جوری که این قسمت اشکمو دراورد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- نه چاقو بود نه گلوله...و نه شمشیر.
اون با چشماش منو کشت!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
- گشتم!
منزل به منزل اهل هنر رو گشتم، تمام بوم های ریز و درشت شهر رو رصد کردم اما نه،هیچ اثری نبود.
انگار جدایی من از دنیای تیره‌ی تو وصال نداشت.
کیم سر قولشه،ارکیده ی من.
هروز به موزه ای میام و اثری که خودم خلق کردم رو با دقت دست میکشم شاید که دوباره به دنیای تو برگردم و از دنیای بی عدالت آدم های اینجا فرار کنم.
بهم یه نشونه بده ارکیده، بگو باید از کدام تابلو رد بشم تا دوباره تورو ملاقات کنم ؟! از کدوم دروازه‌ی رنگ خورده رد بشم تا بتونم تا ابد پیش تو بدون گذر زمان حبس بشم؟!
پروانه نمیدونه اما گل به انتظار دیدنش تنهایی غروب خورشید رو تماشا میکنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جوری که دلو دماغ آشنایی با هیچ آدم جدیدی و ندارم واقعا ستودنیه