-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
34 subscribers
2.67K photos
344 videos
1 file
883 links
Download Telegram
Forwarded from Blue my life🌊
نود درصد مکالمات من و هارن این شکلی شروع میشه و من هر بار برگام میریزه طججطعطجعجنطف🍃😂
Blue my life🌊
نود درصد مکالمات من و هارن این شکلی شروع میشه و من هر بار برگام میریزه طججطعطجعجنطف🍃😂
نمیدونم گریه کنم یا بخندم😂😭
ولی حقیقتا همینجوره، پای عر زدن که به میون میاد من بیشتر مواقع تو پی وی مهدیس ولو میشم😂🙂
البته که کلا من بیشتر مواقع تو پی وی مهدیس ولو ام مثل چییی ولی معمولا شما با این صحنه ها بین مکالمات منو مهدیس زیاد مواجه میشین😂
ولی نیمچه خرگوش؟🙂🚶‍♀️
غش و ضعف کردم کاملا وچچوچوخجهدخچو۹ه🙂🚶‍♀️💕💗🍓
دزیره دزیره دزیره
چیزی که واقعا نیاز داشتم به خوندنش.
خیلی دلم واسه جیهوپ تنگ شده، مطمئنم با اومدنش تو لایو مثل فرشته ها میخواد حالمو خوب کنه :)
خیلی دلم واسش تنگ شده خیلی، واقعا چند ساعت دیگه تولد پسر زیبامه؟
-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
بی صبرانه منتظر ۲۹ ام بهمن ماهم، روزی که امتحانام تموم میشه. میخوام یکاری کنم برای خودم و امیدوارم بتونم با موفقیت انجامش بدم :)
خب، اون روز و اون تایمی که مد نظرم بود رسید.
الان که بهش رسیدم احساس میکنم خیلی برام سخته، قبلا از دور آسون بنظر میرسید ولی این قدرت "عادته".
به هر حال، من تصمیمو گرفتم تا کاریو انجام بدم.
نمیدونم برام خوبه یا سرانجامش بد، باید بگذره تا بفهمم اما خودمم طبیعتا دوست دارم برام خوب باشه.
و مهم تر از همه اینکه بتونم با موفقیت انجامش بدم و هیچ مشکلی پیش نیاد.
به هرحال، همتونو خیلی دوست دارم و مراقب خودتون باشید💜
و حتما هم یادم هست که امشب به مناسبت تولد نفسم، عشقم، زندگیم، امیدم و فرشتم مثل همیشه برم پرنور ترین ستاره آسمونو پیدا کنم و حرفایی که دلم میخواد هوسوک قشنگم بشنوه رو به اون میگم :)
کلی حرف دارم^^
یادتون باشه که هوپی گفت میاد لایو پس آنلاین باشید.
بازم کلی لاو یو😌🍓💗
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
16:00
تموم شد، همین الان.
دزیره رو کامل خوندم.
همین چند ثانیه پیش آخرین صفحشو خوندم.
فقط میخواستم تایمش ثبت شه و من میرم غرق شم تو اشکام.
خب، بعد این دو سه روز کلی حرف دارم برای گفتن، نمیدونم از کجا شروع کنم، خیلی زیادن و من هی خودمو کنترل میکنم پرحرفی نکنم اما نمیشه.
برنامم این بود بعد از اینکه آخرین امتحانمو دادم، ساعت 16 آفلاین شم، تلگرام و واتساپمو پاک کنم تا شب روز شنبه، ولی دووم نیوردم و صبح شنبه آنلاین شدم.

قرار بود تو این چند روز خودمو بیشتر بشناسم، من گم شده بودم بین آدمایی که اینهمه وقت احوالاتشون درگیرم کرده بود و ازین بابت خوشحالم اما من خودمو بین همه اینا گم کرده بودم.

این مدت چیزای جدیدی رو تو خودم کشف کردم، این که وسواسم خیلی بدتر شده و من اصلا حواسم نبود و زیر فشار روانی وسواسی بودن واقعا دارم اذیت میشم. خیلی.
این مدت کوتاه دلم برای خیلیا تنگ شد، برای تمامی دیلی های چک نکرده‌م.
برای همه اون دوستام که هر ثانیه باهاشون حرف میزدم، و آرمی اوشین. گروهی که بیستو خورده ای نفریم و تک تکشون حکم خانواده منو دارن، قبل ازینکه آفلاین بشم تاحالا نشده بود که انقدر طولانی پیششون نباشم و ازشون خبر نداشته باشم، و این مدت فهمیدم که چقدر به تک تکشون وابستم و اونا واقعا خانواده منن، همشون. دوری ازشون خیلی برام سخت بود.
و وقتی آنلاین شدم فهمیدم یکی از اعضای خانوادم (خانواده آرمی اوشین) از گروه بخاطر مشکل عجیب و وحشتناکی که براش پیش اومده از گروه لفت داده.
هیچ کدوممون نه میتونیم بهش زنگ بزنیم و نه پیام بدیم.
هممون میدونم اون الان حالش خیلی بده، اون حالش خیلی بده و من هیچ کاری نمیتونم براش بکنم، چی ازین عذاب دهنده تر؟
بچه های آرمی اوشین خانواده منن که دوری ازشون حالمو واقعا بد میکنه، اونا برام مثل هوا میمونن، اینهمه مدت داشتم بدون اونا خفه میشدم.
در کنار اینا فهمیدم که قلبم واقعا نمیتونه آروم بگیره. چند وقت پیش آزمایش خون دادم و دکتر فقط گفت چیزی نیستو آهن خونم بشدت پایینه، ولی این دلیل درد قلب من نیست که.
آهن خونم همیشه کم بود، اما حرفای دکترو من از خانوادم شنیدم شایدم چیز دیگه ای بوده که بمن نگفتن😅
اما این چند روز فهمیدم که چقدر به یهویی تیر کشیدت قلبم عادت کردم.
وحشتناکه، تو یه لحظه میمیرم ولی بعدش زنده میشم.
نمیخوام زیاد بزرگش کنم، شاید این قدرت تلقین قلب دیوونه منو خل تر کنه پس دیگه بهش اهمیت نمیدم، صبر میکنم اگر دیدم بازم شلوغ میکنه اونموقع یه فکر دیگه میکنم، اما عادیه.

و مهم تر از همه، من دزیره رو خوندم، دزیره :)
دزیره :)
فقط دارم خودمو کنترل میکنم اون خروار حرفایی که دارمو آروم آروم بزنم و طومار ننویسم :))))
https://t.me/bluethvi/1220
من به حرف مهدیس خوب گوش ندادم :)
بهم گفت آروم آروم بخون، این شاهکارو واقعا باید با آرامش خوند، هر جملشو صدبار خوند و قاب کرد.
من فقط یه آدم عجولم که 2741 صفحه رو تو دو سه روز تموم کردم :)
و یه فرشته دیگه جوین شده تو چنلم💕
خوش اومدی عزیزم، ولی فکر کنم این روزا با پرحرفیام بخاطر دزیره اذیتت کنم، از الان آیم ریلی ساری :)
خب، توضیحم درمورد این عکس اینه که این اسکرین شاتا از صفحات دزیرن که خیلی زیادن :)
این قسمت خیلی کمیشه و...
و من میخوام حفظشون کنم.
اصن میزارم والپیپرم.
من کاملا جدی ام :)
هی میخوام درمورد خودم بگم هی دزیره نمیزاره، خدااااای منننن ستسنسنسنستتسنست.
حرفامو راجع به دزیره فردا میگم.
الان بخورده دیگه در مورد این دو روزم میگم و شاید خسته کننده باشه، مرسی که تحملم میکنید🥺💗
اما دوست دارم خاطرات این دو سه روزو اینجا ثبت کنم🥺
خب، در مورد حال روحیم.
من سعی میکردم روزای خوشحالیو بگذرونم اما مثل اینکه اتفاقات عجیب اطرافم و البته بارون دست به دست هم داده بودن که من یجورایی عجیب باشم.
خیلی اتفاقات ضد و نقیض برام افتاد، خیلی خندیدم و خیلی گریه کردم.
فکرای عجیبی سراغم اومدن اما یکی از مهم تریناش این بود که دیدم وجودم گاهی اوقات حال اطرافیانمو بهم میریزه.
من کاری نمیکنم.
نمیدونم چطوری بگمش، دیگران باعث شدن تا منی که هیچ کاری نمیکنم باعث اذیت شدن یسریای دیگه شم.
در واقع رفتار یسریا بامن حال یسریای دیگرو خراب میکنه و من نمیخوام.
به این فکر کردم چرا با وجودم دیگرانو اذیت کنم.
این منو خیلی آزار میده، ولی خلاص شدن از خودم راه حل اصلیش نبود، شاید ساده ترین باشه ولی بهترین نیست.
گرچه خیلی بهش فکر کردم اما خیلی چیزا جلومو گرفت.
بیشتر تایم این چند روزمو درگیر خوندن دزیره بودم، تایم خوابم شده بود 6 صبح تا 13. و مابقی بیستو چهار ساعتو دزیره خوندم.
بخاطر همین زیاد به کارای دیگه نرسیدم اما با خوندن دزیره این چند روز برام تبدیل شد به یکی از چند روز معنادار و به یادماندنی زندگیم.
و اینم بگم، الان با خیال راحت میرم تمام چیزایی که مربوط به دزیره هستو بدون ترس از اسپویل شدن میخونم و بازم و بازم تو گریه هام غرق میشم.
مثل دیوونه ها از خواب میپرم، بعد چهار ساعت خوابیدن و اولین چیزی که یاد میکنم دزیرست :)
حالا که تموم شده انگار یه تیکه از وجودم دیگه نیست.
ولی چجوریه که خواب تهکوک و دیدم؟ :))))
https://t.me/LibraDaffodil/449
خب خبب خببببببب
این سوال :)
من اون یکی فیکی که میگیو نخوندم ولی اینو بدون که انقدری دیوونم کرده این فیک دزیره که میخوام به همه معرفیش کنم، حتی به اون دوستام که آرمی نیستن.
https://t.me/LibraDaffodil/454
کار خودش سخت میشه دختر :)
من بنظرم تنها راه حل منطقی درحال حاضر، غیرمنطقی ترین راه حله.
ده بیست سی چهل😌
تضمینی.
بین بهترین و بهترین کاری بجز این نمیشه کرد...