت! ولى مطمئن بودم كه صدا از درون كوپه بود! شايد كسى با من شوخى داشت. بعد از مدتى كه منباء صدا را پيدا نكردم، دوباره سرم را به شيشه تكيه دادم. ناگهان آن صدا را شنيدم! آرى، صدا از درون شيشه ى قطار مى آمد!
هر وقت سرم را از شيشه برمى داشتم، صدا را نمى شنيدم و هر وقت سرم رو به شيشه تكيه مى دادم، آن را مى شنيدم، بدون آنكه كس ديگرى در قطار بشنود! فقط من آن را مى شنيدم!

آرى، بايد شما اديولوژيست باشيد تا ساز و كار اين واقعه را توجيه كنيد. شركت اسكاى دويچلند صداى تبليغ تجارى را از طريق يك ارتعاش گرى كه به شيشه ى قطار وصل است براى مسافران پخش مى كند و بدين وسيله يك برند را از درون استخوان هاى سفت سر به مغز مى فرستد!

آيا اين روش نوآورانه اى نيست و آيا آن برند در مغز فرد تا ابد باقى نمى ماند؟!

واقعا بايد يك آلمانى باشى تا بتوانى در حوزه ى شنوايى و تجارت ايده ى خوبى بدهى!

https://t.me/hearing_aid
شيشه ى سخنگوى قطار اسكاى دويچلند
واقعيت ممكن است در يك تحقيق موضعى و مقطعى كه در شرايط لابراتوارى انجام شده است، نه تنها تجلى نيابد، بلكه برعكسش نتيجه گيرى شود!

در يك مقاله اى كه از سوى محققان معروف آمريكا در سال ٢٠٠٦ در يكى از مجلات معروف چاپ شده است، به جمله اى برخوردم كه خيلى برايم جالب بود.

آقاى فريالدن هوفن كه نويسنده ى اول مقاله بود، در خصوص عملكرد كاربران سمعك در نويز در شرايط تقويت تك گوشى و دو گوشى تحقيق كرده بود. او از تست درك كلمات دو بخشى (SRT) در نويز و تراز پذيرش نويز (ANL) استفاده كرده بود. كاربران درك گفتار در نويز بهترى در حالت تقويت دو گوشى در مقايسه با تك گوشى داشتند. تا اينجاى كار، تعجبى نبايد كرد.

تعجب وقتى برانگيخته مى شود كه آقاى فريالدن هوفن دارد نتيجه ى ANL را در حالت تقويت دو گوشى و تك گوشى توضيح مى دهد.

عملكرد كاربران سمعك در تست ANL در حالت تقويت دو گوشى فرقى با تقويت تك گوشى نداشتند. اين يعنى اينكه تقويت دو گوشى تاثيرى بر روى تحمل نويز افراد ندارد. يعنى افراد وقتى دو گوشى سمعك مى زنند، ميزان نويز درك شده فرقى با تك گوشى نمى كند. به عبارت ديگر، تقويت دو گوشى باعث كاهش درك نويز نمى شود. البته اين حرفى است كه آقاى فريالدن هوفن مى فرمايد!

البته تا اينجاى كار هم تعجب آنچنانى برنمى انگيزد. آنچه كه تعجب را خيره وار علم مى كند، جمله اى است كه ايشان در ادامه مى فرمايد:

" .... سمعك تك گوشى جهت دار بهتر مى تواند ميزان نويز درك شده را كاهش دهد تا تقويت دو گوشى. چون ثابت شده است كه سمعك جهت دار ميزان ANL را به طور ميانگين، dB ٣ تغيير مى دهد. ...."

اينجا بايد دو نكته ى مهم را ذكر كرد:
١) شما در اين مطالعه به بررسى تقويت تك گوشى و دو گوشى و تاثير آن بر روى SRT در نويز و ANL پرداخته ايد. نتيجه ى تاثير ميكروفن جهت دار را از مطالعه ى ديگرى كه انجام داده ايد، آورده ايد ولى در اينجا كه جهت دارى را چك نكرده ايد!
البته شايد بگويد كه شرايط مطالعه يكى بوده است. ولى اگر ما چنين حرفى را در يكى از مطالعات مان مى زديم، بقينا داوران عزيز ما را آويزان كه چه عرض كنم، ضربدر صفر مى كردند.

٢) مگر شنوايى دو گوش فقط در كاهش تحمل نويز خلاصه مى شود. شنوايى دو گوش بسيار فراتر از فقط يك جنبه است. ما نمى توانيم اين گونه تصميم بگيريم كه چون تقويت دو گوشى در ANL فرقى با تقويت تك گوشى ندارد، پس به درد نمى خورد!
البته ايشان واقعيت را به زبان ديگرى بيان كرده اند كه بصورت منفى درك مى شود. مثلا وقتى در يك مطالعه ى فرضى اگر ثابت شود كه انسان با ازدواج كردن، هزينه هاى زندگيش فرقى با حالت تجرد نمى كند، آنگاه آيا ازدواج يك روش ناكارآمدى است؟!

مى توانيم نتيجه ى مطالعه ى فريالدن هوفن را طورى بگوييم كه به نفع تقويت دو گوشى تغيير كند، بدون اينكه مضمون حرف و نتيجه تحقيق گرانبهاى او را تغيير دهيم، مثلا اين گونه:

"تقويت دو گوشى باعث بدتر شدن ميزان تحمل نويز در مقايسه با حالت تك گوشى نمى شود. به عبارت ديگر، اضافه شدن سمعك دوم و بلندتر شدن صداها در اثر سمعك دوم، موجب نمى شود تا نويز به صورت دو برابر و يا بيشتر درك شود. از آنجا كه تقويت دو گوشى مزاياى متعدد ديگرى دارد و نيز از آنجا كه نويز در حالت دو گوشى بدتر از تك گوشى نمى شود، پس دو گوشى بهتر از تك گوشى است."

اگر در دنياى دو گوشى وقتى مى خواهيم حرف بزنيم، بايد به هوش باشيم كه "مضمون واقعيت" را به "زبان واهى" بيان نكنيم!
همچنان كه مى دانيم، ميزان LDL فرد در حالت دو گوشى نه تنها بدتر از حالت تك گوشى نمى شود، بلكه فرد صداهاى بلند را بهتر از تك گوشى مى تواند تحمل كند! و اين در حالى است كه مطالعات گوناگونى دريافته اند كه ميزان LDL در حالت تقويت دو گوشى، فرقى با حالت تقويت تك گوشى نمى شود! درست عين همين نتيجه اى كه براى ANL به دست آمده است، ولى با اين تفاوت كه زبان محققان قديمى و كهنه كار سمعك "واقعى تر " از محققان جديد و تازه كار است. شايد "ديد" آنها به زندگى متاهلى هم "واقعى تر" از نسل جديد باشد!

درنهايت، به ياد داشته باشيم كه دنياى دو گوشى بسيار پيچيده تر از "حرف هاى به ظاهر ساده ى ما و برآمده از شرايط لابراتوارى" است!

https://t.me/hearing_aid
نویز ترافیک باعث تاخیری در بارداری می شود!
https://t.me/hearing_aid
دانش ما درباره ی دستگاه شنوایی هنوز ناچیز است!

زمانی که تصمیم گرفته بودم برای دکترای تخصصی علوم اعصاب تغییر رشته بدهم، در کتاب معرکه ی دکتر اریک کندل (برنده ی جایزه نوبل) خواندم که وقتی انسان بدن خود را با دست خودش لمس می کند، نورون هایی فعال می شوند و سیگنال ها را به مغز می دهند و وقتی فرد دیگری همان جا را لمس کند، این نورون ها فعال نمی شوند و در عوض نورون های دیگری فعال می شوند و سیگنال ها را به مغز مخابره می کنند و به همین علت، نام این نورون ها را (اگر درست یادم باشد) آلفا و بتا گذاشته بودند. بدین وسیله، مغز با این نورون ها می فهمد که آیا خود فرد بدنش را لمس می کند یا فرد دیگری. چون یکی از اصول طراحی و تکاملی مغز این است که دنیای درون موجود را از دنیای بیرون تشخیص و افتراق دهد. این یکی از موضوعات بسیار پیچیده و مورد علاقه ام بوده است، به گونه ای که هنوز دنبال این موارد می گردم و با یافته های شگفت انگیزی مواجه می شوم.

به تازگی گروهی از پژوهشگران به سرپرستی دکتر ناتانیال ساوتل در انستیتوی ذهن، مغز و رفتار کلمبیا چیزی را درون دریا و بر روی ماهی الکتریکی کشف کرده اند که باعث شد از دریا بیرون جسته و پا در خشکی گذارند تا شاید بتوانند از این اصل تکاملی که در مغز ماهی الکتریکی پیدا کرده اند، در شناخت بهتر دستگاه شنوایی، و مهمتر از آن، در درمان وزوز استفاده کنند.

آن ها چه یافتند که دریا را رها کردند؟
این پژوهشگران که اساتید نوروساینس دانشگاه  کلمبیا هستند، بر روی گونه ای از ماهی های الکتریکی آفریقا با نام "اِلفانتنوز" کار می کنند، یعنی از دانشگاه حقوق می گیرند تا دانش بشر را در این خصوص افزایش دهند که ماهی الکتریکی دنیا را چگونه درک می کند! شاید این کار آن ها در نظر برخی اطرافیان کنونی ما عملی احمقانه و عبث باشد که برای این کار حقوقی پرداخت شود! اما در ادامه می بینیم که شناخت ما از نحوه ی درک دنیای بیرونی ماهی الکتریکی چقدر می تواند پرده از راز ساز و کار شنیدن در آورده و افقی را در خصوص درمان وزوز به روی ما بگشاید!
ماهی الکتریکی جهان بیرون را از طریق دریافت و رمزگشایی کدهای الکتریکی که از سوی دنیای بیرونی به او می رسد، می شناسد و گذران زندگی می کند. 
ماهی الکتریکی در پشت مغزش، بخشی دارد که لوب الکتریکی-حسی نام دارد. این لوب اساسا دو نوع ورودی دریافت می کند: سیگنال های الکتریکی که از سوی دنیای بیرونی می آیند و سیگنال های الکتریکی که از سوی دنیای درونی موجود (در اثر رفتار موجود و حرکت خودش یا اندام هایش) می آیند.
کار این بخش این هست که سیگنال های درونی را از سیگنال های بیرونی تفریق کند، یک جورایی شبیه به سیستم حذف نویزی است که در همین سمعک های مدرن کنونی و یا گوشی های کاهنده ی نویز هوشمند وجود دارد. بدین وسیله، مغز ماهی می فهمد کدام سیگنال از بیرون است و کدام سیگنال از درون. بدین ترتیب از دست موجودات صیاد بی رحم دریا در امان و پنهان می ماند! هدف تکامل طبیعت فقط این نیست که این پدیده به این موجود کمک کند تا زنده بماند! در ادامه می بینیم که تکامل طبیعت چگونه کار کرده است.
آن ها از خود پرسیدند که آیا این ساز و کار فقط درون موجودات دریایی است یا اینکه اصل تکامل کارش را در خشکی نیز انجام داده و می توان چنین چیزی را در موجودات خشک زی نیز یافت. این شد که آن ها دریا را رها کرده و به خشکی آمدند و این نوع سیستم حذف نویز را در موش ها جستجو کردند. چیز شگفت انگیزی که پیدا کردند این بود که درون مغز موش نیز چنین سیستمی وجود دارد!
این یافته ی آن ها از موش ها باعث می شود تا ما با ساز و کار دستگاه شنوایی پستانداران بهتر آشنا شویم. مغز موش (که خود گونه ای از پستانداران است) همچون ماهی الکتریکی، دارای لوب الکتریکی – حسی نیست. پس موش چگونه این سیستم حذف نویزهای درونی از سیگنال های بیرونی را دارد؟ بخشی که این کار را می کند، هسته ی پشتی حلزونی (DCN) نام دارد. این هسته بخشی از اولین هسته ی عصبی (هسته ی حلزونی یا CN) است که عصب شنوایی بعد از ترک حلزون وارد آن می شود و سیگنال های شنوایی از سوی آن به سمت مغز روان می گردد.
 
همانند ماهی الکتریکی، DCN در موش دو نوع ورودی دریافت می کند: سیگنال های شنوایی که از سوی حلزون گوش داخلی می آیند و سیگنال هایی که در اثر حرکت و رفتارهای خود موش تولید می شوند. با توجه به این شباهت، معلوم شد که DCN دقیقا همان کار حذف نویزهای درونی را می کند که لوب الکتریکی – حسی ماهی مذکور انجام می دهد.
 
آن ها برای اینکه این مطالعه را بر روی موش ها انجام دهند، دست به کار نویی زدند. برای اینکه کاری بکنند تا سیگنال های درونی در موش ایجاد شود، آن ها عمل "لیسیدن" را انتخاب کردند، طرح پژوهشی نویی که تاکنون در علم شنوایی به کار گرفته نشده است. لیسیدن عملی بود که به راحتی از سوی موجود انجام می شد و می توانستند آن را اندازه بزنند.