به هرحال، تموم شد.
امروزم تموم شد، خاطرات اون شب بدتر از اونشب تکرار شد اما بلخره امشبم تموم میشه، میدونم یادم نمیره هیچ وقت اما هیچ چیز تحت کنترل من نبود.
شاید تاحالا هیچ وقت تو زندگیم انقدر ناراحت نبودم!
آره، هیچ روزی انقدر ناراحت و خسته نبودم، اینکه بگم "تموم شدم" میتونه حالمو کامل توصیف کنه.
اما با این وجود فردا و پسفردا هم هست نه؟
میدونم قرار نیست خوب باشه ولی باید بگذرونمش، باید.
نمیتونم، نمیخوام بتونم. نمیتونم اون حجمی که داغونمو تو جملات و کلمات بگنجونم فقط بخاطر کسی که فردا تولدشه میخوام خوشحال باشم.
امروزم تموم شد، خاطرات اون شب بدتر از اونشب تکرار شد اما بلخره امشبم تموم میشه، میدونم یادم نمیره هیچ وقت اما هیچ چیز تحت کنترل من نبود.
شاید تاحالا هیچ وقت تو زندگیم انقدر ناراحت نبودم!
آره، هیچ روزی انقدر ناراحت و خسته نبودم، اینکه بگم "تموم شدم" میتونه حالمو کامل توصیف کنه.
اما با این وجود فردا و پسفردا هم هست نه؟
میدونم قرار نیست خوب باشه ولی باید بگذرونمش، باید.
نمیتونم، نمیخوام بتونم. نمیتونم اون حجمی که داغونمو تو جملات و کلمات بگنجونم فقط بخاطر کسی که فردا تولدشه میخوام خوشحال باشم.
Forwarded from برنامه ناشناس
هارنی...
هوسوک لایوه.
چون میدونستم برات مهمه گفتم بهت یادآوری کنم❤️
هارنی...
هوسوک لایوه.
چون میدونستم برات مهمه گفتم بهت یادآوری کنم❤️
فردا باید برم آزمایش خون بدم؛
"مطمئنم" قراره یجوری از حال برم که کسی نتونه جمعم کنه.
"مطمئنم" قراره یجوری از حال برم که کسی نتونه جمعم کنه.
میخواستم اینو اینجا فوروارد کنم اما دلم برای ادمین اون دیلی سوخت🥲
ولی ایدهی خیلی قشنگی بود✨
ولی ایدهی خیلی قشنگی بود✨
Telegram
—𝐴 𝐻𝑂𝑈𝑆𝐸 𝐼𝑁 𝑆𝑃𝐴𝐶𝐸🪐
این پیامو تو دیلیاتون فور کنین و من با توجه به وایب دیلیتون با پیانوم براتون یه قطعه یک دیقهای میزنم :)
میخواستم چند روز نیام اینجا؛
چون حالِ بودن ندارم. حالِ بودن رو این کرهی زمین، تعامل با انسانها و جنگ با افکارم.
چی میشد اگه یه آپشنی وجود داشت که وقتی خستهای همهی این مواردی که بیشتر خستهت میکنه رو محو کنی؟
چون حالِ بودن ندارم. حالِ بودن رو این کرهی زمین، تعامل با انسانها و جنگ با افکارم.
چی میشد اگه یه آپشنی وجود داشت که وقتی خستهای همهی این مواردی که بیشتر خستهت میکنه رو محو کنی؟
ولی همش میومدم تلگرام و دلم میخواست اینجا حرف بزنم؛
ازینکه خودمو محدود کنم بدم میاد پس بیخیالِ تصمیمی که کلی روش فکر کرده بودم شدم و اینجا پیام دادم.
ازینکه خودمو محدود کنم بدم میاد پس بیخیالِ تصمیمی که کلی روش فکر کرده بودم شدم و اینجا پیام دادم.
وقتی دردای تازه رو تجربه میکنم با خودم میگم هیچ وقت فکر نمیکردم سخت تر از دردای قدیمیمم وجود داشته باشه اما وجود داره.
پس یعنی باید منتظر سختی و دردای بزرگتر دیگه باشم؟
پس یعنی باید منتظر سختی و دردای بزرگتر دیگه باشم؟
-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
Halsey – More
این آهنگ هالزی شرایط الانمو خیلی خوب توصیف میکنه.
شاید اونقدرم غمانگیز و سیاه نباشه ولی من اینجوری میشنومش.
شاید اونقدرم غمانگیز و سیاه نباشه ولی من اینجوری میشنومش.
میخوام به این روزایی که گذشت فکر نکنم، اصلا نمیخوام یادشون بیوفتم.
اما حقیقت اینه که این تحت کنترل من نیست.
اما حقیقت اینه که این تحت کنترل من نیست.