#ایران
https://t.me/hatefTa
ایران عزیز خانۀ ماست
میهن، وطن، آشیانۀ ماست
این خانۀ شش هزار ساله
از ماست به موجب قباله
آن روز که خاک آن سرشتند
بر سنگ، قبالهاش نوشتند
وین کهنهقباله را گواهان
هستند مِهان و پادشاهان
https://t.me/hatefTa
از کورش و اردشیر و دارا
میراث رسیده است ما را
سنگی که درین بنا بهکارست
از خانهخدا بران نگارست
خشتی که فتاده بر زمینست
از خون دلاوری عجینست
دشتی نه، که نیست رزمگاهی
راهی نه، که نیست شاهراهی
از ساحل هیرمند تا وخش
رستمش سپرده با پی رخش
میجوی نشانهها به هر مرز
از خسرو و طوس و گیو و گودرز
میکاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خُود بهرام
در هر قدمی و هر بدستی
پایی بفتاده است و دستی
آن کوه که بنگری به هامون
پرورده به دامن آفریدون
آن قلّه که برده سر به افلاک
آورده به بند پای ضحّاک
https://t.me/hatefTa
آن بحر مهیب بیکرانه
خوردهست ز شاه تازیانه
آن بارگه بلندبنیاد
از خسرو دادگر کند یاد
آن صفّه مقام شهریاریست
وان بُقعه مزار نامداریست
این ناموران و پاکجانان
بخشنده سر و جهانستانان
از کوشش و کار و دانش و داد
کردند چنین خجستهبنیاد
با نام نکو جهان سپردند
رفتند و به دیگران سپردند
پس دست به دست از پدرها
گردید و رسید با پسرها
امروز که ای ستودهفرزند
هستی تو برین سرا خداوند
«غافل منشین نه وقت بازیست
وقت هنرست و سرفرازیست»
از پا منشین و جا نگه دار
گر سر بدهی سرا نگه دار
این پند شنو ز خانهبردوش
ور خانه بود خراب مفروش
[حبیب یغمایی، یغما، مهر ۱۳۳۰، شمارهٔ ۴۱، ص ۳۲۶- ۳۲۷].
https://t.me/hatefTa
@HATEFTA
https://t.me/hatefTa
ایران عزیز خانۀ ماست
میهن، وطن، آشیانۀ ماست
این خانۀ شش هزار ساله
از ماست به موجب قباله
آن روز که خاک آن سرشتند
بر سنگ، قبالهاش نوشتند
وین کهنهقباله را گواهان
هستند مِهان و پادشاهان
https://t.me/hatefTa
از کورش و اردشیر و دارا
میراث رسیده است ما را
سنگی که درین بنا بهکارست
از خانهخدا بران نگارست
خشتی که فتاده بر زمینست
از خون دلاوری عجینست
دشتی نه، که نیست رزمگاهی
راهی نه، که نیست شاهراهی
از ساحل هیرمند تا وخش
رستمش سپرده با پی رخش
میجوی نشانهها به هر مرز
از خسرو و طوس و گیو و گودرز
میکاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خُود بهرام
در هر قدمی و هر بدستی
پایی بفتاده است و دستی
آن کوه که بنگری به هامون
پرورده به دامن آفریدون
آن قلّه که برده سر به افلاک
آورده به بند پای ضحّاک
https://t.me/hatefTa
آن بحر مهیب بیکرانه
خوردهست ز شاه تازیانه
آن بارگه بلندبنیاد
از خسرو دادگر کند یاد
آن صفّه مقام شهریاریست
وان بُقعه مزار نامداریست
این ناموران و پاکجانان
بخشنده سر و جهانستانان
از کوشش و کار و دانش و داد
کردند چنین خجستهبنیاد
با نام نکو جهان سپردند
رفتند و به دیگران سپردند
پس دست به دست از پدرها
گردید و رسید با پسرها
امروز که ای ستودهفرزند
هستی تو برین سرا خداوند
«غافل منشین نه وقت بازیست
وقت هنرست و سرفرازیست»
از پا منشین و جا نگه دار
گر سر بدهی سرا نگه دار
این پند شنو ز خانهبردوش
ور خانه بود خراب مفروش
[حبیب یغمایی، یغما، مهر ۱۳۳۰، شمارهٔ ۴۱، ص ۳۲۶- ۳۲۷].
https://t.me/hatefTa
@HATEFTA
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔸🔹خوروبیابانک، ادبیات، شعر، غزل
هزار نخشب اگر سر برآورد از چاه
یکی چو یوسف ما نیست بر اریکه ی جاه
به ماه روی تو امن و فراغ خاطر هست
که از زمین بگریزی روی به روی ماه
به نخل قامت تو هر نگاه جایز نیست
خیال می پزم و دست آفرین کوتاه
فغان ز معصیت علم،بر خط تقویم
که آدمی بشود موش آزمایشگاه
دلم میان بد و خوب،انتخاب نکرد
که روزگار نبوده برای کس دلخواه
دقیقه ای ست جهان اهل سور و ساتی باش
به نا کجا مرو ای دوست! چون من گمراه
امید! زاغ سلامت نشسته بر شاخی
سکوت کن نرباید پنیر را روباه
هشتم تیر۱۴۰۴
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔹برگرفته از کانال تلگرامی: میشود گفت که من هم هستم
https://t.me/hatefTa
هزار نخشب اگر سر برآورد از چاه
یکی چو یوسف ما نیست بر اریکه ی جاه
به ماه روی تو امن و فراغ خاطر هست
که از زمین بگریزی روی به روی ماه
به نخل قامت تو هر نگاه جایز نیست
خیال می پزم و دست آفرین کوتاه
فغان ز معصیت علم،بر خط تقویم
که آدمی بشود موش آزمایشگاه
دلم میان بد و خوب،انتخاب نکرد
که روزگار نبوده برای کس دلخواه
دقیقه ای ست جهان اهل سور و ساتی باش
به نا کجا مرو ای دوست! چون من گمراه
امید! زاغ سلامت نشسته بر شاخی
سکوت کن نرباید پنیر را روباه
هشتم تیر۱۴۰۴
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔹برگرفته از کانال تلگرامی: میشود گفت که من هم هستم
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام حسین(ع) به روایت بلعمی- بخش اول؛
ترسم که ترا بکشند
🔸ترجمه تاریخ طبری با انشای ابوعلی محمد بلعمی قدیمیترین متن به زبان فارسی است که در آن داستان کربلا روایت شده است
🔸تاریخ کبیر یا تاریخ الرسل و الملوک نوشته محمد بن جریر طبری، زاده ۲۲۴ هجری در آمل طبرستان و در گذشته ۳۱۰ هجری قمری در بغداد، یکی از قدیمیترین و اصلیترین منابعی است که داستان کربلا را از دست اولترین منابع روایت کرده است. ما آن را امروز به نام «تاریخ طبری» میشناسیم، کتابی عظیم که به زبان عربی نوشته شده است و خوشبختانه ترجمههایی از آن به فارسی نیز موجود است.
🔸با اینهمه نخستین بار کتاب تاریخ طبری، در سال ۳۵۲ به قلم ابوعلی محمد بلعمی وزیر منصور بن نوح سامانی به فارسی ترجمه شده است. در روایت بلعمی از طبری، برخی از مطالبی که محمد بن جریر طبری از قلم انداخته، آمده است. بنابراین میتوانیم بگوییم ترجمه تاریخ طبری با انشای ابوعلی محمد بلعمی قدیمیترین متن به زبان فارسی است که در آن داستان کربلا روایت شده است. به مناسبت فرارسیدن محرم حسینی، برای آشنایی با این روایت جذاب و شیوا با نثر فخیم و استوار بلعمی، بر آن شدیم هر روز بخشی از آن را با هم بخوانیم.🔻
@ibna_official
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش دوم؛
شمشیر بر تو و قضا بر آسمان
🔸حسین(ع) فرزدق را پرسید که خبر کوفه چه داری؟ گفت مردمان کوفه را دل با تست- شمشیر بر تو و قضا بر آسمان- کس نداند. حسین به شتاب همی رفت و پنداشت که مسلم به کوفه هر روز بیعت همی کند و مردمان ویرا چشم دارند
🔸پس دیگر روز- اول ماه محرم- از کوفه برفت اندر سال شست، و روی در بادیه نهاد. حسین –رضیالله- به قادسیه رسیده بود و فروآمده. مردی بود- نام وی حر بن یزد التمیمی- از لشکر عمر بود و از دوستاران حسین بود. چون عمر در بادیه رفت، این حر پیش رفت و حسین را گفت کجا میشوی؟ گفت به کوفه. گفتا بازگرد که به کوفه اندر خیر نیست که عبیدالله بن زیاد آمد و مسلم را کشت و هانی را کشت و هر که در بیعت مسلم بن عقیل بودند، همه کشت. حسین متحیر شد و گفت اکنون کجا شوم با این همه زنان و کودکان؟ حر گفت از راه دور شو که عمر بن سعد در بادیه آمد با سپاه. حسین بتاخت و روی سوی کربلا نهاد و آنجا فرو آمد با آن چهل سوار و صد پیاده.
@ibna_official
🔹https://t.me/hatefTa
ترسم که ترا بکشند
🔸ترجمه تاریخ طبری با انشای ابوعلی محمد بلعمی قدیمیترین متن به زبان فارسی است که در آن داستان کربلا روایت شده است
🔸تاریخ کبیر یا تاریخ الرسل و الملوک نوشته محمد بن جریر طبری، زاده ۲۲۴ هجری در آمل طبرستان و در گذشته ۳۱۰ هجری قمری در بغداد، یکی از قدیمیترین و اصلیترین منابعی است که داستان کربلا را از دست اولترین منابع روایت کرده است. ما آن را امروز به نام «تاریخ طبری» میشناسیم، کتابی عظیم که به زبان عربی نوشته شده است و خوشبختانه ترجمههایی از آن به فارسی نیز موجود است.
🔸با اینهمه نخستین بار کتاب تاریخ طبری، در سال ۳۵۲ به قلم ابوعلی محمد بلعمی وزیر منصور بن نوح سامانی به فارسی ترجمه شده است. در روایت بلعمی از طبری، برخی از مطالبی که محمد بن جریر طبری از قلم انداخته، آمده است. بنابراین میتوانیم بگوییم ترجمه تاریخ طبری با انشای ابوعلی محمد بلعمی قدیمیترین متن به زبان فارسی است که در آن داستان کربلا روایت شده است. به مناسبت فرارسیدن محرم حسینی، برای آشنایی با این روایت جذاب و شیوا با نثر فخیم و استوار بلعمی، بر آن شدیم هر روز بخشی از آن را با هم بخوانیم.🔻
@ibna_official
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش دوم؛
شمشیر بر تو و قضا بر آسمان
🔸حسین(ع) فرزدق را پرسید که خبر کوفه چه داری؟ گفت مردمان کوفه را دل با تست- شمشیر بر تو و قضا بر آسمان- کس نداند. حسین به شتاب همی رفت و پنداشت که مسلم به کوفه هر روز بیعت همی کند و مردمان ویرا چشم دارند
🔸پس دیگر روز- اول ماه محرم- از کوفه برفت اندر سال شست، و روی در بادیه نهاد. حسین –رضیالله- به قادسیه رسیده بود و فروآمده. مردی بود- نام وی حر بن یزد التمیمی- از لشکر عمر بود و از دوستاران حسین بود. چون عمر در بادیه رفت، این حر پیش رفت و حسین را گفت کجا میشوی؟ گفت به کوفه. گفتا بازگرد که به کوفه اندر خیر نیست که عبیدالله بن زیاد آمد و مسلم را کشت و هانی را کشت و هر که در بیعت مسلم بن عقیل بودند، همه کشت. حسین متحیر شد و گفت اکنون کجا شوم با این همه زنان و کودکان؟ حر گفت از راه دور شو که عمر بن سعد در بادیه آمد با سپاه. حسین بتاخت و روی سوی کربلا نهاد و آنجا فرو آمد با آن چهل سوار و صد پیاده.
@ibna_official
🔹https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش سوم؛
آفتاب فرو شود
🔸و شمر برادران حسین را بانگ کرد- هر چهار را- که من شما را زینهار نامهی عبیدالله آوردهام. ایشان گفتند لعنت بر تو باد و بر عبیدالله بن زیاد و بر آن زینهار که تو آوردهای.
🔸حسین –رضیالله عنه- گفت امروز مرا زمان تا فردا. عمر گفت ندهم. رسول گفت ایهالامیر، از امروز تا فردا نزدیک است و به لشکرگاه باز گشتند. عمر سپاه را گفت فرود آیید تا فردا. و عبیدالله چون جویریه بفرستاد و گفت اگر عمر حرب کند وگرنه او را بند کن و سوی من آر، ترسید که اگر چنین کند سپاه ضایع شود و تا وی سپهسالار دیگر فرستد سپاه بازگردد و حسین را بمانند وی بگریزد. هم در ساعت مردی از سرهنگان کوفه- نام او شمر بن ذیالجوشن- را بخواند و گفت این عمر با ما منافقی هم کند و دل با حسین دارد و من ندانستم، و من هیچکس از تو شایستهتر نمیدانم این کار را، برو سوی عمر بن سعد. اگر حرب کند او را یاری کن و اگر حرب نکند ویرا بندکن و –به دست جویریه- بفرست و عهد از وی بستان و سپاه سالاری آن سپاه ترا. و چون حسین را یا سرش را بیاری سپاهسالاری ری ترا. شمر گفت فرمانبردارم و مرا یکی حاجتست به امیر، خواهر پدرم –ام البنین- زن علی ابن ابی طالب بود و او را از وی چهار پس است- عباس و عبدالله و جعفر و عثمان، این هر چهار پسر از عمهی شمر بودند و امالبنین خواهر ذیالجوشن بود هر چهار پسر این روز با حسین بودند- شمر گفت یا امیر، این چهار پسر عمه را باید که زینهار دهی تا کشته نشوند. عبیدالله گفت دادم و زینهار نامه نبشت و مهر کرد و شمر را گفت هم اکنون برو.
@ibna_official
🔸برای آگاهی بیشتر از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در خوروبیابانک، واژه محرم را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
آفتاب فرو شود
🔸و شمر برادران حسین را بانگ کرد- هر چهار را- که من شما را زینهار نامهی عبیدالله آوردهام. ایشان گفتند لعنت بر تو باد و بر عبیدالله بن زیاد و بر آن زینهار که تو آوردهای.
🔸حسین –رضیالله عنه- گفت امروز مرا زمان تا فردا. عمر گفت ندهم. رسول گفت ایهالامیر، از امروز تا فردا نزدیک است و به لشکرگاه باز گشتند. عمر سپاه را گفت فرود آیید تا فردا. و عبیدالله چون جویریه بفرستاد و گفت اگر عمر حرب کند وگرنه او را بند کن و سوی من آر، ترسید که اگر چنین کند سپاه ضایع شود و تا وی سپهسالار دیگر فرستد سپاه بازگردد و حسین را بمانند وی بگریزد. هم در ساعت مردی از سرهنگان کوفه- نام او شمر بن ذیالجوشن- را بخواند و گفت این عمر با ما منافقی هم کند و دل با حسین دارد و من ندانستم، و من هیچکس از تو شایستهتر نمیدانم این کار را، برو سوی عمر بن سعد. اگر حرب کند او را یاری کن و اگر حرب نکند ویرا بندکن و –به دست جویریه- بفرست و عهد از وی بستان و سپاه سالاری آن سپاه ترا. و چون حسین را یا سرش را بیاری سپاهسالاری ری ترا. شمر گفت فرمانبردارم و مرا یکی حاجتست به امیر، خواهر پدرم –ام البنین- زن علی ابن ابی طالب بود و او را از وی چهار پس است- عباس و عبدالله و جعفر و عثمان، این هر چهار پسر از عمهی شمر بودند و امالبنین خواهر ذیالجوشن بود هر چهار پسر این روز با حسین بودند- شمر گفت یا امیر، این چهار پسر عمه را باید که زینهار دهی تا کشته نشوند. عبیدالله گفت دادم و زینهار نامه نبشت و مهر کرد و شمر را گفت هم اکنون برو.
@ibna_official
🔸برای آگاهی بیشتر از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در خوروبیابانک، واژه محرم را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش چهارم؛
یا دهر اف لک من خلیل
🔸پس حسین -رضیالله عنه- تدبیرها کرد و فرمود تا گرداگرد خیمهها، کنده کردند و پر هیزم، بنهادند و زنانرا گفت بامداد چو ما بحرب مشغول شویم شما آتش درین هیزم نهید تا دشمنان از خیمهها دور شوند.
🔸و آن شب حسین – رضیالله عنه- همه کار راست کرد و شمشیر نیکو کرد- و لشکرگاه ایشان بر لب فرات بود- عبیدالله کس فرستاد به عمر بن سعد که اگر حرب کنی، فرات بر حسین بگیر و مگذار که آب خورند تا از تشنگی بمیرند. و چون حسین را بکشتی، تن او را به سم اسبان بکوب. عمر بن سعد – در شب- عمروبن الجراح را بفرستاد تا بر فرات باشند- آنجا که آب بر می گرفتند- حسین- رضیالله عنه- برادر را- عباس بن علی را – بفرستاد با پنجاه مرد تا مشکها پر آب کنند کنار آب گرفته دیدند. حرب کردند و از مردمان حسین دو تن کشته شدند و نتوانستند آب برگرفتن. باز آمدند. و [پس از] آن به لشکر حسین آب نبود. و حسین –رضیالله عنه- در شب سلاح و شمشیر پاک همی کرد و این بیت همی گفت:
یا دهر اف لک من خلیل / کم لک بالاشراق و الاصیل
من صاحب او طالب قتیل / و الدهر لایقنع بالبدیل
@ibna_official
🔸برای آگاهی بیشتر از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک، واژه محرم را جستجو کنید
https://t.me/hatefTa
یا دهر اف لک من خلیل
🔸پس حسین -رضیالله عنه- تدبیرها کرد و فرمود تا گرداگرد خیمهها، کنده کردند و پر هیزم، بنهادند و زنانرا گفت بامداد چو ما بحرب مشغول شویم شما آتش درین هیزم نهید تا دشمنان از خیمهها دور شوند.
🔸و آن شب حسین – رضیالله عنه- همه کار راست کرد و شمشیر نیکو کرد- و لشکرگاه ایشان بر لب فرات بود- عبیدالله کس فرستاد به عمر بن سعد که اگر حرب کنی، فرات بر حسین بگیر و مگذار که آب خورند تا از تشنگی بمیرند. و چون حسین را بکشتی، تن او را به سم اسبان بکوب. عمر بن سعد – در شب- عمروبن الجراح را بفرستاد تا بر فرات باشند- آنجا که آب بر می گرفتند- حسین- رضیالله عنه- برادر را- عباس بن علی را – بفرستاد با پنجاه مرد تا مشکها پر آب کنند کنار آب گرفته دیدند. حرب کردند و از مردمان حسین دو تن کشته شدند و نتوانستند آب برگرفتن. باز آمدند. و [پس از] آن به لشکر حسین آب نبود. و حسین –رضیالله عنه- در شب سلاح و شمشیر پاک همی کرد و این بیت همی گفت:
یا دهر اف لک من خلیل / کم لک بالاشراق و الاصیل
من صاحب او طالب قتیل / و الدهر لایقنع بالبدیل
@ibna_official
🔸برای آگاهی بیشتر از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک، واژه محرم را جستجو کنید
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش پنجم
آهنگ خون من کردید
🔸امام حسین(ع):من مردی بودم روی از این جهان گردانیده و با اهل بیت خویش به طاعت خدای مشغول شده- در مدینه- مرا از آنجا برمانیدید. به خانهی خدای – عزوجل- شدم و به عبادت مشغول شدم، شما – اهل کوفه- مرا نامهها کردید یکی و ده و صد، و بخواندید که ما با تو بیعت کنیم و حق بازستانیم که خلق را امروز امام بحق تویی. من به قول شما بیامدم. با من غدر کردید و آهنگ خون من کردید
پس حسین نماز بامداد کرد- روز عاشورا- با یاران خویش بر نشست- تعداد هفتاد تن- و گویند که صد و چهل مرد بودند و عمر بن سعد سپاه را بر نشاند و صفها برکشیدند، چهار هزار مرد. عمر بن الحجاج الزبیری را بر میمنه و شمر بن [ذی] الجوشن را بر میسره و خود بر قلب بایستاد و رایت خویش مولای خویش را داد و به حرب در آمد. و حسین-رضیالله عنه- یاران تعبیه کرد. میمنه زهیر را داد و میسره حبیب بن المظاهر را و علامات برادر را داد- عباس را- و فرمود تا بدان کنده آتش اندر زدند و دود بر آمد.
و نخستین کس، شمر بن [ذی] الجوشن، فراز آمد و گفت یا حسین، آتش به خویشتن اندر افکندی، خدای ترا روز رستاخیز به آتش اندرفکند. حسین گفت- رضیالله عنه- فردا آگه شود که به آتش که حقترست. مسلم بن عوسجه، حسین را گفت: دستوری ده تا تیری بزنمش که تنهاست و نزدیک. حسین- رضیالله عنه- گفت نباید، تا ایشان ابتدا کنند به حرب کردن.
@ibna_official
▪️برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم خوروبیابانک واژه محرم را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
آهنگ خون من کردید
🔸امام حسین(ع):من مردی بودم روی از این جهان گردانیده و با اهل بیت خویش به طاعت خدای مشغول شده- در مدینه- مرا از آنجا برمانیدید. به خانهی خدای – عزوجل- شدم و به عبادت مشغول شدم، شما – اهل کوفه- مرا نامهها کردید یکی و ده و صد، و بخواندید که ما با تو بیعت کنیم و حق بازستانیم که خلق را امروز امام بحق تویی. من به قول شما بیامدم. با من غدر کردید و آهنگ خون من کردید
پس حسین نماز بامداد کرد- روز عاشورا- با یاران خویش بر نشست- تعداد هفتاد تن- و گویند که صد و چهل مرد بودند و عمر بن سعد سپاه را بر نشاند و صفها برکشیدند، چهار هزار مرد. عمر بن الحجاج الزبیری را بر میمنه و شمر بن [ذی] الجوشن را بر میسره و خود بر قلب بایستاد و رایت خویش مولای خویش را داد و به حرب در آمد. و حسین-رضیالله عنه- یاران تعبیه کرد. میمنه زهیر را داد و میسره حبیب بن المظاهر را و علامات برادر را داد- عباس را- و فرمود تا بدان کنده آتش اندر زدند و دود بر آمد.
و نخستین کس، شمر بن [ذی] الجوشن، فراز آمد و گفت یا حسین، آتش به خویشتن اندر افکندی، خدای ترا روز رستاخیز به آتش اندرفکند. حسین گفت- رضیالله عنه- فردا آگه شود که به آتش که حقترست. مسلم بن عوسجه، حسین را گفت: دستوری ده تا تیری بزنمش که تنهاست و نزدیک. حسین- رضیالله عنه- گفت نباید، تا ایشان ابتدا کنند به حرب کردن.
@ibna_official
▪️برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم خوروبیابانک واژه محرم را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش ششم؛
تو رفتی و من اینک از پس تو میآیم
🔸پس حسین بایستاد و هر یک یگان یگان پیش حرب میشد و هر که شدی، او را گفتی السلام علیک یابن رسولالله، بدرود باش. حسین گفت و علیک السلام و رحمه الله، تو رفتی و من اینک از پس تو میآیم.
🔸و روز چاشتگاه شد و یاران حسین- رضیالله عنهم- تشنه شدند. عمروبن الحجاج بر میسرهی عمر بود گفت این مردمان حسین دل به مرگ نهادهاند ما از ایشان یکی نکشیم تا ده تن از ما نکشند. ما را به یکبار حمله باید کردن که اگر هر کسی مشتی خاک بر ایشان افکنیم همه را زیر خاک کنیم. پس عمر تیراندازان را پیش آورد و تیرباران کردند بر لشکر حسین-رضیالله عنه- و جملهی اسبانرا به تیر زدند مگر اسب حسین و آن پسرش. و با وی دو پسر بود یکی علی الاکبر نام و کهتر را علی الاصغر نام بود و این علی کهتر هفت ساله بود.
🔸و حسین و علی مهتر بر اسب بودند و دیگر همه پیاده ماندند. و لشکر عمر بیکبار حمله کردند و عمروبن الحجاج از میمنه و شمر از میسره، و گرد برخاست و نخستین کس که اندر آن حمله کشته شد مسلم بن عوسجه الاسدی بود- و مهتر همه یاران حسین بود- و شمر- لعنه الله- سوی خیمهی حسین بن علی شد و سکینه- دختر حسین- و ام کلثوم- خواهر حسین، دختر علی که زن عمر بن الخطاب بوده بود- در آن خیمه بودند و بسیار زنان و کودکان و اهل بیت.
@ibna_official
▪️برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک واژه محرم را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
تو رفتی و من اینک از پس تو میآیم
🔸پس حسین بایستاد و هر یک یگان یگان پیش حرب میشد و هر که شدی، او را گفتی السلام علیک یابن رسولالله، بدرود باش. حسین گفت و علیک السلام و رحمه الله، تو رفتی و من اینک از پس تو میآیم.
🔸و روز چاشتگاه شد و یاران حسین- رضیالله عنهم- تشنه شدند. عمروبن الحجاج بر میسرهی عمر بود گفت این مردمان حسین دل به مرگ نهادهاند ما از ایشان یکی نکشیم تا ده تن از ما نکشند. ما را به یکبار حمله باید کردن که اگر هر کسی مشتی خاک بر ایشان افکنیم همه را زیر خاک کنیم. پس عمر تیراندازان را پیش آورد و تیرباران کردند بر لشکر حسین-رضیالله عنه- و جملهی اسبانرا به تیر زدند مگر اسب حسین و آن پسرش. و با وی دو پسر بود یکی علی الاکبر نام و کهتر را علی الاصغر نام بود و این علی کهتر هفت ساله بود.
🔸و حسین و علی مهتر بر اسب بودند و دیگر همه پیاده ماندند. و لشکر عمر بیکبار حمله کردند و عمروبن الحجاج از میمنه و شمر از میسره، و گرد برخاست و نخستین کس که اندر آن حمله کشته شد مسلم بن عوسجه الاسدی بود- و مهتر همه یاران حسین بود- و شمر- لعنه الله- سوی خیمهی حسین بن علی شد و سکینه- دختر حسین- و ام کلثوم- خواهر حسین، دختر علی که زن عمر بن الخطاب بوده بود- در آن خیمه بودند و بسیار زنان و کودکان و اهل بیت.
@ibna_official
▪️برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک واژه محرم را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
@shafiei_kadkani
ــــــــــــــــــ
طایفهٔ حیاتبخشان
[در منصبِ سقّایی]
▪️و بعد [واعظ کاشفی سبزواری در فتوّتنامهٔ سلطانی] در اثباتِ فتوّت سقّایان و رمزهای مرتبط با آن میگوید:
«اگر گویند که سقّایی را از که گرفتهاند؟ بگو از چهار پیغمبر و...» بعد در میانِ اولیایِ اسلامی نسبت این پیشه را به حضرتِ شاه ولایت (امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه) و سپس فرزندِ برومندش عباس بن علی علیهالسلام در صحرای کربلا نسبت میدهد که مشک بر دوش کشید تا تشنگانِ اهل بیت را سیراب کند و در دنبالهٔ این سخن میگوید:
«پس هر که امروز به عشق شهیدان کربلا سقّایی میکند به متابعت و موافقت عباس بن علی ع است و پیشرو سقایانِ امّت اوست و هر که این معنی نداند، سقایی او را مسلم نیست. و بعضی اسناد سقّایی در این امّت بعد از امیر ع و عباس ع به سلمان فارسی کنند که پیوسته مشک بر آب به دوش کشیدی و به خانهٔ حضرت فاطمه (سلامالله علیها) آوردی. و این نقل نیز درست است که پیر سلمان در این کار حضرت شاه مردان است و شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی نیز این کار کرده؛ و این طایفه را «حیاتبخشان» گویند.
محمدرضا شفیعی کدکنی
قلندریّه در تاریخ، صفحهٔ ۵۲۹
🔸برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی، و واژگان محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک، واژه محرم، یا سقا را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
ــــــــــــــــــ
طایفهٔ حیاتبخشان
[در منصبِ سقّایی]
▪️و بعد [واعظ کاشفی سبزواری در فتوّتنامهٔ سلطانی] در اثباتِ فتوّت سقّایان و رمزهای مرتبط با آن میگوید:
«اگر گویند که سقّایی را از که گرفتهاند؟ بگو از چهار پیغمبر و...» بعد در میانِ اولیایِ اسلامی نسبت این پیشه را به حضرتِ شاه ولایت (امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه) و سپس فرزندِ برومندش عباس بن علی علیهالسلام در صحرای کربلا نسبت میدهد که مشک بر دوش کشید تا تشنگانِ اهل بیت را سیراب کند و در دنبالهٔ این سخن میگوید:
«پس هر که امروز به عشق شهیدان کربلا سقّایی میکند به متابعت و موافقت عباس بن علی ع است و پیشرو سقایانِ امّت اوست و هر که این معنی نداند، سقایی او را مسلم نیست. و بعضی اسناد سقّایی در این امّت بعد از امیر ع و عباس ع به سلمان فارسی کنند که پیوسته مشک بر آب به دوش کشیدی و به خانهٔ حضرت فاطمه (سلامالله علیها) آوردی. و این نقل نیز درست است که پیر سلمان در این کار حضرت شاه مردان است و شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی نیز این کار کرده؛ و این طایفه را «حیاتبخشان» گویند.
محمدرضا شفیعی کدکنی
قلندریّه در تاریخ، صفحهٔ ۵۲۹
🔸برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی، و واژگان محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک، واژه محرم، یا سقا را جستجو کنید.
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش هشتم؛
و حسین- رضیالله عنه- جان تسلیم کرد
🔸و حسین حملهها را همی گرفت و از ایشان بسیار بیفکند. و سی و چهار جای بر تن وی جراحت کردند و خون بسیار از تن وی برفت و تشنگی سخت بر وی غلبه کرد.
🔸...و شمر آهنگ خیمه کرد و خیمه را برکندند و هر چه جامعه و چیز بود غارت کردند. و زنان همی خروشیدند. عمر بن سعد آواز زنان بشنید. آنجا رفت. پیادگانرا دید که جامعهها غارت همی کردند و علی – پسر کهتر حسین- بیمار بود- بر بستر خفته- و شمر برش ایستاده و شمشیر کشیده، و خواست که بزند. عمر دستش گرفت و گفت شرم نداری، از کشتن کودک بیمار چه آید؟ شمر – لعنهالله- گفت امیر عبیدالله فرمود که اگر ظفر یابی، هیچ نرینه از وی مگذار. عمر گفت مسلمانان که بر کافران دست یابند کودکان را نکشند، این را پیش امیر بر. اگر کشد او داند. و کس فرا خیمه نگذاشت...
@ibna_official
🔹https://t.me/hatefTa
و حسین- رضیالله عنه- جان تسلیم کرد
🔸و حسین حملهها را همی گرفت و از ایشان بسیار بیفکند. و سی و چهار جای بر تن وی جراحت کردند و خون بسیار از تن وی برفت و تشنگی سخت بر وی غلبه کرد.
🔸...و شمر آهنگ خیمه کرد و خیمه را برکندند و هر چه جامعه و چیز بود غارت کردند. و زنان همی خروشیدند. عمر بن سعد آواز زنان بشنید. آنجا رفت. پیادگانرا دید که جامعهها غارت همی کردند و علی – پسر کهتر حسین- بیمار بود- بر بستر خفته- و شمر برش ایستاده و شمشیر کشیده، و خواست که بزند. عمر دستش گرفت و گفت شرم نداری، از کشتن کودک بیمار چه آید؟ شمر – لعنهالله- گفت امیر عبیدالله فرمود که اگر ظفر یابی، هیچ نرینه از وی مگذار. عمر گفت مسلمانان که بر کافران دست یابند کودکان را نکشند، این را پیش امیر بر. اگر کشد او داند. و کس فرا خیمه نگذاشت...
@ibna_official
🔹https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
حشمت لرنژاد - شیرین شمامه
@ey_elahe_naz
نوحه « شیرین شمامه »
به زبان کُردی کرمانشاهی ،
خوانندگان جاویدنامان :
حشمت لُرنژاد ، سید اسماعیل پیرخدری ، سعید قندی ؛
سازنده:علی علئیی
صدابردار:بهمن طهموری
رادیو کرمانشاه ۱۳۵۵ هجری شمسی
https://t.me/hatefTa
به زبان کُردی کرمانشاهی ،
خوانندگان جاویدنامان :
حشمت لُرنژاد ، سید اسماعیل پیرخدری ، سعید قندی ؛
سازنده:علی علئیی
صدابردار:بهمن طهموری
رادیو کرمانشاه ۱۳۵۵ هجری شمسی
https://t.me/hatefTa
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش نهم؛
ما را همی کشید و باز بر ما نوحه می کنید
🔸عبیدالله سر حسین، پیش عمر باز فرستاد. و دیگر روز، سپاه تعبیه کرد و آن سر بر نیزه کرد و در پیش لشکر همی آورد و مردمان کوفه همه به نظاره ایستاده بودند- از راست و چپ- و همی گریستند. ام کلثوم گفت- خواهر حسین، رضی الله عنهما- ایشان را که ای مردمان، چرا همی گریید؟ ما را همی کشید و باز بر ما نوحه می کنید.
🔸و حسین- رضی الله عنه- با آن کشتگان، سه روز آنجا فکنده بود. و آنجا دهی است- بر لب آب فرات- حاضریه خوانند. در آن ده مردمان بودند- از بنی اسد- روز سیم بیرون آمدند و حسین را – رضی الله عنه- بگور کردند و آن کشتگان را همه به گور کردند- بیک جای- و هفتاد تن بودند که از ایشان نرینه نمانده بود مگر علی الاوسط- رضی الله عنهم اجمعین-
🔸و خولی بن یزید- لعنه الله- پیش از لشکر بشد با سر حسین بن علی. چون به کوفه رسید، شب بود. نیارست به در کوشک عبیدالله شدن. سر، به خانهی خویش برد. زن او را گفت این چیست؟ گفت سر حسین بن علی. زنش گفت ای بدبخت میشوم، مردمان چون به حرب شوند خواسته آرند و زر و سیم، تو سر نوهی پیغامبر آوردی، لعنت بر تو باد. و وی آن سر به سرایاندر برد و بر زمین نهاد و طغاری- سفالین- بروی نگوسار کرد و به خانه اندر شد و بخفت. آن زن گفت من تا روز روشنایی دیدم که از طغار همی تافت و به آسمان بر همی رفت چنانکه مهتاب به شب تاریک که روزن خانه اندر فتد.
@ibna_official
🔸برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک واژه محرم را جستجو کنید
🔸https://t.me/hatefTa
ما را همی کشید و باز بر ما نوحه می کنید
🔸عبیدالله سر حسین، پیش عمر باز فرستاد. و دیگر روز، سپاه تعبیه کرد و آن سر بر نیزه کرد و در پیش لشکر همی آورد و مردمان کوفه همه به نظاره ایستاده بودند- از راست و چپ- و همی گریستند. ام کلثوم گفت- خواهر حسین، رضی الله عنهما- ایشان را که ای مردمان، چرا همی گریید؟ ما را همی کشید و باز بر ما نوحه می کنید.
🔸و حسین- رضی الله عنه- با آن کشتگان، سه روز آنجا فکنده بود. و آنجا دهی است- بر لب آب فرات- حاضریه خوانند. در آن ده مردمان بودند- از بنی اسد- روز سیم بیرون آمدند و حسین را – رضی الله عنه- بگور کردند و آن کشتگان را همه به گور کردند- بیک جای- و هفتاد تن بودند که از ایشان نرینه نمانده بود مگر علی الاوسط- رضی الله عنهم اجمعین-
🔸و خولی بن یزید- لعنه الله- پیش از لشکر بشد با سر حسین بن علی. چون به کوفه رسید، شب بود. نیارست به در کوشک عبیدالله شدن. سر، به خانهی خویش برد. زن او را گفت این چیست؟ گفت سر حسین بن علی. زنش گفت ای بدبخت میشوم، مردمان چون به حرب شوند خواسته آرند و زر و سیم، تو سر نوهی پیغامبر آوردی، لعنت بر تو باد. و وی آن سر به سرایاندر برد و بر زمین نهاد و طغاری- سفالین- بروی نگوسار کرد و به خانه اندر شد و بخفت. آن زن گفت من تا روز روشنایی دیدم که از طغار همی تافت و به آسمان بر همی رفت چنانکه مهتاب به شب تاریک که روزن خانه اندر فتد.
@ibna_official
🔸برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک واژه محرم را جستجو کنید
🔸https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش دهم؛
اکنون شهید بدان گیتی رفتند و به بهشت جاودانه رسیدند
🔸زینب گفت: خدای- عزوجل- کشتن برایشان قضا کرده بود، به سر گور خویش آمدند تا آنجا کشته شدند. و خدای- عزوجل- ایشان را با شما، پیش خود بدارد و داد ما از شما بستاند. ای عبیدالله، مرگ نعمت بود ایشانرا که دایم از شما برنج بودند و اکنون- شهید- بدان گیتی رفتند و به بهشت جاودانه، رسیدند.
🔸عبیدالله- لعنه الله- از سخنان او در خشم گفت و گفت: ترا هنوز زفانست که چنین سخن توانی گفتن؟ و خواست زینب را عقوبت کند. عمر بن سعد گفت: ایهالامیر، المراه لاتوخذ بالکلام. زنانرا به گفتار نگیرند. پس عبیدالله، به علیالاصغر نگریست و گفت: این غلام کیست؟ عمر گفت: پسر حسین است. عبیدالله گفتا: یا غلام چه نامی؟ گفت: علی. عبیدالله عمر بن سعد را گفت نه بنامهاندر گفته بودی که علی- پسر حسین- را کشتیم؟ عمر گفت: حسین را دو پسر بود علی نام. آن یکی حرب کرد و کشته شد و این حرب نکرد.
🔸عبیدالله گفت: ای غلام، آن برادرت که خدای او را بکشت، او مهتر بود یا تو؟ گفت: آن برادر که شما او را بکشتید از من مهتر بود.
@ibna_official
🔹برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک، واژه محرم را جستجو کنید
🔹https://t.me/hatefTa
اکنون شهید بدان گیتی رفتند و به بهشت جاودانه رسیدند
🔸زینب گفت: خدای- عزوجل- کشتن برایشان قضا کرده بود، به سر گور خویش آمدند تا آنجا کشته شدند. و خدای- عزوجل- ایشان را با شما، پیش خود بدارد و داد ما از شما بستاند. ای عبیدالله، مرگ نعمت بود ایشانرا که دایم از شما برنج بودند و اکنون- شهید- بدان گیتی رفتند و به بهشت جاودانه، رسیدند.
🔸عبیدالله- لعنه الله- از سخنان او در خشم گفت و گفت: ترا هنوز زفانست که چنین سخن توانی گفتن؟ و خواست زینب را عقوبت کند. عمر بن سعد گفت: ایهالامیر، المراه لاتوخذ بالکلام. زنانرا به گفتار نگیرند. پس عبیدالله، به علیالاصغر نگریست و گفت: این غلام کیست؟ عمر گفت: پسر حسین است. عبیدالله گفتا: یا غلام چه نامی؟ گفت: علی. عبیدالله عمر بن سعد را گفت نه بنامهاندر گفته بودی که علی- پسر حسین- را کشتیم؟ عمر گفت: حسین را دو پسر بود علی نام. آن یکی حرب کرد و کشته شد و این حرب نکرد.
🔸عبیدالله گفت: ای غلام، آن برادرت که خدای او را بکشت، او مهتر بود یا تو؟ گفت: آن برادر که شما او را بکشتید از من مهتر بود.
@ibna_official
🔹برای آگاهی از آیین های سوگواری و کتابشناسی محرم در فرهنگ مردم شهرستان خوروبیابانک، واژه محرم را جستجو کنید
🔹https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
هژدهم تیر ماه - سالمرگ #مهدی_آذریزدی
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان
مهدی آذریزدی، معروف به "پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران"، در ۲۷ اسفند سال ۱۳۰۰ در خرمشاه یزد به دنیا آمد. او هرگز ازدواج نکرد و هیچگاه به کار دولتی مشغول نشد و تمام زندگیاش وقف کتاب و نوشتن برای کودکان و نوجوانان بود.
آذریزدی تحصیلات رسمی زیادی نداشت و تا سن ۱۲ سالگی در مکتبخانه درس خواند. پس از آن به کارهای مختلفی از جمله کشاورزی، بنایی و جوراببافی مشغول شد. اما عشق او به کتاب و مطالعه، او را به سمت کار در کتابفروشی کشاند.
در سال ۱۳۳۵، با نوشتن "قصههای خوب برای بچههای خوب" گام در عرصه نویسندگی برای کودکان گذاشت. این مجموعه که از بازنویسی داستانهای کهن ایرانی تشکیل شده، به سرعت مورد استقبال کودکان و نوجوانان قرار گرفت و به یکی از محبوبترین کتابهای ادبیات کودک ایران تبدیل شد.
آذریزدی در طول زندگی پربار خود، بیش از ۱۰۰ کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشت و ترجمه کرد. از جمله آثار مشهور او میتوان به "قصههای تازه از کتابهای کهن"، "گربه ناقلا"، "گربه تنبل"، "مثنوی برای بچهها"، "مجموعه قصههای ساده" و "تصحیح مثنوی معنوی مولوی" برای بزرگسالان اشاره کرد.
او در سال ۱۳۴۵ برای نگارش جلد سوم "قصههای خوب برای بچههای خوب" لوح تقدیری از یونسکو دریافت کرد و جلدهای چهارم و پنجم این مجموعه نیز در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶ از سوی شورای کتاب کودک به عنوان کتاب ویژه سال شناخته شدند.
مهدی آذریزدی در نهایت در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۸ در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت و در زادگاهش یزد به خاک سپرده شد.
#کاظم_کشمیرشکن سراینده خوب یزد، در سوگ او سرود:
شمعِ جانِ آذرِ یزدی فِسُرد
قصه گویِ بچههایِ خوب، مُرد
قصه گوی کودکیهای همه
پارسی و گیلکی و تُرک و کُرد
کالبَد در عالمِ خاکی نهاد
جانِ پاک از خاک ، بر افلاک بُرد
پیرِ صرّافانِ نقدِ عشق بود
داغِ دل را گوهرِ معنی شِمُرد
غیرِ کارِ نیک ، در دنیا نکرد
غیرِ نامِ نیک ، از گیتی نبُرد
تیغِ طبعِ پاکبینَش از قِصَص
هرچه زاید بود و بیمعنی، سِتُرد
عاقبت بر گنجِ هستی دست یافت
بس که در راه حقیقت ، پا فِشُرد
خرمنی از معنویّت ، گِرد کَرد
رفت و حاصل را به دستِ ما سِپُرد
نیست الفت روحِ پاکش را بهخاک
هرکهآب از چشمهی خورشید خورد
نوشتههای آذریزدی به دلیل سادگی، روان بودن و استفاده از زبان طنز و لطیفه، جایگاه ویژهای در ادبیات کودک و نوجوان ایران دارد. او با خلق داستانهای سرگرمکننده و آموزنده، نسلهای زیادی از کودکان و نوجوانان را با کتاب و مطالعه آشنا کرد و نقش مهمی در ترویج فرهنگ مطالعه در ایران ایفا کرد.
به پاس خدمات ارزشمند او، روز ۱۸ تیرماه هر سال به عنوان "روز ملی ادبیات کودک و نوجوان" در ایران نامگذاری شده و گرامی داشته میشود.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸https://t.me/hatefTa
هژدهم تیر ماه - سالمرگ #مهدی_آذریزدی
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان
مهدی آذریزدی، معروف به "پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران"، در ۲۷ اسفند سال ۱۳۰۰ در خرمشاه یزد به دنیا آمد. او هرگز ازدواج نکرد و هیچگاه به کار دولتی مشغول نشد و تمام زندگیاش وقف کتاب و نوشتن برای کودکان و نوجوانان بود.
آذریزدی تحصیلات رسمی زیادی نداشت و تا سن ۱۲ سالگی در مکتبخانه درس خواند. پس از آن به کارهای مختلفی از جمله کشاورزی، بنایی و جوراببافی مشغول شد. اما عشق او به کتاب و مطالعه، او را به سمت کار در کتابفروشی کشاند.
در سال ۱۳۳۵، با نوشتن "قصههای خوب برای بچههای خوب" گام در عرصه نویسندگی برای کودکان گذاشت. این مجموعه که از بازنویسی داستانهای کهن ایرانی تشکیل شده، به سرعت مورد استقبال کودکان و نوجوانان قرار گرفت و به یکی از محبوبترین کتابهای ادبیات کودک ایران تبدیل شد.
آذریزدی در طول زندگی پربار خود، بیش از ۱۰۰ کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشت و ترجمه کرد. از جمله آثار مشهور او میتوان به "قصههای تازه از کتابهای کهن"، "گربه ناقلا"، "گربه تنبل"، "مثنوی برای بچهها"، "مجموعه قصههای ساده" و "تصحیح مثنوی معنوی مولوی" برای بزرگسالان اشاره کرد.
او در سال ۱۳۴۵ برای نگارش جلد سوم "قصههای خوب برای بچههای خوب" لوح تقدیری از یونسکو دریافت کرد و جلدهای چهارم و پنجم این مجموعه نیز در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶ از سوی شورای کتاب کودک به عنوان کتاب ویژه سال شناخته شدند.
مهدی آذریزدی در نهایت در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۸ در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت و در زادگاهش یزد به خاک سپرده شد.
#کاظم_کشمیرشکن سراینده خوب یزد، در سوگ او سرود:
شمعِ جانِ آذرِ یزدی فِسُرد
قصه گویِ بچههایِ خوب، مُرد
قصه گوی کودکیهای همه
پارسی و گیلکی و تُرک و کُرد
کالبَد در عالمِ خاکی نهاد
جانِ پاک از خاک ، بر افلاک بُرد
پیرِ صرّافانِ نقدِ عشق بود
داغِ دل را گوهرِ معنی شِمُرد
غیرِ کارِ نیک ، در دنیا نکرد
غیرِ نامِ نیک ، از گیتی نبُرد
تیغِ طبعِ پاکبینَش از قِصَص
هرچه زاید بود و بیمعنی، سِتُرد
عاقبت بر گنجِ هستی دست یافت
بس که در راه حقیقت ، پا فِشُرد
خرمنی از معنویّت ، گِرد کَرد
رفت و حاصل را به دستِ ما سِپُرد
نیست الفت روحِ پاکش را بهخاک
هرکهآب از چشمهی خورشید خورد
نوشتههای آذریزدی به دلیل سادگی، روان بودن و استفاده از زبان طنز و لطیفه، جایگاه ویژهای در ادبیات کودک و نوجوان ایران دارد. او با خلق داستانهای سرگرمکننده و آموزنده، نسلهای زیادی از کودکان و نوجوانان را با کتاب و مطالعه آشنا کرد و نقش مهمی در ترویج فرهنگ مطالعه در ایران ایفا کرد.
به پاس خدمات ارزشمند او، روز ۱۸ تیرماه هر سال به عنوان "روز ملی ادبیات کودک و نوجوان" در ایران نامگذاری شده و گرامی داشته میشود.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔸حکایت کرده اند:
گزارشگر هارونالرشید در غور به وی نامه نوشت که: یکی از بزرگان شهر در ولایت خبر افکنده است که تو درگذشتهای.
هارون آزرده خاطر شد و فرمود آن کس را به حضورش بردند.
هارون او را گفت: از چه سبب این خبر دروغ درافکندی؟
گفت: ای خلیفه! گماشتگان تو بر مردم ظلم بسیار میکنند و مال را به ستم میستانند و بیحرمتی روا میدارند، پنداشتم تو مردهای و گرنه آنان را کی جرآت چنین بیباکیها و ستمگری باشد؟!
📚"طرفهها-,,اقبال یغمایی"
https://t.me/hatefTa
گزارشگر هارونالرشید در غور به وی نامه نوشت که: یکی از بزرگان شهر در ولایت خبر افکنده است که تو درگذشتهای.
هارون آزرده خاطر شد و فرمود آن کس را به حضورش بردند.
هارون او را گفت: از چه سبب این خبر دروغ درافکندی؟
گفت: ای خلیفه! گماشتگان تو بر مردم ظلم بسیار میکنند و مال را به ستم میستانند و بیحرمتی روا میدارند، پنداشتم تو مردهای و گرنه آنان را کی جرآت چنین بیباکیها و ستمگری باشد؟!
📚"طرفهها-,,اقبال یغمایی"
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
❇️ سرودهای بسیار زیبا، در قالب شعری مخمس، از علامه طباطبایی درباره امام حسین علیه السلام.
▫️این شعر تضمین غزلی از «حافظ شیرازی» است که در سال ۱۳۲۷_۱۳۲۸ شمسی سروده شد.
https://t.me/hatefTa
🔸گفت آن شاه شهیدان كه بلا شد سویم
با همین قافلهام راه فنا میپویم
دست همت ز سراب دو جهان میشویَم
شور یعقوبكنان یوسف خود میجویم
🔹كه كمان شد ز غمش قامت چون شمشادم
🔸گفت هرچند عطش كَنده بُن و بنیادم
زیر شمشیرم و در دام بلا افتادم
هدف تیرم و چون فاخته پر بگشادم
فاش میگویم و از گفتهی خود دلشادم:
🔹بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
🔸من به میدان بلا روز ازل بودم طاق
كشته یارم و با هستی او بسته وثاق
من دل رفته كجایم و كجا دشت عراق!
طایر گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق
🔹كه در این دامگه حادثه چون افتادم
🔸لوحه سینه من گر شكند سُمّ ستور
ور سرم سیر كند شهر به شهر از ره دور
باک نَـبْود كه مرا نیست به جز شوق حضور
سایه طوبی و غلمان و قصور و قد حور
🔹به هوای سر كوی تو برفت از یادم
🔸تا در این بزم بتابید مه طلعت یار
من خورم خون دل و یار كند تیر نثار
پرده بدریده و سرگرم به دیدار نگار
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
🔹چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم
🔸تشنه وصل ویام آتش دل كارم ساخت
شربت مرگ همیخواهم و جانم بگداخت
از چه از كوی توام دست قضا دور انداخت
كوكب بخت مرا هیچ منجّم نشناخت
🔹یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم؟
#حافظ
#علامه
https://t.me/hatefTa
▫️این شعر تضمین غزلی از «حافظ شیرازی» است که در سال ۱۳۲۷_۱۳۲۸ شمسی سروده شد.
https://t.me/hatefTa
🔸گفت آن شاه شهیدان كه بلا شد سویم
با همین قافلهام راه فنا میپویم
دست همت ز سراب دو جهان میشویَم
شور یعقوبكنان یوسف خود میجویم
🔹كه كمان شد ز غمش قامت چون شمشادم
🔸گفت هرچند عطش كَنده بُن و بنیادم
زیر شمشیرم و در دام بلا افتادم
هدف تیرم و چون فاخته پر بگشادم
فاش میگویم و از گفتهی خود دلشادم:
🔹بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
🔸من به میدان بلا روز ازل بودم طاق
كشته یارم و با هستی او بسته وثاق
من دل رفته كجایم و كجا دشت عراق!
طایر گلشن قدسم، چه دهم شرح فراق
🔹كه در این دامگه حادثه چون افتادم
🔸لوحه سینه من گر شكند سُمّ ستور
ور سرم سیر كند شهر به شهر از ره دور
باک نَـبْود كه مرا نیست به جز شوق حضور
سایه طوبی و غلمان و قصور و قد حور
🔹به هوای سر كوی تو برفت از یادم
🔸تا در این بزم بتابید مه طلعت یار
من خورم خون دل و یار كند تیر نثار
پرده بدریده و سرگرم به دیدار نگار
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
🔹چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم
🔸تشنه وصل ویام آتش دل كارم ساخت
شربت مرگ همیخواهم و جانم بگداخت
از چه از كوی توام دست قضا دور انداخت
كوكب بخت مرا هیچ منجّم نشناخت
🔹یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم؟
#حافظ
#علامه
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
🔸🔹🔸ادبیات، شعر. غرل
سروده: احمد یغمایی (امید)
🔹الاغ،در گل چسبنده ی هوس ماند
سر تپاله ی دنیا رد مگس ماند
🔸پرندگان به پر و بال خویش، آزادند
به دام دانه گرفتار، در قفس ماند
🔹چه پرشتاب،نفس می رود دقایق را!
درنگ کو نفس تازه،یک نفس ماند؟
🔸مرام همسفران، اتفاق مقصد نیست
یکی روانه ی مشهد،یکی طبس ماند
🔹مرا به مذهب خود واگذار،ای همراه!
ندیده ام اثر انگشت کس به کس ماند
🔸وطن پرستی اگر شوق ماندگاری داشت
به پارسی حرمش آن سوی ارس ماند
🔹به راه خویش رود کاروان هر خوبی
امید و بدرقه و سخره ی جرس ماند
بیست و پنجم تیر۱۴۰۴
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔸برگرفته از کانال تلگرامی می شود گفت که من هم هستم
#خوربیابانک_ادبیات
https://t.me/hatefTa
سروده: احمد یغمایی (امید)
🔹الاغ،در گل چسبنده ی هوس ماند
سر تپاله ی دنیا رد مگس ماند
🔸پرندگان به پر و بال خویش، آزادند
به دام دانه گرفتار، در قفس ماند
🔹چه پرشتاب،نفس می رود دقایق را!
درنگ کو نفس تازه،یک نفس ماند؟
🔸مرام همسفران، اتفاق مقصد نیست
یکی روانه ی مشهد،یکی طبس ماند
🔹مرا به مذهب خود واگذار،ای همراه!
ندیده ام اثر انگشت کس به کس ماند
🔸وطن پرستی اگر شوق ماندگاری داشت
به پارسی حرمش آن سوی ارس ماند
🔹به راه خویش رود کاروان هر خوبی
امید و بدرقه و سخره ی جرس ماند
بیست و پنجم تیر۱۴۰۴
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔸برگرفته از کانال تلگرامی می شود گفت که من هم هستم
#خوربیابانک_ادبیات
https://t.me/hatefTa
Telegram
HATEF هاتف
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ)
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی.
#ناگفته_ها_نانوشته_ها
" #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها "
@Tabaa24
Forwarded from اتچ بات
🔸خور و بیابانک
🔸زبان🔸گویش🔸فرهنگ🔸ادبیات
https://t.me/hatefTa
#واژه_شناسی
🔹ناچُنگ/ناچِنگ/ ناچَنگ/نوچُنگ/نَوچِنگ: در زبان مردم شهرها و روستاهای شهرستان خوروبیابانک، اسم، مرکب از: نا، کوتاه شده ناو؛ چِنگ: جوی آب کوچک/باریک؛ سازه ای از چند سنگ برای کاهش شیب فراز_فرود جویباران آب رسان در کشتخوان، و پیشگیری از فرسایش خاک/شیب شکن.(نک:فیلم 🔻) نیز نشانه ای برای نامیدن کشتگاه های پیرامون هریک از این سازه ها، با افزودن جای وقوع.
🔸در برخی از روستاها به جای سنگ، تنبوشه به کار میبرند:بیاضه.
https://t.me/hatefTa
🔹در منابع پسین نوشته، آبشاری خُرد، آبشاری کوچک در جویباران معنا شده است،
این کلمه در شعر شاعران بومی هم آمده است
🔹بخش نخست این واژه به لفظ: نو now/nav، و همخوان نخست بخش دوم، با یکی از سه حرکت: چِ/چَ/چُ در زبان مردم خور، بیاضه، گرمه، اردیب، و... بیان میشود.
🔸 در گویش فرویگی: نَوچِنگ. navchang
🔹در گویش خوری: نُوچُنگ/ناچُنگ.
🔸گرمه ای و گرگی: نوچَنگ/نوچِنگ.
🔹بیاضه ای: نوچَنگ.
https://t.me/hatefTa
📕منابع:
۱-کیا، ص۸
۲-فره وشی،ص ۵۷،۱۱۳
۳-شایگان، ص ۲۰۵
۴-صالح، ص ۴۳۷
🔸تحقیقات میدانی
🔹برگی از فرهنگ گویش های شهرستان خوروبیابانک، در دست تدوین
#خوربیابانک_تاریخ_فرهنگ_زبان
#خوری_فرویگی_گرگی_ایراجی
#خوروبیابانک_خور_فرخی_گرمه_بیاضه_اردیب_ایراج.
#نگاهبان_سنگ_و_خشت_بازمانده_از_نیاکان_مان_باشیم.
https://t.me/hatefTa
🔸زبان🔸گویش🔸فرهنگ🔸ادبیات
https://t.me/hatefTa
#واژه_شناسی
🔹ناچُنگ/ناچِنگ/ ناچَنگ/نوچُنگ/نَوچِنگ: در زبان مردم شهرها و روستاهای شهرستان خوروبیابانک، اسم، مرکب از: نا، کوتاه شده ناو؛ چِنگ: جوی آب کوچک/باریک؛ سازه ای از چند سنگ برای کاهش شیب فراز_فرود جویباران آب رسان در کشتخوان، و پیشگیری از فرسایش خاک/شیب شکن.(نک:فیلم 🔻) نیز نشانه ای برای نامیدن کشتگاه های پیرامون هریک از این سازه ها، با افزودن جای وقوع.
🔸در برخی از روستاها به جای سنگ، تنبوشه به کار میبرند:بیاضه.
https://t.me/hatefTa
🔹در منابع پسین نوشته، آبشاری خُرد، آبشاری کوچک در جویباران معنا شده است،
این کلمه در شعر شاعران بومی هم آمده است
🔹بخش نخست این واژه به لفظ: نو now/nav، و همخوان نخست بخش دوم، با یکی از سه حرکت: چِ/چَ/چُ در زبان مردم خور، بیاضه، گرمه، اردیب، و... بیان میشود.
🔸 در گویش فرویگی: نَوچِنگ. navchang
🔹در گویش خوری: نُوچُنگ/ناچُنگ.
🔸گرمه ای و گرگی: نوچَنگ/نوچِنگ.
🔹بیاضه ای: نوچَنگ.
https://t.me/hatefTa
📕منابع:
۱-کیا، ص۸
۲-فره وشی،ص ۵۷،۱۱۳
۳-شایگان، ص ۲۰۵
۴-صالح، ص ۴۳۷
🔸تحقیقات میدانی
🔹برگی از فرهنگ گویش های شهرستان خوروبیابانک، در دست تدوین
#خوربیابانک_تاریخ_فرهنگ_زبان
#خوری_فرویگی_گرگی_ایراجی
#خوروبیابانک_خور_فرخی_گرمه_بیاضه_اردیب_ایراج.
#نگاهبان_سنگ_و_خشت_بازمانده_از_نیاکان_مان_باشیم.
https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎
📚رونمایی کتاب
هفتمین آیین رونمایی کتاب در شهرستان خوروبیابانک
📕 قرار مهتاب، پژوهشی در خواب ترانه های کویر و دوبیتی های مردمی خوروبیابانک، تألیف ادیب و پژوهنده گرانمایه: محمود میرزادی، رونمایی میشود.
🔸زمان: سه شنبه ۱۴ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی
🔸مکان: خوربیابانک، تالار اجتماعات فرمانداری شهرستان خوروبیابانک.
https://t.me/eshtadan
https://t.me/hatefTa
هفتمین آیین رونمایی کتاب در شهرستان خوروبیابانک
📕 قرار مهتاب، پژوهشی در خواب ترانه های کویر و دوبیتی های مردمی خوروبیابانک، تألیف ادیب و پژوهنده گرانمایه: محمود میرزادی، رونمایی میشود.
🔸زمان: سه شنبه ۱۴ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی
🔸مکان: خوربیابانک، تالار اجتماعات فرمانداری شهرستان خوروبیابانک.
https://t.me/eshtadan
https://t.me/hatefTa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚گزارش رونمایی کتاب قرار مهتاب در خبر شبکه سیمای اصفهان، مرداد ماه ۱۴۰۴
https://t.me/hatefTa
https://t.me/hatefTa
Forwarded from اتچ بات
🔹🔸خوروبیابانک، ادبیات منظوم
🔸عمق نظر ار ملک جهان را بستاند
نوروز تواند تبر از خانه تکاند
🔹با فال مترسک نتوانیم، دگر شد
در جای پدر، بخت،پسر را بنشاند
🔸در جاده ی تقدیر رود روز و شب ما
بیرون ز شب و روز که دیدی که براند؟
🔹باید حرم عاطفه را محو افق ساخت
تا راه حرم را کس بیگانه نداند
🔸ما نامه به بطری بنهادیم و رها شد
کس را که سرا ساحل دریاست بخواند
🔹بر نرگس اگر ژاله به گلبرگ نشسته
تجویز طبیب است که در دیده چکاند
🔸ماییم و امید و همه تکرار گذشته
کس نیست به آینده کسی را برساند
بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۴خورشیدی
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔹https://t.me/hatefTa
🔸عمق نظر ار ملک جهان را بستاند
نوروز تواند تبر از خانه تکاند
🔹با فال مترسک نتوانیم، دگر شد
در جای پدر، بخت،پسر را بنشاند
🔸در جاده ی تقدیر رود روز و شب ما
بیرون ز شب و روز که دیدی که براند؟
🔹باید حرم عاطفه را محو افق ساخت
تا راه حرم را کس بیگانه نداند
🔸ما نامه به بطری بنهادیم و رها شد
کس را که سرا ساحل دریاست بخواند
🔹بر نرگس اگر ژاله به گلبرگ نشسته
تجویز طبیب است که در دیده چکاند
🔸ماییم و امید و همه تکرار گذشته
کس نیست به آینده کسی را برساند
بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۴خورشیدی
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔹https://t.me/hatefTa
Telegram
attach 📎