HATEF هاتف
239 subscribers
101 photos
21 videos
18 files
620 links
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Download Telegram
Forwarded from عکس نگار
🔸🔹🔸سفرنوشت
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
#خوربیابانک - ص۱۰
https://t.me/hatefTa

🔹امروز هشتم اردیبهشت، پسینگاهان به آهنگ دیدار مهربانو گلندام غلامرضایی، ازخانه درآمدم،و راه خانه اش پیش گرفتم.

🔹آن زمان که به کار پژوهش گویش خوری بودم، برنامه گفتگو با گویشوران را می‌پرداخت؛  کوشش ها میکرد، و یاری ها میرسانید.او هم سال مادر از دست شده ام میباشد؛ چند سالی در خانه بر پاست،

🔹پرسان از یکدگر شدیم،به گپ و گفت نشستیم، موسم سیله (باقلای تازه رس)بود؛
پخته بود، نوبر کردم.
🔹دل کندن از او و بریدن از گفتگوی  با او نمی‌شد، تندرستی، آبادانی زندگی،دیرزندگانی،
و به افزونی برایش آرزو کردم و راه برگشت آغازیدم.
ادامه دارد....
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
#بی_مناسبت

https://t.me/hatefTa

🎼 ترانه فولکلوریک ,ایران ,
گلستان ,کتول,
شترک ترانه ایست که در عروس بران خوانده میشده است.
شعر:
شترک چی بار داری, پابه لنگر میزنی؟
بار عاروس بار دارم
سرزلف یار دارم
پیش صیاد کار دارم
پابه لنگر میزنم........

🔸بشنوید و اشتراکات خرده فرهنگ هارا بیابید .

باسپاس از دوست ارجمندم جناب آقای دکتر جاوید موسیقیدان ,و پژوهشگر موسیقی نواحی ایران فرهنگی .
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔷️🔶️🔷️سفرنوشت
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت،۱۴۰۲ خورشیدی، خوربیابانک
https://t.me/hatefTa
🔹یک روز از سه روز مانده تا روز پایانی سفر، به دیدار خویشاوند، هم دبستانی و دوست شاعر گرانمایه ام، استاد اسماعیل امین، رفتم.

🔹امین، زمانی از زندگی خود را، در نیمه نخست دهه پنجاه خورشیدی، در تهران، به کار مطبوعاتی در دفتر ماهنامه ادبی یغما گذرانیده است.دوست دار کتاب است. شناساننده کتاب های در باره خوروبیابانک است. چند سالی است در بستر بیماری است، گوی و گفت میان من و اوی چون دیدار های گذشته نتوانستن شود.خدای درمانش دهد.
https://t.me/hatefTa
🔸شبی از یک روز دیگر را به شنیدن بازگویش رویداد کشته شدن محمد حسین حاج باقر در سده پیش، با ابراهیم گودرز، فرزند عباس علی جندقی نشستم؛ او نود و یکساله است؛ می‌گوید:از زبان پدرش که گواه این رخداد بوده است، شنیده؛ و چنانکه شنیده بوده است، بازمیگوید. روزی در دفتری خواهم نوشت.

https://t.me/hatefTa
🔸روز دیگر به گشت و گذار در کشتخوانِ سوخته نخیلات، و بافت ویران شده پیشین نشستنگاه نیاکانمان گذشت. باز اگر گویم از این گردش،به افسوس و دریغ و آه بس.
ادامه دارد...
https://t.me/hatefTa
#خور_و_بیابانک_تاریخ
#میراث_فرهنگی_فراموش_شده
#تمدن_از_دست_رفته
Forwarded from اتچ بات
.
#بی_مناسبت

🔹نوای خوش ایرانی_ مازنی

چه کارها کرده‌ای صیاد!
آن آهو که تیر بر او گشودی و خزه‌های جنگل را خونین کرده‌ای، صاحب یک بره بود.
آن نیک‌رو که دل بدو داده بودی، دریغ! خود اسیر عشقی دیگر بود ...



🎼موسیقی فولک سوزناک
با صدای: وحیدحیدری و بهنام حسن زاده

https://t.me/hatefTa
📚معرفی کتاب:
یزد؛ یادگار تاریخ (جلد چهارم)

پژوهش و نگارش: حسین مسرّت
مقدمه‌: دکتر محمدحسین پاپلی یزدی
ویراستار: دکتر پیام شمس‌الدینی
ناشر: اندیشمندان یزد
تاریخ چاپ: بهمن ۱۴۰۲
جایگاه فروش: کتابفروشی‌های نیکوروش، کاما کتاب
و اندیشمندان یزد
https://t.me/hatefTa
شکوفه بادام
جندق، ۲۷ بهمن ۱۴۰۲
https://t.me/hatefTa
HATEF هاتف
📚معرفی کتاب: یزد؛ یادگار تاریخ (جلد چهارم) پژوهش و نگارش: حسین مسرّت مقدمه‌: دکتر محمدحسین پاپلی یزدی ویراستار: دکتر پیام شمس‌الدینی ناشر: اندیشمندان یزد تاریخ چاپ: بهمن ۱۴۰۲ جایگاه فروش: کتابفروشی‌های نیکوروش، کاما کتاب و اندیشمندان یزد https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
جلد چهارم «یزد؛ یادگار تاریخ» منتشر شد؛
ورق زدن کتابی دلپذیر که تاریخ یزد را مرور می‌کند/ پاسداشت فرهنگ بومی یزد
جلد چهارم «یزد؛ یادگار تاریخ» هم به‌مانند سه دفتر پیشین دربردارنده ۱۶۰ گفتار در زمینۀ تاریخ، ادبیّات، فرهنگ، هنر، گویش، معماری، نام‌آوران و بزرگان، نقد و معرّفی کتاب، فرهنگ مردم، فرهنگ عامّه، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، و دیگر موضوعات وابسته به حوزه یزدپژوهی در شش فصل است.
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): حسین مسرّت، یزدشناس و پژوهشگر، دراین‌باره گفت که دفتر چهارم «یزد؛ یادگار تاریخ» دو سال پس از رونمایی دفتر سوم این مجموعه چاپ و منتشر شد.
وی افزود: این دفتر هم به‌مانند سه دفتر پیشین دربردارنده ۱۶۰ گفتار در زمینۀ تاریخ، ادبیّات، فرهنگ، هنر، گویش، معماری، نام‌آوران و بزرگان، نقد و معرّفی کتاب، فرهنگ مردم، فرهنگ عامّه، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، و دیگر موضوعات وابسته به حوزه یزدپژوهی در شش فصل است.
مسرت ادامه داد: خطوط خوش این کتاب همه به خط استاد محمود رهبران، خوشنویس نامی ایران است. کتاب با مقدمه‌ای به قلم دکتر محمّدحسین پاپلی یزدی با عنوان «پاسدار فرهنگ و تمدن» درباره کوشش‌های نویسنده در راه پاسداشت فرهنگ بومی یزد آغاز می‌شود. ویراستاری و گزینش مقالات این کتاب نیز همانند دفترهای پیشین با دکتر پیام شمس‌الدینی بوده است.
وی افزود: در آغاز کتاب، متنی ادبی با خوشنویسی استاد رهبران با عنوان «کوچه‌های شهر یزد» آمده است و همین گفتار در پایان کتاب به زبان‌های ایتالیایی، چینی، عربی، اردو، روسی، اسپانیایی، انگلیسی و فرانسوی از سوی دکتر پیر دونینی، فاطمه جعفری، دکتر ابوطالب درّانی، دکتر فاطمه سماواتی و دکتر خوزه کاسیاس فرر ترجمه شده است.
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: گفتارهای کتاب با تصاویر وابسته بدان غنایی دوچندان گرفته، ضمن آنکه در میان فصل‌های کتاب سه بخش تصویر رنگی از دیدنی‌های یزد به‌صورت گلاسه در ۲۴ صفحه از هنرمندان نامی عکاس استان یزد جای گرفته است.
وی در مقدمه کتاب چنین نوشته است: چهارمین دفتر «یزد، یادگار تاریخ»، اینک پیش روی من و شماست. نگارنده هیچ گاه در سال ۱۳۷۵ که این کتاب را با اشارۀ دوست خوبم دکتر غلامرضا محمّدی «کویر» که آن هنگام فرماندار شهر یزد بود و فرهنگ‌دوستی و فرهنگ‌پروری را پیشۀ خود کرده بود، به دست حروف چینی سپردم و سپس با پایمردی میرزا محمّد کاظمینی، مدیر کلّ وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد و دبیر انجمن کتابخانه های عمومی استان یزد در سال ۱۳۷۶ چاپ شد و سپس با همراهی و سرمایه گذاری دوست بزرگوار و فرهنگ مدار و یزدی تبارم، علی زهرایی، ویرایش دوم دفتر نخست با بهترین کیفیّت و زیباترین گونه در سال ۱۳۹۵ به چاپ رسید و همو اهتمام به سرمایه‌گذاری و چاپ دفتر دوم در سال ۱۳۹۸ کرد و سپس دفتر سوم با سرمایه‌گذاری و همراهی دوست خوب و سی ساله‌ام، سید محمّد موسوی که ناشر کارآزموده‌ای هم است، در سال ۱۴۰۰ چاپ شد، هرگز گمان نمی‌کردم که روزی بیاید که برای دفتر چهارم آن دیباچه بنویسم.
در این چهل سالی که این جانب برپایۀ دلبستگی که به سرزمین پدری‌ام یزد داشتم و در حوزۀ یزد پژوهی قلم زدم، بسیاری با راهنمایی، انتقاد، تشویق، ترغیب و همراهی خود زمینه‌های گردآوری نگارش، ساماندهی و چاپ گفتارهای این مجموعه را فراهم آوردند و سپس با رهنمود آنان این دفترها با نام «یزد، یادگار تاریخ» هویّتی دیگر گرفت که به تعبیر دوتن از پژوهشگران نامی یزد، آقایان دکتر یدالله جلالی پندری، استاد فرزانۀ ادبیّات فارسی دانشگاه یزد و دکتر علی‌اصغر سمسار یزدی، استاد دانشگاه یزد و مدیر مؤسسۀ تمدّن کاریزی، در حکم «دایره‌المعارف یزد» است، امّا به قول قدیمی‌ها چراغ نخست را زنده یاد استاد والاتبار ایرج افشار، دانشی مرد یگانۀ روزگار ما روشن کرد که نخست درسال ۱۳۷۶ در نامه‌ای چنین نوشت: «حضرت مسرّت، کتاب مرحمتی رسید و واقعاً مسرّت حاصل شد. از اینکه چنین مجموعۀ مفیدی برای شهر یزد انتشار یافته است. ورق زدنش برایم دلپذیری‌ها داشت از حیث اینکه در حقیقت، مرور تاریخ یزد بود از همه جوانب.
آنچه به نظرم ضرورت داشت، تهیۀ واژه نامۀ یزدی در پایان آن بود تا کسانی که یزدی نمی‌دانند، بتوانند در یک فهرست لغات منظّم به آسانی بدان دست یابند و ضمناً معلوم باشد که شما چه کلمات یزدی را در مقالات خودآورده‌اید. با احترام، ایرج افشار»
وی سپس دیباچه‌ای بر ویرایش دوم دفتر نخست آن نوشت. از سویی باید اشاره به لطف‌هایی کنم که بسیاری از یزدیان در حقّ حقیر روا داشتند و هرکدام با زبانی مرا نوازش دادند.

🔹برگرفته از خبرگزاری کتاب ایران
https://t.me/hatefTa
Forwarded from HATEF هاتف
🔸دوش  دیدم چو مست  میکده ای
بیستون  می کشید،   این   فریاد

🔸خوی شیرین خود   تُـرُش   نکنید
وای   از  تیشه های   بی فرهاد

یکم اسفند ۱۴۰۲-احمد یغمایی
🔹برگرفته از کانال تلگرامی: می‌شود گفت منی هم هستم.
https://t.me/c/1139311522/2857

🔹https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
🔸🔹🔸به فراخور ۲۱فوریه، برابر با دوم اسفند. روز جهانی زبان مادری.

https://t.me/hatefTa
#ایوانف
ص۲
🔹ولادیمیر الکسیج ایوانف، روسی، یکی از دانشمندان غیر ایرانی است که گویش خوری و لهجه مهرجانی را پژوهیده است. پژوهش وی، کهن ترین پژوهش های این دو زبان است.
🔹مقاله پیوست نگاهی به سرگذشت وآثار این دانشمند دارد.

🔹برای آگاهی بیشتر کلید واژه [ایوانف] را در همین کانال جستجو کنید و یا بخش پژوهش های پیشین در کتاب گویش های دشت کویر،تألیف نگارنده را بنگرید.
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
🔸🔹🔸به فراخور ۲۱فوریه، روز جهانی زبان مادری
https://t.me/hatefTa
🔻بازنشر بخش چهارم، گفتگودرباره گویش های شهرستان خوروبیابانک؛برنامه از واژه تا صدا، برنامه از گروه کتاب رادیو فرهنگ،با همراهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

https://t.me/hatefTa
🔹در این بخش که در سال ۱۳۹۴ در استودیوی رادیو فرهنگ ضبط شده است نمونه ای از گویش گرمه ای با صدای جناب آقای حمزه بشیر،گویشور گرمه ای، و دبیر بازنشسته آموزش و پرورش، نیز گویش ایراجی را با صدای روانشاد خداداد نجفی فرزند یوسف و معروف به خدادادِ یوسف یکی از چندتن گویشوران ایراجی زنده در نیمه نخست دهه نود خورشیدی می‌شنوید.

▪️شادروان خداداد نجفی در آذرماه ۱۴۰۱، در روستای ایراج به سرای جاودان شد.

🔹چهار بخش پیشین و پسین این گفتگو را می‌توانید با کلید واژه [از واژه تا صدا] در کانال تلگرامی [اشتادان] با شناسه زیر بیابید.
https://t.me/eshtadan
‐-------------------------------
https://t.me/hatefTa
Forwarded from HATEF هاتف
🔸بیستون را درود ما برسان
ای ز فرهاد، خورده ای تیشه

🔸خوی شیرین و شور فرهادی
می کشد  نقش های   اندیشه
______

🔸ای بسا خسروان که خاک شدند
شده خسرو، انوشه از شیرین

🔸ای که خواهید، جاودان باشید
خوی، شیرین کنید و مهر آیین

احمد یغمایی، سوم اسفند ۱۴۰۲

🔹برگرفته از کانال تلگرامی: می‌شود گفت منی هم هستم

#خور_و_بیابانک_ادبیات
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
💠به فراخور روز برات
#اشتراکات_فرهنگی_زبانی

https://t.me/hatefTa
🔸در گاهشماری مهی (هلالی/قمری)، روز پانزدهم ماه شعبان/نیمه شعبان، میلاد امام دوازدهم شیعیان،حضرت مهدی موعود است،

🔹این روز؛ و شب پیش از این روز، در گاهشماری مرسوم در فرهنگ مردم شیعیِ بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، روز و شب برات نام دارد. نیز عید برات نامیده می‌شود؛ که یکی از اعیاد گرامیداشت رفتگان در خاک است.
🔹پسینگاهان این روز، و روز پیش آن، مردم به گورستان ها می‌روند و بر سرخاک درگذشتگان خویش، خیرات می‌کنند. خیرات خوراکی هایی است که به مستمندان می‌رسد.بنیان این آیین بر باورهای دینی مردم استوار است.
https://t.me/hatefTa

🔹🔹خوراکی خیرات این روز، در فرهنگ مردم خوربیابانک، دُندُر dondor،است و آن گندم پخته شده در آب و افزوده به روغن است. در برخی دیگر شهر ها و روستاهای شهرستان خوروبیابانک، نانی به نام شُل شُلی یکی از خوراکی های خیرات در این زمان و زمان های دیگر است.
🔹شل شلی نان نازکی است که از خمیر شُلِ آرد گندم بر تابه پزند، و به روغن و شیره خرما آلایند. نام از کارکرد دوگان سازی در روند نام سازی واژگان گرفته است.
🔹در فرهنگ خورد و خوراک باشندگان برخی سرزمین های ایران نیز به آئین است.سرزمین کهگیلویه یکی از آن هاست.
🔹ویدئوی پیوست گواه بر بودن این نان در سرزمین کهگیلویه وبویر احمد است. از کانال تلگرامی زبان های در خطر ایران برگرفته ام. نمونه ای از اشتراکات فرهنگی پاره فرهنگ های فرهنگ ایران زمین است.
https://t.me/hatefTa
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم
#نیمه_شعبان_برات
#دندر_شل_شلی
#کهگیلویه_بویر_احمد_زبان_لری
#اشتراکات_فرهنگی_زبانی

♦️بیشتر: کلید واژگان: برات-دندر
https://t.me/hatefTa
🟨نخل
باسپاس از آقای احمد زرگر، برای این فرسته
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
#سفرنوشت

۲۹فروردین_۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
ص۱۲
https://t.me/hatefTa
پی سپار کوچه های کودکی◇

🔹امروز ۱۲ اردیبهشت،۱۵ روز و شب است؛ اینجایم. امشب برمیگردم به جایی که از آن جای به این جای آمده ام.

🔹آهنگ یک پرسه گردی ژرف در کوچه های بازمانده در بافت پیشین، و دشت بی باغ و بستان، و بی چندین گونه خرما بنان؛ و خرماستان.۱
🔹چند کوچه در بافت پیشین باز مانده است. ویران شد؛ ویران کردند. پیشینه و شناسنامه تو و من را. محله ها لردها۲ و کوچه هایی که هر یک نامی داشتند و در فرهنگ نام جای ها جایی. بر زبان گفتنی ها، و در دل ناگفتنی ها.
🔹گفتنی ها و ناگفتنی هایش، همه تاریخ مردمی باشندگانی است که شاید بیش از یک هزاره از بودنشان در این زیستگاه می‌گذرد.
https://t.me/hatefTa
🔹این تاریخ نوشته نشده است؛ چنان مینماید که فراموش شده، و کسی دست برنیارد که بنویسد. از این پرسه گردی این فریاد۳ شنیدم که: ما چند بازمانده هم روزی دیگر نخواهیم بود.

🔷خویشکاری ماست که بنویسیم، پیش از این که در سوکش دریغا گو باشیم.
🔸پایان
https://t.me/hatefTa
___
◇نام یکی از کتاب های روانشاد استاد عبدالکریم حکمت یغمایی، پژوهنده پیشگام تاریخ و فرهنگ مردم خوروبیابانک

۱-نامی است برابر نخلستان، و حکیم ناصرخسرو قبادیانی، زمان بازگشت ازسفر قبله از نخلستان روستای گرمه در سفرنامه خود آورده است.
۲-لَرد LARD میدان.
۳-بانگ، یا گویشی یاری خواه.
🔻عکس: کوچه مقیمی ها، ناحیه دهزیر.
باسپاس از فرهیخته ارجمندجناب آقای: مجتبی مقیمی، برای این فرسته.
https://t.me/hatefTa
‍ ‍ ◼️به فراخور دهم اسفند ماه، سالگشت درگذشت دانشمند زبان شناس، محقق اندیشمند ، و پدر گویش شناسی ایران، شادروان دکتر :
#محمد_صادق_کیا "و۱۲۹۹تهران،ف۱۰، اسفند ۱۳۸۰ امریکا"
https://t.me/hatefTa

🔹از کوشش های وی، گردآوری واژگان گویش های: خوری و فرویگی است، که در کتاب ارزشمند واژه نامه شصت و هفت گویش ایرانی، آورده شده است.
📚این واژه نامه را سال۱۳۹۰، پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی چاپ کرده است.

https://t.me/hatefTa

💠سرگذشت دکتر صادق کیا

🔹او در سال ۱۳۲۳ پس از دفاع از رسالهٔ دکترای خود با موضوع «تصحیح متن منظوم به نام نصاب طبری» به اخذ درجهٔ دکتری ادبیات نایل آمد. از سال ۱۳۲۴ در سِمَت دانشیاری در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. در سال ۱۳۳۰ به عنوان استاد کرسی زبان و ادبیات پهلوی در دانشگاه تهران ارتقا یافت. در سال‌های بعد دکتر صادق کیا علاوه بر خدمت دانشگاهی، متصدی سمت‌های اداری از جمله ریاست ادارهٔ فرهنگ عامه در وزارت فرهنگ و هنر نیز بود.
https://t.me/hatefTa
🔹همچنین در تأسیس دوره دوم فرهنگستان زبان ایران در دههٔ ۱۳۴۰ نقش فعالی داشت و ریاست این فرهنگستان را تا پایان فعالیت در سال ۱۳۵۷ در عهده داشت. در سال ۱۳۴۹ به کوشش دکتر صادق کیا پژوهشگاه گویش‌های ایرانی تأسیس شد که دستور کار آن بررسی گویش‌های ایرانی، و فراهم کردن واژه‌نامه برای هر یک از گویش‌های ایرانی بود که تعدادی از آنها تا سال ۱۳۵۷ انتشار یافت. لغت «گویش» را کیا وضع کرد.

▪️صادق کیا در اسفند ۱۳۸۰ در آمریکا درگذشت. بنا به وصیت کیا جسدش سوزانده و خاکستر آن به دریای کاسپی ریخته شد.
https://t.me/hatefTa
#محمد_صادق_کیا
#گویش_فرویگی_خوری
#فرخی
#بخوانیم_بیندیشیم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
@HATEFTA
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
◼️به فراخور سوم مارس، سالگشت درگذشت:
گئورگ مورگنستیرنه (Morgenstierne, Georg)، زبان‌شناس نروژی و متخصص زبان‌های هندوایرانی که در ۳ مارس ۱۹۷۸ از این جهان رخت بربست.
https://t.me/hatefTa
🔹از او پژوهش‌های ارزشمندی دربارۀ الفبا و نام آوایی اوستا، زبان‌های در مرز نابودی و فرهنگ بومی ایران و افغانستان به یادگار مانده است.
🔶وی از همراهان پروفسور ژرژ ردار ، و دکتر بهرام فره وشی بود که سال ۱۳۳۹ خورشیدی، برای پژوهش گویش خوری، به خوربیابانک آمدند؛ و میهمان روانشاد طغرا یغمایی بودند.
🔸یادشان گرامی باد.

#خور_بیابانک_گویش_خوری_تاریخ
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم.
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🌳به فراخور روز ملی درختکاری.
🔸جشن مردمی درختکاری گرامی باد.

https://t.me/hatefTa
#درخت_گز
🔹درخت،درختچه و یا بوته گز، گیاه ریگزارها، و بیابان ها و دشت های دارای آب و هوای گرم یا بیابانی است. دشت کویر،و کرانه های لوت رویشگاه آن است. کم آب خواهد و در هوای سرد می‌ایستد.نگاه دارنده نشستنگاه بیابان نشینان در برابر ریگ های روان باشد.

🔹سوزنی برگ است، و برگ هایش سدری رنگ است، ریشه هایش دراز، به کاویدن آب در ژرفنای زمیناست، ساقه های سخت آن؛ در زمان های دور، تیر،کمان و نیزه تیراندازان بوده است.در شاهنامه از آن سخن آمده است.و در سروده های مولوی بلخی نیز.
https://t.me/hatefTa
🔹در اسطوره ها نیز نامدار است. در سیستان نماد پایداری است. در مصر باستان درختی مقدس است. نام آبادی هایی در چهارمحال، بوشهر، و هرمزگان است.
🔹در دشت های پیرامون شهرستان خوروبیابانک فراوان است.چند گونه است و هرگونه یک نام دارد. سرخ گز، تنه و شاخه هایش به رنگ سرخ پر رنگ است. دیگر شورگز است.

🔹کورگز، گونه دیگر و این نام پساوندی است بر نام یکی از سه دهکده ای که در این کوستک ۱ نام عروسان دارند؛ و این یکی عروسانِ کوره گز در شمال خوربیابانک می‌باشد.
https://t.me/hatefTa
🔹واژه کروز، گشته واژه کورگز، کوره گز و به گویش خوری کُرگُز korgoz است.و این بر تک درخت درگاه آرامگاه معروف به سید داود گفته میشد، این کروز هم افتاد، یاانداختند، مُرد، یا کُشتند؛ نمیدانم، مگردر عکس ها باشد. از تک درخت ها و گویا نظر کرده بود.سید داود داستانش دیگر است و سخنش جای دیگر شاید.
🔹یکی دیگر از تک درخت های گز نظر کرده در یکی از کلاته های روستای گرمه بود. ندانم هست یا نیست شده؟¡

🔹در ترانه های مردمی-بومی شهرستان خور وبیابانک از آن نام است. در کتاب سرو ایراج، ترانه هایی از جندق، خور وبیابانک بیابید۲
____
۱-کوستک kustak در فارسی میانه: ناحیه، و همان کوره است که در متون جغرافیای تاریخی اوایل دوره اسلامی آمده است.
۲-📚انتشارات بهین ۱۳۸۷.

🔻تصویر: درخت گز، دهکده شاه آباد، اردستان، سفلی،زواره،شمال شهراب،بهمن ۱۴۰۲خورشیدی.
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
📚چهارشنبه سوری،جشن عروج ارواح مردگان به عالم زندگان،
علی بلوکباشی،
نشر گل آذین، ۱۳۹۷، ۲۰۸ صفحه

🔺دکتر علی بلوکباشی، پدر مردم‌شناسی آکادمیک ایران، در این کتاب، آیین  چهارشنبه‌سوری، این پدیده فرهنگی-اجتماعی را از دیدگاه های گوناگون تاریخی، اسطوره‌ای، آئینی، زبانی، نشانه شناختی، و فرهنگی، پژوهیده وبررسی کرده؛ و شماری از کنش های نمادین آن را رمزگشایی وگزارش کرده است.
#بخوانیم_بیاموزیم

🔹برای آگاهی از آیین چهارشنبه سوری در فرهنگ مردم خوروبیابانک، کلید واژه "سوری"
را همین جا بجویید.
https://t.me/hatefTa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اتچ بات
🎼نوای خوش ایران، هونواکِ بلوچی
شنیدم، دیدم، پسندیدم.
    
#چوک_بلوچانی
#پری_ظفر

🔸 کانال رسمی بلوچستان موزیک
🆔 @balochstanmusic1
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔸🔹🔸اقلیم خاطرات
کودکی
https://t.me/hatefTa
گیوه
🔹گیوه پای افزار بود مردان را؛ دست آفریده ای از بافت و دوخت؛ از نخ پنبه وچرم از پوست شتر؛ رویه داشت و زیره، رویه اش بافتن نخ به روش قلاب بافی؛ این بافتن را گیوه چینی می‌گفتند؛ و کسانی گیوه چین بودند. در خور بیابانک انگشت شمار یک پنجه.
https://t.me/hatefTa
🔹زیره، تخت گیوه است. از تریشه های کرباسِ رویهم فشرده و به بند کشیده شده از نخی، ولایه ای از چرم پوست شتر می‌ساختند. کار ساخت زیره را تخت کشی گویند.
🔹آن کس که تخت گیوه می‌ساخت و رویه بر آن می‌دوخت گیوه دوز نام داشت؛ و گیوه دوزی نام پیشه اش بود.
https://t.me/hatefTa
🔹در برخی از شهرها، گیوه دوزی پیشه مردانی بود؛ و همو پینه دوز هم بود، چه گیوه های نیمدار۱ را دوره میکرد، با تکه چرمی سفید رنگ، این گیوه ها دوره کرده نام داشت.
🔹من هم یک جفت گیوه دوره کرده داشتم و هنوز نمی‌دانم چرا دوره کرده بود، پیش از آن که من گیوه نداشتم یا اگر گیوه نو داشتم و پوشیده بودم  به یادم نمانده است.آن زمان پنج سال داشتم. لنگه پای راست این جفت گیوه دوره کرده ام  پسین یک روز پاییزی، در بازی هُپه بجی۲ به تل ریگ فروشد؛ و کاویدم و کاویدم، به دست نیامد و از پا رفت. سال ها لنگه چپ را نگاه داشتم، این لنگه هم ندانم سرانجام چه شد.
https://t.me/hatefTa
🔸در آن زمان یکی از شهرهایی که پیشه چند تن از مردان گیوه دوزی بود؛ اردستان بود.۳
https://t.me/hatefTa
🔸و یکی از اردستانیان که هر از چند گاه به خور می‌آمد و در کوچه ها می‌گشت و پارچه کهنه هایی را که مردم خور جُل می نامیدند؛ می‌خرید،  و اگر کسی گیوه سفارش داده بود برایش میآورد. نام علی داشت و نام خانوادگی او روغنی بود. مردم خور او را علی جُلی نامیده بودند و به این نام در سراسر خوروبیابانک  شناخته می‌شد، چه او به همه آبادی ها سر میزد.۴ داد و ستد میان او و فروشندگان کهنه پارچه ها، پایاپای بود. او در برابر آنچه پارچه می‌ستاند، شماری گردو می‌داد. گردو در آن زمان هر دانه یک ریال یا یک قران و یا کمتر بود.در میان گردوها، گردوی سوزنی۵ و کر۶ هم بود. او پارچه ها را در اردستان به گیوه دوزان برای تخت کشی می‌داد. سالی هم می‌گذشت و به بیابانک نمی‌آمد. گمان است که آن سال گردوبنان شهرش بار نداشته اند.
🔸سالیانی است شنیدم به سرای دیگر شده،خدایش بیامرزد.
🔸این از این روی نوشتم که آن لنگه گیوه گم شده و این کارگر گیوه دوزان، هنوز دریاد است.آن روزگاران یاد به نیکی باد.
🔹دنباله دارد....و دنباله فیلمی است مرا یاد.
____
https://t.me/hatefTa
۱-نیمدار: کهنه رخت و پارچه قابل استفاده
۲-هپه بجیhopabejji, یکی از بازی‌های کودکان، جستن از بلندی.
۳-📕صنایع و مشاغل سنتی اردستان،
دکتر کامران هاشمی،نشر آیه و آینه، ۱۴۰۱،کانون اردستان پژوهی کاوه.
۴-گفتگو با حاج رضاشیخ، کفشگر جندقی،۱۳۹۶.
۵-گردویی که مغز آن جز با سوزن نتوان درآورد.
۶-گردوی بی مغز و یا سیاه شده مغز.

#فرهنگ_داد_ستد
#خور_و_بیابانک_تاریخ_زبان_فرهنگ
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa