Forwarded from عکس نگار
🔸🔹🔸سفرنوشت ،ص۹
۲۹ فروردین،-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
🔹از چوپانان گذشتم وبه دو راهی جندق-خور رسیدم، آنجا که در زبان مردم خور به سرِدوراه نامیده میشود. آهنگ جندق داشتم؛ از پیش،با یاران جندقی همداد شده بودم؛ و چون از اتوبوس پیاده شدم چندتن از آنان را دیدم، آمده بودند تا جندق همراهم شوند.
https://t.me/hatefTa
🔹چند روز در جندق بماندم، روزهای پایانی ماه رمضان بود، و تعطیلات جمعه و عید فطر؛ این چند روز هم به پُرسه گویی و پُرسه دادن بازماندگان درگذشتگان سال گذشت؛ ازین کوی به دیگر کوی، و از این سرا به دیگرسرای.
چندان کار در پژوهیدن نشد، و از این روی خشنودی همیشگی دست نداد.
https://t.me/hatefTa
🔹پسان به خور آمدم، گشت و گذاری داشتم، در دفتر میراث فرهنگی و اداره فرهنگ و ارشاد گپ و گفتی رفت.از نبود موزه مردم شناسی در شهر/شهرستان سخن آمد؛ هیچ کس را کوشش بر پدیدار کردن آن نبود. گویی جز گردشگری و سود آوری چیز دیگر در اندیشه کسی نبود، در گردشگری هم از چیزی که بخواهند از زیست بوم به گردشگر نشان دهند اندیشه نبود.
https://t.me/hatefTa
🔹شب به کارگاه بافندگی و فروشگاه دست آفریده هانی بافتنی خانم علیخانی رفتم، زمانی دراز به گفتگو نشستم.
🔹و این کارگاه در تصویر پیوست🔻
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
۲۹ فروردین،-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
🔹از چوپانان گذشتم وبه دو راهی جندق-خور رسیدم، آنجا که در زبان مردم خور به سرِدوراه نامیده میشود. آهنگ جندق داشتم؛ از پیش،با یاران جندقی همداد شده بودم؛ و چون از اتوبوس پیاده شدم چندتن از آنان را دیدم، آمده بودند تا جندق همراهم شوند.
https://t.me/hatefTa
🔹چند روز در جندق بماندم، روزهای پایانی ماه رمضان بود، و تعطیلات جمعه و عید فطر؛ این چند روز هم به پُرسه گویی و پُرسه دادن بازماندگان درگذشتگان سال گذشت؛ ازین کوی به دیگر کوی، و از این سرا به دیگرسرای.
چندان کار در پژوهیدن نشد، و از این روی خشنودی همیشگی دست نداد.
https://t.me/hatefTa
🔹پسان به خور آمدم، گشت و گذاری داشتم، در دفتر میراث فرهنگی و اداره فرهنگ و ارشاد گپ و گفتی رفت.از نبود موزه مردم شناسی در شهر/شهرستان سخن آمد؛ هیچ کس را کوشش بر پدیدار کردن آن نبود. گویی جز گردشگری و سود آوری چیز دیگر در اندیشه کسی نبود، در گردشگری هم از چیزی که بخواهند از زیست بوم به گردشگر نشان دهند اندیشه نبود.
https://t.me/hatefTa
🔹شب به کارگاه بافندگی و فروشگاه دست آفریده هانی بافتنی خانم علیخانی رفتم، زمانی دراز به گفتگو نشستم.
🔹و این کارگاه در تصویر پیوست🔻
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
🔸🔹🔸سفرنوشت
۲۹ فروردین -۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
ص ۲ از ص۹
https://t.me/hatefTa
🔹کارگاه خود را که فروشگاه، نمایشگاه، و جایگاه کاربافی اوست؛ گل مریم نام نهاده است. بخشی از خانه اش میباشد. دستگاه کاربافی وی در زیر زمین است.
🔹در فروشگاه دست بافت هایش را در دید بازدید کنندگان نهاده است. نیز چندین دست دوز های گلدوزی شده و دست بافت های مردمان روزگار گذشته بوم زیست را گردآوری و به نمایش گذاشته است.
🔹گردآوری بیشتر این چیزها و نمایش آن را در نمایشگاهی همیشگی به او دادم 🔻
https://t.me/hatefTa
۲۹ فروردین -۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
ص ۲ از ص۹
https://t.me/hatefTa
🔹کارگاه خود را که فروشگاه، نمایشگاه، و جایگاه کاربافی اوست؛ گل مریم نام نهاده است. بخشی از خانه اش میباشد. دستگاه کاربافی وی در زیر زمین است.
🔹در فروشگاه دست بافت هایش را در دید بازدید کنندگان نهاده است. نیز چندین دست دوز های گلدوزی شده و دست بافت های مردمان روزگار گذشته بوم زیست را گردآوری و به نمایش گذاشته است.
🔹گردآوری بیشتر این چیزها و نمایش آن را در نمایشگاهی همیشگی به او دادم 🔻
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
Forwarded from عکس نگار
📚معرفی کتاب
جلوه هایی از تمدن کاریزی
مؤلف: محمد سعید جانب الهی
مقدمه: پروفسور محمد حسین پاپلی یزدی
انتشارات پاپلی،مشهد ۱۴۰۰
قطع وزیری،۳۵۰ ص
https://t.me/hatefTa
🔸 دوست مردمشناس و فرهیخته ام پدیدآورنده است و از همو امروز دستم رسید.
هم امروز خواندنش آغازیدم.
🔹مقدمه نویس نوشته است:《استاد جانب الهی یکی از برجسته ترین پژوهشگران ایرانی در حوزه مردم شناسی و مسائل قنات است.
🔹او در این کتاب، تنها درس مردم شناسی تاریخی نمیدهد، او راهی براي آینده ترسیم میکند. این کتاب چیزی فراتر از داستان قنات است.
🔹مباحث این کتاب ما را به عمق فرهنگ و روابط مدیریتی -اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه میبرد.
🔸حوزه مطالعات و پژوهش های پدیدآورنده،
مناطق دشت کویر، استان های اصفهان، یزد و بلوچستان میباشد.
https://t.me/hatefTa
جلوه هایی از تمدن کاریزی
مؤلف: محمد سعید جانب الهی
مقدمه: پروفسور محمد حسین پاپلی یزدی
انتشارات پاپلی،مشهد ۱۴۰۰
قطع وزیری،۳۵۰ ص
https://t.me/hatefTa
🔸 دوست مردمشناس و فرهیخته ام پدیدآورنده است و از همو امروز دستم رسید.
هم امروز خواندنش آغازیدم.
🔹مقدمه نویس نوشته است:《استاد جانب الهی یکی از برجسته ترین پژوهشگران ایرانی در حوزه مردم شناسی و مسائل قنات است.
🔹او در این کتاب، تنها درس مردم شناسی تاریخی نمیدهد، او راهی براي آینده ترسیم میکند. این کتاب چیزی فراتر از داستان قنات است.
🔹مباحث این کتاب ما را به عمق فرهنگ و روابط مدیریتی -اجتماعی، و اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه میبرد.
🔸حوزه مطالعات و پژوهش های پدیدآورنده،
مناطق دشت کویر، استان های اصفهان، یزد و بلوچستان میباشد.
https://t.me/hatefTa
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸دختران ایران
از شهرکام فیروز، مرکزبخش کام فیروز، شهرستان مرودشت، استان فارس، درجشنواره بزرگداشت پوشاک ولباس لری، درفرهنگستان صدرا، شیراز.
https://t.me/hatefTa
از شهرکام فیروز، مرکزبخش کام فیروز، شهرستان مرودشت، استان فارس، درجشنواره بزرگداشت پوشاک ولباس لری، درفرهنگستان صدرا، شیراز.
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔹🔸🔹 شهرگردی-گورستان گردی
پنج شنبه ۱۱ آذرماه۱۴۰۲ خورشیدی
ری-امامزاده عبدالله علیه السلام
https://t.me/hatefTa
🔹امامزاده عبدالله در شهر ری است؛ و گورستان آن یکی از گورستان های درون شهری در کشور است،
🔸گورستان جندق هم سال هاست درون شهری شده است. پیشاز آن بیرون از بافت پیشین بود.نوشته های در این باره پسین در کتاب جندق خواهد آمد.
#دهان_پر_از_عربی_است
🔹 یکی از این عربی ها کلمه باب در آرامگاه های ائمه و امامزادگان است. باب در زبان فارسی درگاه است.
🔹امامزاده عبدالله هم چند باب دارد، هر باب به صحن باز میشود؛ و صحن آرامگاه خاموشان و در خاک شدگان است.
🔹یکی از باب های امامزاده عبدالله علیه السلام،باب زنده یاد عمادالکتاب است، او در آغاز صحن خفته است. آرامگاهش نوساز است و هنوز هم به کوشش در آراسته پردازی آنند.
🔸عماد الکتاب که بود؟
https://t.me/hatefTa
عمادالکتاب
(زاده ۲۷ فروردین ۱۲۴۰ قزوین – درگذشته ۲۶ تیر ۱۳۱۵ تهران) استاد خوشنویس خط نستعلیق
او از جمله خوشنویسانی است که در زمینه نستعلیق بهمرتبه استادی رسید و آخرین استادکل خط نستعلیق در ایران است که از کتیبه تا غبار را استادانه مینوشت و اولین خوشنویسی است که رسمالمشق را برای استفاده نوآموزان ابداع کرد.
گذشته از کار خوشنویسی، در دیگر زمینههای هنری نیز طبع آزمایی کرد و به کار نقاشی، تذهیب، شعر و ادبیات، موسیقی و عکاسی نیز علاقه داشت. وی هنر نقاشی را نزد مهدی مصورالملک، شبیه ساز ماهر دوره قاجاریه که نقاشیهای شاهنامه امیر بهادری بهقلم اوست، فراگرفت.
او نسبت به رویدادهای زمانش بیتفاوت نبود، چنانکه در سال ۱۳۰۴ بهکمیته مجازات پیوست و کار نوشتن بیانیهها را بهعهده گرفت و در سال ۱۳۳۵ پس از دستگیری اعضای کمیته بازداشت شد و مدتی زندانی و سپس به قم تبعید شد.
پیش از دوران مشروطیت، جزو کاتبان وزارت انطباعات بود و در زمان احمدشاه نیز مدتی بهعنوان منشی در وزارت داخله خدمت کرد و از سال ۱۳۰۴ در دفتر مخصوص رضاشاه بهسمت فرماننگار، مشغول خدمت شد و مامور نوشتن فرامین و نامهها بود.
در سال ۱۳۱۲ از طرف انجمن آثارملی مامور نوشتن کتیبههای آرامگاه فردوسی شد و بعد از آن، کتیبههای دارالفنون، دانشسرای عالی، مدرسه رضاییه، دانشگاه تهران و دانشگاه معقول و منقول را نوشت.
وی نخستین خوشنویسی است که روش نقطهگذاری را در آموزش خط ابداع کرد و نه تنها نستعلیق، بلکه شکسته و نسخ را هم نقطهگذاری کرد.
او در طول زندگی پربارش در حدود چهار هزار کودک را آموزش داد و بسیاری از فرزندان شاهزادگان و رجال از شاگردان او بودند. مظفرالدینشاه، احمدشاه، محمدحسن میرزای ولیعهد و محمدرضاشاه نیز از او آموزش گرفتند.
برجسته ترین شاگردانش که در سطح بالایی تعلیم یافتند، حسن زرینخط، علیاکبر کاوه و مجدالکتاب گرگانی بودند.
او شیوه خاص میرزامحمدرضای کلهر را دنبال میکرد و در سال ۱۳۱۲ بهپاس قدردانی از خدمات صادقانهاش، موفق بهدریافت نشان درجه یک فرهنگ از وزارت معارف و دریافت یک قطعه مدال نفیس و باارزش از دربار رضاشاه شد.
عمادالکتاب در ۷۵ سالگی درگذشت و در شهرری بهخاک سپرده شد.○
https://t.me/hatefTa
○برگرفته از:برگی از تقویم تاریخ
🔺بیشتر: محمد رضا کلهر
https://t.me/hatefTa
پنج شنبه ۱۱ آذرماه۱۴۰۲ خورشیدی
ری-امامزاده عبدالله علیه السلام
https://t.me/hatefTa
🔹امامزاده عبدالله در شهر ری است؛ و گورستان آن یکی از گورستان های درون شهری در کشور است،
🔸گورستان جندق هم سال هاست درون شهری شده است. پیشاز آن بیرون از بافت پیشین بود.نوشته های در این باره پسین در کتاب جندق خواهد آمد.
#دهان_پر_از_عربی_است
🔹 یکی از این عربی ها کلمه باب در آرامگاه های ائمه و امامزادگان است. باب در زبان فارسی درگاه است.
🔹امامزاده عبدالله هم چند باب دارد، هر باب به صحن باز میشود؛ و صحن آرامگاه خاموشان و در خاک شدگان است.
🔹یکی از باب های امامزاده عبدالله علیه السلام،باب زنده یاد عمادالکتاب است، او در آغاز صحن خفته است. آرامگاهش نوساز است و هنوز هم به کوشش در آراسته پردازی آنند.
🔸عماد الکتاب که بود؟
https://t.me/hatefTa
عمادالکتاب
(زاده ۲۷ فروردین ۱۲۴۰ قزوین – درگذشته ۲۶ تیر ۱۳۱۵ تهران) استاد خوشنویس خط نستعلیق
او از جمله خوشنویسانی است که در زمینه نستعلیق بهمرتبه استادی رسید و آخرین استادکل خط نستعلیق در ایران است که از کتیبه تا غبار را استادانه مینوشت و اولین خوشنویسی است که رسمالمشق را برای استفاده نوآموزان ابداع کرد.
گذشته از کار خوشنویسی، در دیگر زمینههای هنری نیز طبع آزمایی کرد و به کار نقاشی، تذهیب، شعر و ادبیات، موسیقی و عکاسی نیز علاقه داشت. وی هنر نقاشی را نزد مهدی مصورالملک، شبیه ساز ماهر دوره قاجاریه که نقاشیهای شاهنامه امیر بهادری بهقلم اوست، فراگرفت.
او نسبت به رویدادهای زمانش بیتفاوت نبود، چنانکه در سال ۱۳۰۴ بهکمیته مجازات پیوست و کار نوشتن بیانیهها را بهعهده گرفت و در سال ۱۳۳۵ پس از دستگیری اعضای کمیته بازداشت شد و مدتی زندانی و سپس به قم تبعید شد.
پیش از دوران مشروطیت، جزو کاتبان وزارت انطباعات بود و در زمان احمدشاه نیز مدتی بهعنوان منشی در وزارت داخله خدمت کرد و از سال ۱۳۰۴ در دفتر مخصوص رضاشاه بهسمت فرماننگار، مشغول خدمت شد و مامور نوشتن فرامین و نامهها بود.
در سال ۱۳۱۲ از طرف انجمن آثارملی مامور نوشتن کتیبههای آرامگاه فردوسی شد و بعد از آن، کتیبههای دارالفنون، دانشسرای عالی، مدرسه رضاییه، دانشگاه تهران و دانشگاه معقول و منقول را نوشت.
وی نخستین خوشنویسی است که روش نقطهگذاری را در آموزش خط ابداع کرد و نه تنها نستعلیق، بلکه شکسته و نسخ را هم نقطهگذاری کرد.
او در طول زندگی پربارش در حدود چهار هزار کودک را آموزش داد و بسیاری از فرزندان شاهزادگان و رجال از شاگردان او بودند. مظفرالدینشاه، احمدشاه، محمدحسن میرزای ولیعهد و محمدرضاشاه نیز از او آموزش گرفتند.
برجسته ترین شاگردانش که در سطح بالایی تعلیم یافتند، حسن زرینخط، علیاکبر کاوه و مجدالکتاب گرگانی بودند.
او شیوه خاص میرزامحمدرضای کلهر را دنبال میکرد و در سال ۱۳۱۲ بهپاس قدردانی از خدمات صادقانهاش، موفق بهدریافت نشان درجه یک فرهنگ از وزارت معارف و دریافت یک قطعه مدال نفیس و باارزش از دربار رضاشاه شد.
عمادالکتاب در ۷۵ سالگی درگذشت و در شهرری بهخاک سپرده شد.○
https://t.me/hatefTa
○برگرفته از:برگی از تقویم تاریخ
🔺بیشتر: محمد رضا کلهر
https://t.me/hatefTa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️چله مهر فرخنده باد
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
✍ بهمن بیگی:
*تفنگ از دست عشایر ستاندم و قلم به دستشان دادم.*
📕بخارای من ایل من
https://t.me/hatefTa
🔷🔶🔷زنده یاد: استادمحمدبهمن بیگی، فرزند محمودخان،
زاده ۱۲۹۸/۱۱/۲۶ در قشلاق (گرمسیر)نزدیکی قیروکارزین،
درگذشته ۱۳۸۹/۲/۱۱شیراز ، ازتیره بهمن بیگلو، حقوقدان، معلم ومدیرکل آموزش عشایر کشور، نویسنده کتاب های:
۱-اگرقره قاج نبود.
۲-بخارای من، ایل من.
۳- به اجاقت قسم
(به اجاقت قسم، دیپلم ندارم.)
۴-طلای شهامت.
https://t.me/hatefTa
🔻تندیس محمد بهمن بیگی در میدان اصلی شهر چرام کهکیلویه و بویر احمد
کتاب(مدیرکل افسانه ای) گردآوری وپژوهش استاد امرالله یوسفی، بکی ازشاگردان بهمن بیگی است، که به آثار، خدمات و زندگی استادبهمن بیگی، می پردازد.
https://t.me/hatefTa
*تفنگ از دست عشایر ستاندم و قلم به دستشان دادم.*
📕بخارای من ایل من
https://t.me/hatefTa
🔷🔶🔷زنده یاد: استادمحمدبهمن بیگی، فرزند محمودخان،
زاده ۱۲۹۸/۱۱/۲۶ در قشلاق (گرمسیر)نزدیکی قیروکارزین،
درگذشته ۱۳۸۹/۲/۱۱شیراز ، ازتیره بهمن بیگلو، حقوقدان، معلم ومدیرکل آموزش عشایر کشور، نویسنده کتاب های:
۱-اگرقره قاج نبود.
۲-بخارای من، ایل من.
۳- به اجاقت قسم
(به اجاقت قسم، دیپلم ندارم.)
۴-طلای شهامت.
https://t.me/hatefTa
🔻تندیس محمد بهمن بیگی در میدان اصلی شهر چرام کهکیلویه و بویر احمد
کتاب(مدیرکل افسانه ای) گردآوری وپژوهش استاد امرالله یوسفی، بکی ازشاگردان بهمن بیگی است، که به آثار، خدمات و زندگی استادبهمن بیگی، می پردازد.
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔹🔸🔹 شهرگردی-گورستان گردی
پنج شنبه ۱۱ آبان ماه۱۴۰۲ خورشیدی
ری-امامزاده عبدالله علیه السلام
ص۳
https://t.me/hatefTa
#نیما_یوشیج
《و ۲۱-۸-۱۲۷۴ یوش ف ۱۳-۱۰-۱۳۳۸ خورشیدی، تهران》
#پدر_شعر_نو
🔹پیکر نیما یوشیج، ۳۴ سال پساز درگذشت در گورستان امامزاده عبدالله در خاک بود. پسان در سال ۱۳۷۲ خورشیدی، به زادگاهش، روستای یوش،در شهرستان نور، استان مازندران بردند و در میان سرای پدری و دیگر نیاکانش به خاک رفت.
🔹خانه پدری نیما، در محله لالویِ یوش، سال۱۲۰۷ ق،از سوی ناظم الایاله ساخته شد، در فهرست آثار ملی ثبت شده است، و موزه نیما نام دارد.
https://t.me/hatefTa
💠پس آنگاه، در آغاز دهه فجر سال ۱۴۰۰ خورشیدی، بسیجیان فرهنگی شهرداری تهران، بر آغازین خاک جای نیما سنگ یاد بود افراشتند و سروده ای از وی بر سنگی دیگر نگاشتند و بر خاک نهادند.
تا باد چنین باد.
🔶️ادامه دارد....
🔹زمان این گورستان گردی یازدهم آبان درست میباشد، در ص۲، یازدهم آذر نادرست است.
https://t.me/hatefTa
پنج شنبه ۱۱ آبان ماه۱۴۰۲ خورشیدی
ری-امامزاده عبدالله علیه السلام
ص۳
https://t.me/hatefTa
#نیما_یوشیج
《و ۲۱-۸-۱۲۷۴ یوش ف ۱۳-۱۰-۱۳۳۸ خورشیدی، تهران》
#پدر_شعر_نو
🔹پیکر نیما یوشیج، ۳۴ سال پساز درگذشت در گورستان امامزاده عبدالله در خاک بود. پسان در سال ۱۳۷۲ خورشیدی، به زادگاهش، روستای یوش،در شهرستان نور، استان مازندران بردند و در میان سرای پدری و دیگر نیاکانش به خاک رفت.
🔹خانه پدری نیما، در محله لالویِ یوش، سال۱۲۰۷ ق،از سوی ناظم الایاله ساخته شد، در فهرست آثار ملی ثبت شده است، و موزه نیما نام دارد.
https://t.me/hatefTa
💠پس آنگاه، در آغاز دهه فجر سال ۱۴۰۰ خورشیدی، بسیجیان فرهنگی شهرداری تهران، بر آغازین خاک جای نیما سنگ یاد بود افراشتند و سروده ای از وی بر سنگی دیگر نگاشتند و بر خاک نهادند.
تا باد چنین باد.
🔶️ادامه دارد....
🔹زمان این گورستان گردی یازدهم آبان درست میباشد، در ص۲، یازدهم آذر نادرست است.
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔸دارایی
https://t.me/hatefTa
دارایی، پارچه ایست دست بافت، رنگ در آمیخته از رنگ های سرخ، زرد، بنفش، سبز، قهوه ای و سرمه ای. در یزد بافته میشده و میشود.
🔸دارایی ،گونه ای روش بافت، و رنگرزی هم است. در نامیدن، دارایی بر شیوه بافت، رنگ و پارچه گویند: در بیش از نیم سده پیش، جهیزیه عروس بوده، و جزئی از سرمایه و دارایی او به شمار میرفته است، نیز گفته شده است: دارایان خریدار آن بوده اند.
https://t.me/hatefTa
🔸این هرسه، در فرهنگ مردم خوروبیابانک راست آید؛ چه که از بازار یزد میخریدند؛ و جزئی از جهیزه بوده و در خانه دارایان رویه نهالی میشده و آن نهالی [تُشَک] در بالای اتاق، نشستنگاه بزرگ خانواده و میهمان بوده است. هنوز هم در برخی از خانه ها نمونه آن دیده میشود.
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم_تاریخ
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
دارایی، پارچه ایست دست بافت، رنگ در آمیخته از رنگ های سرخ، زرد، بنفش، سبز، قهوه ای و سرمه ای. در یزد بافته میشده و میشود.
🔸دارایی ،گونه ای روش بافت، و رنگرزی هم است. در نامیدن، دارایی بر شیوه بافت، رنگ و پارچه گویند: در بیش از نیم سده پیش، جهیزیه عروس بوده، و جزئی از سرمایه و دارایی او به شمار میرفته است، نیز گفته شده است: دارایان خریدار آن بوده اند.
https://t.me/hatefTa
🔸این هرسه، در فرهنگ مردم خوروبیابانک راست آید؛ چه که از بازار یزد میخریدند؛ و جزئی از جهیزه بوده و در خانه دارایان رویه نهالی میشده و آن نهالی [تُشَک] در بالای اتاق، نشستنگاه بزرگ خانواده و میهمان بوده است. هنوز هم در برخی از خانه ها نمونه آن دیده میشود.
#خور_بیابانک_فرهنگ_مردم_تاریخ
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 سکانسی از فیلم #مادر
اثر: #علی_حاتمی
🎶 موسیقی: #ارسلان_کامکار
💐روز مادر همایون باد
https://t.me/hatefTa
اثر: #علی_حاتمی
🎶 موسیقی: #ارسلان_کامکار
💐روز مادر همایون باد
https://t.me/hatefTa
⬛️◼️◾️به فراخور رویداد خونین سیزدهم دیماه کرمان و جان باختن شماری از هم میهنانمان.
https://t.me/hatefTa
▪️شبی دود خلق آتشی برفروخت
شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
▪️یکی شکر گفت اندران خاک و دود
که: «دکان ما را گزندی نبود»
▪️جهاندیدهای گفتش: «ای بوالهوس
تو را خود غم خویشتن بود و بس؟
▪️پسندی که شهری بسوزد به نار
اگرچه سرایت بود بر کنار!؟
▪️بهجز سنگدل ناکند معده تنگ
چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ
▪️توانگر خود آن لقمه چون میخورد
چو بیند که درویش خون میخورد؟
▪️مگو تندرست است رنجوردار
که میپیچد از غصه رنجوروار
▪️تنکدل چو یاران بهمنزل رسند
نخسبد که واماندگان از پسند
▪️دل پادشاهان شود بارکش
چو بینند در گل خرِ خارکش
▪️اگر در سرای سعادت کس است
ز گفتار سعدیش حرفی بس است
▪️همینَت بسندهست اگر بشنوی
که گر خار کاری سمن ندروی»
📚بوستان سعدی شیرازی
#بیاموزیم
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
▪️شبی دود خلق آتشی برفروخت
شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
▪️یکی شکر گفت اندران خاک و دود
که: «دکان ما را گزندی نبود»
▪️جهاندیدهای گفتش: «ای بوالهوس
تو را خود غم خویشتن بود و بس؟
▪️پسندی که شهری بسوزد به نار
اگرچه سرایت بود بر کنار!؟
▪️بهجز سنگدل ناکند معده تنگ
چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ
▪️توانگر خود آن لقمه چون میخورد
چو بیند که درویش خون میخورد؟
▪️مگو تندرست است رنجوردار
که میپیچد از غصه رنجوروار
▪️تنکدل چو یاران بهمنزل رسند
نخسبد که واماندگان از پسند
▪️دل پادشاهان شود بارکش
چو بینند در گل خرِ خارکش
▪️اگر در سرای سعادت کس است
ز گفتار سعدیش حرفی بس است
▪️همینَت بسندهست اگر بشنوی
که گر خار کاری سمن ندروی»
📚بوستان سعدی شیرازی
#بیاموزیم
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Forwarded from عکس نگار
#روزنامه_نوشت_ها
🔸به مناسبت ۱۷ دی، روز فرهنگی کرمان؛ و بزرگداشت نخلبند شعرا،کمال الدین ابوالعطا محمودبن علی بن محمود متخلص به خواجو و مشهور به خواجوی کرمانی،" و۶۸۹ کرمان- ف ۷۵۲ هجری قمری فارس،آرامگاه: تنگ الله اکبر شیراز"
https://t.me/hatefTa
🔹مقاله پیوست در معرفی کتاب گزینه غزلیات خواجو،اثر شاعر و نویسنده
کرمانی، استاد مهدی برهانی است،سال ۱۳۷۱ خورشیدی در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.
🔹دیروز هفدهم دی، یاد این مقاله افتادم، در پاره برگ ها، جوییدم و جستم، دوباره خواندم و به مناسبت در اینجا آوردم 🔻
https://t.me/hatefTa
🔸به مناسبت ۱۷ دی، روز فرهنگی کرمان؛ و بزرگداشت نخلبند شعرا،کمال الدین ابوالعطا محمودبن علی بن محمود متخلص به خواجو و مشهور به خواجوی کرمانی،" و۶۸۹ کرمان- ف ۷۵۲ هجری قمری فارس،آرامگاه: تنگ الله اکبر شیراز"
https://t.me/hatefTa
🔹مقاله پیوست در معرفی کتاب گزینه غزلیات خواجو،اثر شاعر و نویسنده
کرمانی، استاد مهدی برهانی است،سال ۱۳۷۱ خورشیدی در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.
🔹دیروز هفدهم دی، یاد این مقاله افتادم، در پاره برگ ها، جوییدم و جستم، دوباره خواندم و به مناسبت در اینجا آوردم 🔻
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
📚معرفی کتاب
🔹دفتر سوم فرهنگ بهدینان شریفآباد با عنوان «گرمابه» به قلم و پژوهش دکتر مهرداد قدردان با پیشگفتار استاد دکتر کتایون مزداپور در انتشارات فروهر چاپ و روانه بازار شد.
https://t.me/hatefTa
🔹این اثر نوشته و پژوهش، در چاپ نخست با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به پشتیبانی انجمن زرتشتیان شریف آباد مقیم مرکز (اشا) زمستان ۱۴۰۲ منتشر شده است. دفتر سوم فرهنگ بهدینان شریفآباد اردکان یزد در ۲۷۳ رویه (:صفحه) به بررسی حمامهای شریفآباد (قدیم و نو) میپردازد.
https://t.me/hatefTa
🔹دکتر مزداپور با اشاره به تلاشهای دکتر مهرداد قدردان در پژوهش و نگارش این کتاب، در بخشی از سخن نخست نوشته است:
《بایستگی و الزام آن هست که فرزندان توانمند نازنین و ارجمند ما به کار بپردازند و بکوشند تا نمایی روشن و واضح از زندگانی در جهان پیشین را در حیطههای گوناگون و مختلف اجتماعی به ثبت و ضبط در آورند و به جهانیان معرفی کنند.》
https://t.me/hatefTa
📘دفتر یکم:
پدید آورنده در کتاب فرهنگ بهدینان شریف آباد اردکان یزد، با ۳۶۲ رویه، به بررسی آداب و رسوم کهن و گویش زرتشتیان شریفآباد پرداخته است.
📕 دفتر دوم:
در این دفتر به استناد ۳۵۰ سند بخشی مصور رنگی و با جدول و نمودار به سرگذشت و کارآمدی دبستان جمشیدی به عنوان خاستگاه فرهنگی تاثیرگذار بر پیشرفت مردمان روستای شریفآباد اردکان پرداخته شده است.
https://t.me/hatefTa
🔹دفتر سوم فرهنگ بهدینان شریفآباد با عنوان «گرمابه» به قلم و پژوهش دکتر مهرداد قدردان با پیشگفتار استاد دکتر کتایون مزداپور در انتشارات فروهر چاپ و روانه بازار شد.
https://t.me/hatefTa
🔹این اثر نوشته و پژوهش، در چاپ نخست با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به پشتیبانی انجمن زرتشتیان شریف آباد مقیم مرکز (اشا) زمستان ۱۴۰۲ منتشر شده است. دفتر سوم فرهنگ بهدینان شریفآباد اردکان یزد در ۲۷۳ رویه (:صفحه) به بررسی حمامهای شریفآباد (قدیم و نو) میپردازد.
https://t.me/hatefTa
🔹دکتر مزداپور با اشاره به تلاشهای دکتر مهرداد قدردان در پژوهش و نگارش این کتاب، در بخشی از سخن نخست نوشته است:
《بایستگی و الزام آن هست که فرزندان توانمند نازنین و ارجمند ما به کار بپردازند و بکوشند تا نمایی روشن و واضح از زندگانی در جهان پیشین را در حیطههای گوناگون و مختلف اجتماعی به ثبت و ضبط در آورند و به جهانیان معرفی کنند.》
https://t.me/hatefTa
📘دفتر یکم:
پدید آورنده در کتاب فرهنگ بهدینان شریف آباد اردکان یزد، با ۳۶۲ رویه، به بررسی آداب و رسوم کهن و گویش زرتشتیان شریفآباد پرداخته است.
📕 دفتر دوم:
در این دفتر به استناد ۳۵۰ سند بخشی مصور رنگی و با جدول و نمودار به سرگذشت و کارآمدی دبستان جمشیدی به عنوان خاستگاه فرهنگی تاثیرگذار بر پیشرفت مردمان روستای شریفآباد اردکان پرداخته شده است.
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔶🔹🔸به مناسبت بیست و یک دیماه زادروز زنده نام:
#پروفسور_ریچارد_نلسون_فرای
🔹دو مقاله از دکتر فرای سال ۱۳۳۱ خورشیدی، در مجلات فارسی زبان آن زمان، منتشر شده است؛ و اشاراتی به گویش خوری و فرویگی دارد. این دو مقاله پیرو سفر وی به بیابانک و سیستان و بلوچستان به همراه پرفسور ژرژ ردار ، و دکتر مری بار، در سال ۱۳۳۰خورشیدی میباشد.
https://t.me/hatefTa
🔹سفربیابانک و سیستان و بلوچستان؛ و تطبیق لهجه های خوری و بلوچی، عنوان های این دو مقاله است.
https://t.me/hatefTa
🔹نکته واجد اهمیت مقالات مذکور در باره گویش خوری، ذکر نزدیکی گویش خوری و زبان بلوچی، با امعان نظر به سابقه حملات بلوچان به منطقه بیابانک؛ وحدت جایگاه گویش خوری و زبان بلوچی در گروه زبان های ایرانی، وحدت ریشه برخی از افعال در زبان بلوچی و گویش خوری، و وجود هزاران واژه مشابه میان لهجه بلوچی و لغات لهجه های قسمت مرکزی ایران است.
https://t.me/hatefTa
🔸برگرفته از کتاب گویش های دشت کویر،گویش های شهرستان خوروبیابانک، گویش های: خوری، فرویگی، گرگی، ایراجی، بخش بررسی پژوهش های پیشین، صص۱۱۹-۱۲۰ انتشارات بهین،۱۳۹۷، تألیف: لسان الحق طباطبایی
#بخوانیم_بیندیشیم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
🔸 بیشتر: ریچارد
https://t.me/hatefTa
#پروفسور_ریچارد_نلسون_فرای
🔹دو مقاله از دکتر فرای سال ۱۳۳۱ خورشیدی، در مجلات فارسی زبان آن زمان، منتشر شده است؛ و اشاراتی به گویش خوری و فرویگی دارد. این دو مقاله پیرو سفر وی به بیابانک و سیستان و بلوچستان به همراه پرفسور ژرژ ردار ، و دکتر مری بار، در سال ۱۳۳۰خورشیدی میباشد.
https://t.me/hatefTa
🔹سفربیابانک و سیستان و بلوچستان؛ و تطبیق لهجه های خوری و بلوچی، عنوان های این دو مقاله است.
https://t.me/hatefTa
🔹نکته واجد اهمیت مقالات مذکور در باره گویش خوری، ذکر نزدیکی گویش خوری و زبان بلوچی، با امعان نظر به سابقه حملات بلوچان به منطقه بیابانک؛ وحدت جایگاه گویش خوری و زبان بلوچی در گروه زبان های ایرانی، وحدت ریشه برخی از افعال در زبان بلوچی و گویش خوری، و وجود هزاران واژه مشابه میان لهجه بلوچی و لغات لهجه های قسمت مرکزی ایران است.
https://t.me/hatefTa
🔸برگرفته از کتاب گویش های دشت کویر،گویش های شهرستان خوروبیابانک، گویش های: خوری، فرویگی، گرگی، ایراجی، بخش بررسی پژوهش های پیشین، صص۱۱۹-۱۲۰ انتشارات بهین،۱۳۹۷، تألیف: لسان الحق طباطبایی
#بخوانیم_بیندیشیم
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
🔸 بیشتر: ریچارد
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
⬛️◼️▪️به مناسبت اول رجب الاصم، نود و ششمین سالگشت رحلت عالم ربانی و عارف صمدانی،میرزا سید عبدالله طباطبایی،طاب الثراه،ملقب به لسان الحق و متخلص به وامق "و۱۲۹۵-ف۱۳۴۹ ه.ق، خوربیابانک"
https://t.me/hatefTa
✍علی اکبر افسر یغمایی
🔷[..عجب اینکه با نهایت حسن محاوره و تمایل به مزاح و عدم اجتناب از لطیفه گویی و بذله سرایی و ایجاد مضامین تفریحی، مقام تقوی و درجه زهدش به درجه ای بود که کمتر کسی در این حوزه مثل او دیده شده.]۱
🔹مطایبه
🔸ای قاضی چرخ، کودک مکتب تو
ای عالم دهر، پیرو مذهب تو
🔸خواهم که نهم لب به لب وافورت
چون نیست میسّر که نهم بر لب تو ۲
🔹داستان این رباعی طیبت آمیز، به روایت روانشادان احمد رستگار یغمایی و فرزندش شادروان جمیله یغمایی:
🔸[مرحوم لسان روزی به روستای گرمه میرود،در گرمه آن چیز که میخواهد نمییابد. در زمان پیکی آهنگ روستای بیاضه دارد،شاعر این رباعی میسراید؛ بر برگی مینویسد و به دست پیک میدهد تا به دست عالم بزرگ روستای بیاضه مرحوم مؤید الاسلام برساند و خواهش وی برآورد] ۳
https://t.me/hatefTa
#مؤید_الاسلام
🔹حجةالاسلام شیخ ابوالفرج ثقفی فرزند ارشد مرحوم مجدالاشراف، از سلسله دودمان بزرگ ثقفی است. ملقب به مؤید الاسلام است.
🔹تحصیلات مقدماتی را نزد پدر، در زادگاه فراگرفت، پسان در اصفهان، از محضر حضرات آقا سید عبدالکریم حائری یزدی، و آقا سید ابوالحسن اصفهانی فیض برد، و به درجه اجتهاد نائل آمد. مجوز تَلَبُّس روحانیت دریافت. به زادگاه بازگشت، مجلس وعظ داشت، و در انجام امور اجتماعی و نیکوکاری پیشقدم بود، فرزندان فاضل بپرورانید.
🔹سال ۱۳۲۶ با ۱۳۲۷ش، برای معالجه به اردکانِ یزد آمد،در پنجاه سالگی وفات یافت. آرامگاه او و دخترش حاجیه بتول ثقفی در آرامستان اردکان است،رحمة الله علیهم واسعه.۴
https://t.me/hatefTa
🔸ماخذ: 📚۱- مقدمه بر نسخه خطی. گفتگو سال ۱۳۷۵، خوربیابانک.۲-گل بوتراب، نامه زندگی و اشعار سید عبدالله الطباطبایی، با مقدمه علی اکبر افسر یغمایی، لسان الحق طباطبایی، انتشارات بهین. ۳-گفتگو، سال ۱۳۷۵، ۴- صالح، محمد حسین،بیاضه ستاره ای در کویر،۱۳۹۰،ناشر: مؤلف.
#خور_و_بیابانک_تاریخ_ادبیات_کتابشناسی
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
✍علی اکبر افسر یغمایی
🔷[..عجب اینکه با نهایت حسن محاوره و تمایل به مزاح و عدم اجتناب از لطیفه گویی و بذله سرایی و ایجاد مضامین تفریحی، مقام تقوی و درجه زهدش به درجه ای بود که کمتر کسی در این حوزه مثل او دیده شده.]۱
🔹مطایبه
🔸ای قاضی چرخ، کودک مکتب تو
ای عالم دهر، پیرو مذهب تو
🔸خواهم که نهم لب به لب وافورت
چون نیست میسّر که نهم بر لب تو ۲
🔹داستان این رباعی طیبت آمیز، به روایت روانشادان احمد رستگار یغمایی و فرزندش شادروان جمیله یغمایی:
🔸[مرحوم لسان روزی به روستای گرمه میرود،در گرمه آن چیز که میخواهد نمییابد. در زمان پیکی آهنگ روستای بیاضه دارد،شاعر این رباعی میسراید؛ بر برگی مینویسد و به دست پیک میدهد تا به دست عالم بزرگ روستای بیاضه مرحوم مؤید الاسلام برساند و خواهش وی برآورد] ۳
https://t.me/hatefTa
#مؤید_الاسلام
🔹حجةالاسلام شیخ ابوالفرج ثقفی فرزند ارشد مرحوم مجدالاشراف، از سلسله دودمان بزرگ ثقفی است. ملقب به مؤید الاسلام است.
🔹تحصیلات مقدماتی را نزد پدر، در زادگاه فراگرفت، پسان در اصفهان، از محضر حضرات آقا سید عبدالکریم حائری یزدی، و آقا سید ابوالحسن اصفهانی فیض برد، و به درجه اجتهاد نائل آمد. مجوز تَلَبُّس روحانیت دریافت. به زادگاه بازگشت، مجلس وعظ داشت، و در انجام امور اجتماعی و نیکوکاری پیشقدم بود، فرزندان فاضل بپرورانید.
🔹سال ۱۳۲۶ با ۱۳۲۷ش، برای معالجه به اردکانِ یزد آمد،در پنجاه سالگی وفات یافت. آرامگاه او و دخترش حاجیه بتول ثقفی در آرامستان اردکان است،رحمة الله علیهم واسعه.۴
https://t.me/hatefTa
🔸ماخذ: 📚۱- مقدمه بر نسخه خطی. گفتگو سال ۱۳۷۵، خوربیابانک.۲-گل بوتراب، نامه زندگی و اشعار سید عبدالله الطباطبایی، با مقدمه علی اکبر افسر یغمایی، لسان الحق طباطبایی، انتشارات بهین. ۳-گفتگو، سال ۱۳۷۵، ۴- صالح، محمد حسین،بیاضه ستاره ای در کویر،۱۳۹۰،ناشر: مؤلف.
#خور_و_بیابانک_تاریخ_ادبیات_کتابشناسی
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
🔷🔸🔷اقلیم خاطرات
#دانشگاه_تهران
🔷چون سخن دکتر پاپلی یزدی، در قصه های یزذی، [فیلم پیشین، چهاردهم January] شنیدم، و چنین گفت که یزدی صادق است، به زمان اندکی مانده به نیم سده پیش شدم و یاد آمد سخن گهرباری را که به گوش جان از زبان زنده یاد دکتر محمود شهابی خراسانی شنیده بودم🔻
🔷زنده یادان: محمود، و علی اکبر، دو برادر بودند،پدرشان عبدالسلام نام، شهابی نام خانوادگی آنان است؛ به شهابی خراسانی معروف؛ زاده تربت حیدریه،
🔹زنده نام، دکترعلی اکبرشهابی، سال ۱۲۸۸ش، متولد شد، و سال ۱۳۶۷ش، در ایالات متحده آمریکا، درگذشت. علوم معقول و منقول خوانده بود و از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشنامه دکترای ادبیات و زبان فارسی دریافت کرده بود؛ و در همان دانشکده استاد بود.
🔹زنده یاد، دکتر محمودشهابی، سال ۱۲۸۰ش، چشم به جهان گشود. از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دانشنامه دکترای حقوق خصوصی دریافت داشته بود. فیلسوف، فقیه، حقوقدان و استاد ممتاز دانشگاه تهران بود. در دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مدیریت گروه فقه و حقوق، برعهده داشت.سال ۱۳۶۵ش، در فرانسه چشم از جهان فروبست. کتاب دوجلدی ادوار فقه از جمله آثار ارزشمند و بی نظیر او میباشد.
https://t.me/hatefTa
🔸پیش از آن سال که در دانشکده حقوق شوم، چندتن از استادان دانشکده حقوق بازنشست شده بودند، یکی از ایشان دکتر محمود شهابی بود. دیگری علامه سنگلجی، و دیگری دکتر مشکات، و دیگری دکتر سید حسن امامی، امام جمعه وقت و صاحب دوره شش جلدی حقوق مدنی، این سه آخرین، به کسوت روحانیت بودند. دکتر شهابی از لباس روحانیت قبایش برتن داشت. هرچهار، گه گاه، به دانشکده ای که سالیانی در آن کرسی داشتند؛ رفت و آمد داشتند. و من در این زمان ها اگر در راهرو ها هریک از ایشان را میدیدم به نمازشان میشتافتم.
https://t.me/hatefTa
🔸روزی از روزهای سال ۱۳۴۹ش، زنده نام دکتر محمود شهابی رادیدم، عصا در دست، در خیابان غربی زمین چمن،* به دانشجویی ابرکوهی** که خود را یزدی خوانده بود، ودراین چند ساله که زبان به تهرانی گردانده بود؛ چنین شنیدم، فرمود:
🔸یزدیان، دل و زبان یگانه دارند؛ و زبان نگردانند، هرجا که باشند، و هرچند زمانی دراز باشند.
🔹یاد و نام و یادگارهای جاویدان همه فرزانگان که دستاوردشان به دست دادند و میدهند گرامی باد؛ آنان که میزیند دیرزندگانی باد.
____
*زمین چمن دانشگاه، از پس از انقلاب، میعاد گاه نماز جمعه است.
**ابرکوه، شهری میان شیراز(فارس) و یزد.
تصویر: دکتر محمود شهابی 🔻
https://t.me/hatefTa
#دانشگاه_تهران
🔷چون سخن دکتر پاپلی یزدی، در قصه های یزذی، [فیلم پیشین، چهاردهم January] شنیدم، و چنین گفت که یزدی صادق است، به زمان اندکی مانده به نیم سده پیش شدم و یاد آمد سخن گهرباری را که به گوش جان از زبان زنده یاد دکتر محمود شهابی خراسانی شنیده بودم🔻
🔷زنده یادان: محمود، و علی اکبر، دو برادر بودند،پدرشان عبدالسلام نام، شهابی نام خانوادگی آنان است؛ به شهابی خراسانی معروف؛ زاده تربت حیدریه،
🔹زنده نام، دکترعلی اکبرشهابی، سال ۱۲۸۸ش، متولد شد، و سال ۱۳۶۷ش، در ایالات متحده آمریکا، درگذشت. علوم معقول و منقول خوانده بود و از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشنامه دکترای ادبیات و زبان فارسی دریافت کرده بود؛ و در همان دانشکده استاد بود.
🔹زنده یاد، دکتر محمودشهابی، سال ۱۲۸۰ش، چشم به جهان گشود. از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دانشنامه دکترای حقوق خصوصی دریافت داشته بود. فیلسوف، فقیه، حقوقدان و استاد ممتاز دانشگاه تهران بود. در دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مدیریت گروه فقه و حقوق، برعهده داشت.سال ۱۳۶۵ش، در فرانسه چشم از جهان فروبست. کتاب دوجلدی ادوار فقه از جمله آثار ارزشمند و بی نظیر او میباشد.
https://t.me/hatefTa
🔸پیش از آن سال که در دانشکده حقوق شوم، چندتن از استادان دانشکده حقوق بازنشست شده بودند، یکی از ایشان دکتر محمود شهابی بود. دیگری علامه سنگلجی، و دیگری دکتر مشکات، و دیگری دکتر سید حسن امامی، امام جمعه وقت و صاحب دوره شش جلدی حقوق مدنی، این سه آخرین، به کسوت روحانیت بودند. دکتر شهابی از لباس روحانیت قبایش برتن داشت. هرچهار، گه گاه، به دانشکده ای که سالیانی در آن کرسی داشتند؛ رفت و آمد داشتند. و من در این زمان ها اگر در راهرو ها هریک از ایشان را میدیدم به نمازشان میشتافتم.
https://t.me/hatefTa
🔸روزی از روزهای سال ۱۳۴۹ش، زنده نام دکتر محمود شهابی رادیدم، عصا در دست، در خیابان غربی زمین چمن،* به دانشجویی ابرکوهی** که خود را یزدی خوانده بود، ودراین چند ساله که زبان به تهرانی گردانده بود؛ چنین شنیدم، فرمود:
🔸یزدیان، دل و زبان یگانه دارند؛ و زبان نگردانند، هرجا که باشند، و هرچند زمانی دراز باشند.
🔹یاد و نام و یادگارهای جاویدان همه فرزانگان که دستاوردشان به دست دادند و میدهند گرامی باد؛ آنان که میزیند دیرزندگانی باد.
____
*زمین چمن دانشگاه، از پس از انقلاب، میعاد گاه نماز جمعه است.
**ابرکوه، شهری میان شیراز(فارس) و یزد.
تصویر: دکتر محمود شهابی 🔻
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
✍روزنوشت
سخن دوست خوشتر است.
https://t.me/hatefTa
🔹امروز ۳۰ دیماه ۱۴۰۲ خورشیدی، تهران، در تالار وحدت. اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین المللی پژوهش فرهنگی، برگزار شد،
🔹دو روز پیش به این همایش خوانده شده بودم، میهمانان دیگرهمه از پژوهندگان دانش های گوناگون بودند، میزبان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. برگزیدگان ستوده شدند، زمانی پس از نیمروز به درازا کشید.دوستانی را دیدم و دمی چند هم به گپ و گفت نشستیم،
🔹چون بیرون شدم، در بوستان روبروی،چشمم به خرمابنی افتاد که تنومند بود؛ تاکنون نخل به این اندازه دور تنه ندیده بودم 🔻
https://t.me/hatefTa
سخن دوست خوشتر است.
https://t.me/hatefTa
🔹امروز ۳۰ دیماه ۱۴۰۲ خورشیدی، تهران، در تالار وحدت. اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین المللی پژوهش فرهنگی، برگزار شد،
🔹دو روز پیش به این همایش خوانده شده بودم، میهمانان دیگرهمه از پژوهندگان دانش های گوناگون بودند، میزبان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. برگزیدگان ستوده شدند، زمانی پس از نیمروز به درازا کشید.دوستانی را دیدم و دمی چند هم به گپ و گفت نشستیم،
🔹چون بیرون شدم، در بوستان روبروی،چشمم به خرمابنی افتاد که تنومند بود؛ تاکنون نخل به این اندازه دور تنه ندیده بودم 🔻
https://t.me/hatefTa
Forwarded from عکس نگار
💥میلاد امیر مؤمنان، مولای متقیان و درویشان حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرخنده باد.
💥ذکر میلاد علی، سروده زنده نام استاد سید محمد محیط طباطبایی 🔻
https://t.me/hatefTa
💥ذکر میلاد علی، سروده زنده نام استاد سید محمد محیط طباطبایی 🔻
https://t.me/hatefTa
🔹نگاهی به سریال مستوران
سینما و تئاتر
۱۵:۵۱ ۱۴۰۲-۱۱-۴
نگاهی به فصل دوم سریال «مستوران»؛ وقتی اسطوره جذاب میشود
سریال «مستوران» با روایتی جادویی از داستانی اسطورهای ساخته شده است، سریالی که این روزها فصل دومش از شبکه یک سینما در حال پخش بوده و یک داستان کهن را دستمایه جذب مخاطب کرده است.
خبرگزاری فارس ـ گروه رادیو و تلویزیون: همیشه بشر قصههای افسانهای جذاب بودهاند. گواه این ادعا انبوه آثار ادبی به جا مانده با این مضمون در تاریخ ادبیات جهان و خاصه ایران است. از شاهنامه گرفته تا هزار و یک شب که اولی شاهکار فردوسی برای نظم کشیدن اساطیر ایرانی است تا آخری که کشکولی از داستانهای هندی، عربی و ایرانی به شمار میرود و مولف مشخصی ندارد و هر که توانسته داستانی به هزار و یک شب افزوده است. در ادبیات جهانی هم به نمونههای قدیمی مانند هملت و … جدیدتر انواع مارولها و هری پاتر و بازی تاج و تخت و … میتوان اشاره کرد. استقبال جهانی از ساخت آثار نمایشی در این حوزه نشان میدهد علاقه به قصههای افسانهای متعلق به دوران خاصی نیست و حتی در زمان حاضر بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
با وجود چنین عقبه درخشانی در فرهنگ غنی ایرانی دست آثار نمایشی وطنی در بازنمایی این افسانهها بسیار خالی است. سریال به یادماندنی «سلطان و شبان» شاید تنها نمونه این آثار باشد که بیش از چهار دهه از پخش آن میگذرد.
شبکه یک سیما با همکاری سازمان اوج در اقدامی جسورانه و تحسینبرانگیز به سراغ ساخت داستانی فانتزی و افسانهای در دل تاریخ رفتهاند. ترکیب افسانه، درام و راز در بستر تاریخ که جذابیت بالایی دارد در سریال «مستوران» تحقق یافته است.
داستان سریال «مستوران» اقتباسی آزاد از افسانههای کهن ایرانی است. منابع بسیاری از داستانها و افسانههای کهن ایرانی به کمک فیلمنامه سریال مستوران آمدهاند تا فیلمنامه این سریال را غنی کنند.این سریال تلاش میکند با استفاده از نشانههایی همچون «کتاب لوح» و تلفیق آن با عرفان ایرانی و اسلامی چنان به عمق روایتهای ناشی از ادبیات کهن ایران نفوذ کند که همه چیز در جای خود و به درستی شکل بگیرد. سریالی که قابی از زندگی مردمانی را به تصویر میکشد که از قرار در سالهای حکومت صفویان و غزنویان به سر میبرند.
🔸لسانالحق طباطبایی، پژوهشگر و مؤلف حوزه ادبیات فارسی و فرهنگ عامه درباره لزوم ساخت چنین آثاری عنوان کرد: مجموعه «مستوران» اثر مهمی است؛ چراکه از دریچه آن فرهنگ منتقل میشود. قصههایی که در «مستوران» روایت میشود بخشی از فرهنگ عامیانه ماست و روایت آنها جزئی از فرهنگ عمومی ما محسوب میشود و زمانی که این عناصر بهعنوان سریال و تصویر در معرض دید خیل عظیمی از جمعیت قرار میگیرد، فرهنگ را انتقال میدهد و این انتقال فرهنگی بخشی از هویت ماست.
داستان فصل دوم مستوران
فصل اول سریال «مستوران» به کارگردانی مسعود آب پرور در تابستان ۱۴۰۱ و در ۲۶ قسمت از شبکه اول سیما پخش شد. داستان فصل اول درباره دزدیده شدن پسربچهای به نام لطفعلی توسط یک قبیله وحشی و تلاش پدر و مادرش برای بازگرداندن او بود. این روزها فصل دوم «مستوران» به کارگردانی علی هاشمی و نویسندگی محمد حنیف از شبکه اول سیما در حال پخش میباشد. ماجرای فصل دوم درباره لطفعلی است که حالا به سن جوانی رسیده و عاشق_ ماه منیر_ دختر حاکم شهر شده است.
درست است شخصیت لطفعلی در فصل نخست حضور کمی داشت و بیشتر سریال در غیبت و دوران گمشدن او روایت میشد اما آنچه در ذهن مخاطب از کودکی لطفعلی نقش بسته کودکی خاص با کمالات و صاحب مکاشفات است و بعبارتی قهرمان گمشده داستان بود، درحالیکه لطفعلی فصل دوم گویی از این ویژگیها جداشده و حتی با ناحوانمردی عشق دوران نوجوانی و ابتدای جوانی خود یعنی سوده را رها کرده و در یک نگاه عاشق دختر حاکم میشود. گفتنی است حضور لطفعلی بعنوان یک مرد غریبه حتی بعنوان طبیب در خلوت دختر حاکم نیز سازگاری چندانی با مناسبات فرهنگی و اجتماعی ایران قدیم نیز ندارد و گویی فیلمساز برای جذابیت بیشتر داستان خود چنین رابطه عاشقانهای را متناسب با جامعه امروزی بیان میکند، گرچه در جامعه امروز نیز بر اساس عرف اخلاقی و دینی چنین خلوت های عاشقانهای بین دختر و پسر نامحرم مردود است.
شخصیت لطفعلی با پرداخت بهتری میتوانست قهرمان اخلاق مدار و دوست داشتنی مستوران بماند، اگر بجای گپ و گفت های طولانی با ماه منیر زودتر وارد حل و فصل مشکلات مردمان شهر میشد و با قدرتی که بواسطه وصلت با دختر حاکم بدست آورده گامی مؤثرتر جهت بهبود وضعیت مردمان شهر برمیداشت.
🔷نقل:فارس نیوز
https://t.me/hatefTa
سینما و تئاتر
۱۵:۵۱ ۱۴۰۲-۱۱-۴
نگاهی به فصل دوم سریال «مستوران»؛ وقتی اسطوره جذاب میشود
سریال «مستوران» با روایتی جادویی از داستانی اسطورهای ساخته شده است، سریالی که این روزها فصل دومش از شبکه یک سینما در حال پخش بوده و یک داستان کهن را دستمایه جذب مخاطب کرده است.
خبرگزاری فارس ـ گروه رادیو و تلویزیون: همیشه بشر قصههای افسانهای جذاب بودهاند. گواه این ادعا انبوه آثار ادبی به جا مانده با این مضمون در تاریخ ادبیات جهان و خاصه ایران است. از شاهنامه گرفته تا هزار و یک شب که اولی شاهکار فردوسی برای نظم کشیدن اساطیر ایرانی است تا آخری که کشکولی از داستانهای هندی، عربی و ایرانی به شمار میرود و مولف مشخصی ندارد و هر که توانسته داستانی به هزار و یک شب افزوده است. در ادبیات جهانی هم به نمونههای قدیمی مانند هملت و … جدیدتر انواع مارولها و هری پاتر و بازی تاج و تخت و … میتوان اشاره کرد. استقبال جهانی از ساخت آثار نمایشی در این حوزه نشان میدهد علاقه به قصههای افسانهای متعلق به دوران خاصی نیست و حتی در زمان حاضر بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
با وجود چنین عقبه درخشانی در فرهنگ غنی ایرانی دست آثار نمایشی وطنی در بازنمایی این افسانهها بسیار خالی است. سریال به یادماندنی «سلطان و شبان» شاید تنها نمونه این آثار باشد که بیش از چهار دهه از پخش آن میگذرد.
شبکه یک سیما با همکاری سازمان اوج در اقدامی جسورانه و تحسینبرانگیز به سراغ ساخت داستانی فانتزی و افسانهای در دل تاریخ رفتهاند. ترکیب افسانه، درام و راز در بستر تاریخ که جذابیت بالایی دارد در سریال «مستوران» تحقق یافته است.
داستان سریال «مستوران» اقتباسی آزاد از افسانههای کهن ایرانی است. منابع بسیاری از داستانها و افسانههای کهن ایرانی به کمک فیلمنامه سریال مستوران آمدهاند تا فیلمنامه این سریال را غنی کنند.این سریال تلاش میکند با استفاده از نشانههایی همچون «کتاب لوح» و تلفیق آن با عرفان ایرانی و اسلامی چنان به عمق روایتهای ناشی از ادبیات کهن ایران نفوذ کند که همه چیز در جای خود و به درستی شکل بگیرد. سریالی که قابی از زندگی مردمانی را به تصویر میکشد که از قرار در سالهای حکومت صفویان و غزنویان به سر میبرند.
🔸لسانالحق طباطبایی، پژوهشگر و مؤلف حوزه ادبیات فارسی و فرهنگ عامه درباره لزوم ساخت چنین آثاری عنوان کرد: مجموعه «مستوران» اثر مهمی است؛ چراکه از دریچه آن فرهنگ منتقل میشود. قصههایی که در «مستوران» روایت میشود بخشی از فرهنگ عامیانه ماست و روایت آنها جزئی از فرهنگ عمومی ما محسوب میشود و زمانی که این عناصر بهعنوان سریال و تصویر در معرض دید خیل عظیمی از جمعیت قرار میگیرد، فرهنگ را انتقال میدهد و این انتقال فرهنگی بخشی از هویت ماست.
داستان فصل دوم مستوران
فصل اول سریال «مستوران» به کارگردانی مسعود آب پرور در تابستان ۱۴۰۱ و در ۲۶ قسمت از شبکه اول سیما پخش شد. داستان فصل اول درباره دزدیده شدن پسربچهای به نام لطفعلی توسط یک قبیله وحشی و تلاش پدر و مادرش برای بازگرداندن او بود. این روزها فصل دوم «مستوران» به کارگردانی علی هاشمی و نویسندگی محمد حنیف از شبکه اول سیما در حال پخش میباشد. ماجرای فصل دوم درباره لطفعلی است که حالا به سن جوانی رسیده و عاشق_ ماه منیر_ دختر حاکم شهر شده است.
درست است شخصیت لطفعلی در فصل نخست حضور کمی داشت و بیشتر سریال در غیبت و دوران گمشدن او روایت میشد اما آنچه در ذهن مخاطب از کودکی لطفعلی نقش بسته کودکی خاص با کمالات و صاحب مکاشفات است و بعبارتی قهرمان گمشده داستان بود، درحالیکه لطفعلی فصل دوم گویی از این ویژگیها جداشده و حتی با ناحوانمردی عشق دوران نوجوانی و ابتدای جوانی خود یعنی سوده را رها کرده و در یک نگاه عاشق دختر حاکم میشود. گفتنی است حضور لطفعلی بعنوان یک مرد غریبه حتی بعنوان طبیب در خلوت دختر حاکم نیز سازگاری چندانی با مناسبات فرهنگی و اجتماعی ایران قدیم نیز ندارد و گویی فیلمساز برای جذابیت بیشتر داستان خود چنین رابطه عاشقانهای را متناسب با جامعه امروزی بیان میکند، گرچه در جامعه امروز نیز بر اساس عرف اخلاقی و دینی چنین خلوت های عاشقانهای بین دختر و پسر نامحرم مردود است.
شخصیت لطفعلی با پرداخت بهتری میتوانست قهرمان اخلاق مدار و دوست داشتنی مستوران بماند، اگر بجای گپ و گفت های طولانی با ماه منیر زودتر وارد حل و فصل مشکلات مردمان شهر میشد و با قدرتی که بواسطه وصلت با دختر حاکم بدست آورده گامی مؤثرتر جهت بهبود وضعیت مردمان شهر برمیداشت.
🔷نقل:فارس نیوز
https://t.me/hatefTa
.
نگاهی به روایتگری سریال
«مستوران»برای روایت داستان جادویی خود در ساختار، پایبند به قصه گویی کلاسیک است. برای همین از محمدرضا سرشار (رهگذر) به عنوان راوی استفاده کرده است تا حس خاطرهانگیز برای قدیمیها به واسطه قصه ظهر جمعه ایجاد کند و هم نقالی تصویری را نشان بدهد. شیوه روایت شهر مستوران از زبان راوی حالوهوای «هزار و یک شب» و «داستان شب» را دارد و شعرهای زیبا و دلکش از شاعران پارسی که ابتدای هر قسمت متناسب با روند داستان با خوشنویسی بر صفحه نگاشته و سپس خوانده میشوند از نقاط قوت مهم روایت نویسندگان سریال میباشد.
گرچه در برخی موارد این اشعار خوانده شده موجب از بین بردن عنصر غافلگیری برای مخاطب میشود. گاهی شعرها بهگونهای انتخاب میشوند که بعضاً مخاطب میتواند از محتوای شعر به اتفاقاتی که قرار است در قسمت پیش رو ببیند، پی ببرد. در حالیکه استفاده از شعرهای رازآلودهتر سبب میشود تا عنصر تعلیق، همچنان همسفر مخاطب بماند و مخاطب با هیجان بیشتری داستان را دنبال نماید.
داستانی از تقابل خیر و شر
«مستوران» روایتی سرراست از تقابل خیر و شر است و در این راستا عناصر و اشارات زیادی در سریال وجود دارد که آن را اثری دارای بار سیاسی و ایدئولوژیک جلوه میدهد و از این جهت تماشای آن برای اقشار مختلف جذاب خواهد بود.
قبیله وحشیها در این سریال ظاهرا نمادی از غرب (در معنای سیاسی) است و شهر مستوران هم نمادی از ایران. وحشیها شکل و شمایل و لباس پوشیدنشان متفاوت از مردم شهر مستوران است (شکل و شمایلی که بیشباهت به شخصیتهای سریال «وایکینگها» نیست).
آنها مال و ثروت فراوانی دارند و کارشان غارت اموال و «امنیت» دیگران است؛ البته بین خودشان قوانین سفت و سختی برای جلوگیری از دزدی دارند. آنها در شهر مستوران یک «نفوذی» بنام «جهاندخت» دارند که نمادی از منافقان داخلی میباشد. نفوذی که آسیب آن از هر دشمن خارجی بیشتر است و پایه فتنهها و آشوبها توسط او بنا میشود.
کلام آخر
در پایان باید گفت لازم نیست یک سریال تاریخی مبتنی بر افسانهها و داستانهای ایرانی بهگونهای عظیم و بهعنوان نمونه باچندین هزار سیاهی لشگر و طراح صحنه و لباس خاصی ساخته شود، درحالی که در فیلمها و سریالهای ایرانی به خلق و خو و جهانبینی مردمان روزگار قدیم کمتر توجه میشود و مسائلی مانند طراحی صحنه و لباس اولویت بیشتری دارد.
درست است فضاسازی متناسب، نقش عمدهای در جذابیت و باورپذیری داستان دارد اما نباید محتوا و مفهوم قربانی زرق و برق ظاهری داستان شود.«مستوران» نمونه قابل قبولی از روایت داستانی غنی از فرهنگ ایرانی در قالب فضاسازی متناسب با زمان گذشته است. شاید ریتم داستان گاهی کند شود اما بقدری وجه خیال انگیزی و لحن شاعرانه داستان و جلوههای ویژهاش به اندازهای قوی است که مخاطب را با خود همراه میسازد، گرچه این سریال نیز مانند بسیاری از سریالهای دنباله دار ایرانی نسبت به فصل اول افت محسوسی داشته است.
یکی از دلایل این است که فصل دوم «مستوران» در روایت داستان و شناساندن شخصیتهای خیر و شر خود تازگی فصل نخست را ندارد و بجای روایت داستانک های جذاب و پرداخت بهتر به شخصیتهای تازهای چون نوذر، نگین، نورا و باقی بازیگران تمام تمرکز خود را به نمایش دیالوگهای عاشقانه میان لطفعلی و ماه منیر گذاشته است.
با وجود تمامی نکات ذکر شده ساخت«مستوران» را باید اقدامی جسورانه و قابل تحسین دانست که لازم است با حمایت مدیران و مسئولان فرهنگی کشور شروعی بر ساخت آثار نمایشی برگرفته از داستانهای کهن ایرانی باشد،آن هم در زمانهای که بویژه نسل جدید در معرض هجوم انواع و اقسام فیلمهای غربی بر اساس افسانههای تخیلی و گاه سرشار از خشونت و سیاهی و مبتنی بر پیامهای ضد اخلاقی و ضد دینی هستند.
نویسنده: نفیسه ترابنده
https://www.farsnews.ir/news/14021104000737/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF
نگاهی به روایتگری سریال
«مستوران»برای روایت داستان جادویی خود در ساختار، پایبند به قصه گویی کلاسیک است. برای همین از محمدرضا سرشار (رهگذر) به عنوان راوی استفاده کرده است تا حس خاطرهانگیز برای قدیمیها به واسطه قصه ظهر جمعه ایجاد کند و هم نقالی تصویری را نشان بدهد. شیوه روایت شهر مستوران از زبان راوی حالوهوای «هزار و یک شب» و «داستان شب» را دارد و شعرهای زیبا و دلکش از شاعران پارسی که ابتدای هر قسمت متناسب با روند داستان با خوشنویسی بر صفحه نگاشته و سپس خوانده میشوند از نقاط قوت مهم روایت نویسندگان سریال میباشد.
گرچه در برخی موارد این اشعار خوانده شده موجب از بین بردن عنصر غافلگیری برای مخاطب میشود. گاهی شعرها بهگونهای انتخاب میشوند که بعضاً مخاطب میتواند از محتوای شعر به اتفاقاتی که قرار است در قسمت پیش رو ببیند، پی ببرد. در حالیکه استفاده از شعرهای رازآلودهتر سبب میشود تا عنصر تعلیق، همچنان همسفر مخاطب بماند و مخاطب با هیجان بیشتری داستان را دنبال نماید.
داستانی از تقابل خیر و شر
«مستوران» روایتی سرراست از تقابل خیر و شر است و در این راستا عناصر و اشارات زیادی در سریال وجود دارد که آن را اثری دارای بار سیاسی و ایدئولوژیک جلوه میدهد و از این جهت تماشای آن برای اقشار مختلف جذاب خواهد بود.
قبیله وحشیها در این سریال ظاهرا نمادی از غرب (در معنای سیاسی) است و شهر مستوران هم نمادی از ایران. وحشیها شکل و شمایل و لباس پوشیدنشان متفاوت از مردم شهر مستوران است (شکل و شمایلی که بیشباهت به شخصیتهای سریال «وایکینگها» نیست).
آنها مال و ثروت فراوانی دارند و کارشان غارت اموال و «امنیت» دیگران است؛ البته بین خودشان قوانین سفت و سختی برای جلوگیری از دزدی دارند. آنها در شهر مستوران یک «نفوذی» بنام «جهاندخت» دارند که نمادی از منافقان داخلی میباشد. نفوذی که آسیب آن از هر دشمن خارجی بیشتر است و پایه فتنهها و آشوبها توسط او بنا میشود.
کلام آخر
در پایان باید گفت لازم نیست یک سریال تاریخی مبتنی بر افسانهها و داستانهای ایرانی بهگونهای عظیم و بهعنوان نمونه باچندین هزار سیاهی لشگر و طراح صحنه و لباس خاصی ساخته شود، درحالی که در فیلمها و سریالهای ایرانی به خلق و خو و جهانبینی مردمان روزگار قدیم کمتر توجه میشود و مسائلی مانند طراحی صحنه و لباس اولویت بیشتری دارد.
درست است فضاسازی متناسب، نقش عمدهای در جذابیت و باورپذیری داستان دارد اما نباید محتوا و مفهوم قربانی زرق و برق ظاهری داستان شود.«مستوران» نمونه قابل قبولی از روایت داستانی غنی از فرهنگ ایرانی در قالب فضاسازی متناسب با زمان گذشته است. شاید ریتم داستان گاهی کند شود اما بقدری وجه خیال انگیزی و لحن شاعرانه داستان و جلوههای ویژهاش به اندازهای قوی است که مخاطب را با خود همراه میسازد، گرچه این سریال نیز مانند بسیاری از سریالهای دنباله دار ایرانی نسبت به فصل اول افت محسوسی داشته است.
یکی از دلایل این است که فصل دوم «مستوران» در روایت داستان و شناساندن شخصیتهای خیر و شر خود تازگی فصل نخست را ندارد و بجای روایت داستانک های جذاب و پرداخت بهتر به شخصیتهای تازهای چون نوذر، نگین، نورا و باقی بازیگران تمام تمرکز خود را به نمایش دیالوگهای عاشقانه میان لطفعلی و ماه منیر گذاشته است.
با وجود تمامی نکات ذکر شده ساخت«مستوران» را باید اقدامی جسورانه و قابل تحسین دانست که لازم است با حمایت مدیران و مسئولان فرهنگی کشور شروعی بر ساخت آثار نمایشی برگرفته از داستانهای کهن ایرانی باشد،آن هم در زمانهای که بویژه نسل جدید در معرض هجوم انواع و اقسام فیلمهای غربی بر اساس افسانههای تخیلی و گاه سرشار از خشونت و سیاهی و مبتنی بر پیامهای ضد اخلاقی و ضد دینی هستند.
نویسنده: نفیسه ترابنده
https://www.farsnews.ir/news/14021104000737/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF