🔹🔸🔹به مناسبت ۲۷ شهریور، روز ملی شعر و ادب فارسی
https://t.me/hatefTa
🔶یوسفیه
🔹زملک حسن کالای محبت میبرد یوسف
به سوی مصر و بازار محبت میبرد یوسف
🔹گرانبار امانت را که گردون ماند از بردن
به پشت ناقه بر دوش ارادت میبرد یوسف
🔹برد تا از نگاهی طاقت و صبر زلیخا را
متاع حسن همراه ملاحت میبرد یوسف
🔶منظومه یوسفیه، اثر طبع زنده یاد سید محمد علی میرفخرایی الطباطبایی، فرزند سید محمد باقر بهاالدین ابن سید محمد سیف السادات آل محمد جندقی است.
🔸وی سال ۱۲۸۸ش، در تهران و خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. علوم عقلی و نقلی را نزد مدرسان بزرگ زمان، تونی، عصار، بهمنیار، تنکابنی، و ارباب آموخت.
🔸وی به زبان و ادبیات عرب و فنون شعر مسلط بود؛ و به هردو زبان اشعار بسیار سروده است.دیوان نوید رحمت در ۴۳۷ رویه مجموعه ای از اشعار وی به زبان های فارسی و عربی است.
🔸دیگر اثر به طبع رسیده وی، ترجمه قصائد شیخ اجل احمدبن زین الدین الاحسایی است.
🔸مرحوم سید محمد علی میرفخرایی الطباطبایی درسال ۱۳۸۹ در ۹۸سالگی در تهران وفات یافت و در باغ طوطی جوار مرقد حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام به خاک سپرده شد. رحمه الله علیه.
https://t.me/hatefTa
🔹سه بیت از منظومه یوسفیه پیشکش همراهان، به مناسبت روز شعر و ادب فارسی
#نیاکان_خود_را_ارج_نهیم
#خور_و_بیابانک_تاریخ_ادبیات_کتابشناسی
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم_همرسانی_کنیم
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
🔶یوسفیه
🔹زملک حسن کالای محبت میبرد یوسف
به سوی مصر و بازار محبت میبرد یوسف
🔹گرانبار امانت را که گردون ماند از بردن
به پشت ناقه بر دوش ارادت میبرد یوسف
🔹برد تا از نگاهی طاقت و صبر زلیخا را
متاع حسن همراه ملاحت میبرد یوسف
🔶منظومه یوسفیه، اثر طبع زنده یاد سید محمد علی میرفخرایی الطباطبایی، فرزند سید محمد باقر بهاالدین ابن سید محمد سیف السادات آل محمد جندقی است.
🔸وی سال ۱۲۸۸ش، در تهران و خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. علوم عقلی و نقلی را نزد مدرسان بزرگ زمان، تونی، عصار، بهمنیار، تنکابنی، و ارباب آموخت.
🔸وی به زبان و ادبیات عرب و فنون شعر مسلط بود؛ و به هردو زبان اشعار بسیار سروده است.دیوان نوید رحمت در ۴۳۷ رویه مجموعه ای از اشعار وی به زبان های فارسی و عربی است.
🔸دیگر اثر به طبع رسیده وی، ترجمه قصائد شیخ اجل احمدبن زین الدین الاحسایی است.
🔸مرحوم سید محمد علی میرفخرایی الطباطبایی درسال ۱۳۸۹ در ۹۸سالگی در تهران وفات یافت و در باغ طوطی جوار مرقد حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام به خاک سپرده شد. رحمه الله علیه.
https://t.me/hatefTa
🔹سه بیت از منظومه یوسفیه پیشکش همراهان، به مناسبت روز شعر و ادب فارسی
#نیاکان_خود_را_ارج_نهیم
#خور_و_بیابانک_تاریخ_ادبیات_کتابشناسی
#نگاهبان_هر_خشت_وسنگ_بازمانده_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم_همرسانی_کنیم
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Forwarded from اتچ بات
🔶🔹🔸سفرنوشت - ص۶
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
انارک به چوپانان
https://t.me/hatefTa
🔸چوپانان دهستانی است از شهر انارک،و تا انارک ۱۵ فرسنگ، بی آبادی در میانه راه. نخستین جای در یک و نیم فرسنگی انارک، کوهستانی است سخت گذر، گدار زنجیرگاه نام دارد.
🔸واژه گدار در زبان مردمان نواحی مرکز، شرق و جنوب ایران گذرگاه میان کوه ها و بلندی هاست و برابر واژه گردنه در دیگر زبان های ایرانی است. این نام جای، نام چند جای دیگر در جغرافیای شهرستان خوروبیابانک، در چند دوبیتی بومی آمده است. گدار اشرفی، و گدار سرگردان از آن چند جای است.
🔸دیگر جای های نزدیک انارک در این راه، چاه گربه و چاه خربزه است. درنزدیکی های چوپانان راهی است که در سوی شمال به نخلک میرسد، پسین از نخلک و سفرهایی که پنجاه سال پیش بدان جای داشته ام سخن خواهم نوشت.
https://t.me/hatefTa
🔸نرسیده به چوپانان راهی به آفتاب درآمد میرود، دیه های:بازیاب، هفتومان، هژرگ، حسین آباد، ایراج، بهین، اردیب، گرمه، عروسان گلستان، میانه و کناره وشماری دوردست، این راه است. این راه پس از گذر از روستای دیرین برآمده در سوی خاور خوروبیابانک به راه یزد-طبس میپیوندد.
🔸سالهاست، کناره چوپانان را، کمربند راه ساخته اند، و خودروها از جاده کمربندی میگذرند، این واژه کمربندی هم ساخته مردم است نه فرهنگستان،
🔸شب است، نور چراغ های خیابان های چوپانان پیدا. میگذرم، نگاهم به چوپانان است و یاد میآورم، آن زمان را که هنوز این جا، منظم ترین روستای خشتی جهان نام نگرفته بود و بارها در گذر از خوربیابانک به اسپاهان در چوپانان وادار کردم و با خویشان و دوستان دیدار داشتم. از ایشان، همگی، پسین یاد خواهم کرد.
🔹ادامه دارد..
#خور_و_بیابانک_فرهنگ_زبان_جغرافیا
https://t.me/hatefTa
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
انارک به چوپانان
https://t.me/hatefTa
🔸چوپانان دهستانی است از شهر انارک،و تا انارک ۱۵ فرسنگ، بی آبادی در میانه راه. نخستین جای در یک و نیم فرسنگی انارک، کوهستانی است سخت گذر، گدار زنجیرگاه نام دارد.
🔸واژه گدار در زبان مردمان نواحی مرکز، شرق و جنوب ایران گذرگاه میان کوه ها و بلندی هاست و برابر واژه گردنه در دیگر زبان های ایرانی است. این نام جای، نام چند جای دیگر در جغرافیای شهرستان خوروبیابانک، در چند دوبیتی بومی آمده است. گدار اشرفی، و گدار سرگردان از آن چند جای است.
🔸دیگر جای های نزدیک انارک در این راه، چاه گربه و چاه خربزه است. درنزدیکی های چوپانان راهی است که در سوی شمال به نخلک میرسد، پسین از نخلک و سفرهایی که پنجاه سال پیش بدان جای داشته ام سخن خواهم نوشت.
https://t.me/hatefTa
🔸نرسیده به چوپانان راهی به آفتاب درآمد میرود، دیه های:بازیاب، هفتومان، هژرگ، حسین آباد، ایراج، بهین، اردیب، گرمه، عروسان گلستان، میانه و کناره وشماری دوردست، این راه است. این راه پس از گذر از روستای دیرین برآمده در سوی خاور خوروبیابانک به راه یزد-طبس میپیوندد.
🔸سالهاست، کناره چوپانان را، کمربند راه ساخته اند، و خودروها از جاده کمربندی میگذرند، این واژه کمربندی هم ساخته مردم است نه فرهنگستان،
🔸شب است، نور چراغ های خیابان های چوپانان پیدا. میگذرم، نگاهم به چوپانان است و یاد میآورم، آن زمان را که هنوز این جا، منظم ترین روستای خشتی جهان نام نگرفته بود و بارها در گذر از خوربیابانک به اسپاهان در چوپانان وادار کردم و با خویشان و دوستان دیدار داشتم. از ایشان، همگی، پسین یاد خواهم کرد.
🔹ادامه دارد..
#خور_و_بیابانک_فرهنگ_زبان_جغرافیا
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
🔶🔹🔸سفرنوشت - ص۷
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
🔹گذر از چوپانان
🔸یاد آر، به هر سرا که رسیدی، یاد آور زندگان و رفتگان آن سرا یاد آر، که این آیین بوده است از هزاران سال پیش در فرهنگ مردم ایران و هنوز هم در فرهنگ مردم بسیاری از جای ها به آئین است؛ و خواندن تاریخ باشد این آیین نکو.
https://t.me/hatefTa
🔹 ترکیب جمعیت چوپانان، از مهاجرین انارک و برخی نواحی شهرستان خوروبیابانک،
به ویژه از جندق و روستای اردیب و دیگر آبادی های شرق بیابانک☆ است.زبان آنان فارسی به لهجه ای که نه این است نه آن، اشتراکات فرهنگی با دیگر همسایگان بسیار دارند.
🔸 یاد میآورم آن زمان را که با ماشین پست، که قربانی انارکی از خور به نایین راه انداخته بود؛ و پسان با اتوبوس برادران مقیمی که از خور به اصفهان رفت و برگشت داشت؛سفر میکردم، و در چوپانان نیم یا یک ساعت را میگذراندم، آغاز این زمان با رسیدن اتوبوس به چوپانان بود و پایان آن آمدن آخرین مسافر رفته به دیدار آشنایان بود.
https://t.me/hatefTa
🔸من نیز در خانه خاله لیلا، خاله پدرم میهمان میشدم، میهمانی که میزبان هرگز ناخوانده اش نمیخواند،دو تن از فرزندانش در چوپانان میزیستند. با خدا بودند و مهمان نواز، در پذیرایی از مهمان بذل موجود، همه جود بود، هر زمان از شبانروز؛ همه رفتند. فرزندان و فرزند زادگانشان برجایند یا در شهرهای دیگرند.
🔸از دیگر کسان چوپانانی که میشناسم و دوستی میانمان میباشد سه برادر حقوقدان و یک حقوقدان دیگر فرزند یکی از این سه برادر است. یکی از این سه برادر چند سال پیش درگذشت.
🔸از دیگر کسان چوپانانی که میشناسم کیخسرو نام است، پنجاه سال پیش در خور بیابانک، دبیرستان را میگذرانید، شنیده ام اکنون خانه اش را پذیرای بوم گردان ساخته است.
https://t.me/hatefTa
🔸و دیگری که شاعر است و ادیب است، نویسنده است، کتاب آن گور غریب را که گوشه ای از تاریخ محل است نوشته است.گاه سروده هایش به دستم میرسد. لقب و تخلص وی #راهی ، و در اسپاهان مینشینند.
🔸و دیگر آشنای نادیده، تاریخ پژوه استاد جلالپور که در اسپاهان مینشیند و دیدارش آرزوست.
🔹ادامه دارد...
____
☆در باره این نام پسین خواهم نوشت.
https://t.me/hatefTa
۲۹فروردین-۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ خورشیدی
🔹گذر از چوپانان
🔸یاد آر، به هر سرا که رسیدی، یاد آور زندگان و رفتگان آن سرا یاد آر، که این آیین بوده است از هزاران سال پیش در فرهنگ مردم ایران و هنوز هم در فرهنگ مردم بسیاری از جای ها به آئین است؛ و خواندن تاریخ باشد این آیین نکو.
https://t.me/hatefTa
🔹 ترکیب جمعیت چوپانان، از مهاجرین انارک و برخی نواحی شهرستان خوروبیابانک،
به ویژه از جندق و روستای اردیب و دیگر آبادی های شرق بیابانک☆ است.زبان آنان فارسی به لهجه ای که نه این است نه آن، اشتراکات فرهنگی با دیگر همسایگان بسیار دارند.
🔸 یاد میآورم آن زمان را که با ماشین پست، که قربانی انارکی از خور به نایین راه انداخته بود؛ و پسان با اتوبوس برادران مقیمی که از خور به اصفهان رفت و برگشت داشت؛سفر میکردم، و در چوپانان نیم یا یک ساعت را میگذراندم، آغاز این زمان با رسیدن اتوبوس به چوپانان بود و پایان آن آمدن آخرین مسافر رفته به دیدار آشنایان بود.
https://t.me/hatefTa
🔸من نیز در خانه خاله لیلا، خاله پدرم میهمان میشدم، میهمانی که میزبان هرگز ناخوانده اش نمیخواند،دو تن از فرزندانش در چوپانان میزیستند. با خدا بودند و مهمان نواز، در پذیرایی از مهمان بذل موجود، همه جود بود، هر زمان از شبانروز؛ همه رفتند. فرزندان و فرزند زادگانشان برجایند یا در شهرهای دیگرند.
🔸از دیگر کسان چوپانانی که میشناسم و دوستی میانمان میباشد سه برادر حقوقدان و یک حقوقدان دیگر فرزند یکی از این سه برادر است. یکی از این سه برادر چند سال پیش درگذشت.
🔸از دیگر کسان چوپانانی که میشناسم کیخسرو نام است، پنجاه سال پیش در خور بیابانک، دبیرستان را میگذرانید، شنیده ام اکنون خانه اش را پذیرای بوم گردان ساخته است.
https://t.me/hatefTa
🔸و دیگری که شاعر است و ادیب است، نویسنده است، کتاب آن گور غریب را که گوشه ای از تاریخ محل است نوشته است.گاه سروده هایش به دستم میرسد. لقب و تخلص وی #راهی ، و در اسپاهان مینشینند.
🔸و دیگر آشنای نادیده، تاریخ پژوه استاد جلالپور که در اسپاهان مینشیند و دیدارش آرزوست.
🔹ادامه دارد...
____
☆در باره این نام پسین خواهم نوشت.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔷 #او_که_راستی_میکارد_آشتی_میافشاند
🔸 این غزل را که سروده آشنای نادیده ام استاد داود اشرفی مهابادی است، و مرا که به دیدار سراینده فرزانه اش، آرزومند است، دریغم آمد که تنها بخوانم و رساننده به دوستداران ادب نباشم.
https://t.me/hatefTa
✍ #داود_اشرفی_مهابادی
🔸بیا که شاعر چشمان آهوان باشیم
به دشت سبز محبت ، ترانه خوان باشیم
🔸در انزوای شبانگاهِ سردِ پاییزی
ستاره های فروزان آسمان باشیم
🔸نوای نغمه ی شادی ، سفیر خوشبختی
برای مردم دلخسته از جهان باشیم
🔸به عاشقانه ترین شعر ها بپردازیم
پیام شوکت نوروز و مهرگان باشیم
🔸اگر اسارت در دست این و آن خوب است !
اسیر دختر ترسای ایروان باشیم
🔸غزل به گویشِ شیرین رودکی گوئیم
نسیم عطر دل انگیز مولیان باشیم
🔸سفیر صلح و محبت ، امید و آزادی
میان بلخ و بخارا و اصفهان باشیم
🔸سروده های غم انگیز زندگی کافیست
نشاط سینه ی تبدار عاشقان باشیم
https://t.me/hatefTa
🔸 این غزل را که سروده آشنای نادیده ام استاد داود اشرفی مهابادی است، و مرا که به دیدار سراینده فرزانه اش، آرزومند است، دریغم آمد که تنها بخوانم و رساننده به دوستداران ادب نباشم.
https://t.me/hatefTa
✍ #داود_اشرفی_مهابادی
🔸بیا که شاعر چشمان آهوان باشیم
به دشت سبز محبت ، ترانه خوان باشیم
🔸در انزوای شبانگاهِ سردِ پاییزی
ستاره های فروزان آسمان باشیم
🔸نوای نغمه ی شادی ، سفیر خوشبختی
برای مردم دلخسته از جهان باشیم
🔸به عاشقانه ترین شعر ها بپردازیم
پیام شوکت نوروز و مهرگان باشیم
🔸اگر اسارت در دست این و آن خوب است !
اسیر دختر ترسای ایروان باشیم
🔸غزل به گویشِ شیرین رودکی گوئیم
نسیم عطر دل انگیز مولیان باشیم
🔸سفیر صلح و محبت ، امید و آزادی
میان بلخ و بخارا و اصفهان باشیم
🔸سروده های غم انگیز زندگی کافیست
نشاط سینه ی تبدار عاشقان باشیم
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Audio
🎾سالمندی و ریش سفیدی
درفرهنگ عامه ,برنامه زنده
#هفت_کوچه_رادیو_فرهنگ.
باکارشناسی: لسان الحق
طباطبایی.دهم مهرماه۱۳۹۵،
قسمت اول.
https://t.me/hatefTa
درفرهنگ عامه ,برنامه زنده
#هفت_کوچه_رادیو_فرهنگ.
باکارشناسی: لسان الحق
طباطبایی.دهم مهرماه۱۳۹۵،
قسمت اول.
https://t.me/hatefTa
Audio
🎾سالمندی و ریش سفیدی
درفرهنگ عامه ,برنامه زنده
#هفت_کوچه_رادیو_فرهنگ.
باکارشناسی: لسان الحق
طباطبایی.دهم مهرماه۱۳۹۵،
قسمت دوم
https://t.me/hatefTa
درفرهنگ عامه ,برنامه زنده
#هفت_کوچه_رادیو_فرهنگ.
باکارشناسی: لسان الحق
طباطبایی.دهم مهرماه۱۳۹۵،
قسمت دوم
https://t.me/hatefTa
Audio
🎾سالمندی و ریش سفیدی
درفرهنگ عامه ,برنامه زنده
#هفت_کوچه_رادیو_فرهنگ.
باکارشناسی: لسان الحق
طباطبایی.دهم مهرماه۱۳۹۵،
قسمت سوم
https://t.me/hatefTa
درفرهنگ عامه ,برنامه زنده
#هفت_کوچه_رادیو_فرهنگ.
باکارشناسی: لسان الحق
طباطبایی.دهم مهرماه۱۳۹۵،
قسمت سوم
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
🔷🔸🔹اقلیم خاطرات
#نخستین_ها
🔹امروز در گاهشمار به گردش ماه، هفدهم ربیع الاول سال ۱۴۴۵، و سالگرد میلاد پیامبر دین اسلام و امام مذهب جعفری است.
https://t.me/hatefTa
🔹این روز، در سال ۱۳۹۰خورشیدی، برابر با ۲۱ بهمن ماه و روز آدینه بود. در این سال شورای شهر جندق، این روز فرخنده را برای برگزاری آیین رونمایی از کتاب حوض توتیا برگزید؛ و جایگاه را، بزرگترین مرکز مذهبی شهر، نامدار به اتاق درس رهنمون شد. زمان را ساعت هفت صبح، پس از برگزاری مراسم دعای ندبه نشان داد.
🔹گمان نشود پیش از این زمان، اتاق درس، این شمار مردمان از سراسر شهرستان خوروبیابانک به خود دیده باشد.
🔹این رونمایی نخستین آیین رونمایی کتاب و نکوداشت پدیدآورنده آن زنده یاد روشندل استاد علی گرامی جندقی بود. گزارش آن در رویه های ۲۱۲-۲۱۳، شمارهٔ ۳۳، فصلنامه فرهنگ مردم،و رسانه های اجتماعی، و سیمای استان اصفهان و خبرگزاری کتاب ایران آمده است.
#نخسته_تاریخ_فرهنگ_آیین
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
#نخستین_ها
🔹امروز در گاهشمار به گردش ماه، هفدهم ربیع الاول سال ۱۴۴۵، و سالگرد میلاد پیامبر دین اسلام و امام مذهب جعفری است.
https://t.me/hatefTa
🔹این روز، در سال ۱۳۹۰خورشیدی، برابر با ۲۱ بهمن ماه و روز آدینه بود. در این سال شورای شهر جندق، این روز فرخنده را برای برگزاری آیین رونمایی از کتاب حوض توتیا برگزید؛ و جایگاه را، بزرگترین مرکز مذهبی شهر، نامدار به اتاق درس رهنمون شد. زمان را ساعت هفت صبح، پس از برگزاری مراسم دعای ندبه نشان داد.
🔹گمان نشود پیش از این زمان، اتاق درس، این شمار مردمان از سراسر شهرستان خوروبیابانک به خود دیده باشد.
🔹این رونمایی نخستین آیین رونمایی کتاب و نکوداشت پدیدآورنده آن زنده یاد روشندل استاد علی گرامی جندقی بود. گزارش آن در رویه های ۲۱۲-۲۱۳، شمارهٔ ۳۳، فصلنامه فرهنگ مردم،و رسانه های اجتماعی، و سیمای استان اصفهان و خبرگزاری کتاب ایران آمده است.
#نخسته_تاریخ_فرهنگ_آیین
#بخوانیم_بیندیشیم
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔶🔹🔸دوبیتی به گویش خوری
سراینده: #محمد_ناصر_غلامرضایی
🔹 شادروان محمد ناصر غلامرضایی فرزند مهدیقلی در سال ۱۳۰۲ درخور بیابانک دیده به جهان گشود. درسال ۱۳۸۳چشم از جهان فروبست و در زادگاه به خاک سپرده شد. او دبیر دبیرستان های خور و بسیار دانش آموختگان خوری را آموزگار بود.
https://t.me/hatefTa
🔸از وی که گویشور خوری بود پایان نامه دوره کارشناسی اش در زمینه گویش خوری با عنوان "بررسی لهجه یا نیم زبان خوری ۱۳۴۸" به راهنمایی زندیاد دکتر فرهاد آبادانی استاد زبان های باستانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان , ونیز مقالات :معرفی لهجه های محلی بخش خور /گویش های خوری / نکاتی چند درباره لهجه خوری که در مجموعه مقالات دومین و سومین کنگره تحقیقات ایرانی "۱۳۵۰-۱۳۵۱" به چاپ رسیده در دست است. دست نوشته ای پیرامون گویش خوری نیز برجای گذاشته است.
https://t.me/hatefTa
🔶نیز ازوی مقاله مفصلی در باره شتر و پرورش آن در خوربیابانک در چند شماره مجله تخصصی کشاورز به چاپ رسیده است.
زندیاد محمد ناصر غلامرضایی شعر هم می سرود. اشعار وی به زبان فارسی است.
🔸روزی در دیداری از او خواستم سروده ای اگر به گویش خوری دارد به من دهد تا در کتاب نخل امید به پاس خدمات وی به فرهنگ خوروبیابانک نشر دهم, از پاسخ ایشان که فرمود به گویش خوری نسروده است در شگفت آمدم و چون دل نشد که دست کم بی ذکر نام و حتی تک بیتی از وی بومی سروده های شعرای خوری را پایان و نشر دهم به خواهشم یک هفته پسین نوشته دوبیتی زیر را به دستم داد.
🔸بخوانید:
🔹تو ای چپون سر چَشتُو بژُن نی
که ناصر زندگه ایلو دِکا طی
🔹تیاین هیفَرن اُو اُشتر و پُاس
كه اُویِ خاشترِن اَ كوثر و می
🔸برگردان به فارسی:
🔹تو ای چوپان سر چشتاب بزن نی
که ناصر اینجا زندگی میگذراند
🔹میایند شتر و بُز و آب میاشامند
چراکه آبش خوشتر از آب کوثر و می است,
🔸چشتوchashtow/چشتاب, چشمه خردی است در مواضع شرق خور بیابانک و سراینده را به آن جا علقه بود,مصرع آخر که مصداق زبانزد:بهشت آنجاست که دل خوش باشد نشان از دلبستگی سراینده به آن موضع است .
https://t.me/hatefTa
🔸برای آگاهی بیشتر از جزئیات آثار زنده یاد محمد ناصر غلامرضایی کتاب گویش های دشت کویر , تألیف نگارنده را نگاه کنید.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
✍لسان الحق طباطبایی
#خور_و_بیابانک
#زبان_فرهنگ_گویش_خوری
تصویر :۱۳۳۴روانشاد محمد ناصر غلامرضایی , درحال خوشامدگویی , زمان استقبال مردم خوربیابانک از نماینده منتخب حوزه انتخابیه شهرستان نایین ,زنده یاد دکتر حسین پیرنیا
رییس انجمن اقتصاددانان ایران و استاد برجسته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
https://t.me/hatefTa
سراینده: #محمد_ناصر_غلامرضایی
🔹 شادروان محمد ناصر غلامرضایی فرزند مهدیقلی در سال ۱۳۰۲ درخور بیابانک دیده به جهان گشود. درسال ۱۳۸۳چشم از جهان فروبست و در زادگاه به خاک سپرده شد. او دبیر دبیرستان های خور و بسیار دانش آموختگان خوری را آموزگار بود.
https://t.me/hatefTa
🔸از وی که گویشور خوری بود پایان نامه دوره کارشناسی اش در زمینه گویش خوری با عنوان "بررسی لهجه یا نیم زبان خوری ۱۳۴۸" به راهنمایی زندیاد دکتر فرهاد آبادانی استاد زبان های باستانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان , ونیز مقالات :معرفی لهجه های محلی بخش خور /گویش های خوری / نکاتی چند درباره لهجه خوری که در مجموعه مقالات دومین و سومین کنگره تحقیقات ایرانی "۱۳۵۰-۱۳۵۱" به چاپ رسیده در دست است. دست نوشته ای پیرامون گویش خوری نیز برجای گذاشته است.
https://t.me/hatefTa
🔶نیز ازوی مقاله مفصلی در باره شتر و پرورش آن در خوربیابانک در چند شماره مجله تخصصی کشاورز به چاپ رسیده است.
زندیاد محمد ناصر غلامرضایی شعر هم می سرود. اشعار وی به زبان فارسی است.
🔸روزی در دیداری از او خواستم سروده ای اگر به گویش خوری دارد به من دهد تا در کتاب نخل امید به پاس خدمات وی به فرهنگ خوروبیابانک نشر دهم, از پاسخ ایشان که فرمود به گویش خوری نسروده است در شگفت آمدم و چون دل نشد که دست کم بی ذکر نام و حتی تک بیتی از وی بومی سروده های شعرای خوری را پایان و نشر دهم به خواهشم یک هفته پسین نوشته دوبیتی زیر را به دستم داد.
🔸بخوانید:
🔹تو ای چپون سر چَشتُو بژُن نی
که ناصر زندگه ایلو دِکا طی
🔹تیاین هیفَرن اُو اُشتر و پُاس
كه اُویِ خاشترِن اَ كوثر و می
🔸برگردان به فارسی:
🔹تو ای چوپان سر چشتاب بزن نی
که ناصر اینجا زندگی میگذراند
🔹میایند شتر و بُز و آب میاشامند
چراکه آبش خوشتر از آب کوثر و می است,
🔸چشتوchashtow/چشتاب, چشمه خردی است در مواضع شرق خور بیابانک و سراینده را به آن جا علقه بود,مصرع آخر که مصداق زبانزد:بهشت آنجاست که دل خوش باشد نشان از دلبستگی سراینده به آن موضع است .
https://t.me/hatefTa
🔸برای آگاهی بیشتر از جزئیات آثار زنده یاد محمد ناصر غلامرضایی کتاب گویش های دشت کویر , تألیف نگارنده را نگاه کنید.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
✍لسان الحق طباطبایی
#خور_و_بیابانک
#زبان_فرهنگ_گویش_خوری
تصویر :۱۳۳۴روانشاد محمد ناصر غلامرضایی , درحال خوشامدگویی , زمان استقبال مردم خوربیابانک از نماینده منتخب حوزه انتخابیه شهرستان نایین ,زنده یاد دکتر حسین پیرنیا
رییس انجمن اقتصاددانان ایران و استاد برجسته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
💥به مناسبت هفدهم مهرماه سالروز پرواز خسرو آواز ایران زنده یاد:
#محمد_رضا_شجریان .
🖤 سوگسرودههایی برای محمدرضا شجریان
✍️ همراهان گرامی! آنچه در بخش برگزیدۀ اشعار سرودهشده در شمارۀ ۱۸۰ #هنر_موسیقی / تیر-آبان ۱۳۹۹، در سوگ محمدرضا #شجریان از شاعران نامبردۀ زیر منتشر شده، برگزیدۀ سوگسرودههایی است از میان سیل اشعاری که طی فراخوان هنر موسیقی به ما رسید؛ از همۀ دوستان و ارجمندانی که اشعارشان را برای ما ارسال کردند سپاسگزاریم. یاد و آوای محمدرضا شجریان جاودان.
میرجلالالدین کزازی (زروان)، وحید عیدگاه، افشین علا، حسین جنتی، امیرحسن سعیدی، فاطمه سالاروند، بهروز سپیدنامه، سهیلا حبیبی، مهدی فیروزیان، شاهین سُلگی، کیومرث مرادی، همایون قاسمی، سالک همدانی، حسن دلبری، رضا ترکاشوند، رباب نجفی، عبدالحمید ضیایی، م. نحوی، مرضیه شهیدی، نرگس ایمانیان، حسینا پارسا، علیمحمد گیتیفروز، محمود حسینی، سپهر طباطبایی، مسعود ایمانیصورت، حمید میرزایینژاد، محسن میرزایی، محبوبه حسینیان، رضا رهسپاس، اسما بیرانوند، جواد وهابزاده، مجید مبلغناصری، فرهاد خاموش، نیره سپهری، سید ابوالفضل صمدی، کاظم کشمیرشکن (حسرت)
#سرحلقه_عشاق
♦️سروده ای از #دکتر_سپهر_طباطبایی
برای خسرو آواز ایران .
#هاتف_هنر_ادب_تاریخ_فرهنگ
#خور_و_بیابانک_فرهنگ_ادب
@HATEFTA @HATEFTA
#محمد_رضا_شجریان .
🖤 سوگسرودههایی برای محمدرضا شجریان
✍️ همراهان گرامی! آنچه در بخش برگزیدۀ اشعار سرودهشده در شمارۀ ۱۸۰ #هنر_موسیقی / تیر-آبان ۱۳۹۹، در سوگ محمدرضا #شجریان از شاعران نامبردۀ زیر منتشر شده، برگزیدۀ سوگسرودههایی است از میان سیل اشعاری که طی فراخوان هنر موسیقی به ما رسید؛ از همۀ دوستان و ارجمندانی که اشعارشان را برای ما ارسال کردند سپاسگزاریم. یاد و آوای محمدرضا شجریان جاودان.
میرجلالالدین کزازی (زروان)، وحید عیدگاه، افشین علا، حسین جنتی، امیرحسن سعیدی، فاطمه سالاروند، بهروز سپیدنامه، سهیلا حبیبی، مهدی فیروزیان، شاهین سُلگی، کیومرث مرادی، همایون قاسمی، سالک همدانی، حسن دلبری، رضا ترکاشوند، رباب نجفی، عبدالحمید ضیایی، م. نحوی، مرضیه شهیدی، نرگس ایمانیان، حسینا پارسا، علیمحمد گیتیفروز، محمود حسینی، سپهر طباطبایی، مسعود ایمانیصورت، حمید میرزایینژاد، محسن میرزایی، محبوبه حسینیان، رضا رهسپاس، اسما بیرانوند، جواد وهابزاده، مجید مبلغناصری، فرهاد خاموش، نیره سپهری، سید ابوالفضل صمدی، کاظم کشمیرشکن (حسرت)
#سرحلقه_عشاق
♦️سروده ای از #دکتر_سپهر_طباطبایی
برای خسرو آواز ایران .
#هاتف_هنر_ادب_تاریخ_فرهنگ
#خور_و_بیابانک_فرهنگ_ادب
@HATEFTA @HATEFTA
Telegram
attach 📎
🔹شعر
✍احمدیغمایی
🔹عقل سلیم غصه ی بیجا نمی خورد
جز مرد بی خرد غم دنیا نمی خورد
🔹هرکس که راضی ست ز احوال خویشتن
هرگز به روز واقعه خود را نمی خورد
🔹باری بس است گندم غم را که خورده اند
دیگر کسی چو آدم و حوا نمی خورد
🔹مرگ کسان به سینی حلوا بها دهد
هرگز کسیش ،سرکه و سکبا نمی خورد
🔹رنگ سیه کراهت دل های آدمی ست
بر تن مکن به قامت رعنا نمی خورد
🔹امروز شاد باش و به احوال دل بخند
عاقل که غصه و غم فردا نمی خورد
🔹این اخم را ز صورت خود باز کن امید
هر حالتی به سیرت زیبا نمی خورد
🔸نقل از کانال تلگرام سراینده، میشود گفت منی هم هستم 🔻
@khourzad
🔶سراینده، زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه اهواز خوانده، سی سال در دبیرستان های کشور دبیری کرده؛ فرجامین کرسی وی دبیرستان زادگاهش خوربیابانک بود. کنون زمان بازنشستگی میگذراند.
🔸بیشتر رباعی و تک بیت که سرودنش دشوار باشد، میسراید؛ برای او آسان است،چه بر همه فنون و صناعات ادبی استاد میباشد؛ نیای بزرگ پدری و مادر وی شاعر بودند.نخستین میرزا ابوالحسن یغما، و دیگر محمدتقی خجسته.
🔸نام پدرش میرزا عبدالحسین، دایی من است
https://t.me/hatefTa
✍احمدیغمایی
🔹عقل سلیم غصه ی بیجا نمی خورد
جز مرد بی خرد غم دنیا نمی خورد
🔹هرکس که راضی ست ز احوال خویشتن
هرگز به روز واقعه خود را نمی خورد
🔹باری بس است گندم غم را که خورده اند
دیگر کسی چو آدم و حوا نمی خورد
🔹مرگ کسان به سینی حلوا بها دهد
هرگز کسیش ،سرکه و سکبا نمی خورد
🔹رنگ سیه کراهت دل های آدمی ست
بر تن مکن به قامت رعنا نمی خورد
🔹امروز شاد باش و به احوال دل بخند
عاقل که غصه و غم فردا نمی خورد
🔹این اخم را ز صورت خود باز کن امید
هر حالتی به سیرت زیبا نمی خورد
🔸نقل از کانال تلگرام سراینده، میشود گفت منی هم هستم 🔻
@khourzad
🔶سراینده، زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه اهواز خوانده، سی سال در دبیرستان های کشور دبیری کرده؛ فرجامین کرسی وی دبیرستان زادگاهش خوربیابانک بود. کنون زمان بازنشستگی میگذراند.
🔸بیشتر رباعی و تک بیت که سرودنش دشوار باشد، میسراید؛ برای او آسان است،چه بر همه فنون و صناعات ادبی استاد میباشد؛ نیای بزرگ پدری و مادر وی شاعر بودند.نخستین میرزا ابوالحسن یغما، و دیگر محمدتقی خجسته.
🔸نام پدرش میرزا عبدالحسین، دایی من است
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Forwarded from اتچ بات
🔶🔷🔶 گشت و گذار، ص۱
🔹امروز هفدهم مهرماه ۱۴۰۲ خورشیدی، به نمایشگاه روستا آباد رفتم، در مصلای تهران،
جایگاه هر شهر و روستا به همان نام شهر و روستا بود.
https://t.me/hatefTa
🔹یکی از جایگاهها قرآن آباد، نام داشت.شهر یا روستایی به این نام نمی شناختم ، نزدیکتر شدم ، دو نفر معمم در آنجا بودند.
🔹پورسان شدم، آیا نام شهر یا روستایی است؟ و چرا قرآن اباد؟ و کجاست؟ و آیا نام رسمی است؟ یکی از ایشان گفت: در لارستان است، روستایی است و قرآن خوانان بی شمار دارد؛ و نامی است مردمی، و رسمی نیست. نام رسمی آن را هم گفت، فراموشم شده است.
🔹پسان میهمان خانم سعیدی، در کوهرنگ شدم. هموست که چندسالی در روستای گرمه در شهرستان خوروبیابانک بود، و شیوه بافندگی دست بافت هارا آموزش،میداد.چند سال پیش به زادگاهش کوهرنگ بازگشت. زمانی به پورسان یکدگر بودیم، این عکس یادگار آنروز است.🔻
🔹بیشتر: کرته - بنه کن
https://t.me/hatefTa
🔹امروز هفدهم مهرماه ۱۴۰۲ خورشیدی، به نمایشگاه روستا آباد رفتم، در مصلای تهران،
جایگاه هر شهر و روستا به همان نام شهر و روستا بود.
https://t.me/hatefTa
🔹یکی از جایگاهها قرآن آباد، نام داشت.شهر یا روستایی به این نام نمی شناختم ، نزدیکتر شدم ، دو نفر معمم در آنجا بودند.
🔹پورسان شدم، آیا نام شهر یا روستایی است؟ و چرا قرآن اباد؟ و کجاست؟ و آیا نام رسمی است؟ یکی از ایشان گفت: در لارستان است، روستایی است و قرآن خوانان بی شمار دارد؛ و نامی است مردمی، و رسمی نیست. نام رسمی آن را هم گفت، فراموشم شده است.
🔹پسان میهمان خانم سعیدی، در کوهرنگ شدم. هموست که چندسالی در روستای گرمه در شهرستان خوروبیابانک بود، و شیوه بافندگی دست بافت هارا آموزش،میداد.چند سال پیش به زادگاهش کوهرنگ بازگشت. زمانی به پورسان یکدگر بودیم، این عکس یادگار آنروز است.🔻
🔹بیشتر: کرته - بنه کن
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔷🔸🔷بی مناسبت
بی مناسبت، مطالب و موضوعات فولکلوریک
دیگر جای های سرزمین ایران است.پایان هرماه منتشر میشود.
این ماه داستان و ترانه گیسه گو در دو بخش🔻بخش اول: گل گیس و چوپان.داستانی شنیدنی از ایل بختیاری
https://t.me/hatefTa
بی مناسبت، مطالب و موضوعات فولکلوریک
دیگر جای های سرزمین ایران است.پایان هرماه منتشر میشود.
این ماه داستان و ترانه گیسه گو در دو بخش🔻بخش اول: گل گیس و چوپان.داستانی شنیدنی از ایل بختیاری
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
🔷🔸🔷بی مناسبت
بی مناسبت، مطالب و موضوعات فولکلوریک
دیگر جای های سرزمین ایران است.پایان هرماه منتشر میشود.
این ماه داستان و ترانه گیسه گو در دو بخش 🔺بخش اول: گل گیس و چوپان.داستانی شنیدنی از ایل بختیاری
🔻بخش دوم: ترانه گیسه گو
✍آهنگ زیبای گیسه گل ( گیس گو ) نام یک ترانه محلی قدیمی کرمانی برگرفته از یک داستان قدیمی است داستان چوپان و دختر کدخدایی است که عاشق یکدیگر هستند . ولی کدخدا به چوپان بها نمیدهد و با حقارت به او نگاه می کند.چوپان هر روز در صحرا برای گوسفندان نی می زده و دختر هم در خانه عاشقانه به نی چوپان گوش میداده تا اینکه یک روز دزد به گله میزند و دست و پای چوپان را میبندد و نی هم میشکنند ولی هر کار میکنند نمیتوانند گله را حرکت بدهند . چوپان میگوید گله فقط با صدای نی من حرکت میکند. دزدها مجبور میشوند دست های چوپان را باز کنند و چوپان با همون نی شکسته شروع به نواختن میکند.و به وسیله نی با گل گیس صحبت میکند: :گل گیس بووت خبر کن گل گیس مینا به سر کن گل گیس گله نه بردن . . . .و گل گیس هم از بس روزها به نی چوپان گوش داده بود زبون اون را یاد گرفته بوده پیام چوپان را میفهمه و به مردم آبادی خبر میده و گله نجات پیدا میکنه و بعد از این ماجرا پدر گل گیس با ازدواج موافقت میکنه( نام داستان گل گیس در کتاب دهخدا هم اومده ) این ترانه محلی را با صدای خواننده محلی کرمانی آقای کاظمی و تنظیم از واحد موسیقی مرکز کرمان ساخته شده است . صدتا سواره گیسه گو ....سینه ی گدار گیسه گو ....... بابا رو خبر کن گیسه گو ....... گله بردن گیسه گو ..... قوچای رنگی گیسه گو ........نری دورنگی گیسه گو........
https://t.me/hatefTa
بی مناسبت، مطالب و موضوعات فولکلوریک
دیگر جای های سرزمین ایران است.پایان هرماه منتشر میشود.
این ماه داستان و ترانه گیسه گو در دو بخش 🔺بخش اول: گل گیس و چوپان.داستانی شنیدنی از ایل بختیاری
🔻بخش دوم: ترانه گیسه گو
✍آهنگ زیبای گیسه گل ( گیس گو ) نام یک ترانه محلی قدیمی کرمانی برگرفته از یک داستان قدیمی است داستان چوپان و دختر کدخدایی است که عاشق یکدیگر هستند . ولی کدخدا به چوپان بها نمیدهد و با حقارت به او نگاه می کند.چوپان هر روز در صحرا برای گوسفندان نی می زده و دختر هم در خانه عاشقانه به نی چوپان گوش میداده تا اینکه یک روز دزد به گله میزند و دست و پای چوپان را میبندد و نی هم میشکنند ولی هر کار میکنند نمیتوانند گله را حرکت بدهند . چوپان میگوید گله فقط با صدای نی من حرکت میکند. دزدها مجبور میشوند دست های چوپان را باز کنند و چوپان با همون نی شکسته شروع به نواختن میکند.و به وسیله نی با گل گیس صحبت میکند: :گل گیس بووت خبر کن گل گیس مینا به سر کن گل گیس گله نه بردن . . . .و گل گیس هم از بس روزها به نی چوپان گوش داده بود زبون اون را یاد گرفته بوده پیام چوپان را میفهمه و به مردم آبادی خبر میده و گله نجات پیدا میکنه و بعد از این ماجرا پدر گل گیس با ازدواج موافقت میکنه( نام داستان گل گیس در کتاب دهخدا هم اومده ) این ترانه محلی را با صدای خواننده محلی کرمانی آقای کاظمی و تنظیم از واحد موسیقی مرکز کرمان ساخته شده است . صدتا سواره گیسه گو ....سینه ی گدار گیسه گو ....... بابا رو خبر کن گیسه گو ....... گله بردن گیسه گو ..... قوچای رنگی گیسه گو ........نری دورنگی گیسه گو........
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
Forwarded from بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
با دریغ دکتر محمد غلامرضایی، پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، درگذشت.
محمد غلامرضایی (۱۳۳۱- ۱۴۰۲) در خور و بیابانک از توابع نایین به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود و سپس یزد به پایان رساند. پس از آن برای ادامۀ تحصیل راهی تهران شد. او دورۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم و دورۀ کارشناسی ارشد همان رشته را در پژوهشکدۀ فرهنگ ایران سپری کرد و در سال ۱۳۵۹ موفق به دریافت درجۀ دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد.
دکتر غلامرضایی در فاصلۀ سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ با مراکزی چون انجمن آثار ملی، بنیاد فرهنگ ایران، فرهنگستان ادب و هنر، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و مجلههای یغما و راهنمای کتاب همکاری داشت و به تشویق زندهیاد ایرج افشار اقدام به فهرستنویسی آثار خطی انجمن آثار ملی كرد كه با نام فهرست كتابهای كتابخانۀ انجمن آثار ملی به چاپ رسید.
دکتر غلامرضایی از سال ۱۳۵۷ به یزد رفت و ابتدا در دانشسرای عالی آن شهر و سپس با سمت عضو هیئت علمی در دانشگاه یزد مشغول به تدریس شد تا اینکه از شهریور ۱۳۷۸ به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شد و تا پایان عمر در آنجا به پژوهش، تدریس و راهنمایی دانشجویان اشتغال داشت.
دکتر غلامرضایی پژوهشگری با وسواس علمی و دقت بالا و آموزگاری دلسوز و مهربان بود. از آثار قلمی او میتوان به کتابهایی چون سبکشناسی نثرهای صوفیانه: از قرن پنجم تا اوایل قرن هشتم، سبکشناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو، تَشتۀ فُر: آیین زندگی در دهههای پیشین خور و بیابانک، سی قصیدۀ ناصر خسرو و داستانهای غنایی اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار خدمات علمی دکتر محمد غلامرضایی را ارج مینهد و درگذشت آن استاد ارجمند را به جامعۀ دانشگاهی ایران تسلیت میگوید. خاک بر او خوش باد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
محمد غلامرضایی (۱۳۳۱- ۱۴۰۲) در خور و بیابانک از توابع نایین به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود و سپس یزد به پایان رساند. پس از آن برای ادامۀ تحصیل راهی تهران شد. او دورۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم و دورۀ کارشناسی ارشد همان رشته را در پژوهشکدۀ فرهنگ ایران سپری کرد و در سال ۱۳۵۹ موفق به دریافت درجۀ دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد.
دکتر غلامرضایی در فاصلۀ سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ با مراکزی چون انجمن آثار ملی، بنیاد فرهنگ ایران، فرهنگستان ادب و هنر، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و مجلههای یغما و راهنمای کتاب همکاری داشت و به تشویق زندهیاد ایرج افشار اقدام به فهرستنویسی آثار خطی انجمن آثار ملی كرد كه با نام فهرست كتابهای كتابخانۀ انجمن آثار ملی به چاپ رسید.
دکتر غلامرضایی از سال ۱۳۵۷ به یزد رفت و ابتدا در دانشسرای عالی آن شهر و سپس با سمت عضو هیئت علمی در دانشگاه یزد مشغول به تدریس شد تا اینکه از شهریور ۱۳۷۸ به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شد و تا پایان عمر در آنجا به پژوهش، تدریس و راهنمایی دانشجویان اشتغال داشت.
دکتر غلامرضایی پژوهشگری با وسواس علمی و دقت بالا و آموزگاری دلسوز و مهربان بود. از آثار قلمی او میتوان به کتابهایی چون سبکشناسی نثرهای صوفیانه: از قرن پنجم تا اوایل قرن هشتم، سبکشناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو، تَشتۀ فُر: آیین زندگی در دهههای پیشین خور و بیابانک، سی قصیدۀ ناصر خسرو و داستانهای غنایی اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار خدمات علمی دکتر محمد غلامرضایی را ارج مینهد و درگذشت آن استاد ارجمند را به جامعۀ دانشگاهی ایران تسلیت میگوید. خاک بر او خوش باد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
Telegram
attach 📎
◼️به مناسبت درگذشت خویشاوندم، شادروان دکتر محمد غلامرضایی.
https://t.me/hatefTa
▪️عباس نام پدرش و منسوب به میرزا بزرگ، و از تیره غلامرضا خان، از دودمان کلهر کرمانشاه بود.
▪️مادرش دختر خاله مادرم بود. پدر و مادرش چند سال پیش درگذشتند.
https://t.me/hatefTa
▪️تازه درگذشته تنها پسر آن تن ها، بود.دوران دبستان و دبیرستان تا یک سال مانده به پایان دوره دبیرستان در خوربیابانک هم کلاس بودیم؛ و روی یک نیمکت سه نفره مینشستیم. در گفتگویی که چند سال پیش با روزنامه آفتاب یزد داشته بود؛ از این زمان و از هم درس های خویش یاد کرده است.
▪️ سال آخر دبیرستان را ناگزیر میباید در شهری دیگر میگذراندیم، زیرا آن زمان، سال پایانی دبیرستان در خوربیابانک نبود.
▪️او به یزد رفت و من به اصفهان. پسان او در دانشسرای عالی پذیرفته شد، در رشته ادبیات فارسی، و پسان همین رشته را نزد زنده یاد دکتر پرویز ناتل خانلری و دیگر استادان آن زمان در پژوهشکده فرهنگ ایران، و سپس در دانشگاه تهران، تا دریافت دانشنامه دکترا ادامه داد. در تهران، گهگاه اورا میدیدم.
▪️زمانی که یزد بود، یک بار در آنجا اورا در گورستانخلدبرین، زمان خاکسپاری داییم،روانشاد میرزا مهدی یغمایی دیدم. تهران که بازگشت چندبار دیگر.فرجامین دیدارم با او دوسال پیش در محفلی بود.
https://t.me/hatefTa
▪️چند مقاله و کتاب در زمینه ادبیات فارسی از آثار به جا مانده از اوست،یکی از این مقالات،یکی جستاری در باره گویش خوری، با عنوان واژه هایی از گویش خوری، در ستوده نامه - یادنامه زنده یاد دکتر منوچهر ستوده - جلد ۱۶ از پژوهش های ایران شناسی، بنیاد موقوفات زنده یاد دکتر محمود افشار، نشر شده. آنرا بررسیده و در بخش بررسی پژوهش های پیشین در کتاب گویش های دشت کویر آورده ام. این بررسی نوشته، از بار آن جستار ، و نیز بر آن نوشته است.
◼️نیکو منش، نیک اندیش و نکو کردار بود. زود رفت به آن سرا، مینوی جایگاهش براز باد. یاد باد آن که آموخت و آموزانید.
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
▪️عباس نام پدرش و منسوب به میرزا بزرگ، و از تیره غلامرضا خان، از دودمان کلهر کرمانشاه بود.
▪️مادرش دختر خاله مادرم بود. پدر و مادرش چند سال پیش درگذشتند.
https://t.me/hatefTa
▪️تازه درگذشته تنها پسر آن تن ها، بود.دوران دبستان و دبیرستان تا یک سال مانده به پایان دوره دبیرستان در خوربیابانک هم کلاس بودیم؛ و روی یک نیمکت سه نفره مینشستیم. در گفتگویی که چند سال پیش با روزنامه آفتاب یزد داشته بود؛ از این زمان و از هم درس های خویش یاد کرده است.
▪️ سال آخر دبیرستان را ناگزیر میباید در شهری دیگر میگذراندیم، زیرا آن زمان، سال پایانی دبیرستان در خوربیابانک نبود.
▪️او به یزد رفت و من به اصفهان. پسان او در دانشسرای عالی پذیرفته شد، در رشته ادبیات فارسی، و پسان همین رشته را نزد زنده یاد دکتر پرویز ناتل خانلری و دیگر استادان آن زمان در پژوهشکده فرهنگ ایران، و سپس در دانشگاه تهران، تا دریافت دانشنامه دکترا ادامه داد. در تهران، گهگاه اورا میدیدم.
▪️زمانی که یزد بود، یک بار در آنجا اورا در گورستانخلدبرین، زمان خاکسپاری داییم،روانشاد میرزا مهدی یغمایی دیدم. تهران که بازگشت چندبار دیگر.فرجامین دیدارم با او دوسال پیش در محفلی بود.
https://t.me/hatefTa
▪️چند مقاله و کتاب در زمینه ادبیات فارسی از آثار به جا مانده از اوست،یکی از این مقالات،یکی جستاری در باره گویش خوری، با عنوان واژه هایی از گویش خوری، در ستوده نامه - یادنامه زنده یاد دکتر منوچهر ستوده - جلد ۱۶ از پژوهش های ایران شناسی، بنیاد موقوفات زنده یاد دکتر محمود افشار، نشر شده. آنرا بررسیده و در بخش بررسی پژوهش های پیشین در کتاب گویش های دشت کویر آورده ام. این بررسی نوشته، از بار آن جستار ، و نیز بر آن نوشته است.
◼️نیکو منش، نیک اندیش و نکو کردار بود. زود رفت به آن سرا، مینوی جایگاهش براز باد. یاد باد آن که آموخت و آموزانید.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Forwarded from اتچ بات
🔶به آبان دومین ماه پاییز خوشامدید.
درگویش خوری، واژه آبانماه را
#اوغومه_owqomo گویند.
آبمه Abemah نیز گفته میشود.درلهجه فارسی رایج در خوربیابانک آبما\آبماه است.
آبانماه موسم (فصل) برداشت خرما است و موسم درخت بُری deraxtbori
(خوشه خرما از درخت بریدن) نامیده میشود.
درگویش خوری مگ mog ,به معنای نخل/خرمابن است و مگ بیریون برابر درخت بری است.
#خور_بیابانک_گویش_خوری
فرهنگ مردم خوروبیابانک
🔸برگرفته از مقاله واژگان زمان در گویش خوری و مدیریت زمان در فرهنگ مردم خوربیابانک
✍ #لسان_الحق_طباطبایی
@ESHTADAN
https://t.me/hatefTa
به فراخور فرارسیدن ماه آبان #خور_بیابانک_فرهنگ_مردم
🌴درخت بری
آبان ماه زمان برداشت خرما از خرماستان است.آنگاه که خانوار به کشتمان میروند و آن کس بربالای خرمابن خوشه پایانی را
میبرد و در چادرشب فرو میاندازد گوید:
هولولو و بولولو 1
hululu vo bululu
سال دی زیتر بیو
sale de zitor biyu ۲
و آنانکه پای درخت هستند همین نوا را سرمیدهند و سپس صلوات بر پیامبر و خاندانش میفرستند و سپاس خداوند.
💥آنچه این درخت به ما داد همین بود.همه بارش را بریدم .
به شما دادم.
شادی کنید و بخواهید سال دیگر زودتر بار دهد.
ای آنکه مارا شادمان کردی و ما
شادیمان را به تو نشان دادیم.
یکسال دیگر چشم به راهیم .سال دیگر چشم به راهیم و آرزویمان است شکوفه های سپیدت را زودتر بنمایی.
پرندگان خوشنوای کلوخ رنگ کن ۳
برفراز کشتخوان شب هنگام بخوانند تا دانه های سبزت ،زرد و سرخ شوند .
وعطر و عسل تو به کام دوستدارنت باشد.
شکوفه های سپیدت را زودتر بنما.
ای که هر سال میزایی .
__
۱_هولولو :هلهله/کل
بولولو :مهمل هولولو
۲_سال دیگر زودتر بیا
۳_کلوخ :دانه سبز و کال خوشه خرما.کلوخ رنگ کن:پرندگانی از گونه سار نوک زرد هستند که زمان رنگ گرفتن دانه های سبز خوشه خرمابن به زرد و سرخ شب هنگام در نخلستان آواز میخوانند.درباور مردم رنگ پذیری دانه های سبز خوشه نخل از آواز این پرندگان است.
مأخذ:📗سرو ایراج ،ترانه هایی از جندق، خور وبیابانک
انتشارات بهین ۱۳۸۷
@ESHTADAN
@HATEFTA
https://t.me/hatefTa
درگویش خوری، واژه آبانماه را
#اوغومه_owqomo گویند.
آبمه Abemah نیز گفته میشود.درلهجه فارسی رایج در خوربیابانک آبما\آبماه است.
آبانماه موسم (فصل) برداشت خرما است و موسم درخت بُری deraxtbori
(خوشه خرما از درخت بریدن) نامیده میشود.
درگویش خوری مگ mog ,به معنای نخل/خرمابن است و مگ بیریون برابر درخت بری است.
#خور_بیابانک_گویش_خوری
فرهنگ مردم خوروبیابانک
🔸برگرفته از مقاله واژگان زمان در گویش خوری و مدیریت زمان در فرهنگ مردم خوربیابانک
✍ #لسان_الحق_طباطبایی
@ESHTADAN
https://t.me/hatefTa
به فراخور فرارسیدن ماه آبان #خور_بیابانک_فرهنگ_مردم
🌴درخت بری
آبان ماه زمان برداشت خرما از خرماستان است.آنگاه که خانوار به کشتمان میروند و آن کس بربالای خرمابن خوشه پایانی را
میبرد و در چادرشب فرو میاندازد گوید:
هولولو و بولولو 1
hululu vo bululu
سال دی زیتر بیو
sale de zitor biyu ۲
و آنانکه پای درخت هستند همین نوا را سرمیدهند و سپس صلوات بر پیامبر و خاندانش میفرستند و سپاس خداوند.
💥آنچه این درخت به ما داد همین بود.همه بارش را بریدم .
به شما دادم.
شادی کنید و بخواهید سال دیگر زودتر بار دهد.
ای آنکه مارا شادمان کردی و ما
شادیمان را به تو نشان دادیم.
یکسال دیگر چشم به راهیم .سال دیگر چشم به راهیم و آرزویمان است شکوفه های سپیدت را زودتر بنمایی.
پرندگان خوشنوای کلوخ رنگ کن ۳
برفراز کشتخوان شب هنگام بخوانند تا دانه های سبزت ،زرد و سرخ شوند .
وعطر و عسل تو به کام دوستدارنت باشد.
شکوفه های سپیدت را زودتر بنما.
ای که هر سال میزایی .
__
۱_هولولو :هلهله/کل
بولولو :مهمل هولولو
۲_سال دیگر زودتر بیا
۳_کلوخ :دانه سبز و کال خوشه خرما.کلوخ رنگ کن:پرندگانی از گونه سار نوک زرد هستند که زمان رنگ گرفتن دانه های سبز خوشه خرمابن به زرد و سرخ شب هنگام در نخلستان آواز میخوانند.درباور مردم رنگ پذیری دانه های سبز خوشه نخل از آواز این پرندگان است.
مأخذ:📗سرو ایراج ،ترانه هایی از جندق، خور وبیابانک
انتشارات بهین ۱۳۸۷
@ESHTADAN
@HATEFTA
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔹سروده ای که در سیاه کرده کاغذ هایم یافتم و برای مردم بوسنی هرزگوین سروده بودم و درسال ۱۳۷۱ در ماهنامه صنعت حمل و نقل چاپ شده بود،امروز برای مردم افغانستان. و امروز برای مردم فلسطین و اسراییل 🔻
🔹فتور
🔹فردای عشق را،باور نمیکند
حجم حضور فاجعه در ذهن من
تداعی پایان است
🔹پایان فصل عشق
فصل سرود و زمزمه
فصل گل و طراوت باران
🔹حجم حضور فاجعه
فصل فتور، فصل غروب
و انجماد ابر و گل و دریاست
🔹اینک
آیا کدام واژه تواند
شرم حضور فاجعه
شرم غریب نفرت و نفرین را
از سرزمین من
در لابلای دفتر تاریخ بنگارد ؟
✍لسان الحق طباطبایی
#سرزمین_من
@HATEFTA
https://t.me/hatefTa
🔹فتور
🔹فردای عشق را،باور نمیکند
حجم حضور فاجعه در ذهن من
تداعی پایان است
🔹پایان فصل عشق
فصل سرود و زمزمه
فصل گل و طراوت باران
🔹حجم حضور فاجعه
فصل فتور، فصل غروب
و انجماد ابر و گل و دریاست
🔹اینک
آیا کدام واژه تواند
شرم حضور فاجعه
شرم غریب نفرت و نفرین را
از سرزمین من
در لابلای دفتر تاریخ بنگارد ؟
✍لسان الحق طباطبایی
#سرزمین_من
@HATEFTA
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
🔶به فراخور هفتم آبان روز فرمانروای دادگستر، کورش بزرگ.
امروز روز کورش و یاد بزرگ ماست
با همدلی همیشه ی ایران بزرگ باد.
✍ #احمد_یغمایی
🔹نقل از کانال تلگرام: میشود گفت منی هم هستم.
https://t.me/hatefTa
امروز روز کورش و یاد بزرگ ماست
با همدلی همیشه ی ایران بزرگ باد.
✍ #احمد_یغمایی
🔹نقل از کانال تلگرام: میشود گفت منی هم هستم.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Forwarded from اتچ بات
📚معرفی کتاب، تازه از انتشارات #بهین
https://t.me/hatefTa
🔸یاد ایام ، خاطرات،داستان، سفرنامه، مقالات ادبی و تاریخی
پدیدآورنده: محمد علی عظیمیان زواره
تقریظ: لسان الحق طباطبایی
قطع: وزیری، ص۴۷۱، جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول، تاریخ چاپ: پاییز ۱۴۰۲
🔹فرازی از تقریظ:
《شهر زواره، از قدیم تا کنون، کثیری از علمای دین، عرفا،فضلا،حکما،ادبا،شعرا، خطاطان، کاتبان، و ناسخین شذرات، نگارگران،صنعتگران،تعزیه خوانان، مداحان و ذاکرین مصائب اهل بیت النبوه را در دامان خود پرورانیده؛ و نه تنها به جامعه دین و علم کشور، بل به جامعه جهانی تقدیم نموده است.
از قدر و منزلت هریک از بزرگان و ناموران یادشده و آثار مکتوب آنان در زبان پژوهندگان و محققین عصر سخن های برحق و شایسته رفته است؛ و این حق شناسی و قدر شناسی در فرهنگ مردم اردستان و زواره به عین است و محتاج به تکرار نمیباشد.
🔹آثار استاد محمد علی عظیمیان زواره، در باره فرهنگ، تاریخ، جغرافیا،ادبیات، احوال و آثار فضلای محل؛ که بالغ بر ده جلد کتاب مرجع اهل تحقیق در برهه سی سال اخیر است، حاصل عشق و علاقه وی به زادبوم، دستاورد تلاش های بی وقفه مؤلف و از کوشش های ستودنی و ارزنده ای است که قدر آن در این چند سطر و چند صفحه نگنجد.
🔹امید است آنچه او در دست ما نهاده است؛ بتوانیم به دست آیندگان برسانیم؛ آن چنان که دست به دست آمده است به ما 》
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
🔸یاد ایام ، خاطرات،داستان، سفرنامه، مقالات ادبی و تاریخی
پدیدآورنده: محمد علی عظیمیان زواره
تقریظ: لسان الحق طباطبایی
قطع: وزیری، ص۴۷۱، جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول، تاریخ چاپ: پاییز ۱۴۰۲
🔹فرازی از تقریظ:
《شهر زواره، از قدیم تا کنون، کثیری از علمای دین، عرفا،فضلا،حکما،ادبا،شعرا، خطاطان، کاتبان، و ناسخین شذرات، نگارگران،صنعتگران،تعزیه خوانان، مداحان و ذاکرین مصائب اهل بیت النبوه را در دامان خود پرورانیده؛ و نه تنها به جامعه دین و علم کشور، بل به جامعه جهانی تقدیم نموده است.
از قدر و منزلت هریک از بزرگان و ناموران یادشده و آثار مکتوب آنان در زبان پژوهندگان و محققین عصر سخن های برحق و شایسته رفته است؛ و این حق شناسی و قدر شناسی در فرهنگ مردم اردستان و زواره به عین است و محتاج به تکرار نمیباشد.
🔹آثار استاد محمد علی عظیمیان زواره، در باره فرهنگ، تاریخ، جغرافیا،ادبیات، احوال و آثار فضلای محل؛ که بالغ بر ده جلد کتاب مرجع اهل تحقیق در برهه سی سال اخیر است، حاصل عشق و علاقه وی به زادبوم، دستاورد تلاش های بی وقفه مؤلف و از کوشش های ستودنی و ارزنده ای است که قدر آن در این چند سطر و چند صفحه نگنجد.
🔹امید است آنچه او در دست ما نهاده است؛ بتوانیم به دست آیندگان برسانیم؛ آن چنان که دست به دست آمده است به ما 》
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
🔶تندیس دانشمند ومحقق نامور، زنده یاد استاد: سید محمد محیط طباطبایی
تهران، میدان بهارستان، بوستان بهارستان،
امروز سیزدهم آبانماه ۱۴۰۲ خورشیدی
https://t.me/hatefTa
تهران، میدان بهارستان، بوستان بهارستان،
امروز سیزدهم آبانماه ۱۴۰۲ خورشیدی
https://t.me/hatefTa